سوره الشعراء - آیه 131

۱۲۰۷) سوره شعراء (۲۶) آیه ۱۳۱ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ۲۹ شوال ۱۴۴۷
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

پس تقوای الهی در پیش گیرید و اطاعتم کنید.

مطالب مربوط به «اختلاف قرائت» و «حدیث» و «تدبر» دقیقا همان مواردی است که ذیل آیه مشابه گذشت (ر.ک: جلسه ۱۲۰۲ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-126/). در اینجا فقط در قسمت تدبر، نکته‌ای [یا نکاتی] که از حیث نسبت این آیه با آیات قبل قابل طرح است اضافه می‌شود. یادآوری می‌شود از ۸ آیه‌ای از این سوره که این تعبیر در آنها تکرار شده، فضای قبل آیه مشابه مذکور در آیات ۱۰۸ و ۱۱۰ و ۱۲۶ و ۱۳۱ و ۱۴۴ و ۱۵۰ کاملا مشابه است، ولی در آیه فعلی و نیز در آیات ۱۶۳ و ۱۷۹ متفاوت است؛ که در اینها مطلب مستقلی فقط ناظر به فرازهای قبلی شان اضافه می‌شود:

📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

۴) «أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ ريعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ؛ وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ؛ وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارينَ؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»

در سه آیه‌ای که قبل از این آیه گذشت، سه ویژگی در قوم عاد مطرح شد که بخاطر آنها مذمت شدند:

آیا به هر مکان مرتفعی نشانی بنا می‌کنید که کاری عبث کنید؟!

و سازه‌هایی استوار برمی‌سازید گویی که جاودانه می‌مانید؟!

و چون به خشم دست ‌گشایید، جبارانه انتقام می‌گیرید!

و اکنون بعد از این سه تذکر، می‌فرماید پس تقوای الهی در پیش گیرید و اطاعتم کنید. در واقع، سه آیه مذکور، سه حیثیتی است که نقطه مقابل تقوا و اطاعت از فرستاده الهی قرار می‌گیرد. وجه جمع آنها (که آنها را در مقابل تقوا و اطاعت از فرستاده الهی قرار می‌دهد) چیست که اگر در جامعه دیگری هم یافت شود احتمالا چنان موضعی در پیش گیرند؟

الف. اینها در هر دو جنبه شهوت و غضب اهل اسراف و زیاده‌روی و خارج از حدود اعتدال و عبودیتند (الميزان، ج‏15، ص301۱).

ب. ساختن ساختمانهای بلندبالا دلالت بر علوطلبی آنها دارد و برگرفتن «مصانع» آنچنانی را به خاطر حب جاودانگی انجام دادند و جباریت آنها دلالت بر این دارد که می‌خواهند در علوطلبی هم تک باشند، پس حاصل به این برمی گردد که آنها علوطلبی و بقای در علو و تفرد در علو را دوست دارند و اینها صفات خداوند است که برای عبد از آن جهت که عبد است ممتنع است، پس این نشان می‌دهد که حب دنیا چنان بر آنان مستولی شده است که در آن غرق گشته و از حد عبودیت خارج شده و ادعای ربوبیت دارند، و همه اینها ریشه در حب دنیا دارد که بنیان هر خطیئه‌ و مدخل هرگونه کفر و معصیتی است (مفاتيح الغيب، ج‏24، ص523۲).

ج. كارهاى ستمگران، يا براى مطرح كردن خود است «آيَةً» يا براى بقاى خود «تَخْلُدُونَ» يا استثمار و استعمار مردم است. «جَبَّارِينَ» (تفسير نور، ج‏6، ص349).

د. ...

ثمره اخلاقی- دینی

زمانی می‌توان در مسیر تقوا و اطاعت از فرستادگان الهی قرار گرفت که:

الف. خودنمایی را رها کنیم و هدف‌گذاری در هر کاری را با منطق الهی جدی بگیریم؛

ب. جاودانگی را در دنیا جستجو نکنیم و از دنیا بیش از آنچه نیاز زندگی دنیاست برنداریم؛

ج. اگر به هر دلیلی به خشم درآمدیم، از مدار تقوا خارج نشویم و این گونه نباشد که اگر توانستیم به طرف مقابل هر ضربه‌ای بزنیم بدان کار اقدام نماییم.


  1. . و محصل الآيات الثلاث أنكم مسرفون في جانبي الشهوة و الغضب متعدون حد الاعتدال خارجون عن طور العبودية↩
  2. . و حاصل الأمر في هذه الأمور الثلاثة أن اتخاذ الأبنية العالية، يدل على حب العلو، و اتخاذ المصانع يدل على حب البقاء، و الجبارية تدل على حب التفرد بالعلو، فيرجع الحاصل إلى أنهم أحبوا العلو و بقاء العلو و التفرد بالعلو و هذه صفات الإلهية، و هي ممتنعة الحصول للعبد، فدل ذلك على أن حب الدنيا قد استولى عليهم بحيث استغرقوا فيه و خرجوا عن حد العبودية و حاموا حول ادعاء الربوبية، و كل ذلك ينبه على أن حب الدنيا رأس كل خطيئة و عنوان كل كفر و معصية.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر