📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیقینِ»
بدرستی که این همان حق الیقین [حقیقت کاملا یقینی] است. مرجع ضمیر «هذا: این» اشاره است به:
الف. مفاد دو آیه قبل، و میخواهد بگوید: سختى جان دادن كفار و كيفر آنان با حميم و جحيم، حق و عادلانه است. (تفسير نور، ج9، ص448)
ب. مفاد 12 آیه اخیر (از آیه ۸۳ «فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ» به بعد)؛ یعنی میخواهد هشدار دهد که:
لحظات احتضار و مرگ و اخبار چگونگى جان دادن مقرّبان، اصحاب يمين و اصحاب شمال را باور كرده و جدّى بگيريم. (تفسير نور، ج9، ص448)
ج. آنچه در خصوص جزای این سه گروه بیان شد [ اعم از آنچه در این آیات اخیر درباره لحظات مرگ و جان دادن آنها گذشت و آنچه از ابتدای سوره درباره نعمتها و عذابهای آنان گذشت] (مفاتيح الغيب، ج29، ص440)
د. نه فقط جزای آنها، بلکه آنچه که در این سوره در خصوص تقسیمبندی مردم و مسائل مربوط به این سه گروه بیان شد؛ یعنی آنچه در احوالات مردم در این دستهبندیهای سهگانه بیان شد همگی حقیقتی است که جای هیچ شکی ندارد (مجمع البيان، ج9، ص344؛ تفسير الصافي، ج5، ص131؛ الميزان، ج19، ص140۱).
ه. آنچه در کل این سوره بیان شد (مفاتيح الغيب، ج29، ص440؛ تفسير الصافي، ج5، ص131) یعنی نهفقط احوالات این سه گروه؛ بلکه همچنین توصیفاتی که در ابتدا درباره قیامت رخ داد؛ ویا نکاتی که همین اواخر درباره حقیقت قرآن بیان شد؛ و ....
و. بحث قیامت و قطعی و یقینی بودن وقوع قیامت و احوالات آن، که موضوع این سوره بود؛ یعنی میفرماید بدانید که این قیامت حقیقتی است که جای هیچ تردیدی در آن نیست؛ و از این جهت این آیات پایانی ناظر باشد به آیات اولیه که فرمود: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ؛ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ» (واقعه/۱-2)
ز. کل قرآن (مفاتيح الغيب، ج29، ص440۲)؛ یعنی همه آنچه در این قرآن به تو بیان میشود حقیقتی کاملا یقینی ست که جای هیچ تردیدی در آن نیست؛ که در این صورت مفاد این آیه شبیه آیه «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ (بقره/۲)» میشود.
ح. ...
تبصره
آیه ظرفیت همه معانی فوق را دارد؛ و با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا کاملا محتمل است که در مقام جمعبندی سوره، همه اینها مد نظر باشد. نکته مهم این است که اینکه این مطلب (به هریک از معانی فوق)امری یقینی است با انواع تعابیر مورد تاکید قرار گرفته است؛ شاید میخواهد بفرماید که مساله قیامت و تمامی اجزاء و ملحقات آن و نیز خود همین قرآن اموری بسیار بسیار جدی و یقینی هستند که به هیچوجه نباید در خصوص آنها سهلانگاری به خرج دهید.
۲) «إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیقینِ»
در تدبر قبل دیدیم که «هذا» میتوانست اشاره به امور مختلفی باشد. اکنون سوال این است که مقصود از «حق الیقین» چیست؟ (که متناسب با این معانی مختلف، برای هریک از معانی «هذا» در بحث قبل حالات مختلفی مطرح خواهد شد).
در یک تقسیم کلی میتوان گفت که:
الف. این ترکیب شبیه ترکیب «ذات الشیء» است؛ یعنی دو اسم مختلف که معنای یکسان دارند؛ که خود این دو معنا میتواندن مد نظر باشد:
الف.۱. و تکرار آنها صرفا از باب تاکید است؛ یعنی یقین یقینی. (نظر بسیاری از اهل لغت و مفسران؛ که در نکات ادبی اشاره شد)
الف.۲. این تعبیر ظرافتی دارد بیش از تاکید؛ و به معنای نهایت حد ممکن از یقین است؛ چنانکه وقتی میگوییم این یقین الیقین یا صواب الصواب است؛یعنی در نهایت درجه یقین و صواب قرار دارد. (المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز (ابن عطیه)، ج5، ص255۳؛ البحر المحيط، ج10، ص96۴) گویی میخواهد بگوید این یقین، نه از آن یقینهایی است که هرکسی ادعا میکند و ممکن است واقعا یقینی نباشد؛ بلکه یقینی است که ذرهای جای تردید در آن نیست. (مفاتيح الغيب، ج29، ص440۵)
ب. اینکه این دو کلمه واقعا تفاوتی با هم دارند و «حق» غیر از «یقین» است. در این حالت اخیر این دیدگاههایی مطرح شده است؛ از جمله:
ب.۱. این ترکیب از باب اضافه بعض به کل است؛ و مقصود از «حق الیقین» یقین محض و خالص میباشد. (تاج العروس، ج18، ص597)
ب.2. مقصود از «حق» علم است از آن جهت که امر واقع خارجی با آن مطابق است؛ و مقصود از «یقین» علم است از آن جهت که هیچ نحوه التباس و تردیدی در آن نباشد؛ پس این ترکیب، شبیه اضافه بیانیه است که برای تاکید آمده؛ یعنی حقیقتی که از جنس یقین باشد. (الميزان، ج19، ص140۶؛ مفاتيح الغيب، ج29، ص440۷)
ب.۳. از باب اضافه موصوف به صفت باشد؛ و حق به معنای امر ثابت باشد؛ یعنی این مطلب یک امر ثابت متیقن است (به نقل از البحر المحيط، ج10، ص96۸)
ب.۴. ترکیب اضافی است (حق یقین)؛ یعنی آیه میفرماید این سخن برای تو و مومنان است، و حق یقین این است که چنین بگویی؛ شبیه اینکه گفته میشود حق کمال این است که مومن نمازگزارد. بدین ترتیب میخواهد بفرماید حق یقین، این است که آنچه خداوند در سوره واقعه درباره این گروههای سهگانه فرموده شناخته شود؛ و بر اساس این معنا، یقینی محقق نخواهد شد و در کار نخواهد بود مگر جایی که سخنی که گفته شده واقعا صادق باشد، پس تصدیق (راست شمردن یک حقیقت) همان حق یقین است که باید این حق را به یقین داد. (مفاتيح الغيب، ج29، ص440۹)
ب.۵. ترکیب اضافی است؛ اما برخلاف مورد قبل، حق همان حق است ولی «یقین» به معنای خبر یقینی است؛ و آیه یعنی آنچه در این سوره ذکر شد حق خبر یقینی بود [که ادا شد]. (تفسير الصافي، ج5، ص131۱۰)
ب.۶. ...
۳) «إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیقینِ»
خداوند عز و جل احدی از مردم را رها نمیکند تا اینکه وی را در خصوص حقانیت قرآن به یقین برساند؛ مومن در دنیا به این یقین میرسد و این یقین به وی نفع میرساند؛ اما کافر در آخرت به این یقین میرسد که دیگر سودی ندارد. (قتاده، به نقل از الكشف و البيان (تفسیر ثعلبی)، ج9، ص225۱۱)