1) « إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»:
در آیه قبل، به ادعای کسانی که به بهانه قرار داشتن در محیط نامناسب، گناهان خود را توجیه میکردند، اعتنایی نشد، چون میتوانستند موقعیت خود را عوض کنند. اما این آیه بیان میکند که این عذر در خصوص برخی افراد میتواند موجه باشد، یعنی اگر بیخبری از دین حق، واقعا ناشی از قصور و ناتوانی اشخاص باشد، عذرش نزد خدا قبول است. (المیزان، ج5، ص51)
2) «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»:
این آیه علاوه بر اینکه نشان میدهد که در جايى كه خارج از وسع و تواناییِ شخص باشد تکلیف از او برداشته میشود (شبیه آیه «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» بقره/286)، برای تشخيص مواردی که عذر انسان پذیرفته میشود نیز ضابطهاى كلى میدهد:
عذر انسان پذیرفته میشود در جایی که فعل به اختیار خود وی حاصل نشده باشد و در انجام ندادن کار، خودش نقشی نداشته باشد؛
لذا جاهل به دین، اگر جهلش ریشه در اعمال اختیاری خودش داشته باشد (یعنی میتوانسته از این وضعیت درآید و درنیامده) عذرش پذیرفته نیست؛ اما اگر جهلش به نحوی به عوامل خارج از او مربوط میشده که او هیچ نقشی در زدودن آنها نمیتوانسته داشته باشد (مانند کسی که اصلا از دین حق خبر ندارد)، عذرش پذیرفتنی است. (المیزان، ج5، ص52)
3) «لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»:
در این آیه دو عامل را علت پذیرفتن عذر آنها مطرح کرد:
«نه توانایی چارهاندیشیای دارند» و «نه راه هدایتی مییابند»
ظاهرا اولی به توانایی عقلی خودشان اشاره دارد و دومی به اطلاعات بیرونی.
به نظر میرسد احادیثی که حجت خدا بر انسان را شامل دو حجت باطنی (= عقل) و ظاهری (= پیامبران و امامان) تقسیم میکنند (کافی، ج1، ص17)۱، به نحوی دیگر مفاد همین آیه را بیان میکنند.
📝 نکته تخصصی:
این دو عبارت را با «ترکیب عطفی» (و) آورد نه با «ترکیب فصلی» (یا)؛ و نفرمود «نه توانایی چارهاندیشیای دارند "یا" نه راه هدایتی مییابند» یعنی ظاهرا مستضعفان مذکور کسانیاند که این دو عامل در وجود آنها جمع شده است و در نتیجه اگر کسی فقط یک عامل را داشته باشد، مستضعف محسوب نمیشود.
اما چرا؟
با توجه به نکته فوق، شاید آوردن ترکیب عطفی بدین جهت است که:
اگر کسی عقلش توانایی داشته باشد، حتی اگر پیامبری سراغ او نیامده باشد، خودش تحقیق میکند و حق را مییابد؛
و اگر پیامبران بیایند، خودشان چنان در سطح فهم همگان صحبت میکنند که هر کسی که مخاطب مستقیمشان باشد، عذری برایش نخواهد ماند؛
پس مستضعف فقط کسی است که نه توان تحلیل عقلش قوی باشد و نه در معرض دعوت انبیاء قرار گرفته باشد.
4) «الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ...»
با اینکه غالبا ترتیب ضعیف به قوی، فرزندان، زنان و مردان است، آیه اینها را به ترتیب قوی به ضعیف برشمرد. چرا؟
الف. شاید میخواهد نشان دهد این ضعف، نه ضعف بدنی، بلکه ضعف ناشی از بیخبری است که از این جهت فرقی بین مرد و زن و بچه وجود ندارد.
ب. ...