سوره نمل (۲۷) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ (مکی)

در محرم سال ۱۴۳۳ (مرداد 1400) موضوع سخنرانی‌ای -که به مناسبت دهه اول محرم در هیات انتظار بندرعباس داشتم- را «انتظار انسان مضطر» قرار دادم با تاکید بر آیه «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُون‏» که آیه ۶۲ این سوره است؛ و به نظرم رسید این سوره را می‌توان در پرتوی همین آيه بازخوانی کرد؛ و این گونه بود که بعد از توقفی ۷ ماهه (که به خاطر پذیرش مسئولیت دفتر تالیف کتب درسی آموزش و پرورش) در روند کار قرآنی‌ام پدید آمده بود۱ ان شاء الله از امروز (سوم محرم 1433؛ 21 مرداد 1400) قصد دارم کار قرآنی‌ام را دوباره آغاز کنم. (البته این کار در این زمان انجام نشد و ادامه کار از بهمن ۱۴۰۰ و با سوره حجرات انجام شد و در فاصله‌ای که پیش آمد بحثهای سوره واقعه را آماده نشر کاغذی کردم؛ مطالبی که فعلا در اینجا و سایت است در حد یادداشتهای آماده شده برای منبر محرم ۱۴۳۳ است و فقط این قسمت مقدمه انجام شد.).


  1. . از حوالی ماه بهمن سال ۱۳۹۹ این مسئولیت بر دوش من نهاده شد که حجم کار به گونه‌ای بود که ادامه کار یک آیه در روز متوقف شد. آن وضعیت تا پیش از محرم امسال (مرداد ۱۴۰۰) ادامه داشت. یک روز قبل از شروع محرم آن مسئولیت را از دوشم برداشتند و فعلا چون در دهه محرم موضوع سخنرانی‌ام کاملا ناظر به سوره نمل است (برای مشاهده محورهای سخنرانی و دانلود فایلهای صوتی آن اینجا را کلیک کنید) به مناسبت آماده کردن بحثهای تفسیری برای منبر قصد دارم مرور سریعی ابتدا بر کل سوره داشته باشم و مواردی که قابل توجه بود ذیل هر آیه‌ای بیاورم تا ان شاء الله تا انشاء الله خدا توفیق دهد و دوباره این کار قرآنی را مثل سابق به صورت کامل از نو آغاز کنم. لذا این آیات سوره نمل (یعنی همه آیات غیر از سه آیه (۶۷ و ۶۹ و ۷۰) که در جلسات ۴۲ و ۱۱۹ و ۱۲۰ قبلا کار شده بود) فعلا به صورت موقتی است و ان شاء الله بعدا سر فرصت کامل خواهد شد.↩

سوره نمل به اتفاق اغلب مفسران از سوره‌های مکی می‌باشد (الدر المنثور، ج‏5، ص102۱؛ مجمع البيان، ج‏7، ص327) و فقط قولی از خفاجی مطرح شده که گویی وی برخی از آیات آن را مدنی می‌دانسته؛ اما اغلب به این قول اعتنایی نکرده‌اند (التحرير و التنوير، ج‏19، ص216۲)

معروفترین نام این سوره، سوره «النمل» (= مورچه) است؛ و همچنین سوره سلیمان هم نامیده شده است؛ و از ابوبکر بن العربی در کتاب احکام القرآن نقل شده که به آن سوره «هدهد» هم گفته‌اند؛ در خصوص تسمیه‌اش به نمل و هدهد می‌تواند وجهش این باشد که این دو کلمه تنها در این سوره آمده است؛ ودرباره تسمیه‌اش به سوره سلیمان احتمالا بدین جهت است که حکایت ملک سلیمان بدین تفصیلی که در این سوره آمده در جای دیگری از قرآن کریم نیامده است.

این سوره در ترتیب مصحف 27مین سوره و بنا بر روایت ابن عباس و سعید بن جبیر در ترتیب نزول 48مین سوره قرآن کریم است و بعد از سوره شعراء و پیش از سوره قصص نازل شده است. (التحرير و التنوير، ج‏19، ص216۳) و این سوره (که با طس شروع می‌شود) همراه با دو سوره شعراء و قصص (که با طسم شروع می‌شوند) به سوره‌های «طواسین» معروفند.


  1. . أخرج ابن الضريس و النحاس و ابن مردويه و البيهقي في الدلائل عن ابن عباس قال أنزلت سورة النمل بمكة و أخرج ابن مردويه عن ابن الزبير↩
  2. . و هذه السورة مكية بالاتفاق كما حكاه ابن عطية و القرطبي و السيوطي و غير واحد. و ذكر الخفاجي أن بعضهم ذهب إلى مكيّة بعض آياتها (كذا و لعله سهو صوابه مدنية بعض آياتها) و لم أقف على هذا لغير الخفاجي.↩
  3. . أشهر أسمائها «سورة النمل». و كذلك سميت في «صحيح البخاري» و «جامع الترمذي». و تسمى أيضا «سورة سليمان»، و هذان الاسمان اقتصر عليهما في «الإتقان» و غيره. و ذكر أبو بكر ابن العربي في «أحكام القرآن» أنها تسمى «سورة الهدهد». و وجه الأسماء الثلاثة أن لفظ النمل و لفظ الهدهد لم يذكرا في سورة من القرآن غيرها، و أما تسميتها «سورة سليمان» فلأن ما ذكر فيها من ملك سليمان مفصلا لم يذكر مثله في غيرها.
    و هي السورة الثامنة و الأربعون في عداد نزول السور، نزلت بعد الشعراء و قبل القصص. كذا روي عن ابن عباس و سعيد بن جبير.
    ↩

تفسير القمي، ج‏2، ص132

وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ: ... و اما قوله: «بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ» يقول: «علموا ما كانوا جهلوا في الدنيا».۱


  1. . اینکه این جمله اخیر هم ادامه روایت امام باقر ع باشد جای تامل دارد. مصحح تفسیر قمی این را جزء آن ندانسته و در تفاسیر نورالثقلین و کنزالدقائق هم آن را مبهم رها کرده‌اند اما در البرهان في تفسير القرآن، ج‏4، ص226صریحا این فراز را به نقل از تفسیر قمی، روایت امام باقر ع معرفی کرده است.↩

می‌دانی چرا احساس نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند؟ (آیه قبل)

برای اینکه علمشان در مورد آخرت به انتها رسیده (در آخرت این علمی که نداشتند تدارک می‌شود)؛

نه؛‌بلکه به خاطر اینکه شک را در مورد آخرت در خویش می‌پرورانند (این شک شک ناشی از ندانستن و سوال نیست بلکه شک مذموم است و شک مذموم محصول عمل خود افراد است؛ مثلا از باب: بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه‏؛ يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَة؛ قیامت/۵-۶)

نه؛ بلکه به خاطر اینکه نسبت به آن کورند؛

یعنی درست است که علم ندارند و درست است که شک را نسبت به آن می‌پرورانند اما اصل و ریشه‌اش آ» کورباطنی‌ای است که با همین شرک ورزیدن و کنار گذاشتن خدا که انجام دادند دامنگیرشان شده است: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏؛ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيرا؛ قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏» (طه/ 124-126)

۱) آیات ۱-5: شرح می‌دهد که این آيات برای هدایت و بشارت به مومن حقیقی است (که خواهیم دید همان انسان مضطر است)؛ و ایمان حقیقی گره خورده است به جدی گرفتن معاد؛ که کسی که معاد را جدی نگیرد اعمال خودش برایش زینت پیدا می‌کند و نهایتا بدبخت می‌شود.

۲) آیه ۶: بر این تاکید دارد که تو قرآن را از خود خداوند حکیم می‌گیری؛ و شاید یک نکته مهم در داستانهای پیامبران که بعد از این آمده این است که چگونه خداوند مستقیما به عده‌ای علم می‌دهد.

۳) آیات

دیدگاهتان را وارد کنید

نظرات کاربران

ثبت نظر