📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»
بعد از اینکه در آیه قبل هشدار داد که اگر خواستید همسرتان را رها کنید و با شخص دیگری ازدواج کنید، مبادا به بهتان و بهانههای مختلف اموال و مهریهای که به او دادهاید بازپس گیرید؛ اکنون اظهار تعجب میکند از کسانی که چنین کاری را مرتکب میشوند و دو مطلب را برمیشمرد که هریک برای اینکه چنان کاری ناروا شمرده شود کافی است:
یکی اینکه شما با هم همبستر بودهاید و چنان به هم نزدیک شدهاید که گویی یک نفر هستید؛ و این خیلی عجیب است که کسی به خودش یا قسمتی از وی به قسمت دیگری از خودش ظلم کند؛ (المیزان، ج4، ص258)
و دوم اینکه آن زنان عهد و میثاق محکمی از شما گرفته بودند؛ علیرغم چنان عهد و میثاقی، چنین اقدامی با آنان رواست؟!
2) «... فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً؛ وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»
برای اینکه مردان را از چنین اجحافی در حق زنان بازدارد، در آیه قبل دو علت و در این آیه به دو علت دیگر اشاره کرد. در آیه قبل هشدار داد که اولا این کار بهتان است که یک گناه کبیره است؛ ثانیا «إثم مبین» یعنی گناهی کاملا آشکار است که حتما عقوبت در پی خواهد داشت؛ و در این آیه به دو علت دیگر اشاره میکند: یکی اینکه این اندازه نزدیکی که یک نوع الفتی در پی دارد، با آنچنان نامردیای ناسازگار است؛ و دوم اینکه این کار مصداق بارز عهدشکنی است. (مفاتیح الغیب، (فخر رازی) ج10، ص15)
3) «وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ»
در بیان امور مربوط به زناشویی، ادب را مراعات كنیم. (تفسیر نور، ج2، ص40)
توضیح تفسیری
در نکات ادبی اشاره شد که کلمه «أفضی» از «فضا» (به معنای مکان وسیع) گرفته شده و تعبیر «أفضی بعضکم إلی بعض» به معنای رسیدن کسی به شخص دیگر است؛ درباره اینکه در این آیه تعبیر «أفضی بعضکم إلی بعض» کنایه از چیست، مفسران گفتهاند:
الف. کنایه از «جماع» است (ابنعباس، مجاهد، سدی، به نقل از مجمع البیان، ج3، ص42)
ب. کنایه از صرف خلوت کردن به نحو خاص با همدیگر است ولو به جماع منجر نشود. (به نقل از مجمع البیان، ج3، ص42)۱
ج. ...
4) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ»
در نهی از منكر باید از عواطف انسانی هم بهره گرفت. شما كه مدّتها با همسر خود روابط كامل داشته و كامیاب شدهاید چرا اكنون مهریه او را به ناحقّ پس میگیرید. (تفسیر نور، ج2، ص40)
5) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ»
هنگام ناراحتیهای زندگی، به یاد لذّتهای قبل باشیم. (تفسیر نور، ج2، ص40)
6) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ»
چرا تعبیر کرد «أفضی بعضکم إلی بعض» و نفرمود «أفضیتم الیهن» ویا نفرمود «أفضی الرجال إلی النساء»؟۲
الف. شاید در مقابل نگرش کالایی به زن، میخواهد بر روابط عاطفی طرفینی تاکید کند.
مبارزه اسلام با نگاه کالایی به زن
در واقع، اگر تعبیر به صورتی شبیه «أفضیتم الیهن» ویا «أفضی الرجال إلی النساء» میآمد چنین القا میشد که چون شما بودید که استفادهای از زنان کردهاید، پس حق ندارید پولی که بابت این استفاده دادهاید را پس بگیرید؛ اما با تعبیر «بعضکم إلی بعض» مساله را طرفینی کرد، یعنی هم شما خود را به آنان رساندید و هم آنان خود را به شما رساندند؛ یعنی إفضاء را مسالهای طرفینی معرفی کرد؛ و در واقعمیگوید وقتی که شما میخواهید به کسی ظلم کنید که این اندازه با هم درگیر روابط متقابل شدهاید؟!
تبصره
این تعبیر شاید از بهترین شواهدی است که نشان میدهد این سخن که ادبیات قرآن ادبیات مردسالارانه است، تهمتی بیش نیست. در جایی که افراد به طور طبیعی عبارات را به گونه مردسالارانه به کار میبرند، اسلام از تعبیر طرفینی استفاده میکند.
ب. ...
7) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ»
واضح است که عبارت «چگونه آن را بازستانید در حالی که ...» از یک تعجب حکایت دارد. وجه این تعجب چیست؟
الف. شما با هم همبستر بودهاید و چنان به هم نزدیک شدهاید که گویی یک نفر هستید؛ و این خیلی عجیب است که کسی به خودش یا قسمتی از وی به قسمت دیگری از خودش ظلم کند؛ (المیزان، ج4، ص258)
ب. او خودش را برای لذت و بهرهوری شما در اختیارتان قرار داده و یا این کار الفت و مودتی بین شما برقرار شده، چگونه سزاوار است که با کسی که این اندازه به هم الفت گرفتهاید چنان رفتار کاسبکارانه ظالمانهای در پیش گیرید؟! (اقتباس از مفاتیح الغیب، ج10، ص16)
ج. ...
8) «أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»
مقصود از میثاق غلظی که زنان از شوهرشان گرفتهاند چیست؟
الف. همان عهدی است که هنگام عقد از مرد گرفته میشود که رفتارش با زن بر اساس «نگه داشتن بر اساس عرف ویا رها کردن با نیکی» (بقره/229) باشد (حدیث2)۳ و واضح است که اگر او را مجبور به پس دادن مهریهاش کند به «رها کردن به نیکی» عمل نکرده است. (مفاتیح الغیب، ج10، ص16)
ب. خود خطبه عقد است که با آن روابط جنسی بین زن و مرد مجاز میشود (حدیث 1 و 3 و 4)۴
ج. این جمله عطف تفسیری جمله قبل است، یعنی همین که بین شما نزدیکی آنچنانی برقرار شد، این یعنی میثاق بسیار شدیدی بین شما بسته شد. (به نقل از مفاتیح الغیب، ج10، ص16؛ و بعید نیست حدیث2 موید این برداشت باشد)
د. وابستگیای که با عقد ازدواج بین زن و مرد ایجاد میشود که از لوازم آن مهریهای است که تعیین میگردد و مرد خود را متعهد به ادای آن معرفی میکند. (المیزان، ج4، ص258) در واقع، گفتهاند «مصاحبت بیست روز، انسان را شبیه خویشاوند میکند؛ چه رسد به پیوند زوجیت که ارتباطی بسیار شدیدتر بین طرفین ایجاد میکند. (به نقل از مفاتیح الغیب، ج10، ص16)
ه. ...
9) «وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَیتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً؛ وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»
درباره وضعیت حکمی که در این دو آیه آمده و منسوخ بودن یا نبودن آن سه دیدگاه مطرح است:
الف. این یک آیه محکم و غیرمنسوخ است؛ و اینکه مرد حق دارد در صورت خلع، (مقداری یا کل) مهریهاش را پس بگیرد، منافاتی با این دو آیه ندارد، زیرا مساله خلع در جایی است که نشوز از جانب زن رخ داده باشد؛ در حالی که این آیه ناظر به بهتان زدن به زن است. (نظر اکثر مفسران شیعه و سنی)
ب. این آیه محکم و غیرمنسوخ است، ولی شامل حال خلع هم میشود و لذا حکم خلع را اسلام به رسمیت نمیشناسد و مرد تحت هیچ شرایطی حق ندارد مهریهای که داده، پس بگیرد (بكیر بن بكر بن عبد الله المزنی، به نقل از مجمع البیان، ج3، ص42)؛ که البته این دیدگاه با توجه به احادیثی که درباره جواز خلع آمده مردود است.
ج. این دو آیه با آیه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یقِیما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَیهِما فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ» (بقره/229) نسخ شده است. (حسن بصری، به نقل از مجمع البیان، ج3، ص42) معنی این آیه این است: پس اگر بیم آن داشتید كه آن دو [زن و شوهر] حدود خدا را برپا ندارند [یعنی در صورتی كه یكدیگر را نمیخواهند یا زن كراهت شدید دارد] حرجی بر آنها نیست در آنچه زن [برای رهایی خود مقداری یا همه مهریه را به عنوان] فدیه دهد [تا مرد او را طلاق دهد]).
10) «وَ كَیفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضی بَعْضُكُمْ إِلی بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ میثاقاً غَلیظاً»
و چگونه آن را بازستانید در حالی که هریک به دیگری کام داده [به هم درآمیختهاید] و آن زنان از شما میثاق شدیدی ستاندهاند؟!