📌 فهرست دسترسی سریع (تاملی با خویش):
اگر انسانها همین دو آیه را در زندگی خود جدی میگرفتند، این اندازه به خاطر قدرت و ثروت و شهرت و ... عمرشان را هدر نمیدادند و با یکدیگر نزاع نمیکردند.
2) «مَتاعٌ قَليلٌ»
چرا بهرهوری در دنیا را «متاع قلیل» خواند؟
الف. در مقایسه دنیا با قیامت است؛ که هر نعمت عظیمی در دنیا، در مقایسه با نعمتهای قیامت بسیار قلیل است. (حدیث1)
ب. در مقایسه با عاقبت خودشان است؛ یعنی امکانات و خوشیهای دنیا، هرچقدر هم زیاد باشد، از این جهت که نهایتش به عذاب منجر میشود، بهرهوری و منفعتش برای شخص، بسیار قلیل میشود. (حدیث2)
ج. چون دنیا فانی است، و بقای انسان بینهایت است، پس هرچقدر هم در دنیا بهرهمند شود، چون در مقایسه با بینهایت قرار میگیرد، قلیل است. (حدیث3)
د. مقایسه بهرهوری کفار است و مومنان؛ همه بهرهوری کفار، در ازای آنچه خدا در قیامت به مومن میدهد بسیار قلیل است. (تفسير الصافى، ج1، ص411)
ه. مقایسه بین بهرهوری مادی و معنوی است: كاميابىهاى مادّى هر اندازه باشد، محدود و ناچيز است. (تفسير نور، ج1، ص682)
و. ...
3) «مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ»
کسی که قرارگاه نهاییاش جهنم است، واقعا بد آسایشگاهی را برای خود برگزیده است!
حکایت
کسی در انجام عبادات اهتمام جدی نداشت؛ به او هشدار دادند که عذاب خدا در پیش است. گفت: ما از دغدغه ثواب و عقاب گذشتهایم، نه ترس از عذاب داریم و نه شوق به ثواب. اگر عبادت میکنیم، تنها عبادت احرار است، که به شوق خداست.
ظریفی پاسخش داد: خود را نشناختن، ریشه همه مشکلات است. آیا همین زندگیات، که برای به دست آوردن ثروت و خانه و ماشین و مقام و ...، این اندازه خود را به تکاپو میاندازی، نشان نمیدهد که تمام زندگیات بر مدار «ثواب» و «پاداش» و «مزد» میگردد؟! و از سوی دیگر، آیا واقعا تحمل یک دقیقه روی آهن مذاب ایستادن در همین دنیا را داری، که میگویی ترس از جهنم ندارم؟! کسی واقعا اهل عبادت احرار است که زندگیاش، زندگیِ عبید و تجار نباشد؛ نه اینکه همه چیزش بر مدار امید به پاداش و ترس از عقوبت باشد، و در عین حال بگوید دغدغه ترس و پاداش ندارم.
ثمره اخلاقی
کسی که بداند جهنم چیست، هرگز جهنم را مأوای خود قرار نمیدهد. مشکل جهنمیان این بوده که جهنم، و اینکه بد جایگاهی است، را جدی نگرفتند؛ و جهنمی شدند.
4) «تَقَلُّبُ الَّذينَ كَفَرُوا ... ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ»
وضعیت دنیوی آنها را با واژه «تقلب» بیان کرد، که بر دگرگونی و انتقال دائمیِ آنان از جایی به جای دیگر دارد؛ و وضعیت اخروی آنان را با تعبیر «مأوی» بیان فرمود که بر استقرار ودلالت دارد. (البحر المحیط، ج3، ص482)
از این تقابل نتیجه میشود:
الف. آخرت است که سرای ثبات و قرار است؛ وگرنه بهترین وضعیتهای دنیوی هم استقرار و ثبات ندارد.
ب. اینکه تنوعطلبی مطلوب آدمیان است، به خاطر وضعیت و اقتضائات دنیاست (از جمله اینکه هر چیزی که انسان بدان میرسد محدود است، و انسان بعد از مدتی از آن خسته و دلزده میشود)؛ وگرنه آخرت، حتی جهنمش هم، سرای ثبات و استقرار است.
ج. ...
5) «مَتاعٌ قَليلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ»
كاميابىهاى كافران، نشانه حقّانيت ومحبوبيّت آنان نيست. (تفسير نور، ج1، ص682)
6) «مَتاعٌ قَليلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ»
برای جهنم، تعبیر «مهاد» به کار برد، که از «مهد» و آمادهسازی میآید.
میتواند از این جهت باشد که:
الف. آنها خودشان جهنم را برای خود آماده کرده اند.
ب. جهنم هماکنون برای عذاب آنان آماده و مهیا شده است.
ج. چهبسا اشاره داشته باشد که جهنم نیز افراد را آماده و مهیای درک حق و حقیقت میکند؛ اما آماده کردنی که بسیار بد و ناخوشایند است.
د. ...