۱) از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
در جهنم کوهی است که به آن صعداء گفته میشود و در آن وادیای است به نام سقر، و در سقر گودالی است به نام هبهب، که هر بار که پرده از آن گودال برداشته شود جهنمیان از شدت حرارت آن ضجه میزنند؛ و آن جایگاه جباران است.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص274؛ المحاسن، ج1، ص123
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُيَسِّرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِنَّ فِي جَهَنَّمَ لَجَبَلًا يُقَالُ لَهُ الصُّعَدَاءُ وَ إِنَّ فِي الصُّعَدَاءِ لَوَادِياً يُقَالُ لَهُ سَقَرُ وَ إِنَّ فِي سَقَرَ لَجُبّاً يُقَالُ لَهُ هَبْهَبُ كُلَّمَا كُشِفَ غِطَاءُ ذَلِكَ الْجُبِّ ضَجَّ أَهْلُ النَّارِ مِنْ حَرِّهِ وَ ذَلِكَ مَنَازِلُ الْجَبَّارِينَ.
۲) الف. ابان ابن تغلب روایت کرده است که امام صادق ع فرمودند:
چگونه خواهی بود وقتی که «بطشه»ای [= آشوبی شدید] بین دو مسجد [احتمالا مقصود مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه است] بیفتد که علم خود را جمع کند چنانکه مار خود را در سوراخش جمع میکند و بین شیعیان اختلاف افتد تا حدی که برخی برخی دیگر را کذاب و دروغگو بخوانند و در صورت همدیگر تف بینندازند!
گفتم: در آن زمان هیچ خیری نیست!
فرمودند: خیر تمامش در آن موقع است. و سه بار این را تکرار کردند و منظورشان نزدیک شدن به فرج بود.
الغيبة للنعماني، ص160
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ رِجَالِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:
كَيْفَ أَنْتَ إِذَا وَقَعَتِ الْبَطْشَة بَيْنَ الْمَسْجِدَيْنِ فَيَأْرِزُ الْعِلْمُ فِيهَا كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا وَ اخْتَلَفَتِ الشِّيعَةُ بَيْنَهُمْ وَ سَمَّى بَعْضُهُمْ بَعْضاً كَذَّابِينَ وَ يَتْفُلُ بَعْضُهُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ فَقُلْتُ مَا عِنْدَ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ قَالَ الْخَيْرُ كُلُّهُ عِنْدَ ذَلِكَ يَقُولُهُ ثَلَاثاً يُرِيدُ قُرْبَ الْفَرَجِ
ب. نعمانی در صفحه قبل این حدیث را با سند دیگری (مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ) روایت کرده و در آن به جای کلمه «البطشة»، «السَّبْطَةُ» ثبت شده است که ظاهرا به معنای سیطره یافتن سکوتی است که ناشی از ترس یا تفرقه باشد.
الغيبة للنعماني، ص159
ج. همچنین قبل از آن حدیث دیگری هم بدین صورت باز از ابان ابن تغلب از امام صادق ع روایت شده است که فرمودند:
بر مردم زمانی خواهد آمد که در آن «سبطة»ای [سکوتی ناشی از ترس یا تفرقه] حکمفرما شود که علم خود را جمع کند چنانکه مار خود را در سوراخش جمع میکند. در این حال و هوا هستند که بناگاه ستارهای* بر آنان طلوع کند.
گفتم: «سبطة» چیست؟
فرمودند: «فترت» [= فاصله بین دو زمان که افراد دچار بلاتکلیفیاند].
گفتم: در این فاصله ما چه کنیم؟
فرمودند: بر آن وضعیتی که هستید بمانید تا خداوند ستارهتان را طلوع دهد.
* پینوشت: «نجم» (= ستاره) در احادیث غالبا برای اشاره به امام معصوم ع به کار میرود.
الغيبة للنعماني، ص159
مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يُصِيبُهُمْ فِيهَا سَبْطَةٌ يَأْرِزُ الْعِلْمُ فِيهَا كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ عَلَيْهِمْ نَجْمٌ.
قُلْتُ: فَمَا السَّبْطَةُ؟
قَال:َ الْفَتْرَةُ.
قُلْتُ: فَكَيْفَ نَصْنَعُ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ؟
فَقَالَ: كُونُوا عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يُطْلِعَ اللَّهُ لَكُمْ نَجْمَكُمْ.
۳) روایت شده که امیرالمومنین ع در خطبهای فرمودند:
گاه شخصی که بر زیر و بم اوضاع و تحولات زمانه احاطه دارد شیوه و تدبیر لازم برای خروج از مشکل را میبیند اما در برابرش مانعی از امر و نهی خداوند هست، پس در حالی که آن شیوه بهوضوح در برابر دیدگانش بوده و بر انجامش توانا بوده، آن را رها میکند، ولی کسی که در دین هیچ تنگنایی برای خود قبول ندارد فرصت را مغتنم میشمرد!
نهج البلاغة، خطبه41
و من خطبة له علیهالسلام:
... قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِيلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ فَيَدَعُهَا رَأْيَ عَيْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْهَا وَ يَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِيجَةَ لَهُ فِي الدِّين.