1) از امام صادق ع از پدشان از جدشان از امیرالمومنین ع روایت شده که پیامبر اکرم ص به وی فرمود:
یا علی! همانا عبدالمطلب پنج سنت را در زمان جاهلیت برقرار کرد که خداوند در اسلام هم آنان را جاری فرمود:
او زنان پدران را بر پسران حرام شمرد؛ خداوند هم نازل فرمود: «و ازدواج مکنید با آن زنانی که پدرانتان نکاح کردند» (نساء/22)؛
و گنجی یافت و خمس آن را جدا کرد و صدقه داد؛ خداوند هم نازل فرمود: «و بدانید هرآن چیزی که به چنگ آوردید پس همانا یک پنجم آن است از آن خداوند ...» (انفال/41)
و هنگامی که چاه زمزم را حفر کرد آن را «سقایة الحاج: سقاییِ حاجیان» نامید و خداوند هم نازل فرمود: آیا سقایی حاجیان و آبادانی مسجدالحرام را همانند کسی میدانید که به خدا و روز آخرت ایمان آورد» (توبه/19)
و در [دیه] قتل، صد شتر مقرر داشت و خداوند عز و جل هم در اسلام همین را مقرر فرمود؛
و در میان قریش طواف تعداد معینی نداشت؛ و عبدالمطلب هفت دور را سنت کرد و خداوند هم در اسلام همین را جاری نمود.
یا علی! همانا عبدالمطلب کسی بود که با «أزلام» [= تیرهای قماربازی] [گوشت قربانی را] تقسیم نمیکرد [اشاره به مائده/3] و بتها را نمیپرستید و از آنچه برای بتان ذبح شده بود، نمیخورد [مائده/3) و میگفت: من بر دین حضرت ابراهیم ع هستم.
الخصال، ج1، ص312-313
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الشَّاهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو حَامِدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو یزِیدَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ صَالِحٍ التَّمِیمِی عَنْ أَبِیهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَبُو مَالِكٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِی ص أَنَّهُ قَالَ: فِی وَصِیتِهِ لَهُ:
یا عَلِی إِنَّ عَبْدَ الْمُطَّلِبِ سَنَّ فِی الْجَاهِلِیةِ خَمْسَ سُنَنٍ أَجْرَاهَا اللَّهُ لَهُ فِی الْإِسْلَامِ:
حَرَّمَ نِسَاءَ الْآبَاءِ عَلَی الْأَبْنَاءِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ»؛
وَ وَجَدَ كَنْزاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ الْخُمُسَ وَ تَصَدَّقَ بِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ الْآیةَ؛
وَ لَمَّا حَفَرَ زَمْزَمَ سَمَّاهَا سِقَایةَ الْحَاجِّ فَأَنْزَلَ اللَّهُ «أَ جَعَلْتُمْ سِقایةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ» الْآیةَ؛
وَ سَنَّ فِی الْقَتْلِ مِائَةً مِنَ الْإِبِلِ فَأَجْرَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ فِی الْإِسْلَامِ؛
وَ لَمْ یكُنْ لِلطَّوَافِ عَدَدٌ عِنْدَ قُرَیشٍ فَسَنَّ فِیهِمْ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ فَأَجْرَی اللَّهُ ذَلِكَ فِی الْإِسْلَامِ.
یا عَلِی إِنَّ عَبْدَ الْمُطَّلِبِ كَانَ لَا یسْتَقْسِمُ بِالْأَزْلَامِ وَ لَا یعْبُدُ الْأَصْنَامَ وَ لَا یأْكُلُ مَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُب؛ وَ یقُولُ أَنَا عَلَی دِینِ أَبِی إِبْرَاهِیمَ.
این روایت گزیدهای از یک سلسله وصایای پیامبر ص است به حضرت امیر که متن کامل آن وصایا در: من لا یحضره الفقیه، ج4، ص353-375 و مكارم الأخلاق، ص434-445 آمده است.
2) از امام کاظم ع از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: از پدرم سوال شد از آن روابط جنسیای که خداوند عز و جل حرمتش را در قرآن اعلام کرد و آنچه که حرمتش را پیامبر ص در سنتش اعلام فرمود.
فرمودند: خداوند سی و چهار وجه را حرام کرد: هفدهتا را در قرآن و هفدهتا را در سنت [نبوی].
اما آن که در قرآن است، عبارت است از «زنا» که خداوند عز و جل فرمود «به زنا نزدیک نشوید» (اسراء/32) و ازدواج با زن پدر که خداوند فرمود: «و ازدواج مکنید با آن زنانی که پدرانتان نکاح کردند» (نساء/22) و «مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و همههایتان و خالههایتان و دخترانِ برادر و دخترِان خواهر و مادرانی که به شما شیر دادهاند . خواهران شیریتان و مادران زنانتان، و دخترانی که در دامان شمایند از زنانی که با آن زنان نزدیکی کردهاید که اگر نزدیکی رخ نداده باشد اشکالی بر شما نیست؛ و زنان پسرانی که از صلب شمایند، و اینکه بین دو خواهر جمع کنید مگر آنچه قبلا گذشته است» (نساء/23) و زن حائض مگر اینکه پاک شود که خداوند عز و جل فرمود «و بدانان نزدیک نشوید تا اینکه پاک شوند» (بقره/222) و نکاح در زمان اعتکاف که فرمود: «و با آنان مباشرت نکنید در حالی که در مساجد در اعتکافید» (بقره/187)
و اما آنچه در سنت است عبارت است از: نزدیکی کردن در روزهای ماه رمضان، و ازدواج دو نفر که همدیگر را لعان کردهاند [زن و شوهری که شوهر ادعا کرده زنش به او خیانت جنسی کرده و از این رو، هریک دیگری را لعن کرده و با لعن از همدیگر جدا شدهاند] و ازدواجی که در ایام عِدّه انجام شود؛ و محرم، اعم از اینکه ازدواج کند یا ازدواجی را اجرا نماید؛ و کسی که ظهار کند [احزا/4 و مجادله/2-3] تا پیش از اینکه کفاره دهد؛ و ازدواج با زن مشرک؛ و ازدواج کردن مرد با زنی که نُه بار بعد از گذشتن عِدّه طلاقش داده است [یعنی نه بار در ایام عده، طلاق داده و رجوع کرده است] و با داشتن زن آزاد، زن کنیز را به همسری درآوردن؛ و با داشتن زن مسلمان، زن اهل کتاب را به همسری درآوردن، و با داشتن زنی، خواهرزاده یا برادرزادهی همان زن را به همسری درآوردن؛ و ازدواج با کنیز بدون اجازه صاحبش، و به همسری در آوردن کنیز برای کسی که میتواند زن آزاد را به همسری درآورد؛ و با زنی از اسیران را قبل از تقسیم غنایم تصاحب کردن، و کنیز مشترک [یعنی اینکه چند نفر با یک کنیز رابطه برقرار کنند] و کنیز خریداری شده قبل از اینکه ایام عدهاش بسر آید؛ و کنیز مکاتبهای* که مقداری از پول خود را ادا کرده است.
* مکاتبه: قانونی است در اسلام، که از طریق آن برده و کنیز میتوانند با اموالی که به نحو مشروع به دست میآورند تدریجا قیمت خود را بپردازند و آزاد شوند.
الخصال، ج2، ص: 532-533
حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ حَمْزَةَ بْنِ عَلِی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یزْدَادَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكُوفِی قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ سَهْلُ بْنُ صَالِحٍ الْعَبَّاسِی قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْآمُلِی قَالَ: حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: سُئِلَ أَبِی ع عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْفُرُوجِ فِی الْقُرْآنِ وَ عَمَّا حَرَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی سُنَّتِهِ فَقَالَ: الَّذِی حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَةٌ وَ ثَلَاثُونَ وَجْهاً سَبْعَةَ عَشَرَ فِی الْقُرْآنِ وَ سَبْعَةَ عَشَرَ فِی السُّنَّةِ فَأَمَّا الَّتِی فِی الْقُرْآنِ فَالزِّنَا قَالَ: اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی» وَ نِكَاحُ امْرَأَةِ الْأَبِ قَالَ: اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ» وَ «أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِی أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَیكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَینَ الْأُخْتَینِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» وَ الْحَائِضُ حَتَّی تَطْهُرَ قَالَ: اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یطْهُرْنَ» وَ النِّكَاحُ فِی الِاعْتِكَافِ قَالَ: اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِی الْمَساجِدِ».
وَ أَمَّا الَّتِی فِی السُّنَّةِ: فَالْمُوَاقَعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ نَهَاراً وَ تَزْوِیجُ الْمُلَاعَنَةِ بَعْدَ اللِّعَانِ وَ التَّزْوِیجُ فِی الْعِدَّةِ وَ الْمُوَاقَعَةُ فِی الْإِحْرَامِ وَ الْمُحْرِمُ یتَزَوَّجُ أَوْ یزَوِّجُ وَ الْمُظَاهِرُ قَبْلَ أَنْ یكَفِّرَ وَ تَزْوِیجُ الْمُشْرِكَةِ وَ تَزْوِیجُ الرَّجُلِ امْرَأَةً قَدْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ تِسْعَ تَطْلِیقَاتٍ وَ تَزْوِیجُ الْأَمَةِ عَلَی الْحُرَّةِ وَ تَزْوِیجُ الذِّمِّیةِ عَلَی الْمُسْلِمَةِ وَ تَزْوِیجُ الْمَرْأَةِ عَلَی عَمَّتِهَا وَ خَالَتِهَا وَ تَزْوِیجُ الْأَمَةِ مِنْ غَیرِ إِذْنِ مَوْلَاهَا وَ تَزْوِیجُ الْأَمَةِ عَلَی مَنْ یقْدِرُ عَلَی تَزْوِیجِ الْحُرَّةِ وَ الْجَارِیةُ مِنَ السَّبْی قَبْلَ الْقِسْمَةِ وَ الْجَارِیةُ الْمُشْتَرَكَةُ وَ الْجَارِیةُ الْمُشْتَرَاةِ قَبْلَ أَنْ یسْتَبْرِئَهَا وَ الْمُكَاتَبَةُ الَّتِی قَدْ أَدَّتْ بَعْضَ الْمُكَاتَبَةِ.
3) الف. از امام باقر ع یا امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
اگر خداوند با این آیه که «و شما را نرسد که رسول الله را اذیت کنید و اینکه ابدا بعد از او با همسرانش ازدواج نمایید» (احزاب/53) ازدواج با همسران پیامبر ص را بر مردم حرام نکرده بود، باز هم بر امام حسن و امام حسین ع [یعنی بر ما اهل بیت ع] حرام بودند به خاطر این سخن خداوند عز و جل که فرمود: «و ازدواج مکنید با آن زنانی که پدرانتان نکاح کردند» (نساء/22) و سزاوار نیست که شخصی با زن پدربزرگ خود ازدواج کند.
الكافی، ج5، ص420؛ النوادر(للأشعری)، ص101؛ تهذیب الأحكام، ج7، ص281؛ الإستبصار، ج3، ص155؛ تفسیر العیاشی، ج1، ص230۱
مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ:
لَوْ لَمْ یحْرُمْ عَلَی النَّاسِ أَزْوَاجُ النَّبِی ص لِقَوْلِ [بِقَوْلِ] اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» حَرُمْنَ [حُرِّمَ] عَلَی الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ ع لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ» وَ لَا یصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ ینْكِحَ امْرَأَةَ جَدِّهِ.
ب. از امام موسی کاظم ع نزد هارون الرشید سعایت کردند. او امام را احضار کرد و گفتگویی بین او و امام ع رد و بدل شد که خود امام ع آن را حکایت کرده است. در فرازی از آن گفتگو آمده است:
هارون گفت: شما چرا جایز شمردید که عامه و خاصه شما را به رسول الله ص منسوب کنند و به شما «ابن رسول الله» بگویند در حالی که شما پسران علی ع هستید و فرد را به پدرش منسوب میکنند، و [حضرت] فاطمه فقط ظرفی [برای انتقال] بوده است، مگر پیامبر از راه مادر جد شما میشود؟!
گفتم: ای خلیفه! اگر پیامبر ص به دنیا برگردد و از دختر تو خواستگاری کند آیا درخواستش را اجابت میکنی؟
گفت: سبحان الله! چگونه ممکن است اجابت نکنم؛ بلکه بر عرب و عجم و قریش بدین جهت افتخار خواهم کرد.
گفتم: اما او هرگز از من چنین درخواستی نخواهد کرد و من هم دخترم را به عقد او درنخواهم آورد.
گفت: چرا؟
گفتم: چون من از فرزندان اویم ولی تو از فرزندان او نیستی!
گفت: احسنت بر تو ای موسی!
عیون أخبار الرضا ع، ج1، ص83-84؛ الإحتجاج (للطبرسی)، ج2، ص391؛ كشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج2، ص251
حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ هَانِی [بْنُ] مُحَمَّدِ بْنِ مَحْمُودٍ الْعَبْدِی قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَحْمُودٍ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ إِلَی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا دَخَلْتُ عَلَی الرَّشِیدِ سَلَّمْتُ عَلَیهِ فَرَدَّ عَلَی السَّلَامَ ثُمَّ قَالَ: یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ خَلِیفَتَینِ یجْبَی إِلَیهِمَا الْخَرَاج؟
... ثُمَّ قَالَ: لِمَ جَوَّزْتُمْ لِلْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّةِ أَنْ ینْسُبُوكُمْ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یقُولُونَ لَكُمْ یا بَنِی رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنْتُمْ بَنُو عَلِی وَ إِنَّمَا ینْسَبُ الْمَرْءُ إِلَی أَبِیهِ وَ فَاطِمَةُ إِنَّمَا هِی وِعَاءٌ وَ النَّبِی ص جَدُّكُمْ مِنْ قِبَلِ أُمِّكُمْ؟
فَقُلْتُ: یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَوْ أَنَّ النَّبِی ص نُشِرَ فَخَطَبَ إِلَیكَ كَرِیمَتَكَ هَلْ كُنْتَ تُجِیبُهُ؟
فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لِمَ لَا أُجِیبُهُ بَلْ أَفْتَخِرُ عَلَی الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ وَ قُرَیشٍ بِذَلِكَ.
فَقُلْتُ: لَهُ لَكِنَّهُ ص لَا یخْطُبُ إِلَی وَ لَا أُزَوِّجُهُ!
فَقَالَ: وَ لِمَ؟
فَقُلْتُ: لِأَنَّهُ ص وَلَدَنِی وَ لَمْ یلِدْكَ.
فَقَالَ: أَحْسَنْتَ یا مُوسَی.
4) الف. از امام باقر ع روایتی درباره حالاتی که افراد بر هم حرام میشوند بیان شده، در فرازی از آن آمده است:
هنگامی که مردی با زنی به طور حلال ازدواج کرد، آن زن بر پدر و فرزند وی دیگر حلال نخواهد بود.
تهذیب الأحكام، ج7، ص281؛ من لا یحضره الفقیه، ج3، ص418
مُحَمَّدُ بْنُ یعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
قَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: ...۲ إِذَا تَزَوَّجَ رَجُلٌ امْرَأَةً تَزْوِیجاً حَلَالًا فَلَا تَحِلُّ الْمَرْأَةُ لِأَبِیهِ وَ لَا لِابْنِهِ.
ب. از امیرالمومنین ع درباره این سخن خداوند عز و جل که میفرماید «و ازدواج مکنید با آن زنانی که پدرانتان نکاح کردند» (نساء/22) فرمودند:
هنگامی که مردی با زنی ازدواج کند، سپس آن مرد از دنیا برود یا آن زن را طلاق دهد، [ازدواج با] آن زن دیگر بر هیچیک از فرزندان آن مرد حلال نیست؛ خواه با هم نزدیکی کرده باشند یا نکرده باشند؛ و همچنین مرد حق ندارد با همسر جد خویش ازدواج کند و آن زن بر فرزندان وی در نسلهای بعد هم حرام است.
دعائم الإسلام، ج2، ص233
عَنْ عَلِی ع أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ» قَالَ:
إِذَا نَكَحَ رَجُلٌ امْرَأَةً ثُمَّ تُوُفِّی عَنْهَا أَوْ طَلَّقَهَا لَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ مِنْ وُلْدِهِ إِنْ دَخَلَ بِهَا أَوْ لَمْ یدْخُلْ بِهَا وَ لَا یتَزَوَّجِ الرَّجُلُ امْرَأَةَ جَدِّهِ وَ هِی مُحَرَّمَةٌ عَلَی وُلْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا.
ج. از امام موسی کاظم ع سوال شد: مردی با زنی ازدواج کرد، ولی پیش از آنکه با او نزدیکی کند از دنیا رفت؛ آیا ازدواج با این زن بر فرزندش حلال است؟
فرمود: همانا آنان [= اهل بیت] آین را ناخوش میدارند زیرا که آن مرد صاحب این گِرِه بوده است.
تهذیب الأحكام، ج7، ص281
رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یونُسَ بْنِ یعْقُوبَ قَالَ:
قُلْتُ: لِأَبِی إِبْرَاهِیمَ مُوسَی ع رَجُلٌ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَمَاتَ قَبْلَ أَنْ یدْخُلَ بِهَا أَ تَحِلُّ لِابْنِهِ.
فَقَالَ: إِنَّهُمْ یكْرَهُونَهُ لِأَنَّهُ مَلَكَ الْعُقْدَةَ.
با توجه به احادیث مختلف فقها در مورد اینکه اگر نزدیکی رخ نداده باشد، باز ازدواج با آن زن بر فرزندان این مرد حرام است یا خیر، اختلاف دارند.
5) الف. ابوبصیر میگوید از ایشان [امام باقر ع یا امام صادق ع] سوال کردم درباره مردی که با زنی رابطه نامشروع برقرار کرده است، آیا ازدواج با این زن بر فرزند یا بر پدرش حلال است؟
فرمود اگر آن پدر یا پسر [آن کسی که ابتدا رابطه برقرار کرده] آن زن را مس کرده و از او کام گرفته، [ازدواج با این زن بر پسر یا پدرش] دیگر حلال نیست.
ب. علی بن جعفر میگوید:
از برادرم امام کاظم ع درباره مردی سوال کردم که با زنی زنا کرده بود که آیا برای پسر آن مرد جایز است با این زن ازدواج کند؟
فرمودند: خیر.
تهذیب الأحكام، ج7، ص282
الف. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ أَ تَحِلُّ لِابْنِهِ أَوْ یفْجُرُ بِهَا الِابْنُ أَ تَحِلُّ لِأَبِیهِ؟
قَالَ: إِنْ كَانَ الْأَبُ أَوِ الِابْنُ مَسَّهَا وَ أَخَذَ مِنْهَا فَلَا تَحِلُّ.
ب. مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَنَی بِامْرَأَةٍ هَلْ تَحِلُّ لِابْنِهِ أَنْ یتَزَوَّجَهَا؟
قَالَ: لَا.