1) قَالَ الْحَسَنُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْإِمَامُ ع أَمَّا قَوْلُهُ الَّذِي نَدَبَكَ إِلَيْهِ، وَ أَمَرَكَ بِهِ عِنْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ: «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» فَإِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: إِنَّ قَوْلَهُ: «أَعُوذُ بِاللَّهِ» أَيْ أَمْتَنِعُ بِاللَّهِ، «السَّمِيعِ» لِمَقَالِ الْأَخْيَارِ وَ الْأَشْرَارِ وَ لِكُلِّ الْمَسْمُوعَاتِ مِنَ الْإِعْلَانِ وَ الْإِسْرَارِ «الْعَلِيمِ» بِأَفْعَالِ الْأَبْرَارِ وَ الْفُجَّارِ، وَ بِكُلِّ شَيْءٍ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ مَا لَا يَكُونُ أَنْ لَوْ كَانَ كَيْفَ كَانَ يَكُونُ «مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» (وَ الشَّيْطَانُ) هُوَ الْبَعِيدُ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ «الرَّجِيمُ» الْمَرْجُومُ بِاللَّعْنِ، الْمَطْرُودُ مِنْ بِقَاعِ الْخَيْرِ وَ الِاسْتِعَاذَةُ هِيَ [مِمَّا] مَا قَدْ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ- عِنْدَ قِرَاءَتِهِمُ الْقُرْآنَ، فَقَالَ: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ- إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ- إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ»
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص17
از امام حسن عسکری ع روایت شده است:
اما آن سخنی که تو را بدان تشویق کرده و هنگام قرائت قرآن به تو دستور دادهاند این است که بگویی «از شر شیطان رانده شده به خداوند شنوای دانا پناه میبرم» که امیرالمومنین ع فرمود:
«اعوذ بالله»: یعنی خدا را مانع و حفاظ خود قرار میدهم،
«سمیع»: شنواست نسبت به گفتههای خوبان و بدان و هرچه آشکار و نهان گفته میشود،
«علیم» :داناست به کارهای نیکوکاران و بدکاران و به هرآنچه بود و هست و نیست که [اگر باشد] چگونه خواهد بود،
«من الشیطان الرجیم»: شیطان کسی است که از هر خوبیای دور است و رجیم کسی است که با لعن [الهی] رانده شده، و از جایگاه خیر طرد شده؛
و این «استعاذه» (پناه بردن) مطلبی است که خداوند بندگانش را هنگام قرائت قرآنشان بدان امر کرد و فرمود:
«پس، هنگامی که قرآن میخوانی، از شیطان رجیم به خدا پناه ببر. که او بر کسانی که ایمان آوردند و به خدایشان توکل می کنند سلطهای ندارد؛ همانا تسلط او تنها بر کسانی است که دست دوستی به او میدهند و با او [برای خدا] شرک میورزند» (نحل/98-100)
2) قَالَ الصَّادِقُ ع مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ وَ لَا يُنْشِئُ حَزَناً وَ وَجَلًا فِي سِرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيمُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ فَإِذَا تَفَرَّغَ نَفْسُهُ مِنَ الْأَسْبَابِ تَجَرَّدَ قَلْبُهُ لِلْقِرَاءَةِ وَ لَا يَعْتَرِضُهُ عَارِضٌ فَيَحْرِمَهُ بَرَكَةَ نُورِ الْقُرْآنِ وَ فَوَائِدَهُ فَإِذَا اتَّخَذَ مَجْلِساً خَالِياً وَ اعْتَزَلَ عَنِ الْخَلْقِ بَعْدَ أَنْ أَتَى بِالْخَصْلَتَيْنِ خُضُوعِ الْقَلْبِ وَ فَرَاغِ الْبَدَنِ اسْتَأْنَسَ رُوحُهُ وَ سِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ مُخَاطَبَاتِ اللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهُ الصَّالِحِينَ وَ عَلِمَ لُطْفَهُ بِهِمْ وَ مَقَامَ اخْتِصَاصِهِ لَهُمْ بِفُنُونِ كَرَامَاتِهِ وَ بَدَائِعِ إِشَارَاتِهِ فَإِنْ شَرِبَ كَأْساً مِنْ هَذَا الْمَشْرَبِ لَا يَخْتَارُ عَلَى ذَلِكَ الْحَالِ حَالًا وَ عَلَى ذَلِكَ الْوَقْتِ وَقْتاً بَلْ يُؤْثِرُهُ عَلَى كُلِّ طَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ لِأَنَّ فِيهِ الْمُنَاجَاةَ مَعَ الرَّبِّ بِلَا وَاسِطَةٍ فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّكَ وَ مَنْشُورَ وَلَايَتِكَ وَ كَيْفَ تُجِيبُ أَوَامِرَهُ وَ تَجْتَنِبُ نَوَاهِيَهُ وَ كَيْفَ تَتَمَثَّلُ حُدُودَهُ فَإِنَّهُ كِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِه
مصباح الشريعة، ص29-28
از امام صادق ع روایت شده است:
هركس قرآن را بخواند و برای خداوند خاضع نگردد، و رقت قلب پيدا نكند، و خوف و حزنى در باطن او ايجاد نشود، عظمت شأن خداوند متعال را كوچك شمرده، و به خسارت آشکاری دچار شده است. پس قرائت كنندهی قرآن مجيد محتاج به سه امر است: قلب خاشع، بدن فارغ، و محل خالى:
پس چون قلبش براى خدا خاشع شد، شيطان رجیم از او فرار میکند، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: «و هنگامی که قرآن میخوانی، از شیطان رجیم به خدا پناه ببر».
و چون جانش از اسباب [تعلقات دنيوى و گرفتاريهاى ظاهرى] فارغ شد؛ قلبش خالص برای قرائت میشود و هیچ امری متعرض وی نخواهد شد که از برکت نور قرآن و فواید آن محروم بماند
و وقتی که بعد از دو ویژگی خضوع قلب و فراغت بدن، جایی خالی و به دور از مزاحمت دیگران پیدا کرد، باطن و روح او با خدای عز و جل انس میگیرد، و شیرینی خطاب خداوند نسبت به بندگان صالحش را خواهد يافت، و پی خواهد برد به لطف او به آنان و اینکه خداوند چگونه با انواع کرامتها و اشارات بدیع آنها را به نحو خاص بهرهمند میکند
پس اگر جامى در اين مقام بنوشد، هیچ حال و وقتى را بر این حال و وقت ترجيح نخواهد داد، بلکه آن را بر هر طاعت و عبادتی نیز ترجیح میدهد، زيرا او در اين حال بىواسطه توفیق نجوا با پروردگارش را دارد.
پس بنگر که چگونه کتاب پروردگارت را قرائت كرده، و منشور عهد ولايت خود را مىخوانى! و چگونه اوامر او را اجابت كرده، و از نواهى او اجتناب نموده، و حدود و أحكام آن را رعايت مىكنى! زيرا آن كتاب عزيزى است كه باطل از پس و پیش آن واردش نشود و از جانب پروردگار حكيم و حمید نازل شده (فصلت/42)؛ پس آن را شمرده شمرده بخوان (مزمل/4) و هنگامی که به وعده و وعيدهایش میرسی، درنگ کن، و در امثال و مواعظ آن تفكر نما، و برحذر باش كه به خاطر گیر و بند رعايت آداب تجويد، حدود آن را ضایع نگردانی.
3) عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ الْمَغْرِبَ. قَالَ: فَتَعَوَّذَ جِهَاراً: «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ يَحْضُرُونِ». ثُمَّ جَهَرَ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
قرب الإسناد، ص 124
ابنسدیر میگوید: پشت سر امام صادق ع نماز مغرب میخواندم. حضرت ابتدا با صدای واضح به خدا پناه برد و گفت «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ يَحْضُرُونِ» (پناه میبرم به خداوند شنوای دانا از شر شیطان رانده شده، و به خدا پناه میبرم از اینکه سراغ من بیایند؛ مومنون/98) و سپس بسم الله الرحمن الرحیم را با صدای آشکار شروع کرد.
4) قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِذَا وَسْوَسَ الشَّيْطَانُ إِلَى أَحَدِكُمْ فَلْيَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ وَ لْيَقُلْ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ.
مكارم الأخلاق (للطبرسی)، ص377
امیرالمومنین ع فرمود:
وقتی شیطان یکی از شما را وسوسه کرد، به خدا پناه ببرد و با زبان و دلش بگوید «آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ» (به خدا و رسولش ایمان آوردم در حالی که میکوشم دینم را برای او خالص کنم)
5) وَ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ أَغْلِقُوا أَبْوَابَ الْمَعْصِيَةِ بِالاسْتِعَاذَةِ وَ افْتَحُوا أَبْوَابَ الطَّاعَةِ بِالتَّسْمِيَةِ
وَ قَالَ لَوْ قَالَ [أَحَدُكُمْ] إِذَا غَضِبَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ذَهَبَ عَنْهُ غَضَبُه
الدعوات (للراوندي) ص52
از امام صادق ع روایت شده است که:
درهای گناه را با «استعاذه» (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) ببیندید و درهای طاعت را با «تسمیه» (بسم الله الرحمن الرحیم) باز کنید.
و فرمود: اگر هریک از شما وقتی عصبانی میشود، اگر «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» بگوید، عصبانیتش او را ترک میکند. ۱