📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْديهِمُ اللَّهُ»
خداوند برای هدایت ما با نشانههای خود با ما سخن میگوید. کسانی که این نشانهها را جدی میگیرند و آنها را باور میکنند، راه را تشخیص میدهند و هدایت میشوند. اما کسی که این نشانههای الهی را جدی نگیرد، طبیعی است که راه درست را پیدا نخواهد کرد. (درباره اهمیت نشانهیابی و تفکر نشانهشناسانه در دینداری در جلسه160، تدبر6 توضیحاتی ارائه شد)
2) «إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْديهِمُ اللَّهُ»
مصداقِ «آیات الله» میتواند هم آیات تکوینی (آنچه خداوند آفریده) باشد و هم آیات قرآن کریم:
کسی که نه نگاه آیهای به آفرینش خدا دارد (نگاه آیهای یعنی توجه به اینکه هر چه خدا آفریده و بلکه هرچه در عالم رخ میدهد، پیامی برای انسان دارد و نشانه و علامتی است برای مسیری که انسان باید در زندگیش بپیماید) و نه سخنان خدا در قرآن کریم را باور کند معلوم است که خداوند او را هدایت نمیکند، و اینکه مشمول هدایت خدا واقع نمیشود هم تنها و تنها تقصیر خودش است زیرا تمام راههای هدایت را بر خود بسته است. (درباره «شناخت آیهای» میتوانید به کتاب مساله شناخت، مرتضی مطهری، ص141-167 مراجعه کنید)
3) «لا يَهْديهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»:
به نظر میرسد۱ که عطف جمله دوم (= عذابی دردناک برایشان است) بر جمله اول (= خدا هدایتشان نمیکند)، عطف تفسیری باشد؛ یعنی اینکه عذاب دردناکی در انتظارشان است، توضیح همان هدایت نشدن آنهاست.
از گذاشتن این آیه کنار آیهی «هیچیک از شما نیست مگر اینکه وارد جهنم میشود» (مریم/71) و نیز با توجه به اینکه خداوند گاه، جهنمی شدن برخی افراد را با «خلود در زمین» تعبیر کرده (اعراف/176) میتوان به این نتیجه رسید که:
«زندگی انسان، اگر در حد همین دنیا بماند و راه هدایتی به فراتر از خود نیابد، باطنش جز جهنم و عذابی دردناک نیست.»
نکته تخصصی کلام و فلسفه دین:
شاید مهمترین شبههای که از جانب بیخدایان درباره وجود خداوند مطرح شده، مساله «شر» است. خلاصه شبهه این است که چگونه ممکن است خدای عالم و قادر و خیرخواهی وجود داشته باشد، و در عین حال، این همه شر و بدی در عالم وجود داشته باشد. به نظر میرسد از مهمترین ریشههای این شبهه این است که اشکالکنندگان بین مساله توحید و معاد تفکیک کرده و به خیال خود میخواهند عالم دنیا را کاملا بدون در نظر گرفتن سایر عوالم تبیین کنند.
اما اگر بفهمیم که باطن دنیا، جهنم است اساس این شبهه کاملا بر باد میرود؛ زیرا پرواضح است که در جهنم جز رنج و بدی و سختی چیزی یافت نمیشود و وجود جهنم هم در نظام کلی عالم ضرورت دارد (دست کم از این جهت ضرورت دارد که خدا انسان را دارای اختیار آفریده است؛ و معنی ندارد که انسان اختیار داشته باشد ولی نتواند کار بد انجام دهد؛ ویا کار بد انجام دهد اما این کار بد او را در رنج و درد و هلاکت قرار ندهد)