📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
الف. گناهان کبیره کدامند؟
درباره اینکه چه گناهی گناه کبیرهاند، برخی از احادیث معیار دادهاند (بند1) برخی از احادیث گناهانی را فهرست کردهاند (بند2) و برخی از احادیث بین این دو جمع کردهاند بدین بیان که آن فهرست را به عنوان بارزترین مصداقهای همان معیار معرفی کردهاند (بند3) و برخی هم این گونه جمع کردهاند که نشان دادهاند این فهرست همان مواردی است که در قرآن وعده جهنم بدانها داده شده است:
1) الف. از امام صادق ع دربراه این سخن خداوند عز و جل سوال شد که میفرماید « اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم.»
فرمودند: گناهان کبیره همان گناهانی است که خداوند عز و جل آتش را برای آنها واجب کرده است.
الكافي، ج2، ص276
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِيقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً» قَالَ الْكَبَائِرُ الَّتِي أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهَا النَّارَ.
شبیه همین توضیح از امام باقر ع (تفسير العياشي، ج1، ص239۱) و امام کاظم ع (مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص149۲ و تفسير العياشي، ج1، ص238۳) روایت شده است.
ب. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
با استغفار دیگر گناهی گناه کبیره محسوب نمیشود؛ و با اصرار ورزیدن بر گناه، گناه صغیرهای در کار نخواهد بود.
نهج البيان (شیبانی)، ج2، ص146؛ شهاب الأخبار، (همراه با شرح فارسی) ص343؛ نهج الفصاحة، ص678
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ:
لَا كَبِيرَةَ مَعَ اسْتِغْفَارٍ وَ لَا صَغِيرَةَ مَعَ إِصْرَارٍ.
2) الف. عبید بن زراره میگوید: از امام صادق ع درباره گناهان کبیره سوال کردم.
فرمودند: آنها در کتاب علی ع هفت تاست: کفر به خداوند؛ و کشتن انسان؛ و عاق والدین شدن؛ و خوردن ربا بعد از اینکه از آشکار شد [اینکه حرام است ویا اینکه آن مورد رباست]؛ و خوردن مال یتیم از روی ظلم؛ و فرار از جنگ؛ و تعرب بعد از هجرت [اینکه کسی که در دیار اسلامی زندگی میکند به خاطر مشکلات در این دیار، به بلاد کفر برود و بخواهد برای همیشه آنجا زندگی کند].
گفتم: آیا اینها بزرگترین گناهانند؟
فرمود: بله!
گفتم: آیا خوردن یک درهم مال یتیم از روی ظلم بزرگتر است یا ترک نماز؟
فرمود: ترک نماز.
گفتم: پس چرا ترک نماز را در زمره گناهان کبیره نشمردید؟
فرمودند: اولین چیزی که به تو گفتم چه بود؟
گفتم: فرمودید: کفر.
فرمود: خوب؛ تارک الصلاة کافر است.
مقصود از تارک الصلاة کسی است که بیدلیل نمازش را نخواند.
ب. از امام صادق ع روایت شده است: همانا از زمره گناهان کبیره عاق والدین شدن و یاس و ناامیدی از رحمت خدا و خود را ایمن دیدن از مکر خداست؛ و روایت شده که بزرگترین گناهان کبیره شرک است.
توجه: در روایت دیگری از امام صادق ع «شرک» (یا همان «کفر» در روایت حاضر) و «تعرب بعد الهجرة» را یکی دانسته و به فهرست فوق «قذف المحصنة: تهمت زناکاری زدن به زن پاکدامن» اضافه و این را هم یکی دیگر از این هفتتا دانستهاند (الكافي، ج2، ص281)۴ و شبیه این مضمون بدون ذکر «تعرب بعد الهجرة» از پیامبر ص روایت شده است (مجمع البيان، ج3، ص63۵؛ و در روایت دیگری منسوب به پیامبر ص به جای «تعرب بعد الهجرة» و «خوردن ربا»، «قذف المحصنات» و «قطع رحم» در این فهرست هفتگانه آمده است (نهج البيان (شیبانی)، ج2، ص145-146).۶
ج. و باز از امام صادق ع روایت شده: و نیز کسی که وقتی پدرش او را بخواند پدرش را لعنت کند [یعنی با روی خوش جواب پدر را ندهد] و کسی که وقتی فرزندش درخواست وی را اجابت کرد [بیدلیل] او را کتک بزند!
الكافي، ج2، ص278
الف. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْكَبَائِرِ؟
فَقَالَ هُنَّ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع سَبْعٌ الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ.
قَالَ فَقُلْتُ فَهَذَا أَكْبَرُ الْمَعَاصِي؟
قَالَ نَعَمْ.
قُلْتُ فَأَكْلُ دِرْهَمٍ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً أَكْبَرُ أَمْ تَرْكُ الصَّلَاةِ؟
قَالَ تَرْكُ الصَّلَاةِ.
قُلْتُ فَمَا عَدَدْتَ تَرْكَ الصَّلَاةِ فِي الْكَبَائِرِ؟
فَقَالَ أَيُّ شَيْءٍ أَوَّلُ مَا قُلْتُ لَكَ؟
قَالَ قُلْتُ الْكُفْرُ.
قَالَ فَإِنَّ تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِرٌ. يَعْنِي مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ.
ب. يُونُسُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
إِنَّ مِنَ الْكَبَائِرِ عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ وَ الْيَأْسَ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنَ لِمَكْرِ اللَّهِ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ أَكْبَرَ الْكَبَائِرِ الشِّرْكُ بِاللَّهِ.
ج. أَبَانٌ عَنْ زِيَادٍ الْكُنَاسِيِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:
وَ الَّذِي إِذَا دَعَاهُ أَبُوهُ لَعَنَ أَبَاهُ وَ الَّذِي إِذَا أَجَابَهُ ابْنُهُ يَضْرِبُهُ.
د. از امام صادق ع روایت شده است:
دروغ بستن بر خدا و بر رسولش و بر اوصیای آنها [ائمه اطهار ع] از گناهان کبیره است.
ه. و در روایتی دیگر از امام صادق ع اضافه کردند:
و انکار آنچه خداوند نازل فرموده است؛ که آنان حق ما را انکار کردند و ما را کنار زدند و این مطلبی نیست که بر کسی مبهم و پوشیده مانده باشد.
و. از امام رضا ع روایت شده که درباره این سخن خداوند عز و جل «و اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازداشته میشوید کناره گیرید» فرمودند:
[اینها عبارتند از:] بتپرستی، و شرابخواری، و کشتن انسان، و عاق والدین شدن، و تهمت زناکاری زدن به زنان پاکدامن، و فرار از جنگ، و خوردن مال یتیم.
ز. و در روایتی دیگر از ایشان روایت شده است:
خوردن مال یتیم از روی ظلم؛ و هر چیزی که خداوند وعده آتش بدان داده است.
ح. سلیمان جعفری میگوید: از امام رضا ع درباره استخدام شدن در حکومت طاغوت سوال کردم.
فرمودند: سلیمان! داخل شدن در کارهای آنان و یاری رساندن به آنان و تلاش برای برآوردن نیازهایشان همپایه کفر است؛ و و عامدانه بدانها نگاه کردن [= از آنها چشم امید داشتن و نگاه جلب محبت بدانها کردن] از گناهان کبیرهای است که شخص به خاطر آن سزاوار جهنم میشود.
ط. از امام صادق ع از پدرشان از امیرالمومنین ع روایت شده است:
مستی از گناهان کبیره است؛ و نیز ستم و بیعدالتی ورزیدن در وصیت نیز از گناهان کبیره است.
تفسير العياشي، ج1، ص238
د. عن أَبِي خَدِيجَةَ [سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ الْجَمَّالِ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
الْكَذِبُ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْأَوْصِيَاءِ ع مِنَ الْكَبَائِرِ. ۷
ه. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رِوَايَةٍ أُخْرَی عَنْهُ:
وَ إِنْكَارُ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ أَنْكَرُوا حَقَّنَا وَ جَحَدُونَا وَ هَذَا لَا يَتَعَاجَمُ فِيهِ أَحَدٌ.
و. عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ ذَكَرَ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ»:
عِبَادَةَ الْأَوْثَانِ وَ شُرْبَ الْخَمْرِ وَ قَتْلَ النَّفْسِ وَ عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ وَ قَذْفَ الْمُحْصَنَاتِ وَ الْفِرَارَ مِنَ الزَّحْفِ وَ أَكْلَ مَالِ الْيَتِيمِ؛
ز. وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَی عَنْهُ ع:
أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ كُلُّ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّار.
ح. عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع مَا تَقُولُ فِي أَعْمَالِ السُّلْطَانِ؟
فَقَالَ يَا سُلَيْمَانُ! الدُّخُولُ فِي أَعْمَالِهِمْ وَ الْعَوْنُ لَهُمْ وَ السَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ عَدِيلُ الْكُفْرِ؛ وَ النَّظَرُ إِلَيْهِمْ عَلَی الْعَمْدِ مِنَ الْكَبَائِرِ الَّتِي يُسْتَحَقُّ به [بِهَا] النَّارُ.
ط. عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ:
السُّكْرُ مِنَ الْكَبَائِرِ وَ الْحَيْفُ فِي الْوَصِيَّةِ مِنَ الْكَبَائِرِ.
3) الف. محمد بن محبوب میگوید: با عدهای از شیعیان نامهای خدمت امام کاظم ع نوشتیم و سوال کردیم که گناهان کبیره چندتاست و کدامند؟
پاسخ آمد: گناهان کبیره آن است که کسی که از آنچه خداوند بر آن وعده آتش داده خودداری کند، بدیهایش را از او محو میکنند اگر که مومن باشد؛ و هفت موردی که موجب جهنم میشود عبارتند از: کشتن انسانی که کشتنش حرام است؛ و عاق والدین شدن، و رباخواری، و تعرب بعد از هجرت [اینکه کسی که در دیار اسلامی زندگی میکند به خاطر مشکلات در این دیار، به بلاد کفر برود و بخواهد برای همیشه آنجا زندگی کند]، و تهمت زنا زدن به زنان پاکدامن، و خوردن مال یتیم، و فرار از جبهه جنگ.
ب. از امام صادق ع روایت شده است:
گناهان کبیره هفت تاست: کشتن انسان مومنی از روی عمد، و تهمت زنا زدن به زنان پاکدامن، و فرار از جبهه جنگ، و تعرب بعد از هجرت، و خوردن مال یتیم از روی ظلم، و رباخواری بعد از اینکه بینه و دلیل آمد، و هرآن چیزی که خداوند آتش را بر آن واجب کرده است.
الكافي، ج2، ص276-277
الف. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ:
كَتَبَ مَعِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَی أَبِي الْحَسَنِ ع يَسْأَلُهُ عَنِ الْكَبَائِرِ كَمْ هِيَ وَ مَا هِيَ؟
فَكَتَبَ الْكَبَائِرُ مَنِ اجْتَنَبَ مَا وَعَدَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ كَفَّرَ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً وَ السَّبْعُ الْمُوجِبَاتُ قَتْلُ النَّفْسِ الْحَرَامِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ.
ب. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
الْكَبَائِرُ سَبْعٌ قَتْلُ الْمُؤْمِنِ مُتَعَمِّداً وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ كُلُّ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ. ۸
4) حضرت عبدالعظیم حسنی میگوید: از امام جواد صلوات الله علیه شنیدم که فرمود: از پدرم شنیدم که او هم از پدرش امام کاظم ع شنیده بود که یکبار عمرو بن عبید [متکلم معروف معتزلی] بر امام صادق ع وارد شد. چون سلام کرد و نشست، این آیه که: «کسانی که از گناهان کبیره و امور شرمآور خودداری میکنند» (شوری/37 و نجم/32) را قرائت کرد و ساکت شد.
امام صادق ع فرمود: چرا ساکت شدی؟
گفت: دلم میخواهد گناهان کبیره را بر اساس کتاب الله بشناسم.
امام صادق ع فرمودند: بله! بزرگترین گناهان کبیره شرک به خداوند است که همانا خداوند میفرماید « و کسی که به خداوند شرک بورزد قطعا بهشت را بر او حرام میکند» (مائده/72)
و بعد از آن ناامیدی از رحمت خداوند است، چرا که خداوند عز و جل میفرماید «همانا از رحمت خداوند ناامید نمی گردد مگر جماعت کافران» (یوسف/87)
سپس ایمن دانستن خود از مکر خداوند است زیرا خداوند عز و جل میفرماید «پس از مکر خداوند کسی خود را ایمن نمیبیند مگر جماعت زیانکاران» (اعراف/95)
و از آنهاست عاق والدین شدن؛ زیرا خداوند شخص عاق را جبار و شقاوتمند قرار داد [ظاهرا اشاره است به آیه «وَ بَرًّا بِوالِدَتي وَ لَمْ يَجْعَلْني جَبَّاراً شَقِيًّا» (مریم/32)]
و کشتن «شخصی که خداوند کشتنش را حرام کرده است» زیرا خداوند عز و جل میفرماید «جزایش جهنم است و در آن جاودان است» (نساء/93)
و تهمت زدن به زنا پاکدامن، زیرا خداوند میفرماید»[چنین کسانی در دنیا و در آخرت لعنت شدند و برایشان عذابی عظیم است.» (نور/23)
و خوردن مال یتیم، چرا که خداوند عز و جل میفرماید: «فقط در شکمهایشان آتش میخورند و بزودی در آتشی افروخته درآیند [لهیب آتشی را شعلهور کنند].» (نساء/10)
و فراز از جنگ زیرا خداوند عز و جل میفرماید «و هر كه در آن روز به آنها پشت كند، مگر آنكه در جستجوی طرفی ديگر برای ادامه نبرد انتخاب محلی برای پيوستن به گروهی باشد حتما خشم خدا را همراه خود ساخته و پناهگاه او جهنم است و آن بد جای بازگشتی است.» (انفال/16)
و خوردن مال ربا، زیرا خداوند عز و جل میفرماید «كسانی كه ربا میخورند، قيام و رفتاری ندارند مگر مانند قیام و رفتار كسی كه شيطان او را به برخورد خود ديوانه كرده» (بقره/275)
و جادوگری، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «و به حقيقت میدانستند كه هر كس خريدار چنين عملی باشد حتما در آخرت نصيبی ندارد» (بقره/102)
و زناکاری، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «و كسی كه چنين كند به كيفری [سخت] برخورد نمايد. عذاب او در روز قيامت دو برابر شود و در آن عذاب هميشه به خواری بماند.» (فرقان/68-69)
و سوگند دروغی که مالی را بناحق سهم کسی کند، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «مسلّما كسانی كه در مقابل پیمان خداوند و سوگندهای خود بهای اندكی به دست میآورند آنها را در آخرت بهرهای نيست» (آل عمران/77)
و خیانت کردن، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «و هر كس خيانت نمايد در روز قيامت همراه آنچه خيانت كرده بيايد» (آل عمران/161)
و ندادن زکات واجب، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «و پيشانیها و پهلوها و پشتهای آنان را بدان داغ نهند» (توبه/35)
و شهادت بناحق ویا پنهان کردن شهادت، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «و هر كه آن را كتمان كند؛ قطعا او قلبش گنهكار است» (بقره/283)
و شرابخواری، زیرا خداوند عز و جل از آن نهی کرد همان گونه که از پرستیدن بتها نهی کرد (ظاهرا اشاره است به آیه «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطان» (مائده/90) که انصاب به معنای بتهای نصب شده بر فراز مکانهاست)
و ترک نماز یا هر آن چیزی که خداوند واجب کرده از روی عمد، زیرا رسول الله ص فرمودند: کسی که نماز راعامداً ترک کند خدا و پیامبرش خود را از ذمه او بری میدانند.
و پیمانشکنی و قطع رحم کردن، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «آناناند که لعنت بر آنها بود و بد سرایی دارند (رعد/25)
عمرو در حالی که فریادش از گریه بلند شد بیرون آمد و میگفت: هلاک شد کسی که به رای و نظر خودش عمل کرد و در فضیلت و علم قصد رقابت با شما را داشت.
الكافي، ج2، ص285-287؛ تفسیر العیاشی، ج1، ص225؛ من لایحضره الفقیه، ج3، ص563؛ مجمع البيان، ج3، ص62
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو جَعْفَرٍ ص قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
دَخَلَ عَمْرُو بْنُ عُبَيْدٍ عَلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ، تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ» ثُمَّ أَمْسَكَ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أَسْكَتَكَ؟
قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْكَبَائِرَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
فَقَالَ نَعَمْ يَا عَمْرُو أَكْبَرُ الْكَبَائِرِ الْإِشْرَاكُ بِاللَّهِ يَقُولُ اللَّهُ «وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ»؛
وَ بَعْدَهُ الْإِيَاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ»؛
ثُمَّ الْأَمْنُ لِمَكْرِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»؛
وَ مِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْعَاقَ جَبَّاراً شَقِيًّا؛
وَ قَتْلُ «النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها» إِلَی آخِرِ الْآيَةِ؛
وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»؛
وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً»؛
وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلی فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ»؛
وَ أَكْلُ الرِّبَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ»؛
وَ السِّحْرُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»؛
وَ الزِّنَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً؛ يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً»؛
وَ الْيَمِينُ الْغَمُوسُ الْفَاجِرَةُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ»؛
وَ الْغُلُولُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ»؛
وَ مَنْعُ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «فَتُكْوی بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ»؛
وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ كِتْمَانُ الشَّهَادَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ»؛
وَ شُرْبُ الْخَمْرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَهَی عَنْهَا كَمَا نَهَی عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ؛
وَ تَرْكُ الصَّلَاةِ مُتَعَمِّداً أَوْ شَيْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص»؛
وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»؛
قَالَ: فَخَرَجَ عَمْرٌو وَ لَهُ صُرَاخٌ مِنْ بُكَائِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: هَلَكَ مَنْ قَالَ بِرَأْيِهِ وَ نَازَعَكُمْ فِي الْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ.
ب. اصل کبائر ظلمهایی است که بر اهل بیت رفت
5) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
گناهان کبیره هفت تاست که درباره ما نازل شد و [دشمنان خدا انجام] آن را در مورد ما حلال شمردند: بزرگترین گناهان کبیره شرک به خداوند است، و کشتن نفسی که خداوند حرام کرده است؛ و تهمت زدن به زن پاکدامن، و عاق والدین شدن، و خوردن مال یتیم، و فرار از جبهه، و انکار حق ما اهل بیت؛
اما شرک به خداوند، پس حداوند درباره ما نازل فرمود آنچه را که نازل فرمود، و پیامبر ص هم درباره ما گفت آنچه گفتنی بود، پس خدا و رسولش را تکذیب کردند [و تکذیب خدا و رسول مصداق شرک است].
و اما کشتن نفسی که خداوند حرام کرده است؛ پس حسین بن علی ع را همراه با اهل بیت [و اصحابش] کشتند.
و اما تهمت زدن به زن پاکدامن، پس بر منبرهایشان به حضرت فاطمه س چه تهتمها که زدند.
و اما عاق والدین شدن، پس خداوند در کتابش میفرماید (احزاب/6): «همانا پیامبر ص به مومنان از خودشان سزاوارتر است، و زنانش مادران آنهایند» و خودش پدر آنهاست»۹ و آنان در خصوص آنچه با ذریه و اهل بیت او انجام دادند توسط پیامبر ص عاق شدند.
و اما خوردن مال یتیم؛ پس حق ما که در کتاب الله معین شده بود [= خمس] را خوردند.
و اما فرار از جبهه؛ پس با امیرالمومنین با کمال میل و بدون اجبار بیعت کردند، سپس فرار کردند و او را بییاور رها نمودند.
و اما انکار حق ما اهل بیت؛ و این چیزی است که بر هیچکس پوشیده و مبهم نیست.
تفسير فرات الكوفي، ص103؛ تفسير العياشي، ج1، ص237۱۰
فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ مُعَنْعَناً عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ الصَّادِقَ ع يَقُولُ الْكَبَائِرُ سَبْعٌ فِينَا نَزَلَتْ وَ مِنَّا اسْتُحِلَّتْ فَأَكْبَرُ الْكَبَائِرِ الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَ قَتْلُ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ، وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ [المحصنات]، وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ، وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ، وَ إِنْكَارُ حَقِّنَا [أهل البيت].
فَأَمَّا الشِّرْكُ بِاللَّهِ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِينَا مَا أَنْزَلَ [فإن الله قال فينا ما قال] وَ قَالَ النَّبِيُّ فِينَا مَا قَالَ فَكَذَّبُوا [فَقَدْ كَذَّبُوا] اللَّهَ وَ كَذَّبُوا بِرَسُولِهِ [كذبوا رسوله].
وَ [أَمَّا] قَتْلُ النَّفْسِ [الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ] فَقَدْ قَتَلُوا الْحُسَيْنَ [بن علی ع] في [وَ] أَهْلَ بَيْتِهِ [و أصحابه]؛
وَ [أَمَّا] قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ [المحصنات] فَقَدْ قَذَفُوا فَاطِمَةَ [بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ] عَلَی مَنَابِرِهِمْ؛
وَ [أَمَّا] عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ [فإن الله قال في كتابه «النَّبِيُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ هُوَ أَبٌ لَهُم] فَقَدْ عَقُّوا رَسُولَ اللَّهِ ص [النَّبِيَ] فِي ذُرِّيَّتِهِ [و أهل بيته]؛
وَ [أَمَّا] أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ فَقَدْ مَنَعُوا حَقَّنَا مِنْ [ذهبوا بفيئنا في] كِتَابِ اللَّهِ؛
وَ أَمَّا الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ فَقَدْ أَعْطَوْا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَيْعَتَهُ طَائِعِينَ غَيْرَكَارِهِينَ ثُمَ فَرُّوا عَنْهُ وَ خَذَلُوهُ؛
وَ أَمَّا إِنْكَارُ حَقِّنَا فَوَ اللَّهِ مَا يَتَعَاجَمُ فِي هَذَا أَحَدٌ [فهذا مما لا يتعاجمون فيه؛ و في خبر آخر التعرب بعد الهجرة].
شبیه این روایت با سندی دیگر در تفسير فرات الكوفي، ص102-103 آمده است.۱۱
ج. شیعه که از کبیره حذر کند بهشتی است
6) الف. یکی از شیعیان روایت کرده که با جماعتی نزد قبر [رسول الله ص] ایستاده بودیم که امام باقر ع آمد و به ما رسید و فرمود:
سلام بر شما! اما به خدا سوگند که من ریح [= بو] شما و ارواح شما را دوست دارم؛ و همانا شمایید که بر دین خدا و دین ملائکه اویید، و اخدی غیر از شما چنین نیست؛ و شما آن کسانی هستید که خداوند فرمود: «اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم.» (نساء/31)
الأصول الستة عشر، ص323
حُسَيْنٌ، عَنْ رَجُلٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: كُنَّا جَمَاعَةً عِنْدَ الْقَبْرِ، فَوَقَفَ عَلَيْنَا، فَقَالَ:
السَّلَامُ عَلَيْكُمْ، أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّ رِيحَكُمْ وَ أَرْوَاحَكُمْ، وَ إِنَّكُمْ لَعَلَی دِينِ اللَّهِ وَ دِينِ مَلَائِكَتِهِ، مَا عَلَی ذَلِكَ أَحَدٌ غَيْرُكُمْ، وَ إِنَّكُمُ الَّذِينَ قَالَ: اللَّهُ: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً»
ب. میسر میگوید: من و علقمه حضرمی و ابوحسان عجلی و عبدالله بن عجلان منتظر امام باقر ع بودیم که بر ما وارد شد و فرمود: مرحباً و اهلاً! به خدا سوگند که من ریح [= بو] شما و ارواح شما را دوست دارم؛ و همانا شمایید که بر دین خدایید.
علقمه گفت: پس کسی که بر دین خدا باشد آیا شهادت میدهید که از اهل بهشت است؟
امام ع اندکی درنگ کرد و فرمود: خودتان را نورانی کنید، که اگر مرتکب گناهان کبیره نشوید من شهادت میدهم.
گفتیم: گناهان کبیره چیستند؟
فرمود: آنها در کتاب الله هفت تایند.
گفتیم: فدایتان شویم، آنها را برای ما بشمارید!
فرمود: شرک به خداوند عظیم، و خوردن مال یتیم، و خوردن ربا بعد از اینکه معلوم شد، و عاق والدین شدن، و فرار از جبهه، و کشتن مومن، و تهمت زدن به زن پاکدامن.
گفتیم: هیچیک از ما نیست که مرتکب هیچیک از اینها شده باشد.
فرمود: پس شما آنچنانید.
تفسير العياشي، ج1، ص237
عن ميسر عن أبي جعفر ع قال:
كنت أنا و علقمة الحضرمي و أبو حسان العجلي و عبد الله بن عجلان ننتظر أبا جعفر ع، فخرج علينا فقال:
مرحبا و أهلا، و الله إني لأحب ريحكم و أرواحكم و إنكم لعلی دين الله.
فقال علقمة: فمن كان علی دين الله تشهد أنه من أهل الجنة؟
قال: فمكث هنيهة قال: نوروا أنفسكم فإن لم تكونوا اقترفتم الكبائر فأنا أشهد.
قلنا: و ما الكبائر؟
قال: هي في كتاب الله علی سبع.
قلنا: فعدها علينا جعلنا الله فداك.
قال: الشرك بالله العظيم، و أكل مال اليتيم، و أكل الربا بعد البينة، و عقوق الوالدين، و الفرار من الزحف و قتل المؤمن، و قذف المحصنة.
قلنا: ما منا أحد أصاب من هذه شيئا!
قال: فأنتم إذا.
ج. از امام کاظم ع درباره این سخن خداوند که میفرماید: «اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم» (نساء/31) روایت شده که فرمودند:
کسی که از آنچه خداوند وعده آتش جهنم برای آن داده کناره گیرد، اگر مومن باشد خداوند بدیهایش را محو میکند.
و از امام صادق ع هم در پایان چنین تفسیری از آیه روایت شده است: پس تقوای الهی پیشه کنید و جری نشوید. [یعنی اینکه خدا گناهان کوچک شما را میبخشد شما را به اینکه در انجام آنها بیپروا شوید سوق ندهد]
تفسير العياشي، ج1، ص238-239
عن محمد بن الفضيل عن أبي الحسن ع في قول الله: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ- نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ» قال:
من اجتنب ما وعد الله عليه النار إذا كان مؤمنا كفر الله عنه سيئاته.
قال أبو عبد الله في آخر ما فسر: فاتقوا الله و لا تجتروا.
7) فضيل میگويد: با امام باقر عليه السّلام به مسجد الحرام وارد شديم و آن حضرت به من تكيه كرده بود، و همان طور كه در باب بنی شيبه بوديم حضرت به مردم نگاه كرد و فرمود:
فضيل! در زمان جاهليت نيز مردم همين گونه كعبه را طواف میكردند، نه حقی را میشناختند و نه به دینی پایبند بودند.
فضيل! آنها را خوب نگاه كن كه چگونه بر چهرههاشان نگونسارند، خداوند لعنت کند آن مردمی را که تحت تسخیر كه چه مردم مسخره و نگونساریاند، و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «پس آيا كسی كه نگونسار بر صورت خود راه میرود هدايت يافتهتر است يا آن كه با قامت راست بر راه مستقيم میرود؟!» (ملک/22) بخدا سوگند مقصود از این [جمله آخرِ آیه] حضرت علی عليه السّلام و اوصياء است، و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «پس چون آن [جهنم موعود] را از نزديك ببينند چهره كسانی كه كفر میورزيدند زشت و درهم گردد، و [به آنها] گفته شود: اين همان چيزی است كه آن را میخواستيد!» (ملک/27) كه مقصود امير المؤمنين عليه السّلام است.
فضيل! تا آن روز سخت كسی جز علی عليه السّلام بدين نام [امير المؤمنين] ناميده نشد جز دروغگوی افترا زننده.
فضيل! بخدا سوگند جز شما كسی برای خداوند حج بجا نیاورد و گناهی آمرزيده نگردد مگر از شما؛ و كاری پذيرفته نشود مگر از شما؛ همانا شماييد اهل اين آيه كه میفرمايد: «اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم» (نساء/31)
فضيل! آيا خشنود نيستيد كه نماز میخوانيد و زكات میپردازيد و زبانتان را نگاه میداريد و به بهشت وارد میشوید؟! سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «آيا ننگريستی به كسانی كه به آنها گفته شد: دستهای خود را باز داريد و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد»، بخدا سوگند شماييد اهل اين آيه.
الكافي، ج8، ص288-289
عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:
دَخَلْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ ع الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَيَّ فَنَظَرَ إِلَی النَّاسِ وَ نَحْنُ عَلَی بَابِ بَنِي شَيْبَةَ، فَقَالَ:
يَا فُضَيْلُ هَكَذَا كَانَ يَطُوفُونَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ لَا يَعْرِفُونَ حَقّاً وَ لَا يَدِينُونَ دِيناً!
يَا فُضَيْلُ انْظُرْ إِلَيْهِمْ مُكِبِّينَ عَلَی وُجُوهِهِمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ مِنْ خَلْقٍ مَسْخُورٍ بِهِمْ مُكِبِّينَ عَلَی وُجُوهِهِمْ؛ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلی وَجْهِهِ أَهْدی أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلی صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» يَعْنِي وَ اللَّهِ عَلِيّاً ع وَ الْأَوْصِيَاءَ ع؛ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ» أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع؛ يَا فُضَيْلُ لَمْ يَتَسَمَّ بِهَذَا الِاسْمِ غَيْرُ عَلِيٍّ ع إِلَّا مُفْتَرٍ كَذَّابٌ إِلَی يَوْمِ الْبَأْسِ هَذَا؛
أَمَا وَ اللَّهِ يَا فُضَيْلُ مَا لِلَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ حَاجٌّ غَيْرَكُمْ وَ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا لَكُمْ وَ لَا يَتَقَبَّلُ إِلَّا مِنْكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَأَهْلُ هَذِهِ الْآيَةِ «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً».
يَا فُضَيْلُ أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنْ تُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ تُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَ تَكُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ ثُمَّ قَرَأَ «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ» أَنْتُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ هَذِهِ الْآيَةِ.
د. ارتکاب کبیره به دریده شدن پردهها میانجامد
8) از امام صادق ع روایت شده که امير المؤمنين ع فرمودند:
هر بندهای را چهل سپر حفاظت میکند تا وقتی چهل گناه كبيره را مرتكب شود، چون مرتكب چهل كبيره شد، سپرها از او برداشته شود، [و فرشتگانی که محافظ اویند میگویند: پروردگارا! این بندهات همه سپرهایش از او فروافتاد] پس خدا به آنان وحی فرمايد: كه بندهام را با بالهای خود بپوشانيد! و فرشتگان او را با بالهای خود بپوشانند.
آن بنده باز كار زشتی را نگذارد جز آنكه مرتكب شود؛ تا آنجا كه در ارتكاب زشتكاری ميان مردم به خود ببالد.
آنگاه فرشتگان گويند: پروردگارا! اين بنده تو هیچ کاری را نگذاشت که مرتكب نشود و ما از آنچه او میکند خجالت ميكشيم.
خداوند عز و جل به آنها وحی فرمايد: بالهای خود را از او برداريد!
و چون با وی چنین کنند، شروع به بغض و کینهورزی با ما اهل بیت کند، و اینجاست كه پرده او در آسمان و نيز پرده او در زمين دريده شود.
پس فرشتگان گويند: پروردگارا اين بنده تو پردهدريده مانده است.
و خدای عز و جل به آنها وحی فرمايد: اگر خدا به او نیازی داشت [= در او خیری میدید که کاری از آنچه خدا در نظام عالم مقدر فرموده، انجام دهد] به شما دستور نميداد که بالهای خود را از او برداريد.
الكافي، ج2، ص279-280؛ علل الشرائع، ج2، ص532۱۲
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص:
مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّی يَعْمَلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً انْكَشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ.
[فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ مِنَ الْحَفَظَةِ الَّذِينَ مَعَهُ يَا رَبَّنَا هَذَا عَبْدُكَ قَدِ انْكَشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ].
فَيُوحِي اللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِي بِأَجْنِحَتِكُمْ. فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا.
قَالَ فَمَا يَدَعُ شَيْئاً مِنَ الْقَبِيحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّی يَمْتَدِحَ إِلَی النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِيحِ.
فَيَقُولُ الْمَلَائِكَةُ يَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ مَا يَدَعُ شَيْئاً إِلَّا رَكِبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْيِي مِمَّا يَصْنَعُ!
فَيُوحِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ. فَإِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَخَذَ فِي بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَنْهَتِكُ سِتْرُهُ فِي السَّمَاءِ وَ سِتْرُهُ [يَسْتُرُهُ] فِي الْأَرْضِ.
فَيَقُولُ الْمَلَائِكَةُ يَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ قَدْ بَقِيَ مَهْتُوكَ السِّتْرِ.
فَيُوحِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ لَوْ كَانَتْ لِلَّهِ [لی] فِيهِ حَاجَةٌ مَا أَمَرَكُمْ أَنْ تَرْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ.
- وَ رَوَاهُ ابْنُ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ.۱۳
ه. آیا انسان با ارتکاب کبیره کافر میشود؟
9) الف. از امام صادق عليه السّلام روایت شده است که فرمودند:
گناهان كبيره عبارتند از قطع امید از رحمت خداست و يأس از رحمت او، و ايمنی از مكر خدا، و کشتن نفسی كه خداوند حرام كرده، و عاق والدین شدن، و خوردن مال يتيم بناحق، و خوردن ربا بعد از دانشتن آن، و تعرب بعد از هجرت [اینکه کسی که در دیار اسلامی زندگی میکند به خاطر مشکلات در این دیار، به بلاد کفر برود و بخواهد برای همیشه آنجا زندگی کند] و تهمت زدن به زن پاكدامن، و فرار از جهاد.
به امام عليه السّلام عرض شد: آیا كسی كه مرتكب كبيره شده و از دنیا میرود، این گناه کبیره او را از ايمان خارج میکند؟ و اگر عذاب شود عذاب او مانند عذاب مشركين است یا پایانی دارد؟
فرمود: از اسلام خارج میشود اگر که معتقد شود كه آن گناه حلال است و از این روست که به شدیدترین عذاب معذب شود، ولی اگر اعتراف داشته باشد كه آن گناه كبيره و انجامش بر وی حرام است و به خاطر ارتكابش عذاب خواهد شد و بر او حلال نيست، پس چنین کسی عذاب میشود، ولی عذابش از اولی سبكتر است؛ و این عمل او را از ايمان بيرون ميبرد، ولی از اسلام خارجش نميكند.
الكافي، ج2، ص280
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
الْكَبَائِرُ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنُ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ.
فَقِيلَ لَهُ أَ رَأَيْتَ الْمُرْتَكِبُ لِلْكَبِيرَةِ يَمُوتُ عَلَيْهَا أَ تُخْرِجُهُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ إِنْ عُذِّبَ بِهَا فَيَكُونُ عَذَابُهُ كَعَذَابِ الْمُشْرِكِينَ أَوْ لَهُ انْقِطَاعٌ؟
قَالَ يَخْرُجُ مِنَ الْإِسْلَامِ إِذَا زَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ؛ وَ لِذَلِكَ يُعَذَّبُ أَشَدَّ الْعَذَابِ. وَ إِنْ كَانَ مُعْتَرِفاً بِأَنَّهَا كَبِيرَةٌ وَ هِيَ عَلَيْهِ حَرَامٌ وَ أَنَّهُ يُعَذَّبُ عَلَيْهَا وَ أَنَّهَا غَيْرُ حَلَالٍ، فَإِنَّهُ مُعَذَّبٌ عَلَيْهَا، وَ هُوَ أَهْوَنُ عَذَاباً مِنَ الْأَوَّلِ وَ يُخْرِجُهُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ لَا يُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَامِ.
ب. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
معنای صفت ايمان اقرار بندگی و با این اقرار در برابر خدا خاضع شدن است، و بدین وسیله به درگاه او تقرّب جستن، و اینکه تمام واجبات را آگاهانه، از مرز توحيد گرفته تا انتهای ابواب طاعت انجام دهد، یکی پس از دیگری، در حالی که همگی به هم پيوسته و اجزایشان به هم مرتبطند، پس هر گاه بندهای آنچه از واجبات که به او رسیده را آن گونه كه برايت توصیف کردیم، انجام داد؛ او فردی مؤمن و شايسته برخورداری از صفت ايمان؛ و مستوجب پاداش الهی است، چرا كه معنای ايمان بطور كلی اقرار است، و اقرار يعنی: پذيرفتن و تصديقی كه همراه طاعت باشد. بدين خاطر ثابت میشود كه تمامی طاعات از كوچك و بزرگ بهم پيوستهاند و مربوط؛ و فرد مؤمن از صفت ايمان خارج نشود مگر به ترك آنچه انجام دادنش برای اهل ايمان سزاوار است؛ و تنها با انجام واجبات بزرگ آنهم بطور پيوسته، و ترك معاصی كبيره و پرهيز از آنها است كه سزاوار و شايسته اسم و معنای ايمان میگردد، هرچند که واجبات کوچک و گناهان صغيرهای را مرتکب شود که با این کار لزوما از ايمان خارج نمیشود، تا زمانی كه هيچ يك از طاعتهای واجب کبیره را ترك نگفته، و گناهان كبيره انجام نداده، و مرتكب اين امور نشده مؤمن است، بر پايه این فرموده خداوند كه: «اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم.» (نساء/31)، یعنی مورد مغفرت قرار گرفتن آنچه از گناهان کبیره نیست. اما اگر فردی مرتكب يكی از گناهان كبيره شود از تمامی گناهانش، اعم از صغیره و کبیره، بازخواست و مجازات و عذاب میگردد. اين بود صفت ايمان و فرد مؤمنی كه شايسته برخورداری از پاداش است.
تحف العقول، ص329
قَالَ الصَّادِقُ ع
مَعْنَی صِفَةِ الْإِيمَانِ الْإِقْرَارُ وَ الْخُضُوعُ لِلَّهِ بِذُلِّ الْإِقْرَارِ وَ التَّقَرُّبُ إِلَيْهِ بِهِ وَ الْأَدَاءُ لَهُ بِعِلْمِ كُلِّ مَفْرُوضٍ مِنْ صَغِيرٍ أَوْ كَبِيرٍ مِنْ حَدِّ التَّوْحِيدِ فَمَا دُونَهُ إِلَی آخِرِ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الطَّاعَةِ أَوَّلًا فَأَوَّلًا مَقْرُونٌ ذَلِكَ كُلُّهُ بَعْضُهُ إِلَی بَعْضٍ مَوْصُولٌ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ فَإِذَا أَدَّی الْعَبْدُ مَا فُرِضَ عَلَيْهِ مِمَّا وَصَلَ إِلَيْهِ عَلَی صِفَةِ مَا وَصَفْنَاهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُسْتَحِقٌّ لِصِفَةِ الْإِيمَانِ مُسْتَوْجِبٌ لِلثَّوَابِ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَعْنَی جُمْلَةِ الْإِيمَانِ الْإِقْرَارُ وَ مَعْنَی الْإِقْرَارِ التَّصْدِيقُ بِالطَّاعَةِ فَلِذَلِكَ ثَبَتَ أَنَّ الطَّاعَةَ كُلَّهَا صَغِيرَهَا وَ كَبِيرَهَا مَقْرُونَةٌ بَعْضُهَا إِلَی بَعْضٍ فَلَا يَخْرُجُ الْمُؤْمِنُ مِنْ صِفَةِ الْإِيمَانِ إِلَّا بِتَرْكِ مَا اسْتَحَقَّ أَنْ يَكُونَ بِهِ مُؤْمِناً وَ إِنَّمَا اسْتَوْجَبَ وَ اسْتَحَقَّ اسْمَ الْإِيمَانِ وَ مَعْنَاهُ بِأَدَاءِ كِبَارِ الْفَرَائِضِ مَوْصُولَةً وَ تَرْكِ كِبَارِ الْمَعَاصِي وَ اجْتِنَابِهَا وَ إِنْ تَرَكَ صِغَارَ الطَّاعَةِ وَ ارْتَكَبَ صِغَارَ الْمَعَاصِي فَلَيْسَ بِخَارِجٍ مِنَ الْإِيمَانِ وَ لَا تَارِكٍ لَهُ مَا لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِنْ كِبَارِ الطَّاعَةِ وَ لَمْ يَرْتَكِبْ شَيْئاً مِنْ كِبَارِ الْمَعَاصِي فَمَا لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ لِقَوْلِ اللَّهِ «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً» يَعْنِي الْمَغْفِرَةَ مَا دُونَ الْكَبَائِرِ فَإِنْ هُوَ ارْتَكَبَ كَبِيرَةً مِنْ كَبَائِرِ الْمَعَاصِي كَانَ مَأْخُوذاً بِجَمِيعِ الْمَعَاصِي صِغَارِهَا وَ كِبَارِهَا مُعَاقَباً عَلَيْهَا مُعَذَّباً بِهَا فَهَذِهِ صِفَةُ الْإِيمَانِ وَ صِفَةُ الْمُؤْمِنِ الْمُسْتَوْجِبِ لِلثَّوَابِ.
10) از امام صادق ع روایت شده است:
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است؛ و تقوی یک درجه بالاتر از ایمان است؛ و اینها مراتب مختلفیاند؛ و بسا از زبان مؤمن گناهی سرزند (يعنی: گناه صغيره) كه خدا برای آن تهديد به جهنم نكرده، و خدا فرموده: «اگر از گناهان کبیرهای که از آن بازتان میدارند کناره گیرید بدیهایتان را از شما محو میکنیم و شما را به جایگاهی ارجمند وارد میکنیم.» (نساء/31)، و فردی ديگری هست كه زبان فهميدهتر و سنجیدهتری دارد ولی برخوردش با گناه بيشتر است ولی هر دو مؤمنند. و يقين يك درجه بالاتر از تقوی است، و هيچ چيز سختتر [= كميابتر] از يقين ميان مردم قسمت نشده است. بیشك برخی از مردم از برخی يقينشان محكمتر است، در حالی كه همگی مؤمناند، و برخی از برخی بر مصيبت و فقر و بيماری و ترس صبورترند، كه ريشهاش يقين است.
تحف العقول، ص372
قَالَ الصَّادِقُ ع
إِنَّ الْإِيمَانَ فَوْقَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَةٍ وَ التَّقْوَی فَوْقَ الْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ بَعْضَهُ مِنْ بَعْضٍ فَقَدْ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ فِي لِسَانِهِ بَعْضُ الشَّيْءِ الَّذِي لَمْ يَعِدِ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ وَ قَالَ اللَّهُ «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً» وَ يَكُونُ الْآخَرُ وَ هُوَ الْفَهِمُ لِسَاناً وَ هُوَ أَشَدُّ لِقَاءً لِلذُّنُوبِ وَ كِلَاهُمَا مُؤْمِنٌ وَ الْيَقِينُ فَوْقَ التَّقْوَی بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُقْسَمْ بَيْنَ النَّاسِ شَيْءٌ أَشَدُّ مِنَ الْيَقِينِ إِنَّ بَعْضَ النَّاسِ أَشَدُّ يَقِيناً مِنْ بَعْضٍ وَ هُمْ مُؤْمِنُونَ وَ بَعْضَهُمْ أَصْبَرُ مِنْ بَعْضٍ عَلَی الْمُصِيبَةِ وَ عَلَی الْفَقْرِ وَ عَلَی الْمَرَضِ وَ عَلَی الْخَوْفِ وَ ذَلِكَ مِنَ الْيَقِينِ.