سوره النساء - آیه 28

۹۵۵) سوره نساء (۴) آیه ۲۸ یریدُ اللَّهُ أَنْ یخَفِّفَ عَنْکُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً ۲ ربیع‌الاول ۱۴۴۱
۱۳۹۸/۰۸/۰۹

خداوند می‌خواهد که بر شما تخفیف دهد؛ و انسان را ضعیف آفریدند.

خُلِقَ الْإِنْسانُ / خَلَقَ الْإِنْسانَ

در اغلب قرائات به همین صورت مجهول (خُلِقَ الْإِنْسانُ) قرائت شده؛

اما در برخی قرائات غیرمشهور (ابن عباس و مجاهد) به صورت فعل معلوم که انسان مفعول آن است (خَلَقَ الْإِنْسانَ) قرائت شده است. (البحر المحیط، ج3، ص288)۱


  1. . در معجم القراءات، ج2، ص55 علاوه بر ابن عباس و مجاهد، کلمه «ابن عامر» هم آمده که اگر چنین باشد یعنی در قرائت اهل شام باید چنین باشد. در حالی که هیچکس چنین چیزی را در قرائت اهل شام روایت نکرده و در حدی هم که به منابع معجم القرائات، مراجعه شد در البحر المحیط فقط نام مجاهد و ابن‌عباس آمده بود و در «الکشاف» (ج1، ص501) و «الجامع لاحکام القران قرطبی» (ج5، ص149) و «روح المعانی» (ج3، ص16) هم فقط نام ابن عباس ذکر شده بود.↩

یخَفِّفَ عَنْكُمْ

ماده «خفف» در اصل به معنای سبکی و نقطه مقابل «ثقل» (سنگینی) است (معجم المقاييس اللغة، ج‏2، ص154)۱ مانند «انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً» (توبه/41) ویا

در واقع، «خفیف» (=سبک) به ازای «ثقیل» (سنگین) است؛ که این تقابل به اعتبارات مختلف در معانی متفاوتی به کار می‌رود؛ از جمله:

گاهی به اعتبار سنگینی و سبکی در وزن است: «مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ... مَنْ خَفَّتْ مَوازينُه» (اعراف/8-9؛ قارعه/6و8) (مفردات ألفاظ القرآن، ص288)

گاهی به اعتبار زمان، چنانکه به اسبی که تندرو باشد خفیف و اسبی که کند حرکت می‌کند فرس ثقیل گویند «انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً» (توبه/41) (مفردات ألفاظ القرآن، ص288)؛ و در اینجا «خفاف» جمع «خفیف» است؛ همان گونه که «ثقال» جمع «ثقیل» است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص94)

گاه خفیف را به اعتبار آنچه مردم نیکو می‌شمرند (در فارسی: سبکبار) و ثقیل را به اعتبار آنچه ناخوش دارند، به کار می‌برند؛ و لذا در این حالت خفیف مدح، و ثقیل، مذمت است، مانند «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ» ‏(أنفال/66)، «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذاب» (بقرة/86 و 162، آل عمران/88)، و به نظر می‌رسد تعبیر «حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً» (أعراف/189) هم از همین باب باشد. (مفردات ألفاظ القرآن، ص288)

گاهی بالعکس، خفیف را در مورد فرد سبکسر و لاابالی به کار می‌برند و ثقیل را در مورد شخص وزین و متین؛ که در این حالت خفیف مذمت و ثقیل مدح است؛ مانند آیه «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ» (مومنون/102-103) که اشاره به کثرت و قلت اعمال صالح است. (مفردات ألفاظ القرآن، ص289)

برخی این گونه بین معانی مختلف فوق جمع کرده‌اند که «خفت» هم در مورد امور مادی به کار می‌رود و هم در امور معنوی؛ در امور مادی همان سبکی و کم‌وزنی است؛ و در امور معنوی، به مناسبت، در مورد رقت و سرعت حرکت، و کمیِ چیزی، و سبکسری و جهالت، و حماقت، و خواری به کار می‌رود (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص94)

وقتی این ماده به باب تفعیل می‌رود (تخفیف) به معنای چیزی را خفیف قرار دادن و از شدت و سنگینی آن کاستن است «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ» ‏(أنفال/66)، «ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ» (بقره/178) «يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ» (نساء/28) و اینکه در مورد عذاب هم از این تعبیر استفاده شده: «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذاب» (بقرة/86 و 162، آل عمران/88) «ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ» (غافر/49) دلالت بر مبالغه و شدت عذاب دارد؛ یعنی از شدت آن کم نمی‌شود چه رسد به اینکه عذاب از آنان برداشته شود.

وقتی به باب استفعال (استخفاف) می‌رود به معنای طلب خفیف شدن است «جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ» (نحل/80)؛ که غالبا در مورد خفت معنوی و خوار کردن به کار می‌رود «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوه» (زخرف/54) (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص94) و نیز گفته‌اند به معنای آن است که آنان را در بدن و عزم و تصمیمشان خفیف و سست یافت؛ و نیز گفته شده به معنای آن است که آنان را بوالهوس و سبکسر یافت؛ در مورد آیه «وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لا يُوقِنُونَ» (روم/60) هم گفته‌اند که به معنای تو را متزلزل نکنند و با شبهاتی که می‌افکنند نسبت به اعتقاداتت سست نکنند. (مفردات ألفاظ القرآن، ص289)

ماده خفف و مشتقات آن 17 بار در قرآن کریم به کار رفته است.


  1. . حسن جبل با توجه به تحلیل حروف این کلمه (که حرف خ برای تعبیر از یک تخلخلی در درون شیء به کار می‌رود و حرف ف برای تعبیر از خزوج چیزی با قوت و دور شدن آن، و در پی هم آمدن این دو برای تعبیر از آن چیزی که درون جسمی را پر می‌کند و دیگر وزنی برای آن باقی نمی‌گذارد به کار می‌رود) و با استناد به کلماتی همچون «خُفّ بعیر» که به معنای سم شتر است؛‌یا .... بر این باور است معنای اصلی آن عبارت است از کم بودن وزن چیزی به خودی خود یا کم بودن وزنش و همه آن را بر دوش حامل آن آنداختن
    قلة کثافة الشیء فی نفسه أو قلة‌ کثافته و ترکزه علی حامله. (صوتیا: الخاء تعبیر عن تخلخل باطن الجرم و الفاء تعبیر عن خروج بقوة و إبعاد و الفصل منهما یعبر عما یشبع فراغ جرم الشیء فلا تکون له کثافة و ثقل. و فی (خفو خفی) أضاف اشتمال الواو (و اتصال الیاء) فیظهر ظهورا ضعیفا کظهور البرق ظهرا ضعیفا من وراء السحاب). (المعجم الإشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم، ص۵۸۰-۵۸۱)
    ↩

1) در منابع اهل سنت از امام حسن مجتبی ع روایت شده که:

مراد از اینکه «انسان ضعیف آفریده شد» ضعیف الخلقه بودن وی است به نحوی که کوچکترین حادثه‌ای که بر او وارد شود او را به درد و جزع وادارد.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص15

عن الحسن رضي اللّه تعالی عنه:

أن المراد ضعيف الخلقة يؤلمه أدنی حادث نزل به.

2) در فرازی از نهمین دعای امام سجاد ع در صحیفه سجادیه آمده است:

خدایا! و همانا تو ما را از ضعف آفریدی؛ و بر سستی بنا نمودی؛ و از آبی پست و بی‌مقدار آغازیدی؛ پس تحول ما را جز به قوت خود قرار مده؛ و هیچ قوتی نداریم جز به یاری تو؛ پس ما را با توفیق خود تایید فرما؛ و به محکم ساختن خویش مسدد فرما، و چشمان دل ما را از آنچه برخلاف محبت توست کور نما! و در هیچ جایی از جوارح ما اجازه ورود معصیت مده!

الصحيفة السجادية، دعاء9

(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الِاشْتِيَاقِ إِلَی طَلَبِ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ)

... اللَّهُمَّ وَ إِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنَا، وَ عَلَی الْوَهْنِ بَنَيْتَنَا، وَ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ابْتَدَأْتَنَا، فَلَا حَوْلَ لَنَا إِلَّا بِقُوَّتِكَ، وَ لَا قُوَّةَ لَنَا إِلَّا بِعَوْنِكَ فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ، وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ، وَ أَعْمِ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا عَمَّا خَالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لَا تَجْعَلْ لِشَيْ‏ءٍ مِنْ جَوَارِحِنَا نُفُوذاً فِي مَعْصِيَتِك‏...

3) الف. در فرازی از دعای کمیل از امیرالمومنین ع روایت شده است:

ای کریم و ای پروردگار! همانا تو می‌دانی ضعف مرا در خصوص این بلاها و عقوبات اندک دنیا و آنچه از سختی‌ها بر اهلش می‌گذرد؛ با اینکه این بلاء و سختی‌ای است که درنگش کوتاه و بقایش آسان و مدتش کوتاه است؛ پس چگونه تحمل خواهم کرد بلای آخرت و سختی فراوان افتادن در آن را؛ که آن بلایی است که مدتش طولانی است و جای گرفتنش دائم؛ و بر اهل آن تخفیف نمی‌یابد زیرا جز برخاسته از غضب و انتقام و خشم تو نیست؛ و این چیزی است که آسمانها و زمین تاب آن را ندارند؛ پس من چگونه خواهم بود در حالی که من بنده ضعیف و ذلیل و حقیر و مسکین و درمانده‌ای بیش نیستم...

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 847

رُوِيَ أَنَّ كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ النَّخَعِيَّ رَأَی أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع سَاجِداً يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَان‏

... يَا كَرِيمُ يَا رَبِّ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَی أَهْلِهَا عَلَی أَنَّ ذَلِكَ بَلَاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلَاءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا وَ هُوَ بَلَاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ لِأَنَّهُ لَا يَكُونُ إِلَّا عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هَذَا مَا لَا تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِين‏

ب. دعای 21 امام سجاد ع در صحیفه سجادیه با این فراز آغاز می‌شود

خدایا! ای کفایت کننده فرد ضعیف؛ و ای نگهدارنده امر ترسناک؛ خطایا مرا تک و تنها گذاشته و هیچ همراهی ندارم؛ و در برابر غضب تو ضعیف گشته و هیچ تاییدکننده‌ای ندارم؛ و بر خوف دیدار تو مشرف گشته‌ام و کسی نیست که ترسم را آرام کند ...

[در فراز دیگری می‌فرمایند:]

خدایا! صبح و شب کردم در حالی که بنده ذلیل تو بودم؛ نه سودی به خویش می‌توانم برسانم و نه ضرری جز به عنایت تو؛ به این مطلب بر خویش شهادت می‌دهم و به ضعف قوت و بی‌چارگی‌ام اعتراف می‌کنم؛ پس آنچه به من وعده داده‌ای محقق فرما و آنچه به من داده‌ای را [به جود و کرمت] تمام فرما؛ که همانا من بنده توام، بنده‌ای مسکین و درمانده و ضعیف و بیچاره و حقیر و خوار و فقیر و ترسان و پناهجو....

الصحيفة السجادية، (دعاء21)

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَايَا:

اللَّهُمَّ يَا كَافِيَ الْفَرْدِ الضَّعِيفِ، وَ وَاقِيَ الْأَمْرِ الْمَخُوفِ، أَفْرَدَتْنِي الْخَطَايَا فَلَا صَاحِبَ مَعِي، وَ ضَعُفْتُ عَنْ غَضَبِكَ فَلَا مُؤَيِّدَ لِي، وَ أَشْرَفْتُ عَلَی خَوْفِ لِقَائِكَ فَلَا مُسَكِّنَ لِرَوْعَتِي

... إِلَهِي أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ عَبْداً دَاخِراً لَكَ، لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً إِلَّا بِكَ، أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَی نَفْسِي، وَ أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي، فَأَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي، وَ تَمِّمْ لِي مَا آتَيْتَنِي، فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ الضَّرِيرُ الْحَقِيرُ الْمَهِينُ الْفَقِيرُ الْخَائِفُ الْمُسْتَجِيرُ...

4) الف. از امیرالمومنین ع روایت شده است:

دوست داشتنی‌ترین دین شما در پیشگاه خداوند همان دین حنیف آسان و آسان‌گیرنده است.

من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص12

سُئِلَ عَلِيٌّ ع ... فَقَالَ ... فَإِنَّ أَحَبَّ دِينِكُمْ إِلَی اللَّهِ الْحَنِيفِيَّةُ السَّمْحَةُ السَّهْلَة.

این جمله امیرالمومنین ع اشاره است به روایت نبوی که خداوند شریعت اسلام را شریعت «سمحه سهله» قرار داده است؛ و این مضمونی است که هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت روایت شده است:

ب. در کتب شیعه از ابوذر روایت شده است که پیامبر ص به او فرمودند:

ای ابوذر! همانا خداوند حضرت عیسی بن مریم را با رهبانیت فرستاد ومرا به دین حنیف سهل‌گیرانه؛ و نزد من زنان و بوی خوش محبوب جلوه داده شد؛ و نور دیده من در نماز است.

الأمالي (للطوسي)، ص528

حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الطُّوسِيُّ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا رَجَاءُ بْنُ يَحْيَی بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَبَرْتَائِيُّ الْكَاتِبُ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ ثَلَاثِ مِائَةٍ وَ فِيهَا مَاتَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمُّ، عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ، عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي ذُبَيٍّ الْهُنَائِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو حَرْبِ بْنُ أَبِي الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيُّ، عَنْ أَبِيهِ أَبِي الْأَسْوَدِ، قَالَ: قَدِمْتُ الرَّبَذَةَ فَدَخَلْتُ عَلَی أَبِي ذَرٍّ جُنْدَبِ بْنِ جُنَادَةَ فَحَدَّثَنِي أَبُو ذَرٍّ، قَالَ: دَخَلْتُ ذَاتَ يَوْمٍ فِي صَدْرِ نَهَارِهِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي مَسْجِدِه‏ ...

يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَی) بَعَثَ عِيسَی ابْنَ مَرْيَمَ بِالرَّهْبَانِيَّةِ، وَ بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ، وَ حُبِّبَتْ إِلَيَّ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ، وَ جُعِلَتْ فِي الصَّلَاةِ قُرَّةُ عَيْنِي.

ج. در کتب اهل سنت هم از ابوامامه روایت شده که وی گفته است:

در یکی از جنگها همراه با رسول الله از مدینه بیرون رفته بودیم. در راهی یکی از ما از غاری عبور کرد که مقداری آب در آنجا بود؛ با خود گفت کاش همینجا بمانم و از این آب و گیاهانی که اطراف غار است ارتزاق کنم و از دنیا کناره گیرم؛ و گفت وقتی به پیامبر برسم در مورد چنین تصمیمی از ایشان سوال خواهم کرد. به پیامبر ص رسید و گفت: ای پیامبر خدا ! من از غاری عبور کردم که در آن آب و گیاهان خوراکی موجود بود، با خود گفتم در اینجا بمانم و از دینا کناره گیرم.

پیامبر ص فرمود: خداوند مرا به یهودیت و نصرانیت مبعوث نفرمود؛ بلکه من به دین حنیف سهل‌گیرانه مبعوث شده ام.

مسند أحمد (ط الرسالة) ج36، ص624؛ الجامع الصحيح للسنن والمسانيد، ج7، ص351

حَدَّثَنَا أَبُو الْمُغِيرَةِ، حَدَّثَنَا مُعَانُ بْنُ رِفَاعَةَ، حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ يَزِيدَ، عَنْ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِي أُمَامَةَ قَالَ: خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ [آله و]سَلَّمَ فِي سَرِيَّةٍ مِنْ سَرَايَاهُ قَالَ: فَمَرَّ رَجُلٌ بِغَارٍ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَاءٍ قَالَ: فَحَدَّثَ نَفْسَهُ بِأَنْ يُقِيمَ فِي ذَلِكَ الْغَارِ فَيَقُوتُهُ مَا كَانَ فِيهِ مِنْ مَاءٍ وَيُصِيبُ مَا حَوْلَهُ مِنَ الْبَقْلِ، وَيَتَخَلَّی مِنَ الدُّنْيَا، ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنِّي أَتَيْتُ نَبِيَّ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ [آله و]سَلَّمَ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ فَإِنْ أَذِنَ لِي فَعَلْتُ، وَإِلَّا لَمْ أَفْعَلْ. فَأَتَاهُ فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللهِ، إِنِّي مَرَرْتُ بِغَارٍ فِيهِ مَا يَقُوتُنِي مِنَ الْمَاءِ وَالْبَقْلِ، فَحَدَّثَتْنِي نَفْسِي بِأَنْ أُقِيمَ فِيهِ وَأَتَخَلَّی مِنَ الدُّنْيَا. قَالَ: فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ [آله و]سَلَّمَ: " إِنِّي لَمْ أُبْعَثْ بِالْيَهُودِيَّةِ وَلَا بِالنَّصْرَانِيَّةِ، وَلَكِنِّي بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ

د. یا بر طبق برخی دیگر از نقلها فرمودند:

«من به دین حنیف سهله سمحه مبعوث شده‌ام.»

تفسير البغوي، ج1، ص601

وَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ [آله و]سَلَّمَ «بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ».۱

5) در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده است:

خیری در زنان نیست چاره‌ای هم از آنها نیست؛ بر شخص بزرگوار (کریم) غلبه می‌یابند و فرد پست و لیئم است که بر آنان غلبه می‌کند؛ و من دوست دارم که فردی بزرگوار (کریم) ولی مغلوب باشم تا فردی لئیم ولی غالب.

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص15؛ تفسير حدائق الروح والريحان في روابي علوم القرآن، ج6، ص32

وقد ورد عن النبي صلی الله عليه [و آله] وسلم:

لا خير في النساء ولا صبر عنهن يغلبن كريمًا ويغلبهن لئيم، فأحب أن أكون كريمًا مغلوبًا ولا أحب أن أكون لئيمًا غالبًا.


  1. . این روایت در نهج البلاغة خطبه 114 هم شاید در همین راستا قابل توجه باشد:
    إِنَّ الَّذِي أُمِرْتُمْ بِهِ أَوْسَعُ مِنَ الَّذِي نُهِيتُمْ عَنْهُ وَ مَا أُحِلَ‏ لَكُمْ أَكْثَرُ مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ فَذَرُوا مَا قَلَّ لِمَا كَثُرَ وَ مَا ضَاقَ لِمَا اتَّسَع‏
    ↩
📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

1) «یریدُ اللَّهُ أَنْ یخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً»

ميان تكوين و آفرينش انسان، و تشريع و احكام الهی هماهنگی است. (تفسير نور، ج‏2، ص274)

نکته تخصصی انسان‌شناسی و فلسفه دین

انسان موجودی است که وضع بالفعلش مطلوب نیست و باید حرکت و رشد کند تا به وضع مطلوب خود برسد. پس هرقانون و برنامه‌ای برای انسان باید رشد و حرکت او را جدی بگیرد.

اگر به این نکته توجه شود معلوم می‌گردد که احکام الهی، برخلاف آنچه بسیاری می‌پندارند، از باب سخت‌گیری بر انسان نیست. بلکه خداوند می‌داند که انسان ضعیف آفریده شده و بسیاری از محرمات و قوانینی که برای انسان قرار داده، در واقع با ملاحظه همین ضعف انسان و از باب تخفیف بر انسان است تا بتواند با سادگی تمام این مسیر را بپیماید.

اینکه شریعت الهی شریعت سمحه سهله (آسان و آسان‌گیر) است معنایش این نیست که سختی‌ای در آن نیست؛ بلکه معنایش این است که برای پیمودن راه رشد از این آسان‌تر دیگر فرض ندارد؛ و هرکس که با ادعای آزادی و آسان‌گیری راه دیگری را نشان می‌دهد در واقع می‌خواهد انسان را به بیراهه ببرد.

2) «یریدُ اللَّهُ أَنْ یخَفِّفَ عَنْكُمْ»

اسلام، دين آسانی است و بن‏بست ندارد. (تفسير نور، ج‏2، ص274)

اینکه خداوند می‌خواهد که بر شما تخفیف دهد، مضمونی است که در آیات دیگر هم با تعابیر دیگر مورد تاکید قرار گرفته است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:

«وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ: و بار سنگين و زنجيرهايی را كه بر گردنشان است (رسوم جاهليت و احكام سخت شرايع گذشته را) از دوش آنها برمی‏دارد» (أعراف/157)

«يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ: خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما سختی نمی‌خواهد» (بقرة/185)

«هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ: او شما را برگزید و برای شما در دین حرج و مضیقه‌ای قرار نداده است» (حج/78)

3) «یریدُ اللَّهُ أَنْ یخَفِّفَ عَنْكُمْ»

مشكل‏تراشی در ازدواج، خلاف خواست خداست. (تفسير نور، ج‏2، ص274)

4) «يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ»

پيروی و پايبندی شما در احكام ازدواج، زمينه‏ی سبكباری و دورماندن جامعه از آفات و مشقات است. (تفسير نور، ج‏2، ص274)

5) «یریدُ اللَّهُ أَنْ یخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً»

تكاليف دينی، بر اساس توان و طاقت انسان است. (تفسير نور، ج‏2، ص274)

در این آیه تخفیفی که بر انسان داده شده، ناشی از ضعف در آفرینش انسان معرفی گشته است؛ مفسران درباره مراد از این ضعف و این تخفیف چندین تحلیل ارائه داده‌اند که بر اساس قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا همگی می‌تواند مد نظر بوده باشد:

الف. انسان در مساله شهوت و در قبال جنس مخالف ضعیف آفریده شده است؛ و به همین جهت خداوند در احکام زناشویی تخفیفات فراوانی به انسان داده است؛ مانند جواز متعه و جواز ازدواج با کنیزان و ... (طاوس و مجاهد، به نقل از مجمع البيان، ج‏3، ص58).

ب. انسان به طور کلی موجودی ضعیف و ناتوان آفریده شده است؛ و از این رو، خداوند هم احکام نظام شریعتش را بر تخفیف و سهل‌گیری قرار داده است. (به نقل از مجمع البيان، ج‏3، ص58).

ج. انسان در قبال مساله شهوت ویا به طور کلی ضعیف آفریده شده، از این رو خداوند با گشودن باب توبه و قبول کردن توبه وی، بر وی تخفیف داده است. (به نقل از مجمع البيان، ج‏3، ص58).

د. ...

نظرات کاربران

ثبت نظر