سوره النساء - آیه 21

۹۴۸) سوره نساء (۴) آیه ۲۱ وَ کَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُکُمْ إِلی‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً ۲۱ ذی‌الحجه ۱۴۴۰
۱۳۹۸/۰۶/۰۱

و چگونه آن را بازستانید در حالی که هریک به دیگری کام داده [به هم درآمیخته‌اید] و آن زنان از شما میثاق شدیدی ستانده‌اند؟!

أَفْضی‏

ماده «فضو» یا «فضی» در اصل به معنای وسعت و گستردگی‌ای در چیزی است۱ (معجم المقاییس اللغة، ج‏4، ص508)؛ کلمه «فضاء» از این ماده - در زبان فارسی هم رایج است - به معنای مکان وسیع است، و «أَفْضَی إلی امرأته» کنایه از خلوت کردن با همسر (مفردات ألفاظ القرآن، ص640) و نزدیکی کردن با وی است. (معجم المقاییس اللغة، ج‏4، ص508) برخی وجه تشبیه و کنایه در آیه «أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ» را این دانسته‌اند که گویی جلوی پیکر هریک از زن و مرد دو فضاست که با یکدیگر تلاقی می‌کند؛ و این چنین تشبیهی شواهدی دارد چنانکه تعابیری مانند «أفضَی إلی فلانٍ بسرِّه» ویا «أفضی بیده إلی الأرض» برای جایی که شخص در سجده کف و قسمت داخلی دست را روی زمین قرار دهد، گفته می‌شود؛ و نیز وقتی انگور و خرما را مخلوط کنند «فضا» (با الف مقصوره) گویند و بلکه هر دو چیزی که در ظرفی با هم چنان مخلوط شوند که نتوان آنها را جدا از هم دید، همین تعبیر «فضی» (با الف مقصوره) برایش به کار می‌رود. (معجم المقاییس اللغة، ج‏4، ص509) البته برخی اساساً معنای «أفضی إلی شیء» را به معنای «رسیدن به چیزی به حدی که تماس و لمس رخ دهد»‌ دانسته‌اند (مجمع البیان، ج3، ص40) و از لیث نقل شده که اساساً تعبیر «أفضی فلان إلی فلان» به معنای «شخصی به شخص دیگر برسد» است، بدین جهت که در فُرجه و فضای او قرار گرفته است. (به نقل از مفاتیح الغیب، ج‏10، ص15)

از ماده «فضی» تنها همین یکبار در قرآن کریم استفاده شده است.

میثاقاً

قبلا بیان شد که ماده «وثق» در اصل دلالت دارد بر گره زدن و محکم کردن. «وَثِقَ» به معنای آرامش یافتن و اعتماد کردن به چیزی، و به تعبیر دیگر، اطمینانی است که از محکم‌کاری حاصل می‌شود و «أَوْثَقَ» به معنای محکم کردن؛

«وِثَاق» مصدر باب مفاعله و «وَثَاق» اسم مصدر است که به معنای آن چیزی است که از ماده وثق حاصل می‌شود و لذا به معنای «پیمان» می‌باشد، یعنی چیزی که شخص بدان اعتماد و تکیه می‌کند، و هم به معنای «محکم بستن» و «به بند کشیدن»: «وَ لا یوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ» (فجر/۲۶)؛ «حَتَّی إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ‏» (محمد/۴)؛ و«وُثْقَی» هم مونث از «اَوْثَق» است (صفت تفضیل) و بر شدت محکم‌کاری دلالت می‌کند «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی» (بقره/۲۵۶)؛

«میثَاق» آن چیزی است که موجب حصول اطمینان می‌شود؛ و لذا به معنای عقد و پیمانی است که با عهد و قسم محکم‌کاری شده باشد؛ و «مَوْثِق» میثاقی است که درباره موضوع خاصی قرار داده شده و شخص خود را مقید به انجامش کرده است «حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ‏ … مَوْثِقَهُمْ‏» (یوسف/۶۶).

جلسه ۴۲۶ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-7/


  1. . مرحوم مصطفوی اصل این ماده را خالی بودن از تقیدی خاص دانسته است، اما توجیهش چندان دلچسب نیست. وی می‌گوید:
    أنّ الأصل الواحد فی المادّة: هو الخلوّ من تقید ما. و من مصادیقه: المكان الواسع إذا لوحظ فیه خلوّه و فراغه عن محدودة الأبنیة. و اظهار سرّ أو علم أو خبر مكتوم فیصیر فی خلاء عن المحدودیة. و إخلاء النفس و إفراغه الی التمایل الی زوج. و إخلاء الید عن القبض و الحفظ الی الأرض و مسّها. و هكذا. (التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‏9، ص110)
    ↩

1) از امیرالمومنین ع روایت شده است:

سزاوارترین شروط که وفای به آن لازم است، آن شرط و شروطی است که به واسطه آن روابط جنسی حلال می‌شود.

من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص399

قَالَ: أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:

إِنَّ أَحَقَّ الشُّرُوطِ أَنْ یوفَی بِهَا مَا اسْتَحْلَلْتُمْ بِهِ الْفُرُوجَ.

2) از امام باقر ع روایت شده است:

«میثاق غلیظ» همان عهدی است که هنگام عقد از زوج گرفته شده که «یا به نیکی زنش را نگه دارد و یا با خوبی و خوشی رهایش سازد» (بقره/229)

مجمع البیان، ج‏3، ص42؛ فقه القرآن، ج‏2، ص186

عن أبی جعفر (ع): أن المیثاق الغلیظ هو العهد المأخوذ علی الزوج حالة العقد من «إِمْساك بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْریح بِإِحْسانٍ»

3) از امام باقر ع درباره این سخن خداوند عز وجل که «و آنان از شما میثاق شدیدی گرفته‌اند» سوال شد.

فرمودند: «میثاق» همان کلمه‌ای است که عقد نکاح بر اساس آن انجام شد؛ و «غلیظ» همان آبی از مرد است که به همسرش می‌رساند.

الكافی، ج‏5، ص561 ؛ تفسیر العیاشی، ج‏1، ص229

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیوبَ عَنْ بُرَیدٍ الْعِجْلِی۱‏ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً»؟

قَالَ: الْمِیثَاقُ هِی الْكَلِمَةُ الَّتِی عُقِدَ بِهَا النِّكَاحُ وَ أَمَّا قَوْلُهُ «غَلِیظاً» فَهُوَ مَاءُ الرَّجُلِ یفْضِیهِ إِلَی امْرَأَتِهِ.

4) از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:

زنان را به عنوان امانت خداوند گرفتید و به کلمات الله رابطه جنسی با آنان را بر خود حلال کردید؛ اما امانت همان است که خداوند از آدم گرفت هنگامی که حوا را به همسری او درآورد؛ و اما کلمات همان کلماتی است که خداوند عز و جل بر آدم شرط کرد که او را بپرستد و شریکی برای او قرار ندهد و زنا نکند و غیر از او ولیّ‌ای برنگزیند.

معانی الأخبار، ص212

أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیمَانَ بْنِ دَاوُدَ یرْفَعُ الْحَدِیثَ قَالَ:

قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ ص أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ فَأَمَّا الْأَمَانَةُ فَهِی الَّتِی أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی آدَمَ حِینَ زَوَّجَهُ حَوَّاءَ وَ أَمَّا الْكَلِمَاتُ فَهِی الْكَلِمَاتُ الَّتِی شَرَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا عَلَی آدَمَ أَنْ یعْبُدَهُ وَ لَا یشْرِكَ بِهِ شَیئاً وَ لَا یزْنِی وَ لَا یتَّخِذَ مِنْ دُونِهِ وَلِیاً.

5) پیامبر اکرم در آخرین حجی که بجا آورد در عرفات خطبه‌ای خواندند و در فرازی از آن فرمودند:

ای مردم! همانا زنانتان بر شما حقی دارند و شما را هم بر آنان حقی است؛ حق شما بر آنان این است که کسی را بر بستر [متعلق به] شما وارد نکنند و کسی را دوست ندارید بدون اجازه‌تان در منزلتان وارد نسازند و اینکه فحشائی مرتکب نشوند، که اگر چنین کردند خداوند اجازه داده که بر آنان سخت بگیرید (نساء/19) و آنان را در بسترها ترک گویید و تنبیه‌شان کنید (نساء/34) تنبیهی که به حد آزار نرسد، پس اگر خودداری کردند و شما را اطعات نمودند، روزی آنان و پوشاک آنان در حد عرف برعهده شماست (بقره/233)، که همانا شما آنان را به عنوان امانت خداوند گرفته‌اید و رابطه جنسی با آنان را بر اساس کتاب الله حلال کرده‌اید؛ پس تقوای الهی را در خصوص زنان رعایت کنید و با آنان نیکی بورزید...

تحف العقول، ص33

خطبته ص فی حجة الوداع‏

... أَیهَا النَّاسُ إِنَّ لِنِسَائِكُمْ عَلَیكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَیهِنَّ حَقّاً حَقُّكُمْ عَلَیهِنَّ أَنْ لَا یوطِئْنَ أَحَداً فُرُشَكُمْ وَ لَا یدْخِلْنَ أَحَداً تَكْرَهُونَهُ بُیوتَكُمْ إِلَّا بِإِذْنِكُمْ وَ أَلَّا یأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ فَإِنْ فَعَلْنَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ لَكُمْ أَنْ تَعْضُلُوهُنَّ وَ تَهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَ تَضْرِبُوهُنَّ ضَرْباً غَیرَ مُبَرِّحٍ فَإِذَا انْتَهَینَ وَ أَطَعْنَكُمْ فَعَلَیكُمْ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَ‏ بِالْمَعْرُوفِ أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكِتَابِ اللَّهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ فِی النِّسَاءِ وَ اسْتَوْصُوا بِهِنَّ خَیرا ...

این مضمون با اسناد متعدد، و البته با تفاوتی مختصر در عبارات، در کتب مختلف شیعه (مثلا: الخصال، ج‏2، ص487۲) و اهل سنت (مثلا: صحیح مسلم ج4، ص36؛ ویا شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج‏1، ص127۳) آمده است و در بحار الأنوار (ج‏21، ص405) این سخنان را به نقل از برخی از منابع اهل سنت، به نقل از امام باقر ع از جابربن عبدالله انصاری از پیامبر ص روایت کرده است.۴


  1. . در تفسیر عیاشی نام سوال کننده «یوسف العجلی» است.↩
  2. . حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعِیدٍ الْعَسْكَرِی قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْكَرِیمِ ابْنُ أَخِی أَبِی زُرْعَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا ابْنُ عَوْنٍ قَالَ: حَدَّثَنِی مَكِّی بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْبَلْخِی قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَی بْنُ عُبَیدَةَ عَنْ صَدَقَةَ بْنِ یسَارٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: نَزَلَتْ هَذِهِ السُّورَةُ «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص فِی أَوْسَطِ أَیامِ التَّشْرِیقِ فَعَرَفَ أَنَّهُ الْوَدَاعُ فَرَكِبَ رَاحِلَتَهُ الْعَضْبَاءَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیهِ ثُمَّ قَال‏ ...
    أَیهَا النَّاسُ إِنَّ النِّسَاءَ عِنْدَكُمْ عَوَانٍ [عوار] لَا یمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ فَلَكُمْ عَلَیهِنَّ حَقٌّ وَ لَهُنَّ عَلَیكُمْ حَقٌّ وَ مِنْ حَقِّكُمْ عَلَیهِنَّ أَنْ لَا یوطِئْنَ فُرُشَكُمْ وَ لَا یعْصِینَكُمْ فِی مَعْرُوفٍ فَإِذَا فَعَلْنَ ذَلِكَ فَلَهُنَّ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَا تَضْرِبُوهُن‏.
    ↩
  3. . أیها الناس إن لنسائكم علیكم حقا و لكم علیهن حقا فعلیهن ألا یوطئن فرشكم غیركم و لا یدخلن بیوتكم أحدا تكرهونه إلا بإذنكم و لا یأتین بفاحشة فإن فعلن فقد أذن لكم أن تهجروهن فی المضاجع و تضربوهن فإن انتهین و أطعنكم فعلیكم كسوتهن و رزقهن بالمعروف فإنما النساء عندكم عوان لا یملكن لأنفسهن شیئا أخذتموهن بأمانة الله و استحللتم فروجهن بكلمة الله فاتقوا الله فی النساء و استوصوا بهن خیرا↩
  4. . وَ رَوَی فِی الْمُنْتَقَی (المنتقی فی مولد المصطفی: الباب العاشر فیما كان سنة عشر من الهجرة. و رواه أیضا مسلم فی صحیحه ج4، ص36) بِإِسْنَادِهِ إِلَی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمَا قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِی ... فَقُلْتُ: أَخْبِرْنِی عَنْ حَجَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ: ...
    فَأَتَی بَطْنَ الْوَادِی فَخَطَبَ النَّاسَ و قال: ...
    فَاتَّقُوا اللَّهَ فِی النِّسَاءِ فَإِنَّكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَلَیهِنَّ أَنْ لَا یوطِئْنَ فُرُشَكُمْ أَحَداً تَكْرَهُونَهُ فَإِنْ فَعَلْنَ ذَلِكَ فَاضْرِبُوهُنَّ ضَرْباً غَیرَ مُبَرِّحٍ وَ لَهُنَّ عَلَیكُمْ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏
    ↩

1) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»

بعد از اینکه در آیه قبل هشدار داد که اگر خواستید همسرتان را رها کنید و با شخص دیگری ازدواج کنید، مبادا به بهتان و بهانه‌های مختلف اموال و مهریه‌ای که به او داده‌اید بازپس گیرید؛ اکنون اظهار تعجب می‌کند از کسانی که چنین کاری را مرتکب می‌شوند و دو مطلب را برمی‌شمرد که هریک برای اینکه چنان کاری ناروا شمرده شود کافی است:

یکی اینکه شما با هم همبستر بوده‌اید و چنان به هم نزدیک شده‌اید که گویی یک نفر هستید؛ و این خیلی عجیب است که کسی به خودش یا قسمتی از وی به قسمت دیگری از خودش ظلم کند؛ (المیزان، ج‏4، ص258)

و دوم اینکه آن زنان عهد و میثاق محکمی از شما گرفته بودند؛ علی‌رغم چنان عهد و میثاقی، چنین اقدامی با آنان رواست؟!

2) «... فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً؛ وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»

برای اینکه مردان را از چنین اجحافی در حق زنان بازدارد، در آیه قبل دو علت و در این آیه به دو علت دیگر اشاره کرد. در آیه قبل هشدار داد که اولا این کار بهتان است که یک گناه کبیره است؛ ثانیا «إثم مبین» یعنی گناهی کاملا آشکار است که حتما عقوبت در پی خواهد داشت؛ و در این آیه به دو علت دیگر اشاره می‌کند: یکی اینکه این اندازه نزدیکی که یک نوع الفتی در پی دارد، با آنچنان نامردی‌ای ناسازگار است؛ و دوم اینکه این کار مصداق بارز عهدشکنی است. (مفاتیح الغیب، (فخر رازی) ج‏10، ص15)

3) «وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ»

در بیان امور مربوط به زناشویی، ادب را مراعات كنیم. (تفسیر نور، ج‏2، ص40)

توضیح تفسیری

در نکات ادبی اشاره شد که کلمه «أفضی» ‌از «فضا» (به معنای مکان وسیع) گرفته شده و تعبیر «أفضی بعضکم إلی بعض» به معنای رسیدن کسی به شخص دیگر است؛ درباره اینکه در این آیه تعبیر «أفضی بعضکم إلی بعض» ‌کنایه از چیست، مفسران گفته‌اند:

الف. کنایه از «جماع» است (ابن‌عباس، مجاهد، سدی، به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42)

ب. کنایه از صرف خلوت کردن به نحو خاص با همدیگر است ولو به جماع منجر نشود. (به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42)۱

ج. ...

4) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ»

در نهی از منكر باید از عواطف انسانی هم بهره گرفت. شما كه مدّتها با همسر خود روابط كامل داشته و كامیاب شده‏اید چرا اكنون مهریه او را به ناحقّ پس می‏گیرید. (تفسیر نور، ج‏2، ص40)

5) ‌«وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ»

هنگام ناراحتی‏های زندگی، به یاد لذّت‏های قبل باشیم. (تفسیر نور، ج‏2، ص40)

6) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ»

چرا تعبیر کرد «أفضی بعضکم إلی بعض» و نفرمود «أفضیتم الیهن» ویا نفرمود «أفضی الرجال إلی النساء»؟۲

الف. شاید در مقابل نگرش کالایی به زن، می‌خواهد بر روابط عاطفی طرفینی تاکید کند.

مبارزه اسلام با نگاه کالایی به زن

در واقع، اگر تعبیر به صورتی شبیه «أفضیتم الیهن» ویا «أفضی الرجال إلی النساء» می‌آمد چنین القا می‌شد که چون شما بودید که استفاده‌ای از زنان کرده‌اید، پس حق ندارید پولی که بابت این استفاده داده‌اید را پس بگیرید؛ اما با تعبیر «بعضکم إلی بعض» مساله را طرفینی کرد، یعنی هم شما خود را به آنان رساندید و هم آنان خود را به شما رساندند؛ یعنی إفضاء را مساله‌ای طرفینی معرفی کرد؛ و در واقع‌می‌گوید وقتی که شما می‌خواهید به کسی ظلم کنید که این اندازه با هم درگیر روابط متقابل شده‌اید؟!

تبصره

این تعبیر شاید از بهترین شواهدی است که نشان می‌دهد این سخن که ادبیات قرآن ادبیات مردسالارانه است، تهمتی بیش نیست. در جایی که افراد به طور طبیعی عبارات را به گونه مردسالارانه به کار می‌برند، اسلام از تعبیر طرفینی استفاده می‌کند.

ب. ...

7) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ»

واضح است که عبارت «چگونه آن را بازستانید در حالی که ...» از یک تعجب حکایت دارد. وجه این تعجب چیست؟

الف. شما با هم همبستر بوده‌اید و چنان به هم نزدیک شده‌اید که گویی یک نفر هستید؛ و این خیلی عجیب است که کسی به خودش یا قسمتی از وی به قسمت دیگری از خودش ظلم کند؛ (المیزان، ج‏4، ص258)

ب. او خودش را برای لذت و بهره‌وری شما در اختیارتان قرار داده و یا این کار الفت و مودتی بین شما برقرار شده، چگونه سزاوار است که با کسی که این اندازه به هم الفت گرفته‌اید چنان رفتار کاسب‌کارانه ظالمانه‌ای در پیش گیرید؟! (اقتباس از مفاتیح الغیب، ج‏10، ص16)

ج. ...

8)‌ «أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»

مقصود از میثاق غلظی که زنان از شوهرشان گرفته‌اند چیست؟

الف. همان عهدی است که هنگام عقد از مرد گرفته می‌شود که رفتارش با زن بر اساس «نگه داشتن بر اساس عرف ویا رها کردن با نیکی» (بقره/229) باشد (حدیث2)۳ و واضح است که اگر او را مجبور به پس دادن مهریه‌اش کند به «رها کردن به نیکی» عمل نکرده است. (مفاتیح الغیب، ج‏10، ص16)

ب. خود خطبه عقد است که با آن روابط جنسی بین زن و مرد مجاز می‌شود (حدیث 1 و 3 و 4)۴

ج. این جمله عطف تفسیری جمله قبل است، یعنی همین که بین شما نزدیکی آنچنانی برقرار شد، این یعنی میثاق بسیار شدیدی بین شما بسته شد. (به نقل از مفاتیح الغیب، ج‏10، ص16؛ و بعید نیست حدیث2 موید این برداشت باشد)

د. وابستگی‌ای که با عقد ازدواج بین زن و مرد ایجاد می‌شود که از لوازم آن مهریه‌ای است که تعیین می‌گردد و مرد خود را متعهد به ادای آن معرفی می‌کند. (المیزان، ج‏4، ص258) در واقع، گفته‌اند «مصاحبت بیست روز، انسان را شبیه خویشاوند می‌کند؛ چه رسد به پیوند زوجیت که ارتباطی بسیار شدیدتر بین طرفین ایجاد می‌کند. (به نقل از مفاتیح الغیب، ج‏10، ص16)

ه. ...

9) «وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَیتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً؛ وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»

درباره وضعیت حکمی که در این دو آیه آمده و منسوخ بودن یا نبودن آن سه دیدگاه مطرح است:

الف. این یک آیه محکم و غیرمنسوخ است؛ و اینکه مرد حق دارد در صورت خلع، (مقداری یا کل)‌ مهریه‌‌اش را پس بگیرد، منافاتی با این دو آیه ندارد، زیرا مساله خلع در جایی است که نشوز از جانب زن رخ داده باشد؛ در حالی که این آیه ناظر به بهتان زدن به زن است. (نظر اکثر مفسران شیعه و سنی)

ب. این آیه محکم و غیرمنسوخ است، ولی شامل حال خلع هم می‌شود و لذا حکم خلع را اسلام به رسمیت نمی‌شناسد و مرد تحت هیچ شرایطی حق ندارد مهریه‌ای که داده، پس بگیرد (بكیر بن بكر بن عبد الله المزنی، به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42)؛ که البته این دیدگاه با توجه به احادیثی که درباره جواز خلع آمده مردود است.

ج. این دو آیه با آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یقِیما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَیهِما فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ» (بقره/229) نسخ شده است. (حسن بصری، به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42) معنی این آیه این است: پس اگر بیم آن داشتید كه آن دو [زن و شوهر] حدود خدا را برپا ندارند [یعنی در صورتی كه یكدیگر را نمی‏خواهند یا زن كراهت شدید دارد] حرجی بر آنها نیست در آنچه زن [برای رهایی خود مقداری یا همه مهریه را به عنوان] فدیه دهد [تا مرد او را طلاق دهد]).

10) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی‏ بَعْضُكُمْ إِلی‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»

و چگونه آن را بازستانید در حالی که هریک به دیگری کام داده [به هم درآمیخته‌اید] و آن زنان از شما میثاق شدیدی ستانده‌اند؟!


  1. . چنانکه فخر رازی شرح داده، نظر اول، علاوه بر افراد مذکور نظر مجاهد و ابن‌قتیبه است و شافعی با استناد به این تفسیر است که ادای تمام مهریه را در صورت جماع واجب می‌شمرد.، و نظر دوم روایت کلبی از نظر ابن‌عباس است (که مدعی است «إفضاء» با زیر یک پتو قرار گرفتن حاصل می‌شود، چه جماعی رخ بدهد یا ندهد) و نیز نظر فراء است و ابوحنیفه هم با استناد به این نظر ادای تمام مهریه را با صرف چنین خلوتی لازم دانسته است. (مفاتیح الغیب، ج‏10، ص15)
    البته ظاهرا تلازم منطقی‌ای بین هریک از این دو تفسیر و آن ضابطه فقهی در ادای مهریه نیست (زیرا فقط به این یک امر متوقف نکرد و میثاق غلیظ را هم برشمرد)؛ چنانکه در علمای شیعه هر دو تفسیر از آیه نقل شده (به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42) در عین حال، در بحث مهریه نظر علمای شیعه این است که ادای تمام مهریه منوط به این است که دخول واقع شده باشد.
    ↩
  2. . توجه شود که در نکات ادبی اشاره شد که تعبیر «أفضی فلان الی فلان» رایج است،؛ یعنی این گونه نیست که اصل این تعبیر در زبان عربی صرفا به صورت «بعضکم الی بعض» ‌بیاید؛ و به لحاظ قواعد عربی گفتن «شما به آنها افضاء کردید» کاملا مجاز است؛ از این رو، این سوال، سوالی بجاست.↩
  3. . این نظر بسیاری از مفسران است مانند حسن و ابن‌سیرین و ضحاک و قتاده و سدی (به نقل از مجمع البیان، ج‏3، ص42) و نیز عکرمه و فراء (به نقل از مفاتیح الغیب، ج‏10، ص16)↩
  4. . در مجمع البیان، ج‏3، ص42 مفاد حدیث4 را متمایز از دو حدیث1 و 3 قرار داده و اینها به دو قول تبدیل شده؛ ولی وجه تفاوت این دو معلوم نیست؛ و برخی دیگر از مفسران مانند فخر رازی این دو را ذیل یک قول قرار داده‌اند و ما هم این را رعایت کردیم.
    سخن مرحوم طبرسی چنین است: و ثانیها أن المراد به كلمة النكاح التی یستحل بها الفرج عن مجاهد و ابن زید؛ و ثالثها قول النبی ص أخذتموهن بأمانة الله و استحللتم فروجهن بكلمة الله‏ عن عكرمة و الشعبی و الربیع (مجمع البیان، ج‏3، ص42)
    اما توضیح فخر رازی چنین است:‌ الثانی: قال ابن عباس و مجاهد: المیثاق الغلیظ كلمة النكاح المعقودة علی الصداق، و تلك الكلمة كلمة تستحل بها فروج النساء،قال صلّی اللَّه علیه و [آله و] سلّم: «اتقوا اللَّه فی النساء فإنكم أخذتموهن بأمانة اللَّه و استحللتم فروجهن بكلمة اللَّه».
    ↩

نظرات کاربران

ثبت نظر