1) از امام باقر ع روایت شده است:
اگر مردی بمیرد و پدرش ویا مادرش ویا پسرش ویا دخترش باقی باشند، هریک از این چهار نفر که باشند، کسانی نیستند که خداوند عز و جل در آیه فرموده است «بگو خداوند در مورد کلاله به شما فتوا میدهد» (نساء/176)؛ نه همراه با مادر کسی [از طبقات بعدی] ارث میبرد و نه همراه با پدر و نه همراه با پسرش و یا با دخترش؛ غیر از زن و شوهر؛ که همانا اگر شوهر فرزندی همراهش [به عنوان وارث] نباشد، سهمش از نصف کمتر نمیشود؛ و زن هم، اگر فرزندی همراهش [به عنوان وارث] نباشد، سهمش از یک چهارم کمتر نمیشود.
تفسیر العیاشی، ج1، ص287؛ الكافی، ج7، ص99۱؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص319
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا تَرَكَ الرَّجُلُ أُمَّهُ وَ [أو] أَبَاهُ وَ [أو] ابْنَتَهُ أَوِ ابْنَهُ فَإِذَا هُوَ تَرَكَ وَاحِداً مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعَةِ فَلَیسَ هُوَ مِنَ الَّذِی عَنَی اللَّهُ فِی قَوْلِهِ «قُلِ اللَّهُ یفْتِیكُمْ فِی الْكَلالَةِ» لَیسَ یرِثُ مَعَ الْأُمِّ وَ لَا مَعَ الْأَبِ وَ لَا مَعَ الِابْنِ وَ لَا مَعَ الِابْنَةِ إِلَّا زَوْجٌ أَوْ زَوْجَةٌ فَإِنَّ الزَّوْجَ لَا ینْقُصُ مِنَ النِّصْفِ شَیئاً إِذَا لَمْ یكُنْ مَعَهُ وَلَدٌ وَ لَا ینْقُصُ الزَّوْجَةُ مِنَ الرُّبُعِ شَیئاً إِذَا لَمْ یكُنْ مَعَهَا وَلَدٌ.
2) از امام باقر ع روایت شده است:
هنگامی که مردی بمیرد و فقط خواهری داشته باشد، نصف ماترک از میراث را میگیرد؛ در واقع نصف میراث را بر اساس آیه میگیرد همان گونه که اگر فقط دختری داشته باشد؛ و اگر وارث نزدیکتر دیگری نداشته باشد نصف بقیه به خاطر رابطه خویشاوندی به او میرسد؛ اگر به جای خواهر، برادر باشد، کل میرات به دلالت آیه به او داده میشود زیرا خداوند فرمود «و او [برادر] ارث وی [خواهر] را میبرد اگر که برای خواهر فرزندی نباشد» (نساء/176) و اگر دو خواهر باشند دوسوم را بر اساس آیه میگیرند و یک سوم بقیه را به خاطر نسبت خویشاوندی؛ و «اگر خواهران و برادرانی داشته باشد، پس سهم برادر همانند سهم دو خواهر است»و همه اینها در جایی است که میت فرزند یا پدر و مادر یا همسر نداشته باشد.
تفسیر القمی، ج1، ص160
حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَینَةَ عَنْ بُكَیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ وَ لَهُ أُخْتٌ تَأْخُذُ نِصْفَ مَا تَرَكَ مِنَ الْمِیرَاثِ۲، لَهَا نِصْفُ الْمَیرَاثِ بِالْآیةِ كَمَا تَأْخُذُ الْبِنْتُ لَوْ كَانَتْ، وَ النِّصْفُ الْبَاقِی یرَدُّ عَلَیهَا بِالرَّحِمِ إِذَا لَمْ یكُنْ لِلْمَیتِ وَارِثٌ أَقْرَبَ مِنْهَا، فَإِنْ كَانَ مَوْضِعَ الْأُخْتِ أَخٌ أَخَذَ الْمِیرَاثَ كُلَّهُ بِالْآیةِ لِقَوْلِ اللَّهِ «وَ هُوَ یرِثُها إِنْ لَمْ یكُنْ لَها وَلَدٌ» وَ إِنْ كَانَتَا أُخْتَینِ أَخَذَتَا الثُّلُثَینِ بِالْآیةِ؛ وَ الثُّلُثَ الْبَاقِی بِالرَّحِمِ «وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ» وَ ذَلِكَ كُلُّهُ إِذَا لَمْ یكُنْ لِلْمَیتِ وَلَدٌ أَوْ أَبَوَانِ أَوْ زَوْجَةٌ.
3) عبدالله بن محمد میگوید: به امام صادق ع عرض کردم: مردی از دنیا رفت و فقط دخترش و خواهری که از مادر و پدرش بود برجای ماندند.
فرمود: همه مال از آن دخترش است.
الكافی، ج7، ص104
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ: لَهُ رَجُلٌ تَرَكَ ابْنَتَهُ وَ أُخْتَهُ لِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ.
فَقَالَ: الْمَالُ كُلُّهُ لِابْنَتِهِ.
4) الف. از امام صادق ع روایت شده است:
اگر زنی بمیرد و شوهرش و پدرش و فرزندان پسر و دختری از وی باقی بماند، سهم شوهر یک چهارم است بر اساس کتاب الله، و سهم پدر و مادر، هریک، یک ششم است؛ و مابقی [بین دختران و پسران تقسیم میشود] «پس برای هر پسری همانند سهم دو دختر»
تفسیر العیاشی، ج1، ص226
عَنْ بُكَیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَوْ أَنَّ الْمَرْأَةَ تَرَكَتْ زَوْجَهَا وَ أَبَاهَا وَ أَوْلَاداً ذُكُوراً وَ إِنَاثاً، كَانَ لِلزَّوْجِ الرُّبُعُ فِی كِتَابِ اللَّهِ، وَ لِلْأَبَوَینِ السُّدُسَانِ، وَ مَا بَقِی «فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ».
ب. از زراره روایت شده است که از اموری که بدون هیچ اختلافی بین علمای شیعه از امام باقر و امام صادق ع روایت شده است این است که از آن امام ع درباره زنی سوال شد که از دنیا رفته و شوهرش و مادرش و دو دخترش برجای ماندهاند.
فرمودند: سهم شوهر یک چهارم است و سهم مادر یک ششم است؛ و بقیه به دو دختر میرسد؛ زیرا اگر دو مرد هم بودند سهمی جز آنچه باقی مانده نداشتند؛ و هیچگاه سهم زن از سهم مردی که در همان شرایط و موقعیت قرار دارد بیشتر نمیشود؛ [در واقع، امام توضیح میدهد که چرا با اینکه در آیه سهم دو دختر، دو سوم معرفی شده، اما این نقصان بر سهم دو دختر وارد میشود نه بر سهم همسر و مادر]
و اگر مردی بمیرد و از او مادر یا پدر و همسر و دختری برجای بماند، مبنای تقسیم را بیست و چهار سهم قرار میدهیم؛ که یک هشتم سهم همسرش است، که سه سهم از بیست و چهار سهم میشود؛ و برای پدر یا مادر یک ششم است که چهار سهم میشود؛ برای دختر نصف است که دوازده سهم میشود، و پنج سهم باقی میماند که به دختر، و پدر یا مادر به تناسب سهمهایشان داده میشود و به همسر چیزی از این مازاد داده نمیشود؛
و اگر پدر و مادر و همسر و دختری برجای بماند، مبنای تقسیم را باز همان بیست و چهار سهم قرار میدهیم؛ که یک هشتم سهم همسرش است، که سه سهم از بیست و چهار سهم میشود؛ و برای پدر و مادر دو ششم است که هشت سهم میشود، برای هریک چهار سهم؛ و برای دختر نصف است که دوازده سهم میشود، و یک سهم باقی میماند که به دختر و هریک از پدر و مادر به تناسب سهمهایشان داده میشود و به همسر چیزی از این مازاد داده نمیشود؛
و اگر پدر و شوهر و دختری برجای بماند، برای پدر دو سهم از دوازده سهم، همان یک ششم، است و سهم شوهر یک چهارم است، که سه سهم از دوازده سهم میشود؛ و برای دختر نصف است که شش سهم از دوازده سهم میشود، و یک سهم باقی میماند که به دختر و پدر به تناسب سهمهایشان داده میشود و به شوهر چیزی از این مازاد داده نمیشود؛
و همراه با فرزند هیچیک از آفریدههای خداوند ارث نمیبرد مگر والدین و زن و شوهر؛ و اگر فرزند نداشت، فرزندان فرزند به منزله خود فرزند هستند، پسر باشند یا دختر؛ و فرزندان پسرانِ متوفی به منزله پسراناند و ارث پسران را میبرند؛ و فرزندان دخترانِ متوفی به منزله دختراناند و میراث دختران را میبرند؛ و اینان حاجب [= مانع] این میشوند که والدین و زن و شوهر بیش از سهم خود را ببرند [یعنی اگر فرزند نداشت اما نوه و نتیجه و ... داشت، مازاد ارث به اینها داده میشود و این مازاد دیگر به پدر و مادر و زن و شوهر داده نمیشود]
و همراه با فرزند هیچیک از آفریدههای خداوند ارث نمیبرد مگر والدین و زن و شوهر؛ و اگر فرزند نداشت، فرزندان فرزند به منزله خود فرزند هستند، پسر باشند یا دختر؛ و فرزندان پسرانِ متوفی به منزله پسراناند و ارث پسران را میبرند؛ و فرزندان دخترانِ متوفی به منزله دختراناند و میراث دختران را میبرند؛ و اینان حاجب [= مانع] این میشوند که والدین و زن و شوهر بیش از سهم خود را ببرند، هرچند که فرزندانی در دو نسل یا سه نسل و بیشتر باشند، باز هم ارث فرزندی که در نسل اول است را میبرند و هرکسی را که فرزند مستقیم مانع شود، مانع میشوند [یعنی اگر فرزند نداشت اما نوه و نتیجه و ... داشت، مازاد ارث به اینها داده میشود و این مازاد دیگر به پدر و مادر و زن و شوهر و هیچکس دیگری داده نمیشود]
الكافی، ج7، ص97؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص289
حُمَیدُ بْنُ زِیادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ قَالَ: دَفَعَ إِلَی صَفْوَانُ كِتَاباً لِمُوسَی بْنِ بَكْرٍ، فَقَالَ لی هَذَا سَمَاعِی مِنْ مُوسَی بْنِ بَكْرٍ وَ قَرَأْتُهُ عَلَیهِ فَإِذَا فِیهِ مُوسَی بْنُ بَكْرٍ عَنْ عَلِی بْنِ سَعِیدٍ عَنْ زُرَارَةَ؛ قَالَ: هَذَا مِمَّا لَیسَ فِیهِ اخْتِلَافٌ عِنْدَ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُمَا سُئِلَا عَنِ امْرَأَةٍ تَرَكَتْ زَوْجَهَا وَ أُمَّهَا وَ ابْنَتَیهَا.
فَقَالَ: لِلزَّوْجِ الرُّبُعُ وَ لِلْأُمِّ السُّدُسُ وَ لِلِابْنَتَینِ مَا بَقِی لِأَنَّهُمَا لَوْ كَانَا رَجُلَینِ لَمْ یكُنْ لَهُمَا شَیءٌ إِلَّا مَا بَقِی وَ لَا تُزَادُ الْمَرْأَةُ أَبَداً عَلَی نَصِیبِ الرَّجُلِ لَوْ كَانَ مَكَانَهَا؛
وَ إِنْ تَرَكَ الْمَیتُ أُمّاً أو۳ أَباً وَ امْرَأَةً وَ ابْنَةً فَإِنَّ الْفَرِیضَةَ مِنْ أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ سَهْماً لِلْمَرْأَةِ الثُّمُنُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ مِنْ أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ وَ لِأَحَدِ الْأَبَوَینِ السُّدُسُ أَرْبَعَةُ أَسْهُمٍ وَ لِلِابْنَةِ النِّصْفُ اثْنَا عَشَرَ سَهْماً وَ بَقِی خَمْسَةُ أَسْهُمٍ هِی مَرْدُودَةٌ عَلَی سِهَامِ الِابْنَةِ وَ أَحَدِ الْأَبَوَینِ عَلَی قَدْرِ سِهَامِهِمَا وَ لَا یرَدُّ عَلَی الْمَرْأَةِ شَیءٌ؛
وَ إِنْ تَرَكَ أَبَوَینِ وَ امْرَأَةً وَ بِنْتاً فَهِی أَیضاً مِنْ أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ سَهْماً لِلْأَبَوَینِ السُّدُسَانِ ثَمَانِیةُ أَسْهُمٍ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَرْبَعَةُ أَسْهُمٍ وَ لِلْمَرْأَةِ الثُّمُنُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ وَ لِلِابْنَةِ النِّصْفُ اثْنَا عَشَرَ سَهْماً وَ بَقِی سَهْمٌ وَاحِدٌ مَرْدُودٌ عَلَی الِابْنَةِ وَ الْأَبَوَینِ عَلَی قَدْرِ سِهَامِهِمْ وَ لَا یرَدُّ عَلَی الْمَرْأَةِ شَیءٌ؛
وَ إِنْ تَرَكَ أَباً وَ زَوْجاً وَ ابْنَةً فَلِلْأَبِ سَهْمَانِ مِنِ اثْنَی عَشَرَ وَ هُوَ السُّدُسُ وَ لِلزَّوْجِ الرُّبُعُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ مِنِ اثْنَی عَشَرَ وَ لِلِابْنَةِ النِّصْفُ سِتَّةُ أَسْهُمٍ مِنِ اثْنَی عَشَرَ وَ بَقِی سَهْمٌ وَاحِدٌ مَرْدُودٌ عَلَی الِابْنَةِ وَ الْأَبِ عَلَی قَدْرِ سِهَامِهِمَا وَ لَا یرَدُّ عَلَی الزَّوْجِ شَیءٌ؛
وَ لَا یرِثُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ مَعَ الْوَلَدِ إِلَّا الْأَبَوَانِ وَ الزَّوْجُ وَ الزَّوْجَةُ فَإِنْ لَمْ یكُنْ وَلَدٌ وَ كَانَ وَلَدُ الْوَلَدِ ذُكُوراً كَانُوا أَوْ إِنَاثاً فَإِنَّهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْوَلَدِ وَ وَلَدُ الْبَنِینَ بِمَنْزِلَةِ الْبَنِینَ یرِثُونَ مِیرَاثَ الْبَنِینَ وَ وَلَدُ الْبَنَاتِ بِمَنْزِلَةِ الْبَنَاتِ یرِثُونَ مِیرَاثَ الْبَنَاتِ وَ یحْجُبُونَ الْأَبَوَینِ وَ الزَّوْجَ وَ الزَّوْجَةَ عَنْ سِهَامِهِمُ الْأَكْثَرِ وَ إِنْ سَفَلُوا بِبَطْنَینِ وَ ثَلَاثَةٍ وَ أَكْثَرَ یرِثُونَ مَا یرِثُ وَلَدُ الصُّلْبِ وَ یحْجُبُونَ مَا یحْجُبُ وَلَدُ الصُّلْبِ.
5) روایت شده است که شخصی از امام باقر ع درباره کسی که دو خواهر و شوهرش وارثش باشند، سوال کرد.
فرمود: نصف و نصف.
گفت: خدا کار شما را سامان دهد؛ خداوند برای آن دو خواهر بیش از این قرار داده، سهم آنان دوسوم است.
فرمود: در مورد جایی که وارثش یک برادر و شوهر باشد، چه میگویی؟
گفت: نصف و نصف.
فرمود: آیا این گونه نیست که خداوند هم سهم برادر را معلوم کرد و فرمود: او ارث خواهرش را میبرد اگر که خواهر فرزندی نداشته باشد؟!
الكافی، ج7، ص103؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص293
مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بُكَیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:
سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ أُخْتَینِ وَ زَوْجٍ؟
فَقَالَ: النِّصْفُ وَ النِّصْفُ.
فَقَالَ: الرَّجُلُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَدْ سَمَّی اللَّهُ لَهُمَا أَكْثَرَ مِنْ هَذَا لَهُمَا الثُّلُثَانِ.
فَقَالَ: مَا تَقُولُ فِی أَخٍ وَ زَوْجٍ؟
فَقَالَ: النِّصْفُ وَ النِّصْفُ.
فَقَالَ: أَ لَیسَ قَدْ سَمَّی اللَّهُ الْمَالَ، فَقَالَ: «وَ هُوَ یرِثُها إِنْ لَمْ یكُنْ لَها وَلَدٌ».
6) الف. از امام باقر ع درباره این آیه روایت شده است که «از تو فتوا میطلبند؛ بگو خداوند در مورد کلاله به شما فتوا میدهد؛ اگر مردی بمیرد که او را فرزندی نباشد و [برادری یا] خواهری داشته باشد» مقصود خواهرِ از یک پدر و مادر، و یا خواهرِ پدری است «پس نصف میراث از آنِ وی است؛ و او [آن برادر] از وی [این خواهر] ارث میبرد اگر که وی را فرزندی نباشد؛ ... و اگر برادران و خواهرانی [در کار] بودند، پس برای هر مردی مانند سهم دو زن است» ایناناند که سهم ارثشان زیاد میشود و کم میشود؛ و همچنین فرزندان اینهایند که برایشان زیاد و کم میشود.
تفسیر العیاشی، ج1، ص286
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِهِ «یسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ یفْتِیكُمْ فِی الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ» إِنَّمَا عَنَی اللَّهُ الْأُخْتَ مِنَ الْأَبِ وَ الْأُمِّ أَوْ أُخْتٌ [أُخْتاً] لِأَبٍ «فَلَهَا النِّصْفُ مِمَّا تَرَكَ وَ هُوَ یرِثُها إِنْ لَمْ یكُنْ لَها وَلَدٌ ... وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ» فَهُمُ الَّذِینَ یزَادُونَ وَ ینْقَصُونَ وَ كَذَلِكَ أَوْلَادُهُمْ یزَادُونَ وَ ینْقَصُونَ.
ب. موسی بن بکر میگوید: به زراره گفتم که بکیر برایم از امام باقر ع روایت کرده است که فرمود:
همانا برادران پدری و خواهرانِ از یک پدر و مادر، کسانیاند که سهمشان زیاد و کم میشود؛ زیرا نمیشود که اگر به جای این دختران، برادران و خواهرانِ [کلمه «خواهران» در اینجا احتمالا اشتباه ناسخ بوده و زاید است] از یک پدر و مادر میبودند، سهم این دختران از آنان بیشتر باشد؛ زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «اگر مردی بمیرد که او را فرزندی نباشد و خواهری داشته باشد، پس نصف میراث از آنِ وی است؛ و او [آن برادر] از وی [این خواهر] ارث میبرد اگر که وی را فرزندی نباشد» یعنی میفرماید اگر فرزند نداشته باشد کل مال از آن این برادر خواهد بود؛ پس اینان [علمای مخالف اهل بیت] به کسی که خداوند نصف را برای او معین کرد کامل میدهند و منحرف میشوند پس به کسی که خداوند کل مال را به او داد کمتر از نصف میدهند؛ در حالی که هیچگاه امکان ندارد سهم زن، اگر یک مردی به جایش قرار گیرد، از سهم آن مرد بیشتر شود.
زراره در پاسخم گفت: بله، این مطلب نزد ما شیعیان کاملا واضح است و هیچ اختلافی در آن نیست.
الكافی، ج7، ص104؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص319-320
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَكْرٍ قَالَ:
قُلْتُ: لِزُرَارَةَ: إِنَّ بُكَیراً حَدَّثَنِی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع: أَنَّ الْإِخْوَةَ لِلْأَبِ وَ الْأَخَوَاتِ لِلْأَبِ وَ الْأُمِّ یزَادُونَ وَ ینْقَصُونَ لِأَنَّهُنَ لَا یكُنَّ أَكْثَرَ نَصِیباً مِنَ الْإِخْوَةِ وَ الْأَخَوَاتِ لِلْأَبِ وَ الْأُمِّ لَوْ كَانُوا مَكَانَهُنَّ؛ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ «إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ یرِثُها إِنْ لَمْ یكُنْ لَها وَلَدٌ» یقُولُ یرِثُ جَمِیعَ مَالِهَا إِنْ لَمْ یكُنْ لَهَا وَلَدٌ؛ فَأَعْطَوْا مَنْ سَمَّی اللَّهُ لَهُ النِّصْفَ كَمَلًا وَ عَمَدُوا فَأَعْطَوُا الَّذِی سَمَّی لَهُ الْمَالَ كُلَّهُ أَقَلَّ مِنَ النِّصْفِ؛ وَ الْمَرْأَةُ لَا تَكُونُ أَبَداً أَكْثَرَ نَصِیباً مِنْ رَجُلٍ لَوْ كَانَ مَكَانَهَا.
قَالَ: فَقَالَ: زُرَارَةُ وَ هَذَا قَائِمٌ عِنْدَ أَصْحَابِنَا لَا یخْتَلِفُونَ فِیه.
7) بکیر بن اعین میگوید: خدمت امام باقر ع بودم که شخصی بر ایشان وارد شد و گفت: نظر شما در مورد ارث دو خواهر و یک شوهر چیست؟
فرمود: سهم شوهر نصف است و مابقی از آنِ دو خواهر است.
گفت: ولی مردم این گونه نمیگویند.
فرمود: آنها چه میگویند؟
گفت: میگویند سهم دو خواهر دوسوم است و سهم شوهر نصف؛ پس مال را بر مبنای هفت سهم تقسیم میکنند [یعنی چهار هفتم را به دو دختر میدهند و سه هفتم را به شوهر]
فرمود: چرا چنین میگویند؟
گفت: چون خداوند سهم دو خواهر را دوسوم، و سهم شوهر را نصف قرار داده است!
فرمود: اگر به جای دو خواهر، یک برادر بود چطور؟
گفت: میگویند نصف سهم شوهر است و مابقی سهم برادر!
فرمود: پس به کسی که خداوند در موردش فرموده کل میراث را بدهید نصف میدهند و به کسی که خداوند فرموده دوسوم را بدهید چهار هفتم میدهند؟!
گفت: خداوند کجا چنان چیزی (که سهم برادر کل مال است] را فرموده است؟
فرمود: آیه آخر سوره را بخوان: «از تو فتوا میطلبند؛ بگو خداوند در مورد کلاله به شما فتوا میدهد؛ اگر مردی بمیرد که او را فرزندی نباشد و خواهری داشته باشد، پس نصف میراث از آنِ وی است؛ و او [آن برادر] از وی [این خواهر] ارث میبرد اگر که وی را فرزندی نباشد»
سپس امام باقر ع فرمود: پس سزاوار بود برای این [برادر] کل مال، و برای شوهر نصف مال را قرار دهند و سپس بر اساس هفت قسم تقسیم کنند!
گفت: این طور میگویند.
فرمود: پس این طور میگویند! سپس به من رو کرد و فرمود: بکیر! در سهمهای واجب دقت کردی؟!
گفتم: من با چیزی که نزدم باطل باشد کاری ندارم! [ظاهرا مقصودش این است که من از اینها سردرنمیآورم و لذا بدانها نمیردازم]
فرمود: در آن دقت کن! زیرا وقتی که [مسالهای] پیش آید، در آن تواناتر میشوی.
تفسیر العیاشی، ج1، ص285-286
عَنْ بُكَیرِ بْنِ أَعْینَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ ع فَدَخَلَ عَلَیهِ رَجُلٌ فَقَالَ: مَا تَقُولُ فِی أُخْتَینِ وَ زَوْجٍ؟
قَالَ: فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: لِلزَّوْجِ النِّصْفُ وَ لِلْأُخْتَینِ مَا بَقِی.
قَالَ: فَقَالَ: الرَّجُلُ لَیسَ هَكَذَا یقُولُ النَّاسُ.
قَالَ: فَمَا یقُولُونَ؟
قَالَ: یقُولُونَ لِلْأُخْتَینِ الثُّلُثَانِ وَ لِلزَّوْجِ النِّصْفُ وَ یقَسِّمُونَ عَلَی سَبْعَةٍ.
قَالَ: فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: وَ لِمَ قَالُوا ذَلِكَ؟
قَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ سَمَّی لِلْأُخْتَینِ الثُّلُثَینِ وَ لِلزَّوْجِ النِّصْفَ.
قَالَ: فَمَا یقُولُونَ لَوْ كَانَ مَكَانَ الْأُخْتَینِ أَخٌ؟
قَالَ: یقُولُونَ لِلزَّوْجِ النِّصْفُ وَ مَا بَقِی فَلِلْأَخِ.
فَقَالَ لَهُ: فَیعْطُونَ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ لَهُ بِالْكُلِّ النِّصْفَ وَ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالثُّلُثَینِ أَرْبَعَةً مِنْ سَبْعَةٍ!
قَالَ: وَ أَینَ سَمَّی اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ؟
قَالَ: فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: اقْرَأِ الْآیةَ الَّتِی فِی آخِرِ السُّورَةِ «یسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ یفْتِیكُمْ فِی الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ یرِثُها إِنْ لَمْ یكُنْ لَها وَلَدٌ» قَالَ: فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: إِنَّمَا كَانَ ینْبَغِی لَهُمْ أَنْ یجْعَلُوا لِهَذَا الْمَالِ وَ لِلزَّوْجِ النِّصْفَ ثُمَّ یقْتَسِمُونَ عَلَی تِسْعَةٍ!
قَالَ: فَقَالَ: الرَّجُلُ: هَكَذَا یقُولُونَ.
قَالَ: فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ: فَهَكَذَا یقُولُونَ؟!
ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی فَقَالَ: یا بُكَیرُ نَظَرْتَ فِی الْفَرَائِضِ؟
قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا أَصْنَعُ بِشَیءٍ هُوَ عِنْدِی بَاطِلٌ!
قَالَ: فَقَالَ: انْظُرْ فِیهَا فَإِنَّهُ إِذَا جَاءَتْ تِلْكَ كَانَ أَقْوَی لَكَ عَلَیهَا.
8) محمد بن حسن اشعری میگوید: بین دوتا از پسرعموهایم در تقسیم ارث اختلاف افتاد؛ بدانها گفتم نامهای به امام ع بنویسید تا بر اساس نظر ایشان عمل کنید. همگی با هم نامهای نوشتیم که: فدایتان شویم؛ چه میفرمایید در موردی که زنی بمیرد و شوهر و دخترش، [و خواهرش] که از یک پدر و مادرند باقی باشند؟ و گفتم: فدایت شوم! اگر صلاح میدانی مطلب را دقیقا همان طور که حق است، بفرما.
نامهای از جانب ایشان آمد که: بسم الله الرحمن الرحیم؛ خداوند ما و شما را در عافیت قرار دهد؛ مقصودتان را فهمیدم؛ گفته بودید اگر زنی بمیرد و شوهرش و دخترش، و خواهرش که از یک پدر و مادرند باقی باشند؛ پس واجب است که سهم شوهر را یک چهارم قرار دهند و مابقی سهم دخترش است.
الكافی، ج7، ص100؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص290
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَشْعَرِی قَالَ:
وَقَعَ بَینَ رَجُلَینِ مِنْ بَنِی عَمِّی مُنَازَعَةٌ فِی مِیرَاثٍ؛ فَأَشَرْتُ عَلَیهِمَا بِالْكِتَابِ إِلَیهِ فِی ذَلِكَ لِیصْدُرَا عَنْ رَأْیهِ.
فَكَتَبَا إِلَیهِ جَمِیعاً: جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاكَ مَا تَقُولُ فِی امْرَأَةٍ تَرَكَتْ زَوْجَهَا وَ ابْنَتَهَا [وَ أُخْتَهَا] لِأَبِیهَا وَ أُمِّهَا؛ وَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ رَأَیتَ أَنْ تُجِیبَنَا بِمُرِّ الْحَقِّ.
فَخَرَجَ إِلَیهِمَا كِتَابٌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ عَافَانَا اللَّهُ وَ إِیاكُمَا أَحْسَنَ عَافِیةٍ؛ فَهِمْتُ كِتَابَكُمَا ذَكَرْتُمَا أَنَّ امْرَأَةً مَاتَتْ وَ تَرَكَتْ زَوْجَهَا وَ ابْنَتَهَا وَ أُخْتَهَا لِأَبِیهَا وَ أُمِّهَا؛ فَالْفَرِیضَةُ لِلزَّوْجِ الرُّبُعُ وَ مَا بَقِی فَلِلِابْنَةِ [فَلِلْبِنْتِ].
9) روایتی هست که ابتدایش شبیه حدیثی است که به عنوان حدیث 3 در آیه 12 همین سوره (جلسه 937) گذشت. اما از آنجا که در این روایت امام ع به بحث و محاجه درباره موضوع میپردازد و عمدتا از آیه حاضر استفاده میکند و از این رو، آن را هم در اینجا تقدیم میکنیم.
بکیر میگوید: شخصی بر امام باقر ع وارد شد و در مورد ارث زنی سوال کرد که شوهرش و برادران مادریاش و خواهرِ پدریاش برجای ماندهاند.
فرمود: سهم شوهر نصف است که [اگر کل مال را شش سهم کنیم] سه سهم به او میرسد؛و سهم حواهران مادری یک سوم است، که دو سهم به آنها میرسد؛ و خواهر پدری هم [یک ششم است که] یک سهم دارد.
آن شخص گفت: تقسیم سهمهای واجب توسط زید (و ابنمسعود)* و سهمهایی که علمای اهل سنت و قاضیان تعیین میکنند غیر از این است؛ آنان میگویند: سهم خواهر پدری سه سهم است اگر مبنای تقسیم شش سهم باشد، که این مبنا را به هشت عول میکنند و برمیگردانند [عول کردن: مقسم سهمی را جابجا کردن] [یعنی نهایتا به وی سه هشتم میدهند]
فرمود: چرا چنین میگویند؟
گفت: میگویند چون خداوند فرموده « و اگر خواهری دارد سهم او نصف ماترک است.
امام باقر ع فرمود: اگر این خواهر، برادر بود چطور؟
گفت: سهمش بیش از یک ششم نخواهد بود.
فرمود: پس چرا سهم برادر را کم کردید؛ اگر استدلال شما برای تعیین سهم فوق این است که خداوند سهم خواهر را نصف مقدر کرده، به همان ترتیب خداوند سهم برادر را کل مال قرار داده؛ و کل بیشتر از نصف است [پس اگر وقتی نصف است بر آن اصرار دارید وقتی کل است هم باید بر آن اصرار بورزید] زیرا خداوند فرمود «و برای آن خواهر نصف است» و در مورد برادر فرمود « و او ارث خواهرش را میبرد»یعنی جمیع اموالش را؛ «اگر که فرزندی نداشته باشد»؛ پس چگونه است که به کسی که خداوند جمیع مال را سهم وی قرار داده، از سهمش چیزی نمیدهید ولی برای کسی که خداوند نصف قرار داده اصرار دارید همه سهمش را بدهید؟
گفت: خداوند کار شما را سامان دهد! چگونه ما به خواهر نصف میدهیم و به مرد، اگر مرد باشد، چیزی نمی دهیم؟!
فرمود: شما در جایی که مادر و شوهر و برادران مادری و خواهرِ پدری در کار باشند، میگویید که به شوهر باید نصف داد و به مادر یک ششم و به برادران مادری یک سوم، و به خواهر پدری نصف (سه تا از شش سهم)؛ سپس مبنای شش را به مبنای نُه عول میدهید [تغییر میدهید] و این گونه میگویید. [یعنی مبنا را نه سهم قرار میدهند سپس سه سهم به خواهر پدری، سه سهم به شوهر، دو سهم به مادر و یک سهم به برادران مادری میدهند]
امام باقر ع ادامه داد: حالا اگر به جای خواهر، برادر پدری بود چه میکنید؟
گفت: او سهمی ندارد! [یعنی سخن امام ع را تایید کرد؛ علتش این است که در اینجا برادر پدری را دارای سهم معین شده نمیدانند، از این رو او را از معادله حذف میکنند] شما چه میفرمایید؟!
فرمود: وقتی مادر در کار است، [هیچیک از خواهر و برادران] چه خواهر و برادرانی که از یک پدر و مادرند، و چه خواهر و برادران مادری، و چه خواهر و برادران پدری، سهمی ندارند.
* پینوشت:
زید ظاهرا اشاره است به قرآن مصحف عثمانی، که توسط زید بن ثابت جمعآوری شد و قرائات سبعه و عشره امروزی بر اساس آن است؛ و ابنمسعود ظاهرا اشاره است به مصحف ابنمسعود که در مواردی قرائتهای متفاوتی را نقل کرده؛ و ظاهرا سوال کننده نظرش این است که حکم اهل سنت بر اساس این دو قرائت از قرآن است؛ و اگر شما حکم دیگری دارید احتمالا بر اساس قرائت دیگری است؛ و امام در ادامه نشان میدهند که بر اساس همین قرائت رایج، حکم آنها غلط است.
الكافی، ج7، ص102؛ من لا یحضره الفقیه، ج4، ص278-279؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص291-292؛ تفسیر العیاشی، ج1، ص287۴
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یونُسَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَینَةَ عَنْ بُكَیرٍ۵ قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَهُ عَنِ امْرَأَةٍ تَرَكَتْ زَوْجَهَا وَ إِخْوَتَهَا لِأُمِّهَا وَ أُخْتَهَا لِأَبِیهَا.
فَقَالَ: لِلزَّوْجِ النِّصْفُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ وَ لِلْإِخْوَةِ مِنَ الْأُمِّ الثُّلُثُ سَهْمَانِ وَ لِلْأُخْتِ مِنَ الْأَبِ [السُّدُسُ] سَهْمٌ.
فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ فَإِنَّ فَرَائِضَ زَیدٍ وَ [(و ابن مسعود)] فَرَائِضَ الْعَامَّةِ وَ الْقُضَاةِ عَلَی غَیرِ ذَلِكَ، یا أَبَا جَعْفَرٍ؛ یقُولُونَ لِلْأُخْتِ مِنَ الْأَبِ [(للأب و الأم)] ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ تَصِیرُ مِنْ سِتَّةٍ تَعُولُ إِلَی ثَمَانِیةٍ.
فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع: وَ لِمَ قَالُوا ذَلِكَ؟
قَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ «وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ».
فَقَالَ: أَبُو جَعْفَرٍ ع فَإِنْ كَانَتِ الْأُخْتُ أَخاً؟
قَالَ: فَلَیسَ لَهُ إِلَّا السُّدُسُ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَمَا لَكُمْ نَقَصْتُمُ الْأَخَ إِنْ كُنْتُمْ تَحْتَجُّونَ لِلْأُخْتِ النِّصْفَ بِأَنَّ اللَّهَ سَمَّی لَهَا النِّصْفَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ سَمَّی لِلْأَخِ الْكُلَّ وَ الْكُلُّ أَكْثَرُ مِنَ النِّصْفِ لِأَنَّهُ قَالَ: عَزَّ وَ جَلَّ «فَلَهَا النِّصْفُ» وَ قَالَ: لِلْأَخِ «وَ هُوَ یرِثُها» یعْنِی جَمِیعَ مَالِهَا «إِنْ لَمْ یكُنْ لَهَا وَلَدٌ» فَلَا تُعْطُونَ الَّذِی جَعَلَ اللَّهُ لَهُ الْجَمِیعَ فِی بَعْضِ فَرَائِضِكُمْ شَیئاً وَ تُعْطُونَ الَّذِی جَعَلَ اللَّهُ لَهُ النِّصْفَ تَامّاً؟!
فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ فَكَیفَ نُعْطِی الْأُخْتَ النِّصْفَ وَ لَا نُعْطِی الذَّكَرَ لَوْ كَانَتْ هِی ذَكَراً شَیئاً؟
قَالَ: تَقُولُونَ فِی أُمٍّ وَ زَوْجٍ وَ إِخْوَةٍ لِأُمٍّ وَ أُخْتٍ لِأَبٍ یعْطُونَ الزَّوْجَ النِّصْفَ وَ الْأُمَّ السُّدُسَ وَ الْإِخْوَةَ مِنَ الْأُمِّ الثُّلُثَ وَ الْأُخْتَ مِنَ الْأَبِ النِّصْفَ [ثَلَاثَةً] فَیجْعَلُونَهَا مِنْ تِسْعَةٍ وَ هِی مِنْ سِتَّةٍ فَتَرْتَفِعُ إِلَی تِسْعَةٍ (وَ هِی سِتَّةٌ تَعُولُ إِلَی تِسْعَةٍ). قَالَ: وَ كَذَلِكَ تَقُولُونَ.
قَالَ: (لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع) فَإِنْ كَانَتِ الْأُخْتُ [ذَكَراً] أَخاً لِأَبٍ؟
قَالَ: (لَهُ الرَّجُلُ) لَیسَ لَهُ شَیءٌ، [فَقَالَ: الرَّجُلُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع جَعَلَنِی اللَّهُ فِدَاكَ] فَمَا تَقُولُ أَنْتَ؟
فَقَالَ لیسَ لِلْإِخْوَةِ مِنَ الْأَبِ وَ الْأُمِّ وَ لَا الْإِخْوَةِ مِنَ الْأُمِّ وَ لَا الْإِخْوَةِ مِنَ الْأَبِ مَعَ الْأُمِّ شَیءٌ.۶