1) الف. از امام کاظم ع از پدرانشان از امام حسین ع روایت شده است که یهودیای از علمای شام بر اصحاب پیامبر ص وارد شد و گفت: شما معتقدید که هر درجه و فضیلتی که هر پیامبری قبلا داشته، پیامبر شما هم از آن بهرهمند است. آیا اگر از شما سوال کنم جواب مرا میدهید؟ همگی عقب کشیدند و علی بن ابیطالب ع اعلام آمادگی کرد و او سوال می کرد و امیرالمومنین ع پاسخ میگفت؛ و در پایان هم مواردی را امیرالمومنین ع افزود؛ که فرازی از آن در بحث از آیه 164 همین سوره (حدیث4: http://yekaye.ir/ale-imran-3-164/) گذشت.
در فراز دیگری از این پرسش و پاسخ، وی حضرت سلیمان که باد در اختیارش بود و او را به هرجا میبرد، را مطرح میکند، امیرالمومنین ع میگوید پیامبر بالاترش را داشت و به سفر معراج اشاره میکند و در توضیح سفر معراج، به نزول آیات پایانی سوره بقره در این سفر و شرح آنها میپردازد که بند به بند آن را شرح میدهد که چگونه خداوند در مقام امتان بر پیامبر اکرم ص و امتش برآمده است. در فرازی از آن امیرالمومنین ع میفرمایند:
پیامبر اکرم ص فرمود: خدایا! اکنون که اینها را به من دادی، پس باز هم بر آنها بیفزا.
خداوند فرمود: بخواه!
پیامبر ص گفت: «پروردگارا، هيچ بار گرانى بر [دوش] ما مگذار هم چنان كه بر [دوشِ] كسانى كه پيش از ما بودند نهادی» (بقره/286) و منظور از بار گران، تکالیف سختی بود که بر دوش قبلیها گذاشته شده بود.
پس خداوند عز و جل به این درخواست هم پاسخ داد و فرمود: «آن بارهای گرانی که بر دوش امتهای پیش از تو بود از امت تو برداشتم.» (بقره/286) [سپس برخی از آن بارهای گران را برمیشمرد تا میرسد به اینکه:]
و امتهای گذشته چنین بود که قربانیهایشان را باید بر دوش میکشیدند و به بیت المقدس میآوردند و هرکس که که قربانیاش را قبول میکردم آتشی بر آن میفرستادم که آن را میبلعید و او خوشحال بازمیگشت؛ و از هرکس که قبول نمیکردم، خوار و سرافکنده بازمیگشت؛ ولی قربانی امت تو را در پر کردن شکمهای فقیران و مسکینها قرار دادم؛ پس از هرکس که بپذیرم برایش چندین برابر کنم و از کسی که نپذیرم، به خاطر همان قربانی، عقوبتهای دنیوی را از او رفع نمایم؛ و این هم از مواردی بود که بار گرانش را از دوش امتت برداشتم در حالی که بار گرانی بود بر دوش امتهای پیشین ....
الإحتجاج (للطبرسي)، ج1، ص221
رُوِيَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: إِنَّ يَهُودِيّاً مِنْ يَهُودِ الشَّامِ وَ أَحْبَارِهِمْ كَانَ قَدْ قَرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ صُحُفَ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ عَرَفَ دَلَائِلَهُمْ جَاءَ إِلَى مَجْلِسٍ فِيهِ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ ابْنُ مَسْعُودٍ وَ أَبُو سَعِيدٍ الْجُهَنِيُ فَقَالَ يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ مَا تَرَكْتُمْ لِنَبِيٍّ دَرَجَةً وَ لَا لِمُرْسَلٍ فَضِيلَةً إِلَّا أَنْحَلْتُمُوهَا نَبِيَّكُمْ فَهَلْ تُجِيبُونِّي عَمَّا أَسْأَلُكُمْ عَنْهُ؟ فَكَاعَ الْقَوْمُ عَنْهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع نَعَمْ مَا أَعْطَى اللَّهُ نَبِيّاً دَرَجَةً وَ لَا مُرْسَلًا فَضِيلَةً إِلَّا وَ قَدْ جَمَعَهَا لِمُحَمَّدٍ ص وَ زَادَ مُحَمَّداً عَلَى الْأَنْبِيَاءِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ فَهَلْ أَنْتَ مُجِيبِي؟ قَالَ لَهُ نَعَمْ سَأَذْكُرُ لَكَ الْيَوْمَ مِنْ فَضَائِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا يُقِرُّ اللَّهُ بِهِ عَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَكُونُ فِيهِ إِزَالَةٌ لِشَكِّ الشَّاكِّينَ فِي فَضَائِلِهِ ص ...
قَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: فَإِنَّ هَذَا سُلَيْمَانُ قَدْ سُخِّرَتْ لَهُ الرِّيَاحُ فَسَارَتْ بِهِ فِي بِلَادِهِ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ!
قَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع لَقَدْ كَانَ كَذَلِكَ وَ مُحَمَّدٌ ص أُعْطِيَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِنَّهُ سُرِيَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ... وَ كَانَ فِيمَا أَوْحَى إِلَيْهِ الْآيَةُ الَّتِي فِي سُورَةِ الْبَقَرَةِ قَوْلُهُ «لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ ...
فَقَالَ ص اللَّهُمَّ إِذَا أَعْطَيْتَنِي ذَلِكَ فَزِدْنِي.
قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ سَلْ!
قَالَ «رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا» يَعْنِي بِالْإِصْرِ الشَّدَائِدَ الَّتِي كَانَتْ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْ قَبْلِنَا فَأَجَابَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى ذَلِكَ وَ قَالَ تَبَارَكَ اسْمُهُ قَدْ رَفَعْتُ عَنْ أُمَّتِكَ الْآصَارَ الَّتِي كَانَتْ عَلَى الْأُمَمِ السَّالِفَةِ ...
وَ كَانَتِ الْأُمَمُ السَّالِفَةُ تَحْمِلُ قَرَابِينَهَا عَلَى أَعْنَاقِهَا إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ فَمَنْ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْهُ أَرْسَلْتُ عَلَيْهِ نَاراً فَأَكَلَتْهُ فَرَجَعَ مَسْرُوراً وَ مَنْ لَمْ أَقْبَلْ مِنْهُ ذَلِكَ رَجَعَ مَثْبُوراً وَ قَدْ جَعَلْتُ قُرْبَانَ أُمَّتِكَ فِي بُطُونِ فُقَرَائِهَا وَ مَسَاكِينِهَا فَمَنْ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْهُ أَضْعَفْتُ ذَلِكَ لَهُ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً وَ مَنْ لَمْ أَقْبَلْ ذَلِكَ مِنْهُ رَفَعْتُ عَنْهُ عُقُوبَاتِ الدُّنْيَا وَ قَدْ رَفَعْتُ ذَلِكَ عَنْ أُمَّتِكَ وَ هِيَ مِنَ الْآصَارِ الَّتِي كَانَتْ عَلَى الْأُمَمِ مَنْ كَانَ مِنْ قَبْلِك ...
ب. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
بنی اسرائیل چنین بودند که وقتی قربانیای پیشکش میکردند آتشی میآمد و قربانیای که پذیرفته میشد را میبلعید؛ و همانا خداوند احرام [حج] را به جای آن قربانی قرار داد.
الكافي، ج4، ص335؛ علل الشرائع، ج2، ص415
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:
كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ إِذَا قَرَّبَتِ الْقُرْبَانَ تَخْرُجُ نَارٌ تَأْكُلُ قُرْبَانَ مَنْ قُبِلَ مِنْهُ وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الْإِحْرَامَ مَكَانَ الْقُرْبَانِ.
2) روایت شده که شخصی از از امام صادق ع پرسید: یا ابن رسول الله! به من توضیح دهید که مقصود از آل محمد ص چه کسانی است؟
فرمودند: خصوص اهل بیت علیهم السلام است.
گفت: عامه [= اهل سنت] میپندارند که مسلمانان همگی آل محمد ص اند!
حضرت لبخندی زد و فرمود: دروغ گفتند و راست گفتند!
پرسید: یا ابن رسول الله! مقصود شما از اینکه فرمودید دروغ گفتند و راست گفتند، چیست؟
فرمود: به یک معنا دروغ گفتند و به یک معنا راست گفت: از این جهت دروغ گفتند که عموم مسلمانان، با اینکه موحدند و به نبوت پیامبر ص اقرار میکنند، اما در دینداریشان نقص و کوتاهی هست؛ و از این جهت راست گفتند که مومنان واقعی جزء آل محمد ص هستند هرچند پیوند خویشاوندی نداشته باشند؛ و این از آن جهت است که به شرایط قرآن قیام نمودهاند، نه از این جهت که آنان همان آل محمد ص باشند که «خداوند هرگونه پلیدی را از آنان زدود و آنان را کاملا تطهیر فرموده است» (احزاب/33) پس هرکه به شرایط قرآن عمل کند و پیرو آل محمد ص باشد او از آل محمد ص است از این جهت که بدانان تولی دارد هرچند نسبت خویشاوندی او با نَسَبِ حضرت محمد ص فاصله داشته باشد.
پرسید: فدایت شوم! بفرمایید که آن شرایط چیست که کسی که آنها را حفظ کند و بدان قیام نماید بدین معنا از آل محمد خواهد بود؟!
فرمود: برپاداشتن دستورات قرآن و پیروی از آل محمد ص؛ که هرکسی تولای آنان را داشته باشد و آنان را بر جمیع خلایق مقدم سازد – همان گونه که خداوند با پیوند آنان به پیامبر اکرم ص آنان را مقدم ساخت – او از آل محمد ص بدین معناست؛ و چنین است حکم خداوند در کتابش، که او فرمود: «پس هرکس تولای آنان را بپذیرد او از آنان است» (مائده/51) و در جایی که سخن حضرت ابراهیم ع را نقل میکرد، فرمود: «پس هر كه از من پيروى كند، بى گمان، او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند، به يقين، تو غفور و رحیمی» (ابراهیم/36) و این سخن یهودیان را نقل فرمود که «آنان که گفتند همانا خداوند به ما عهد کرده که به پیامبری ایمان نیاوریم تا اینکه برای ما قربانیای بیاورد که آتش آن را ببلعد.» سپس خداوند به پیامبرش فرمود: «بگو بیشک ییامبرانی پیش از من معجزات و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ پس چرا آنان را کُشتید، اگر راستگویاناید؟!» (آل عمران/183) و در جای دیگر فرمود: «پس چرا پيش از اين، پيامبران خدا را مىكشتيد اگر که مومن بودید» (بقره/91) و همانا این آیه درباره قومی از یهود نازل شد که در زمان رسول الله ص بودند؛ آنان نه به دست خویش پیامبری را کشتند و نه در زمان آنان بودند؛ ولی پیشینایان آنها پیامبران را کشتند و اینها هم بدان کار راضی بودند و بر این امر تولای آنان را داشتند، پس خداوند کار آنان را به اینان نسبت داد و به خاطر پیروی کردنشان، اینان را هم از آنان دانست. ...
دعائم الإسلام، ج1، ص29-30؛ البرهان في تفسير القرآن، ج2، ص390-391
قَدْ رُوِّينَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص أَنَّ سَائِلًا سَأَلَهُ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص مَنْ هُمْ؟
قَالَ هُمْ أَهْلُ بَيْتِهِ خَاصَّةً.
قَالَ فَإِنَّ الْعَامَّةَ يَزْعُمُونَ أَنَّ الْمُسْلِمِينَ كُلَّهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ.
فَتَبَسَّمَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ كَذَبُوا وَ صَدَقُوا.
قَالَ السَّائِلُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا مَعْنَى قَوْلِكَ كَذَبُوا وَ صَدَقُوا؟
قَالَ كَذَبُوا بِمَعْنًى وَ صَدَقُوا بِمَعْنًى كَذَبُوا فِي قَوْلِهِمْ الْمُسْلِمُونَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ الَّذِينَ يُوَحِّدُونَ اللَّهَ وَ يُقِرُّونَ بِالنَّبِيِّ ع عَلَى مَا هُمْ فِيهِ مِنَ النَّقْصِ فِي دِينِهِمْ وَ التَّفْرِيطِ فِيهِ؛ وَ صَدَقُوا فِي أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنْ لَمْ يُنَاسِبُوهُ. وَ ذَلِكَ لِقِيَامِهِمْ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ لَا عَلَى أَنَّهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ «الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً» فَمَنْ قَامَ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ وَ كَانَ مُتَّبِعاً لآِلِ مُحَمَّدٍ ع فَهُوَ مِنْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَى التَّوَلِّي لَهُمْ وَ إِنْ بَعُدَتْ نِسْبَتُهُ مِنْ نِسْبَةِ مُحَمَّدٍ ص.
قَالَ السَّائِلُ أَخْبِرْنِي مَا تِلْكَ الشَّرَائِطُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ الَّتِي مَنْ حَفِظَهَا وَ قَامَ بِهَا كَانَ بِذَلِكَ الْمَعْنَى مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ؟
فَقَالَ الْقِيَامُ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ وَ الِاتِّبَاعُ لِآِلِ مُحَمَّدٍ ص فَمَنْ تَوَلَّاهُمْ وَ قَدَّمَهُمْ عَلَى جَمِيعِ الْخَلْقِ كَمَا قَدَّمَهُمْ اللَّهُ مِنْ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَى هَذَا الْمَعْنَى؛ وَ كَذَلِكَ حُكْمُ اللَّهِ فِي كِتَابِهِ؛ فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ «وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ»؛ وَ قَالَ يَحْكِي قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ وَ قَالَ فِي الْيَهُودِ يَحْكِي قَوْلَ «الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ». قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ «قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» وَ قَالَ فِي مَوْضِعٍ آخَرَ «قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»؛ وَ إِنَّمَا نَزَلَ هَذَا فِي قَوْمٍ مِنَ الْيَهُودِ كَانُوا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمْ يَقْتُلُوا هُمْ الْأَنْبِيَاءَ بِأَيْدِيهِمْ وَ لَا كَانُوا فِي زَمَانِهِمْ وَ لَكِنْ قَتَلَهُمْ أَسْلَافُهُمُ وَ رَضُوا هُمْ بِفِعْلِهِمْ وَ تَوَلَّوْهُمْ عَلَى ذَلِكَ، فَأَضَافَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ فِعْلَهُمْ وَ جَعَلَهُمْ مِنْهُمْ لِاتِّبَاعِهِمْ إِيَّاهُم. ...
3) الف. از امام صادق ع روایت شده است: این آیه نازل شد که «بگو بیشک ییامبرانی پیش از من معجزات و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ پس چرا آنان را کُشتید، اگر راستگویاناید؟!» (آل عمران/183) در حالی که دانست که آنان میگویند: «به خدا سوگند ما آنان را به قتل نرساندیم و شاهدش هم نبودیم». و همانا به اینان گفته شد که از کار آنان تبری بجویید، اما زیر بارش نرفتند. [بدین جهت بود که خداوند اینها را قاتل دانست].
ب.. و نیز محمد بن ارقط روایت میکند که امام صادق ع از من پرسید: آیا در کوفه سکونت داری؟
گفتم: بله!
پرسید: آیا قاتلان امام حسین ع را میبینی؟!
گفتم: فدایت شوم! از آنان کسی نمانده است!
فرمود: پس تو از کسانی هستی که گمان میکنند قاتل کسی نیست جز آنکه مستقیما دیگری را به قتل رسانده یا عهدهدار قتل او بوده؟ آیا سخن خداوند را نشنیدهای که فرمود: «بگو بیشک ییامبرانی پیش از من معجزات و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ پس چرا آنان را کُشتید، اگر راستگویاناید؟!» (آل عمران/183) آنانی که در زمان حضرت محمد ص بودند، کدام پیامبر را به قتل رساندند؛ در حالی که در فاصله بین حضرت محمد و حضرت عیسی ع پیامبری نیامده بود؟! همانا اینان به قتل آنان راضی بودند پس خداوند آنان را قاتل نامید!
تفسير العياشي، ج1، ص209
الف. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَاشِمٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ «قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» وَ قَدْ عَلِمَ أَنْ [قَدْ] قَالُوا «وَ اللَّهِ مَا قَتَلْنَا وَ لَا شَهِدْنَا» وَ إِنَّمَا قِيلَ لَهُمُ ابْرَءُوا مِنْ قَتَلَتِهِمْ فَأَبَوْا.
ب. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَرْقَطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِي تَنْزِلُ الْكُوفَةَ؟
فَقُلْتُ نَعَمْ.
فَقَالَ تَرَوْنَ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ ع بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ؟
قَالَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا بَقِيَ مِنْهُمْ أَحَدٌ.
قَالَ: فَأَنْتَ إِذاً لَا تَرَى الْقَاتِلَ إِلَّا مَنْ قَتَلَ أَوْ مَنْ وَلِيَ الْقَتْلَ؟! أَ لَمْ تَسْمَعْ إِلَى قَوْلِ اللَّهِ «قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» فَأَيَّ رَسُولٍ قَتَلَ الَّذِينَ۱ كَانَ مُحَمَّدٌ ص بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عِيسَى رَسُولٌ؛ وَ إِنَّمَا رَضُوا قَتْلَ أُولَئِكَ فَسُمُّوا قَاتِلِينَ.
4) ابن معمر میگوید امام صادق ع فرمود:
خدا قدريّه را لعنت كند! خدا خوارج را لعنت كند! خدا مرجئه را لعنت كند! خدا مرجئه را لعنت كند!
عرض كردم: آنها يكبار یکبار لعنت فرمودى، ولی اينها را دو مرتبه لعنت فرمودى؟!
فرمود: اینان مىگويد كه كشندگان ما مؤمناند! و به اين سبب، خونهاى ما به جامههاى ايشان آلوده است، تا روز قيامت. به درستى كه خداى عز و جل در كتاب خويش، از گروهى حكايت فرموده كه گفتند: «به پیامبری ایمان نیاوریم تا اینکه برای ما قربانیای بیاورد که آتش آن را ببلعد. بگو بیشک ییامبرانی پیش از من معجزات و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ پس چرا آنان را کُشتید، اگر راستگویاناید؟!» در حالی که ميان اين كشندگان و گويندگان، پانصد سال فاصله بود؛ پس خداى عز و جل همان كشتن را بر ايشان الزام فرمود، به سبب رضاى ايشان بدانچه آنان كردند.
الكافي، ج2، ص409؛ تفسير العياشي، ج1، ص208۲
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رَجُلٍ [= عمر بن معمر] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَعَنَ اللَّهُ الْقَدَرِيَّةَ لَعَنَ اللَّهُ الْخَوَارِجَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُرْجِئَةَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُرْجِئَةَ!
قَالَ قُلْتُ لَعَنْتَ هَؤُلَاءِ مَرَّةً مَرَّةً وَ لَعَنْتَ هَؤُلَاءِ مَرَّتَيْنِ؟
قَالَ إِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ إِنَّ قَتَلَتَنَا مُؤْمِنُونَ فَدِمَاؤُنَا مُتَلَطِّخَةٌ بِثِيَابِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ حَكَى عَنْ قَوْمٍ فِي كِتَابِهِ «أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» قَالَ كَانَ بَيْنَ الْقَاتِلِينَ وَ الْقَائِلِينَ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ فَأَلْزَمَهُمُ اللَّهُ الْقَتْلَ بِرِضَاهُمْ مَا فَعَلُوا.۳