1) «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ یسیراً»
در آیه قبل درباره خوردن مال به باطل و کشتن نفوس هشدار داد. اکنون با عتاب تمام میفرماید اگر کسی از روی تجاوزگری و ستمپیشگی آنچه از آن نهی کردیم مرتکب شود، بزودی او را در آتشی سوزان خواهد انداخت و این کار برای خداوند هیچ زحمت و موونهای ندارد.
2) «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً»
درباره اینکه مرجع «ذلک» چیست (هرکس چنین کند) دیدگاههای متعددی بیان شده که با توجه به امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا بعید نیست همگی مد نظر باشد):
الف. ناظر است به مساله قتل نفس محرمه، چون ضمیر به آخرین مطلب برمیگردد. (عطاء، به نقل از مفاتیح الغیب (فخر رازی)، ج10، ص59)
ب. اشاره است به خوردن مال به باطل و کشتن نفس، که در آیه قبل بدان اشاره شد. (زجاج، به نقل از مفاتیح الغیب، ج10، ص59)
ج. کل محرماتی که از ابتدای سوره بیان شد؛ از آنجا که فرمود «حلال نیست بر شما که به زور از زنان ارث ببرید» (نساء/19) (به نقل از مجمع البيان، ج3، ص60)
د. همه کارهایی که از ابتدای این سوره مورد نهی قرار گرفت. (ابنعباس، به نقل از مفاتیح الغیب، ج10، ص59)
ه....
3) «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَینَكُمْ بِالْباطِلِ... وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً»
ابتدا نهی کرد که اموالتان را به باطل نخورید؛ سپس نفرمود هرکس چنین کند جهنمی میشود بلکه فرمود هرکس این کار را از روز تجاوزگری و ستم انجام دهد جهنمی میشود.
این تعبیر بخوبی نشان میدهد که حکم وضعیِ (باطل و صحیح بودنِ) معامله غیر از حکم تکلیفیِ (حرام و حلال بودنِ) آن است. مثلا کسی که اشتباها معامله باطلی انجام دهد، اگرچه معاملهاش باطل است اما جهنمی نمیشود.
4) «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا... لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ... وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً»
ابتدا نهی کرد که خودهایتان را مکشید (چه خودکشی باشد یا کشتن دیگران ویا خود را در ورطه هلاکت افکندن)؛ سپس نفرمود هرکس چنین کند جهنمی میشود بلکه فرمود هرکس این کار را از روز تجاوزگری و ستم انجام دهد جهنمی میشود.
از این روست که در فقه بین قتل عمد (که از روی عداوت و ظلم است) با قتل غیرعمد (که بر اثر اشتباه و... رخ داده) تفکیک میکنند؛ و مجازات این دو را متفاوت قرار میدهند.
به تعبیر دیگر،
كارهايی كه از سر ظلم و عدوان از انسان سر نزند، قهر الهی ندارد. (تفسير نور، ج2، ص276)
5) «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً...»
قصد و انگيزه، نقش اصلی را در كيفر يا پاداش دارد. (تفسير نور، ج2، ص276)
6) «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا... وَ لا تَقْتُلُوا... إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً؛ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ یسیراً»
خداوند با اینکه بر بندگان خود مهربان است؛ اما مهربانیاش مانع نمیشود که کسی که از روی عداوت و ظلم حقی را از کسی پایمال کند ویا دست به قتل کسی بزند، عذاب نکند. خیر، چنین کسی را حتما عذاب خواهد کرد و این برای خداوند کاری ندارد.
7) «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً... فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ یسیراً»
تقابل این دو فراز در این دو آیه جای تامل دارد: از طرفی تاکید میکند که خودتان را نکشید که خداوند به شما مهربان است؛ بلافاصله در آیه بعد تذکر میدهد که فکر نکنید این یک مهربانی عاطفی و احساسی محض است؛ خیر همان خدایی که راضی به کشته شدن شما نیست، اگر ببیند که بنا را بر عداوت و ظلم گذاشتهاید شما را به آتش جهنم میسوزاند و هیچ دغدغهای از این بابت نخواهد داشت. (اقتباس از المیزان، ج4، ص321۱)
8) «وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ یسیراً»
با اینکه انجام همه کارها برای خداوند یکسان است، و برای او انجام هیچ کاری نسبت به کار دیگر آسانتر یا سختتر نیست، چرا در اینجا فرمود این بر خداوند آسان است؟
الف. از باب مبالغه در تهدید است؛ یعنی بدانید که هیچکس نمیتواند جلوی او را در این کار بگیرد. (مفاتیح الغیب، ج10، ص59)
ب. بنا بر آنچه که در میان ما متعارف است بیان شده است شبیه تعبیر «وَ هُوَ الَّذي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه» (روم/۲۷) (مفاتیح الغیب، ج10، ص59)
ج....
اینها را در کانال نگذاشتم
9) «وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً»
چرا صرفا به اینکه این کار از روی عدوان ویا از روی ظلم انجام شود بسنده نکرد و هر دو را آورد؟
الف. این تکرار از باب تاکید است وگرنه عدوان (که به معنای تجاوز از حد است) به همان معنای ظلم است. (مجمع البيان، ج3، ص60)
ب. عدوان اعم از ظلم است و شامل هرگونه تعدی از حدود الهی میشود (المیزان، ج4، ص320) و در واقع، ذکر ظلم بعد از عدوان، ذکر خاص بعد از عام است که برای تاکید بر خاص میباشد.
ج. از معتزله نقل شده که آنها گفتهاند [تعدی، تجاوز به حقوق دیگران است؛ و] مقصود از «ظلم» آن است که تعدی به حق الله رخ داده باشد. (مفاتیح الغیب، ج10، ص59)
د. شايد تفاوت «عدوان» و «ظلم» اين باشد كه عدوان، تجاوز به ديگران است، ظلم، شامل ستم بر خويش هم میشود. (تفسير نور، ج2، ص276)
ه....
10) «إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً؛ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً»
با اینکه خطاب آیه قبل به جمع مومنین بود (بکم) چرا در این آیه خطاب را مفرد آورد (فرمود «ذلک» و نفرمود «ذلکم»)؟
الف. چون میخواهد تاکید کند بر اینکه مسلمانان همچون یک پیکره احد هستند و قتل یکی و اکل مال دیگران به باطل، عین ضربه زدن به خودشان است. (المیزان، ج4، ص321)
ب....
11) «إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً؛ فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ یسیراً»
در آیه قبل سیاق بحث از خدا استفاده از تعبیر غایب (الله) بود؛ سپس ابتدای این آیه سیاق به متکلم (نصلیه) تغییر کرد و دوباره به سیاق غایب (علی الله) برگشت. فلسفه این تغییر سیاق چیست؟
الف. علامه طباطبایی میگوید: «و تغيير السياق في قوله: فسوف نصليه نارا بالخصوص عن سياق الغيبة الواقع في قوله: إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً إلی سياق التكلم تابع للالتفات الواقع في قوله: «ذلِكَ» عن خطاب المؤمنين إلی خطاب الرسول، ثم الرجوع إلی الغيبة في قوله: وَ كانَ ذلِكَ عَلَی اللَّهِ يَسِيراً إشعار بالتعليل، أي و ذلك عليه يسير لأنه هو الله عز اسمه» (المیزان، ج4، ص321) اما این توجیه قابل قبول نیست زیرا در همان تعبیر «إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً» با توجه به تعبیر «بکم: نمیتوان گفت سیاق بحث کاملا غایب بوده و مخاطب نبوده است.
ب....