1) از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
هیچ قدمی [بر صراط] نلغزد مگر به خاطر آنچه به دست خویش از پیش فرستادید؛ و آنچه خداوند از آن درمیگذرد بسیار بیشتر است.
أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص208
مُحَمَّدُ بْنُ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ جُنْدَبَ بْنَ جُنَادَةَ يَقُولُ رَأَيْتُ النَّبِيَّ ص أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ لَهُ:
... وَ لَا عَثَرَتْ قَدَمٌ إِلَّا بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ مَا يَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَكْثَر.
2) از امام باقر ع روایتی طولانی نقل شده که در فرازی از آن فرمودند:
پس حداوند پیامبران را به سوی قوم خودشان گسیل داشت برای شهادت دادن به اینکه معبودی جز الله نیست و اقرار بدانچه از جانب حداوند آمده است؛ پس هر که مخلطصانه ایمان آورد و بر این ایمان از دنیا رفت خداوند بدان سبب او را به بهشت وارد سازد و این بدان سبب است که «همانا خداوند هرگز ظلمکننده به بندگان نیست» و این بدان سبب است که همانا خداوند هرگز چنین نبوده که بندهای را عذاب کند مگر اینکه او در آدمکُشی و ارتکاب گناهانی که خداوند برای انجامدهنده آنها آتش جهنم را واجب کرده، غوطهور شود ...
الكافي، ج2، ص29
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ آدَمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
... فَبَعَثَ الْأَنْبِيَاءَ إِلَى قَوْمِهِمْ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِقْرَارِ بِمَا جَاءَ [بِهِ] مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَنْ آمَنَ مُخْلِصاً وَ مَاتَ عَلَى ذَلِكَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِذَلِكَ وَ ذَلِكَ «أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُنْ يُعَذِّبُ عَبْداً حَتَّى يُغَلِّظَ عَلَيْهِ فِي الْقَتْلِ وَ الْمَعَاصِي الَّتِي أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِهَا النَّارَ لِمَنْ عَمِلَ بِهَا ...۱
3) روایت شده است یکبار امیرالمومنین ع فرمودند:
حمد خدایی را که آنچه که او عقب انداخته را جلوآورندهای نباشد و آنچه او جلو انداخته را بهتاخیراندازندهای نباشد.
سپس دست بر دست زد و فرمود:
ای امتی که بعد از پیامبرش دچار حیرت شد! اگر آنچه خداوند جلو انداخته جلو میانداختید و آنچه عقب گذاشته عقب میزدید و ولایت و وراثت را آنجایی که خداوند قرار داده بود قرار میدادید، هیچ «ولیّ الله»ی مستمند نمیشد و هیچ سهمی از فرائض الهی بر زمین نمیماند و هیچ دو نفری در حکم خداوند اختلاف نمیکردند، و امت در هیچ چیزی از امر خدا نزاع نمیکردند مگر اینکه علم آن از کتاب خدا، در نزد ما حاضر میبود [و نزاع آنان را بدین وسیله مرتفع مینمودیم] پس بچشید وبال کارتان را، و ثمره آن اکوتاهی و قصوری که به دست خود از پیش فرستادید که خداوند هرگز ظلمکننده به بندگانش نیست» «و کسانی که ظلم کردند به زودی خواهند دانست که بدان کدام بازگشتگاه باز میگردند»
الكافي، ج7، ص78
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا مُقَدِّمَ لِمَا أَخَّرَ وَ لَا مُؤَخِّرَ لِمَا قَدَّمَ.
ثُمَّ ضَرَبَ بِإِحْدَى يَدَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى؛ ثُمَّ قَالَ:
يَا أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الْمُتَحَيِّرَةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا لَوْ كُنْتُمْ قَدَّمْتُمْ مَنْ قَدَّمَ اللَّهُ وَ أَخَّرْتُمْ مَنْ أَخَّرَ اللَّهُ وَ جَعَلْتُمُ الْوِلَايَةَ وَ الْوِرَاثَةَ حَيْثُ جَعَلَهَا اللَّهُ مَا عَالَ وَلِيُّ اللَّهِ وَ لَا عَالَ [طاش] سَهْمٌ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ وَ لَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ فِي حُكْمِ اللَّهِ وَ لَا تَنَازَعَتِ الْأُمَّةُ فِي شَيْءٍ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا وَ عِنْدَنَا عِلْمُهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ فَذُوقُوا وَبَالَ أَمْرِكُمْ وَ مَا فَرَّطْتُمْ فِي مَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ مَا اللَّهُ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.۲
4) عبدالله کثیر ارجانی میگوید در راه مدینه به مکه همراه امام صادق ع بودم تا اینکه در منزلگاهی به نام «عُسفان» منزل کردیم. سپس به راه افتادیم و در سمت راست مسیرمان از کوه سیاه و وحشتناکی گذشتیم.
عرض کردم:یا ابن رسول الله! این کوه چقدر وحشتناک است. در راه کوهی مانند این ندیده بودم!
فرمود: ابن بکر! آیا میدانی این کدام کوه است؟
گفتم: نه!
فرمود: این کوهی است که آن را کَمَد گویند؛ و مشرف بر وادیای از دشتهای جهنم است که در آن قاتلان امام حسین ع جمعاند و خدا آنان را در آنجا نگه داشته است. از پایین آن آبهای جهنم، اعم از «غِسلین» (چرک حاصل از شستشو) و «صدید» (خونابه) و «حمیم» (آب جوشان) و نیز آنچه از چرکهای حاصل از عذاب جهنمیان خارج میشود و آنچه از «لَظی» (زبانه آتش) خارج میگردد و از آن «حُطَمه» (هیزم، مواد سوختنی) و آنچه از«سقر» (آتش ذوب کننده) بیرون میآید و آنچه از «هاویه» (سقوطدهنده) بیرون میآید، و آنچه از «سعیر» (التهاب آتش) خارج میشود [این کلمات همگی نامهای متعددی هستند برای جهنم و عذابهای آن در قرآن] و هیچگاه در این مسیرم از این گونه عبور نکردم مگر اینکه آن دو نفر را دیدم که به نزد من استغاثهکنان آمدند و گریه و زاری کردند؛ و من آن موقع به قاتلان پدرم نگاه کردم و به آن دو گفتم: اینان هرچه با ما کردند به خاطر اساسی بود که شما بنا نهادید؛ هنگامی که قدرت را به چنگ آوردید بر ما رحم نکردید، ما را کُشتید و محروم کردید و روی حق ما پریدید و مستبدانه به جای ما بر امور مسلط گشتید؛ خدا رحم نکند بر کسی که برای شما دلسوزی کند؛ بچشید آنچه خودتان از پیش فرستادید که خداوند هرگز ظلمکننده به بندگان نیست؛ و از آن دو نفر، آنکه بیشتر استغاثه و تضرع کند دومی باشد ... .
توجه:
این حدیث بوضوح در مقام بیان تمثلات برزخی و اخرویِ جهنم بوده است، که در این موقف برای ولیّ خدا ظهور میکرده؛ نه اینکه جهنم و عذابهایش در منطقه جغرافیایی خاصی از دنیا باشد! و بهترین شاهدش این است که افراد عادی، از جمله سوالکننده، این امور را نمی دیدهاند، ولی امام ع میدیده است.
كامل الزيارات، ص325-326؛ الإختصاص، ص343-344۳؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص218۴
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ [سالم] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَكْرٍ [بن كَثِيرٍ] الْأَرَّجَانِيِّ قَالَ:
صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِي طَرِيقِ مَكَّةَ مِنَ الْمَدِينَةِ فَنَزَلْنَا مَنْزِلًا يُقَالُ لَهُ عُسْفَانُ ثُمَّ مَرَرْنَا بِجَبَلٍ أَسْوَدَ عَنْ يَسَارِ الطَّرِيقِ مُوحِشٍ [وَحْشٍ]
فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا أَوْحَشَ هَذَا الْجَبَلَ مَا رَأَيْتُ فِي الطَّرِيقِ مِثْلَ هَذَا [أَوْحَشَ مِنْهُ]
فَقَالَ لِي يَا ابْنَ بَكْرٍ [ابْنَ كَثِيرٍ] أَ تَدْرِي أَيُّ جَبَلٍ هَذَا؟
قُلْتُ لَا.
قَالَ هَذَا جَبَلٌ يُقَالُ لَهُ الْكَمَدُ وَ هُوَ عَلَى وَادٍ [وادي] مِنْ أَوْدِيَةِ جَهَنَّمَ وَ فِيهِ قَتَلَةُ أَبِيَ الْحُسَيْنِ [بْنِ عَلِيٍّ] ع اسْتَوْدَعَهُمْ [اللَّهُ] فِيهِ [اسْتُودِعُوهُ] تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ [تَحْتِهِ] مِيَاهُ جَهَنَّمَ مِنَ الْغِسْلِينِ وَ الصَّدِيدِ وَ الْحَمِيمِ [الْآنَ] وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ جُبِّ الْجَوِي وَ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْفَلَقِ [وَ مَا يَخْرُجُ] مِنْ أَثَامٍ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ طِينَةِ الْخَبَالِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ لَظَى وَ مِنَ الْحُطَمَةِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ سَقَرَ وَ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْحَمِيمِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْهَاوِيَةِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنَ السَّعِيرِ وَ مَا مَرَرْتُ بِهَذَا الْجَبَلِ فِي سَفَرِي [قَطُّ فِي مَسِيرِي] فَوَقَفْتُ بِهِ إِلَّا رَأَيْتُهُمَا يَسْتَغِيثَانِ إِلَيَّ [وَ يَتَضَرَّعَانِ إِلَيَّ] وَ إِنِّي لَأَنْظُرُ إِلَى قَتَلَةِ أَبِي وَ أَقُولُ لَهُمَا إِنَّمَا هَؤُلَاءِ فَعَلُوا [بِنَا مَا فَعَلُوا لِـ]مَا أَسَّسْتُمَا [اسْتَمَالُوا] لَمْ تَرْحَمُونَا إِذْ وُلِّيتُمْ وَ قَتَلْتُمُونَا وَ حَرَمْتُمُونَا وَ وَثَبْتُمْ عَلَى قَتْلِنَا [حَقِّنَا] وَ اسْتَبْدَدْتُمْ بِالْأَمْرِ دُونَنَا فَلَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ يَرْحَمُكُمَا ذُوقَا وَبَالَ مَا قَدَّمْتُمَا [صَنَعْتُمَا] وَ مَا اللَّهُ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ وَ أَشَدُّهُمَا تَضَرُّعاً وَ اسْتِكَانَةً الثَّانِي ...
5) در روایتی از امام باقر ع آنچه که بر سر کافر میآید، از لحظه مرگ تا وضعیتش در قیامت و افکنده شدن مرحله به مرحلهاش در درکات جهنم، بیان کردهاند. در فرازی از وقایعی که در مراحل فروافتادنش در جهنم رخ داده، آمده است:
سپس بر سرش ضربهای زده میشود که هفتاد هزار سال سقوط میکند تا به چشمهای میافتد که به آن «آنیة: بشدت جوشان» گویند؛ که خداوند متعال میفرماید «از چشمه آنیه نوشانیده میشوند» و آن چشمهای است که حرارتش و پختنش به نهایت رسیده؛ و خداوند از هنگامی که جهنم را آفرید و در هر وادیای آتشی برافروخت، آن آتش ممکن است خمودی یابد اما این چشمه هرگز حرارتش خمودی نیابد؛ و فرشتگان خطاب کنند: ای جماعت اشقیاء! نزدیک آیید و از این بنوشید؛ و چون آنان رویگردان شدند فرشتگان با گرزهایی بر آنان بکوبند و بدانان گفته شود «بچشید عذابِ حریق [= آتشی که میسوزاند و اثر از خود برجای میگذارد] را؛ این به خاطر آن چیزی است که دستانتان از پیش فرستاد؛ و همانا خداوند هرگز ظلمکننده به بندگان نیست.» (آل عمران/181-182) ...
الإختصاص، ص362
سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَوْفُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيُّ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ قَبْضَ رُوحِ الْكَافِرِ قَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ ...
ثُمَّ يَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهِ ضَرْبَةً فَيَهْوِي سَبْعِينَ أَلْفَ عَامٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى عَيْنٍ يُقَالُ لَهَا آنِيَةٌ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ وَ هِيَ عَيْنٌ يَنْتَهِي حَرُّهَا وَ طَبْخُهَا وَ أُوقِدَ عَلَيْهَا مُذْ خَلَقَ اللَّهُ جَهَنَّمَ كُلُّ أَوْدِيَةِ النَّارِ تَنَامُ وَ تِلْكَ الْعَيْنُ لَا تَنَامُ مِنْ حَرِّهَا وَ تَقُولُ الْمَلَائِكَةُ يَا مَعْشَرَ الْأَشْقِيَاءِ ادْنُوا فَاشْرَبُوا مِنْهَا فَإِذَا أَعْرَضُوا عَنْهَا ضَرَبَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ بِالْمَقَامِعِ وَ قِيلَ لَهُمْ «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيد» ...
6) الف. امیرالمومنین ع در خطبهای که گفته میشود که اولین خطبهای است که بعد از قتل عثمان ایراد کردند، فرمودند:
ای مردم! همانا دنیا کسی که بدان چشم امید بسته و در آن به خیال خود تا ابد سکنی گزیده را میفریبد؛ و برای کسی که در رقابت با دیگران برای دنیا دل بسوزاند، دلش نمیسوزد؛ و هر که بر او چیزگی جوید مغلوب سازد؛ و به خدا سوگند هرگز مردمى زندگانى خرّم و نعمت فراهم را از كف ندادند، مگر به خاطر گناهانى كه انجام دادند كه «همانا هرگز خدا ظلمکننده به بندگان نيست» ؛ و اگر مردم هنگامى كه بلا بر آنان فرود آيد، و نعمت ايشان راه زوال پيمايد، نزد پروردگارشان، با نيّتهای درست و دلهايى سرشار [از بیم و امید]، شکوه برند و پناه جویند، هر رميده را به آنان بازگرداند، و هر فاسدی را برایشان اصلاح کند. ...
نهج البلاغه، خطبه 178
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الدُّنْيَا تَغُرُّ الْمُؤَمِّلَ لَهَا وَ الْمُخْلِدَ إِلَيْهَا وَ لَا تَنْفَسُ بِمَنْ نَافَسَ فِيهَا وَ تَغْلِبُ مَنْ غَلَبَ عَلَيْهَا وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِي غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا لِأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولَ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِد ...۵
ب. از چندین تن از ائمه اطهار ع روایتی نقل شده است که حضرت امیرالمومنین ع در یک مجلس چهارصد باب از آنچه دین و دنیای انسان مسلمان را آباد میکند، به برخی از اصحابش آموخت. قبلا فرازهایی از این روایت قبلا گذشت.۶ در فراز دیگری از آن فرمودهاند:
باب توبه باز است برای کسی که آن را بخواهد؛ پس «به سوى خداوند توبه كنيد توبهاى خالصانه، اميد است پروردگارتان بدیهایتان را بزدايد» (تحریم/8) و چون پيمان بستيد، به پيمان خود وفا كنيد؛ که همانا هیچ نعمت، و هیچ زندگی بهجتزایی زایل نشد مگر به خاطر گناهانی که انجام دادند «همانا خداوند هرگز ظلمکننده به بندگان نیست» و اگر آنها با دعا و توبه به استقبال آن [نعمتها] میرفتند همواره برایشان باقی میماند؛ و اگر هنگامى كه بلا بر آنان فرود میآمد، و نعمت ايشان راه زوال میپيمود، نزد پروردگارشان، با نيّتهای درست و دلهايى سرشار [از بیم و امید]، شکوه میبردند و پناه میجستند، هر رميده را به آنان بازمیگرداند، و هر فاسدی را برایشان اصلاح میکرد.
الخصال، ج2، ص624؛ تحف العقول، ص114
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ ...
التَّوْبَةُ مَفْتُوحٌ لِمَنْ أَرَادَهَا فَ«تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ» وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِذا عاهَدْتُمْ؛ فَمَا زَالَتْ نِعْمَةٌ وَ لَا نَضَارَةُ عَيْشٍ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوا «إِنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيد» وَ لَوْ أَنَّهُمُ اسْتَقْبَلُوا ذَلِكَ بِالدُّعَاءِ وَ الْإِنَابَةِ لَمْ تَزُلْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذَا نَزَلَتْ بِهِمُ النِّقَمُ وَ زَالَتْ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ لَمْ يَهِنُوا وَ لَمْ يُسْرِفُوا لَأَصْلَحَ اللَّهُ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ وَ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ صَالِح.۷
7) در فرازی از دعایی که امام سجاد ع در روز 26 ماه رمضان میخواندند آمده است:
خدایا! خود را گرفتار و دستبسته پیش تو مینهم در حالی که به گناهانم اقرار میکنم و به خطاهایم اعتراف؛ پس اگر عفوم کنی چه بسیار بوده که عفو کردهای و در گذشتهای و احسان و تفضل فرموده ای؛ و اگر عذابم کنی صرفا به سبب آن چیزی است که به دستان خود از پیش فرستاده ام و تو هرگز ظلمکننده به بندگان نیستی!
إقبال الأعمال، ج1، ص225
دعاء آخر في اليوم السادس و العشرين من شهر رمضان من مجموعة مولانا زين العابدين ص
... إِلَهِي وَ سَيِّدِي هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ مُقِرٌّ بِذَنْبِي مُعْتَرِفٌ بِخَطِيئَتِي فَإِنْ تَعْفُ فَرُبَّمَا عَفَوْتَ وَ صَفَحْتَ وَ أَحْسَنْتَ فَتَفَضَّلْتَ وَ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِمَا قَدَّمَتْ يَدَايَ وَ مَا أَنْتَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيد.