📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
در تقسیم ارث، علاوه بر افرادی كه سهم مشخّص دارند، به فكر فقرا و محرومان و یتیمان نیز باشید. (تفسیر نور، ج2، ص25)
در واقع، اگرچه سهم الارث افراد معلوم است؛ اما اگر خویشاوندان نیازمندی که ارث به آنان تعلق نمیگیرد و یا یتیمان و مسکینانی هنگام تقسیم ارث حاضر بودند، مناسب است که به آنان نیز بهرهای داده شود و با سخن نیک، و نه با مواجههای کاملا خشک و قانونی با آنان برخورد شود.
ثمره اخلاقی-اجتماعی
اسلام در حالی که بر تعیین حقوق و حد و مرزها و رعایت عدالت اصرار دارد؛ اما این گونه نیست که رعایت عدالت را در افق نوعی قانونگرایی خشک و بوروکراتیک تعقیب کند. در حالی که سهمالارث افراد دقیقا معلوم است؛ اما نباید رویه چنین باشد که اگر نیازمند واقعیای نیز در محل تقسیم ارث حضور داشت، کاملا مورد بیاعتنایی قرار گیرد.
2) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ»
به نگاهها، حضورها وتوقّعات طبیعی محرومان توجّه كنید. (تفسیر نور، ج2، ص25)
3) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ»
اموال ارثی را مخفیانه تقسیم نكنید، تا امكان حضور دیگران هم باشد. (تفسیر نور، ج2، ص25)
4) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ»
با توجه به اینکه سهم الارث افراد در آیه 11 (معروف به آیه فرائض) معلوم شده است، از قدیم بین مفسران اختلاف بوده که آیا این آیه نسخ شده است یا خیر؟ برخی (مانند سعید بن مسیب و أبی مالك و ضحاك، به نقل از مجمع البیان، ج3، ص19) مدعی بودهاند که این آیه نسخ شده است؛ اما اکثر مفسران (مثلا: ابن عباس و سعید بن جبیر و حسن و إبراهیم و مجاهد و شعبی و زهری و سدی و بلخی و جبائی و زجاج؛ به نقل از مجمع البیان، ج3، ص19) بر این باورند که این حکم باقی است و نسخ نشده است؛ بویژه که برخی توضیح داده اند که اساساً مفاد این دو با هم تنافی ندارد که یکی را مستلزم نسخ دیگری بدانیم، زیرا آیه فرایض درباره سهم الارث های کاملا تعیین شده برخی از افراد است؛ و این آیه درباره حکم وجوبی یا استحبابی سهم الارث برای دیگران است بدون اینکه تعیین دقیق شود (المیزان، ج4، ص200) که البته اینها بر دو قسماند: مجاهد بر این باور بوده که حکم وجوبی است، و پرداخت آن در حدی که ورثه با طیب خاطر پرداخت کنند، لازم است؛ اغلب حکم این آیه را مستحبی دانستهاند (مجمع البیان، ج3، ص19) و یک شاهد مهم بر اینکه حکم غیروجوبی بوده این است که اگر واجب بود آنگاه اینان هم حق معینی داشتند و در این صورت طبیعی بود که آن را تعیین کنند و با توجه به اینکه موضوع بشدت محل ابتلا بوده، انگیزه ها برای نقل چنین مطلبی بسیار زیاد است و طبیعی بود که اخبار متواتری درباره این مساله نقل شود، و همین که الان خبری از چنین روایاتی نیست، پس مساله به صورت وجوب نبوده است. (مفاتیح الغیب (فخر رازی)، ج9، ص504)
5) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
درباره اینکه مراد از «القسمه» و به تبع آن، مخاطب «فارزقوهم ...» کیست، سه دیدگاه مطرح شده است:
الف. مراد هنگام تقسیم ارث است؛ و خطاب «فارزقوهم» به وارثان متوفی هستند که بدانها دستور داده شده برای آن نیازمندانی از خویشاوندان و ... که سهم الارث معینی به آنان تعلق نمی گیرد، سهمی قرار دهند. (مجمع البیان، ج3، ص19؛ مفاتیح الغیب، ج9، ص504)
ب. مراد از قسمت، وصیت کردن است، و مخاطب، شخصی است که در بستر وفات قرار گرفته؛ و در این آیه به او دستور داده شده که در وصیت در خصوص میراثی که از وی میماند، سهمی را هم برای این افراد قرار دهد. (مجمع البیان، ج3، ص19؛ مفاتیح الغیب، ج9، ص504)
ج. مراد هنگام تقسیم ارث است، و اولوا القربی خویشاوندانی است که ارث میبرند و الیتامی و المساکین کسانی اند که ارث نمی برند؛ آنگاه »فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ» مربوط است به این خویشاوندانی که ارث میبرند و «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً» ناظر است به مساکین. (منسوب به سعید بن جبیر، به نقل از مفاتیح الغیب، ج9، ص504)
و با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، هیچ منافاتی بین این دو نیست و بعید نیست هردو مد نظر باشد، بویژه که از ابن عباس هر دو قول اول روایت شده است. (مجمع البیان، ج3، ص19)
6) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساكینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
با توجه به اینکه خطابِ «فارزقوهم» به چه کسی باشد، منظور از «قول معروف» نیز میتواند متعدد باشد:
الف. خطاب به ولیّ وارث یتیم است:
الف.1. که با توجه به اینکه وارث صغیر است، به نیازمندان با روی خوش بگوید درست است که توصیه شده که به شما از اموال ارث بدهیم؛ اما چون این ارث مال خود ما نیست و مال یتیم است ما حق نداریم از اموال یتیم چیزی به دیگران بدهیم. (سعید بن جبیر، به نقل از فقه القرآن، ج2، ص347 و مجمع البیان، ج3، ص19)
الف.2. توصیه شده در عین حال که فعلا نباید مال را در اختیار یتیم قرار دهد، اما به وی با روی خوش بفهماند که این مال را برای او نگه خواهد داشت.
ب. خطاب به مطلق وارثان است در قبال این اقشار، یعنی اگر دیگرانی که نیازمندند و سهم معین شدهای از ارث ندارند، و در عین حال انتظار کمک دارند، شما اگر سهم اندکی به آنها دادید در عین حال، با روی خوش با آنان برخورد کنید؛ و این گونه نباشد که منت بگذارید (مفاتیح الغیب، ج9، ص504)؛ و یا از همان ابتدا آنان را از خود برانید.
ج. خطاب به متوفی و در مقام وصیت کردن است:
ج.1. یعنی اگر شخصی که میخواهد وصیت کند وصیت خود برای بازماندگان را با دعای اینکه خدا به شما روزی دهد و ... همراه سازد. (به نقل از مجمع البیان، ج3، ص19)
ج.2. شخصی که وصیت میکند برای کسانی که سهمی تعیین نکرده سخن شایسته بگوید [یعنی این گونه نباشد که اگر برای برخی توصیهای نکرد، آنان را با مذمت و ... یاد کند] (ابن عباس و سعید بن مسیب، به نقل از مجمع البیان، ج3، ص19) و عذرخواهی کند که برای آنان چیزی قرار نداده است. (مفاتیح الغیب، ج9، ص504)
ج.3. شخصی که وصیت میکند که مقداری را به افرادی که سهم الارث ندارند بدهد، به گونه ای نباشد که بر آنان منت گذارد. (مفاتیح الغیب، ج9، ص504)
7) «وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبی ... فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
با هدایای مالی و زبان شیرین، از كینهها و حسادتها، پیشگیری و پیوندهای خانوادگی را مستحكمتر كنید. (تفسیر نور، ج2، ص25)
8) «فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»
هدایای مادّی، همراه با محبّت و عواطف معنوی باشد. (تفسیر نور، ج2، ص25)