۱) در ذیل آیه 89 حدیثی از امام صادق ع در تفسیر این آیات گذشت۱ که درباره مقربین توضیح میدادند تعبیر «فروح و ریحان» ناظر به قبر است و «جنة نعیم» ناظر به آخرت. در ادامه فرمودند:
«و اما اگر از آن دروغپردازان گمراه بود؛ پس پیشکشی از [= پذیرایی ابتداییای با] آبی جوشان» در قبرش و «چشیدن جهنم» در آخرت.
تفسير القمي، ج2، ص350
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَدْ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ «فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ» قَالَ: فِي قَبْرِهِ «وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ» قَالَ فِي الْآخِرَةِ.
«وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ» فِي قَبْرِهِ «وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» فِي الْآخِرَةِ.
۲) در ذیل آیه 89 (جلسه 1056 حدیث۳ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-89/) روایتی از امیرالمومنین ع گذشت درباره اینکه وقتی فرزند آدم میمیرد چه رخ میدهد و سپس پرداختند به اینکه اگر وی از اولیاء الله باشد چه بر او میگذرد. در ادامه اش آمده است:
و اگر (ميّت) دشمن پروردگارش باشد، به صورت زشتترين مخلوق خدا از نظر لباس و صورت و بدبوترين آنها به نزد او میآيد پس به او میگوید [تو کیستی؟ میگويد من عمل تو هستم] بشارت باد تو را به «پیشکشی از [= پذیرایی ابتداییای با] آبی جوشان و چشیدن جهنم» (واقعه/93-94) و همانا او نيز غسلدهندۀ خود را میشناسد و به بردارندگان خود سوگند میدهد كه او را بازدارند و شتاب نكنند. و چون او را وارد قبر نمايند، دو امتحانكننده [دو بازکننده قبر] به قبر او درآيند و كفنهای او را از روی او كنار زنند و به او گويند: پروردگار تو كيست؟ دين تو چيست؟ و پيامبر تو كيست؟
میگويد: نمیدانم.
پس آنها گويند: ندانستی و هدايت نيافتی.
آنگاه با عصای آهنين ضربهای به جلوی سر او میزنند كه همۀ آفريدگان مگر جن و انس [كه آن را نمیشنوند] از آن ضربه به وحشت میافتند.
آنگاه برای او دری به سوی دوزخ میگشايند، به او گويند: در بدترين حال از تنگی قبر بخواب؛ [جایی که در تنگی] بهسان جايی است كه نيزهها پيرامون او چنان او را تحت فشار قرار میدهند كه مغز سر او از ميان ناخن و گوشتش خارج شود. و خداوند مارها، عقربها و حشرات زمين را بر او مسلّط میگرداند، او را نيش میزنند تا روزی كه خداوند او را از قبرش برانگيزاند؛ و او به سبب عذاب و شكنجهای كه میبيند، آرزو مینمايد كه قيامت برپا شود.
جابر [که یکی از افراد در سلسله سند این خبر است] گويد: امام باقر عليه السّلام فرمودند که پيامبر صلّی اللّه عليه و آله فرمود:
من پيش از نبوّتم چوپانی میكردم - كه هر پيامبری چوپانی نموده است - به شتران و گوسفندان نظر میكردم كه به آرامی مشغول چرا بودند و چيزی در اطراف آنها نبود كه آنها را به حركت وادارد. ناگاه میترسيدند و رم میكردند. میگفتم: اين چيست، و در شگفت بودم. تا اينكه جبرئيل عليه السّلام به من گفت: هنگامی كه كافری در قبر مورد ضرب قرار میگيرد هیچ مخلوق نیست مگر اینكه اين صدا را میشنوند و به وحشت میافتند به جز جن و انس. [و آن موقع بود که] گفتم: اين [وحشت چارپایان که آن موقع من میدیدم] از زدن كافر است. پس به خداوند پناه میبریم از عذاب قبر.
الكافي، ج3، ص232-233؛ تفسير القمي، ج1، ص370؛ تفسير العياشي، ج2، ص228
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ؛ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ؛ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی؛ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی؛ عَنْ سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ...
قَالَ وَ إِنْ كَانَ لِرَبِّهِ عَدُوّاً فَإِنَّهُ يَأْتِيهِ أَقْبَحَ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ زِيّاً وَ رُؤْيَا [رِيَاشاً] وَ أَنْتَنَهُ رِيحاً؛ فَيَقُولُ لَهُ [مَنْ أَنْتَ؟ فَيَقُولُ لَهُ أَنَا عَمَلُكَ] أَبْشِرْ بِ«نُزُلٍ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةِ جَحِيمٍ» وَ إِنَّهُ لَيَعْرِفُ غَاسِلَهُ وَ يُنَاشِدُ حَمَلَتَهُ أَنْ يَحْبِسُوهُ. فَإِذَا أُدْخِلَ الْقَبْرَ أَتَاهُ مُمْتَحِنَا [مفتحيا] الْقَبْرِ. فَأَلْقَيَا عَنْهُ أَكْفَانَهُ ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ وَ مَنْ نَبِيُّكَ؟ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي. فَيَقُولَانِ لَا دَرَيْتَ وَ لَا هُدِيتَ. فَيَضْرِبَانِ يَافُوخَهُ بِمِرْزَبَةٍ مَعَهُمَا ضَرْبَةً مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَ تُذْعَرُ لَهَا مَا خَلَا الثَّقَلَيْنِ.
ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَی النَّارِ؛ ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: نَمْ بِشَرِّ حَالٍ فِيهِ مِنَ الضَّيْقِ مِثْلُ مَا فِيهِ الْقَنَا مِنَ الزُّجِ حَتَّی إِنَّ دِمَاغَهُ لَيَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ظُفُرِهِ وَ لَحْمِهِ؛ وَ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَيْهِ حَيَّاتِ الْأَرْضِ وَ عَقَارِبَهَا وَ هَوَامَّهَا فَتَنْهَشُهُ حَتَّی يَبْعَثَهُ اللَّهُ مِنْ قَبْرِهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَمَنَّی قِيَامَ السَّاعَةِ فِيمَا هُوَ فِيهِ مِنَ الشَّرِّ.
وَ قَالَ جَابِرٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ النَّبِيُّ ص:
إِنِّي كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَی الْإِبِلِ وَ الْغَنَمِ وَ أَنَا أَرْعَاهَا وَ لَيْسَ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَدْ رَعَی الْغَنَمَ وَ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا قَبْلَ النُّبُوَّةِ وَ هِيَ مُتَمَكِّنَةٌ فِي الْمَكِينَةِ مَا حَوْلَهَا شَيْءٌ يُهَيِّجُهَا حَتَّی تُذْعَرَ فَتَطِيرُ. فَأَقُولُ مَا هَذَا وَ أَعْجَبُ! حَتَّی حَدَّثَنِي جَبْرَئِيلُ ع: أَنَّ الْكَافِرَ يُضْرَبُ ضَرْبَةً مَا خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً إِلَّا سَمِعَهَا وَ يُذْعَرُ لَهَا إِلَّا الثَّقَلَيْنِ.
فَقُلْتُ ذَلِكَ لِضَرْبَةِ الْكَافِرِ. فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ.
۳) سعید مسیب روایت کرده است که امام سجاد ع مردم را موعظه میکرد و هر جمعه در مسجد رسول الله ص آنان را به زهد در دنیا و توجه به کار آخرت تشویق میفرمود و از جمله مطالبی که از این سخنان ایشان حفظ و مکتوب شده این است که ایشان میفرمودند:
ای مردم! تقوای الهی در پیش گیرید و بدانيد كه قطعا شما «به سوی او بازمیگرديد» (بقره/۲۸) آنگاه «هر كسی حاضر شده میيابد، آنچه را از کار خیر انجام داده است» در اين دنيا «و آنچه را از كار بد انجام داده آرزو میكند كه كاش ميان او و آن فاصلهای زیاد میبود؛و خدا شما را از [عدالت و عذاب] خود بر حذر میدارد.» (آل عمران/۳۰) وای بر تو ای آدميزادۀ غافلی كه از او غفلت نمیشود.
ای بنی آدم! همانا اجل تو شتابندهترين چيز به سوی تو است كه بیامان بسوی تو میآيد و تو را میطلبد، و چيزی نمانده كه تو را دريابد، و گويی عمرت به سر رسيده و فرشتۀ مرگ روحت را ستانده است و تنها به سوی قبر خویش روانی، پس در آنجا روحت به تنت بازگشته است،و دو فرشتۀ نکیر و منكر برای بازپرسی از تو و امتحان سختی که از توخواهند گرفت سراغت آمدهاند.همانا نخستين چیزی که از تو میپرسند سوال است از خدايی كه او را میپرستيدهای و از پيامبری كه به سوی تو فرستاده شده است، و از دينی كه بدان متديّن بودهای، و از كتابی كه آن را تلاوت میكردهای، و از امامی كه به ولایت او تن دادهای، و از عمرت كه در چه راهی صرفش كردهای، و مالت را كه از كجا به چنگ آوردهای، و در چه راهی خرجش كردهای. پس احتياط كن و به خويش بنگر و پيش از آن امتحان و سوال و جواب و آزمون، پاسخ خويش مهيّا دار؛ که اگر مؤمنی باشی عارف به دين خود و پيرو راستگويان و هوادار اولياء الهی، خداوند حجّت تو را بر تو تلقين كند و زبانت را به صواب بگشايد و به خوبی پاسخ دهی و به رضوان و بهشت الهی بشارت داده میشوی و فرشتگان با روح و ريحان به استقبالت آيند؛ و اگر چنين نباشی، زبانت بگيرد و حجّتت ابطال گردد و از پاسخ درمانی و به آتش بشارتداده شوی و فرشتگان عذاب به استقابلت آیند با «پیشکشی از آب جوشان و چشیدن جهنم» (واقعه/93).
بدان ای پسر آدم! در پی اين وضع، رويدادی در پيش است بزرگتر، دلخراشتر و هراسناکتر برای دل؛ روز قیامت! ...
الكافی، ج8، ص73؛ الأمالي( للصدوق)، ص503-504۲؛ الأمالی (للطوسی)، ص348
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ:
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَعِظُ النَّاسَ وَ يُزَهِّدُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ يُرَغِّبُهُمْ فِي أَعْمَالِ الْآخِرَةِ بِهَذَا الْكَلَامِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ حُفِظَ عَنْهُ وَ كُتِبَ كَانَ يَقُولُ:
أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» فَ«تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ» فِي هَذِهِ الدُّنْيَا «مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ». وَيْحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ الْغَافِلَ وَ لَيْسَ بِمَغْفُولٍ عَنْهُ! يَا ابْنَ آدَمَ! إِنَّ أَجَلَكَ أَسْرَعُ شَيْءٍ إِلَيْكَ قَدْ أَقْبَلَ نَحْوَكَ حَثِيثاً يَطْلُبُكَ وَ يُوشِكُ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ كَأَنْ قَدْ أَوْفَيْتَ أَجَلَكَ وَ قَبَضَ الْمَلَكُ رُوحَكَ وَ صِرْتَ إِلَی قَبْرِكَ وَحِيداً فَرَدَّ إِلَيْكَ فِيهِ رُوحَكَ وَ اقْتَحَمَ عَلَيْكَ فِيهِ مَلَكَانِ نَاكِرٌ [مَلَكَاكَ مُنْكَرٌ] وَ نَكِيرٌ لِمُسَاءَلَتِكَ وَ شَدِيدِ امْتِحَانِكَ أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَا يَسْأَلَانِكَ عَنْ رَبِّكَ الَّذِي كُنْتَ تَعْبُدُهُ وَ عَنْ نَبِيِّكَ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكَ و عَنْ دِينِكَ الَّذِي كُنْتَ تَدِينُ بِهِ وَ عَنْ كِتَابِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْلُوهُ وَ عَنْ إِمَامِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتَوَلَّاهُ ثُمَّ عَنْ عُمُرِكَ فِيمَا كُنْتَ أَفْنَيْتَهُ وَ مَالِكَ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبْتَهُ وَ فِيمَا أَنْتَ أَنْفَقْتَهُ [أَتْلَفْتَهُ] فَخُذْ حِذْرَكَ وَ انْظُرْ لِنَفْسِكَ وَ أَعِدَّ الْجَوَابَ قَبْلَ الِامْتِحَانِ وَ الْمُسَاءَلَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فَإِنْ تَكُ مُؤْمِناً [مُؤْمِناً تَقِيّاً] عَارِفاً بِدِينِكَ مُتَّبِعاً لِلصَّادِقِينَ مُوَالِياً لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ لَقَّاكَ اللَّهُ حُجَّتَكَ وَ أَنْطَقَ لِسَانَكَ بِالصَّوَابِ وَ أَحْسَنْتَ الْجَوَابَ وَ بُشِّرْتَ بِالرِّضْوَانِ وَ الْجَنَّةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اسْتَقْبَلَتْكَ الْمَلَائِكَةُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ كَذَلِكَ تَلَجْلَجَ لِسَانُكَ وَ دَحَضَتْ حُجَّتُكَ وَ عَيِيتَ عَنِ الْجَوَابِ وَ بُشِّرْتَ بِالنَّارِ وَ اسْتَقْبَلَتْكَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ بِنُزُلٍ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةِ جَحِيمٍ وَ اعْلَمْ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ مِنْ وَرَاءِ هَذَا أَعْظَمَ وَ أَفْظَعَ وَ أَوْجَعَ لِلْقُلُوبِ يَوْمَ الْقِيَامَة ...
این حدیثی بسیار طولانی است که ادامه این فراز از حدیث در جلسه 1016 حدیث۲ گذشت https://yekaye.ir/al-waqiah-56-49/
۴) امیرالمومنین ع خطبهای دارند که به خطبه غراء معروف است و فرازی از آن ذیل آیه۲ سوره علق (جلسه351 حدیث۲ https://yekaye.ir/al-alaq-96-2/) گذشت.۳ در ادامه آن فراز (که ناظر بود به توصیف نحوه پا گذاشتن انسان به دار وجود و نعمتهای ادراکی که خداوند به او داده) آمده است:
چندان كه جوانى شد راست اندام، تندرست و به قامت تمام، گردن كشانه [از راه حقّ] دورى گزيد، و بيهُشانه اين سو و آن سو دويد. از چاهسار آرزو نوشا، و در پى دنيا كوشا. سرمست لذّت و شادمانى، از عنفوان و نشاط جوانى. نه انديشه رسيدن مصيبتش در سر، و نه از خدا و تقوايش خبر، تا آنكه در اين آزمايش، فريب خورده مرد، و روزگارى كوتاه را در خطا به سر برد. نه عوضى به دست آورد، و نه واجبى را كه بر عهده داشت ادا كرد.
در واپسين دوره جوانى و آخرين منزلهاى كامرانى، درد مرگ او را فرو گرفت، چندان كه روز را با حيرانى به سر مىبرد، و شب را با بيدارى و نگرانى. هر روز به سختى درد مىكشيد و هر شب رنج و بيمارى به سر وقتش مىرسيد. حالى كه گردش برادرى بود به جان برابر، و پدرى مهربان و نصيحتگر، و مادرى از ناشكيبايى فريادكنان و از ناآرامى بر سينهزنان. و او در بيهوشى و غفلت، سختى و مصيبت، و نالهاى زار، و نفسى افتاده به شمار، و جان كندنى طاقتزا و دشوار. سپس او را خاموش، درون كفنهايش گذارند، و گردن نهاده و رام از زمينش برگيرند و بر پاره چوبهايش بردارند.
پيكرى كوفته و رنجديده، لاغر از بيماريى كه كشيده. فرزند و نواده و برادران همگان تابوتش را بردارند و به خانه غربتش رسانند. آنجا كه ديگر هيچ كس او را نبيند [و تنها خود در آن خانه نشيند]. تا چون مشايعت كنندگان باز گرديدند و مصيبت زدگان واپس گراييدند، او را در گودالش نشانند، زمزمه كنان، حيرتزده از پرسش [فرشتگان] و خطا كردن در امتحان. و دشوارتر چيز آنجا، بلاى حاصل از «پذیراییای است از آب جوشان و چشیدن جهنم سوزان» (واقعه/۹۳) و زبانههای سرکش آتش و بانگهای تیز پیاپی آن. نه لختى آسوده بودن، و نه راحتى، تا بدان رنج را زدودن. نه نيرويى بازدارنده تا در امان ماند، و نه مرگى تا او را از اين بلا برهاند، و نه خوابى سبك تا آرامشى رساند. سختيهاى مردن از پى هم، عذابها هر ساعت و هر دم، به خدا پناه بريم از اين غم.
نهج البلاغة، خطبه ۸۳ (خطبه غراء) (ترجمه با اقتباس از ترجمه سید جعفر شهیدی، ص64-65)
وَ مِنْهَا فِي صِفَةِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ
... حَتَّی إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ وَ اسْتَوَی مِثَالُهُ نَفَرَ مُسْتَكْبِراً وَ خَبَطَ سَادِراً مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ كَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ. ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً [أَسِيراً]؛ لَمْ يُفِدْ عِوَضاً [غَرَضاً] وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً. دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ [غَبْرَةِ] جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ فَظَلَّ سَادِراً وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الآْلَامِ وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ، بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً؛ وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ.
ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً [مُلْبَساً] وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً؛ ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَی الْأَعْوَادِ، رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَی دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ. حَتَّی إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ [مُفِجِ] أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ؛ وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ [السَّعِيرِ]؛ لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ وَ لَا سِنَةٌ مُسْلِيَةٌ؛ بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ؛ إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ...