۱) «فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَیرَ مَدینینَ»
واضح است که مهمترین کلمه این آیه که میتواند محل بحث قرار بگیرد کلمه «مدینین» است. درباره ماده «دین» در نکات ادبی اشاره شد که درست کم در معانی «بدهی و قرض» ، «طاعت» ، «حکم» ، «جزا» ، «مملوک» (برده و کنیز) ، «دین و شریعت» و به قولی «شهر» (= مدینه) به کار رفته است. این ماده به صورت کلمه «مدین» غیر از این آیه، در یک آیه دیگر هم به کار رفته است: «أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدينُونَ» (صافات/53) که حال و هوای آن آیه نیز به این آیه بسیار نزدیک است. در هر صورت، درباره مقصود از این عبارت، تحلیلهای متعددی میتوان داشت؛ از جمله:
الف. «دین» به معنای جزا و عملی است که سزاوار جزا میباشد و اینجا مقصود از «مدین» اسم مفعول به معنای «مجزا: جزا داده شده» است که آیه میفرماید «اگر شما خارج از زمره جزا دادهشدگان هستید، ...» یعنی «اگر قرار نیست که جزایی (ثواب و عقابی) برای شما باشد و حساب و کتابی برای شما برپا نخواهد شد، ...». این معنایی است که اغلب مفسران (مثلا: تفسير القمي، ج2، ص350۱؛ مجمع البیان، ج9، ص340 و 342۲؛ تفسير الصافي، ج5، ص130) و اهل لغت که در بحث از ماده «دین» به این آیه اشاره کردهاند (مثلا: كتاب العين، ج8، ص73۳؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص323؛ المخصص (ابن سیده)، ج17، ص155۴) مد نظر قرار دادهاند.
ب. «دین» به معنای اطاعت است و کلمه «مدین» در معنای «مملوک» (کسی که که وظیفهاش فقط اطاعت کردن است) به کار رفته است؛ که بسیاری از اهل لغت [البته در میان اهل لغت، برخی این معنا را برای آیه سوره صافات ذکر کردهاند] و نیز اهل تفسیر (مثلا: مجمع البيان، ج9، ص342۵؛)، این را به عنوان دومین احتمال معنایی (و حتی برخی به عنوان احتمال اول؛ مثلا: معانى القرآن (فراء)، ج3، ص131۶؛ تهذيب اللغة، ج14، ص129۷؛ المحيط في اللغة، ج9، ص360۸؛ مجمع البحرين، ج6، ص251۹؛ البحر المحيط، ج10، ص94۱۰؛ التفسير الكبير (فخر رازی)، ج29، ص436۱۱) برای این آیه مطرح کردهاند؛ ظاهرا مقصود را این دانستهاند که «اگر خودتان را مملوک و تحت مقهوریت خداوند نمیدانید، ...» (تفسير الصافي، ج5، ص130۱۲)
هرچند سخن برخی به گونه ای است که گویی این دو معنا لازم و ملزوم همدیگرند (مثلا: كتاب العين، ج8، ص73۱۳؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص323۱۴)؛ شاید منظورشان این بوده که اگر کسی خود را مملوک خدا ببیند حتما قبول دارد که باید مورد جزا و پاداش قرار بگیرد و اگر کسی خود را در معرض جزا نمیبیند به خاطر این است که خود را مملوک خدا نمیبیند.
ج. «دین» به معنای «قرض و بدهی» باشد؛ و «مدین» اسم مفعول و به معنای «مدیون» و «مرهون» باشد؛ چنانکه در احادیث و بحثهای فقهی کلمه «مدین» به شخص بدهکار اطلاق میشود؛ یعنی اگر گمان میکنید که شما در گرو نیستید و میتوانید هرکاری خواستید انجام دهید، ...» (حاشية الوافي (للبهبهاني)، ص484۱۵) و آنگاه معنای این کلمه شبیه آیه «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة» (مدثر/۳۸) میشود.
د. برخی احتمال دادهاند که اساسا نه از ماده «دین» بلکه از ماده «مدن» و بر وزن فعیل باشد؛ یعنی از کلمه «مدینه» به معنای شهر باشد و بنا بر اینکه وجه تسمیه «مدینه» به شهر، اقامت کردن در آن باشد میخواهد بفرماید اگر فکر میکنید که شما مقیم نخواهید بود؛ یعنی اگر عذابی هم باشد موقت است؛ یعنی خطاب آیه، نه به منکران اصل قیامت، بلکه به کسانی باشد که دوام عذاب را انکار میکنند: «و قالوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً» (بقرة/80) و برای همین در مواردی متجری و بیمبالات میشوند. (التفسير الكبير (فخر رازی)، ج29، ص436۱۶) (البته چنانکه در نکات ادبی اشاره شد، نیاز نیست که برای این قول حتما ماده این کلمه را متفاوت بدانیم، چنانکه برخی کلمه «مدینه»را هم از همین ماده «دین» دانستهاند.)
ه. ...
تبصره
یکی از اقوالی که در اینجا مطرح شده این است که «غیر مدینین» به معنای «غیر مبعوثین» باشد (حسن بصری؛ به نقل از مجمع البيان، ج9، ص342۱۷)؛ اما ظاهرا این صرفا لازمه همین قول به مملوک یا مجزی بودن است؛ وگرنه در لغت کسی کلمه «دین» را به معنای «بعث» قلمداد نکرده است.
۲) «فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَیرَ مَدینینَ»
عبارت «فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَیرَ مَدینینَ» مقدمِ یک جمله شرطی است همراه با توبیخ؛ که جزای شرط در آیه بعد آمده است. در خصوص آيه 83 که از این جهت شبیه همین جمله بود، همگان جزای شرط را محذوف میگرفتند؛ که آیات بعدی بر آن دلالت داشت؛ و چون محذوف و در تقدیر بود، براحتی میشد که آن جمله و جزا را یک واحد قلمداد کرد که یک آیه و نشانه بر حقیقتی باشد. اما در اینجا اوضاع فرق میکند. «آيه مستقل»ی هست که جزای شرط در آن تصریح شده است. پس در این آیه عبارت محذوفی نداریم. آنگاه این سوال رخ مینماید که «یک جمله ناتمام» (قسمت مقدم جمله شرطیه بدون تالی آن) چگونه میتوانند «یک آیه» باشد؟!
(با توجه به اینکه خود پیامبر – و در واقع به دستور الهی – تعیین کرده که «یک آیه» در کجا شروع و در کجا ختم میشود ؛ و اگرچه در خصوص برخی آیات اختلافی هست (که گاه برخی دو آیه را یک آیه میدانستند؛ یعنی در شروع و پایان آیه اختلاف بود [که البته این مطلب که در همین موارد هم همگی از جانب خود خداوند باشد نیز بر اساس مساله اختلاف قرائتها که توسط خود پیامبر ص انجام شده بود کاملا توجیهپذیر است])؛ اما در خصوص اینکه این آیه محدودهاش همین است و جزای این شرط در آیه بعدی قرار داده شده، هیچ اختلافی نیست؛ یعنی حتی اگر این اختلاف در آیات را کاملا به اشتباه و اختلاف اصحاب برگردانیم، در اینجا چنین اختلافی هم نبوده است و همگان متفق بودهاند که این عبارت ناتمام (یعنی این آیه بدون آيه بعد) یک آیه است.)
درباره کل این جمله شرطیه (یعنی همراه با جزای شرط که در آیه بعد میآید، ان شاء الله در ضمن آیه بعد بحث خواهد شد؛ اما به نظر میرسد وقتی این آیه (در واقع این جمله نیمهتمام) مستقلا به عنوان یک آیه میآید خودش حاوی نکته یا نکاتی است. آن نکته چیست؟ (که بر اساس هریک از معانیای که در تدبر قبل اشاره شد چهبسا نکته خاصی را میتوانند منتقل کند).
الف. شاید این عبارت به عنوان یک آیه میخواهد همین سوال را در ذهن ما ایجاد کند و ما را به تاملی در زندگی خود وادارد؛ یعنی این عبارت مذکور در این آیه، وقتی با جزای شرط (که در آیه بعد است) همراه شود انسان را به یک عجز خویش و غلط بودن این جمله (شما بیرون از [زمره] جزادادهشوندگانید) منتقل میکند، اما اکنون که هنوز جزای شرط نیامده ولی حالت استفهام انکاری در جمله منتقل میشود (یعنی همین مقدار که میگوید «پس چرا اگر که شما بیرون از [زمره] جزادادهشوندگانید، ...»)، در واقع دارد میگوید شما که میدانید که من در جزای شرط جملهای خواهم گفت که نادرست بودن این جملهی «شما بیرون از [زمره] جزادادهشوندگانید» را خواهید فهمید (یعنی خواهید فهمید که حتما جزایی در کار خواهد بود)؛ اما صرف نظر از اینکه من آن جزای شرط را بیاورم و شما به نادرست بودن این مقدم بناچار اذعان کنید، یک لحظه درنگ کنید و بیینید که واقعا چه چیزی در شما رخ داده و چرا فکر میکنید که شما در زمره کسانی که جزا داده میشوند نیستید؛ و برای شما جزایی در کار نخواهد بود؟
به تعبیر دیگر، این عبارت «پس چرا اگر که شما بیرون از [زمره] جزادادهشوندگانید» با اینکه هنوز یک جمله کامل نشده، اما همین عبارت ناقص یک آیه است؛ و آیه یعنی نشانه، نشانهای که ما را به یک حقیقت دیگر منتقل میکند؛ و آن حقیقت شاید همین است که دریابیم که نحوه زندگیمان باورهای غلطی را برای ما تثبیت کرده؛ و بیندیشیم که چرا یک جملهای که غلط است (و در آیه بعد به غلط بودنش اذعان خواهیم کرد) در جان و روان ما رسوخ کرده و با اینکه به غلط بودن آن اذعان خواهیم کرد اما فعلا آن را مدار زندگی و رفتار خود قرار دادهایم؟
به همین ترتیب، بر اساس هریک از معانی محتمل آیه که در تدبر ۱ اشاره شد این جمله میخواهد بگوید که:
الف.۲. واقعا با خودتان چکار کردهاید و چرا فکر میکنید که شما مملوک خدا نیستید؟
الف.۳. واقعا چرا فکر میکنید که شما در گروی اعمالتان نیستید؟
الف.۴. واقعا چرا فکر میکنید که در قیامت در عذاب ابدی نخواهید ماند؟
الف.۵. ...
ب. ...
۳) «فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَیرَ مَدینینَ»
بسیاری از مترجمان و مفسران برای سهولت فهم آیه، این آیه را از حالت موجبه معدولة المحمول (ساختار «الف غیر ب است») درآورده و به صورت سالبه اسمیه (الف ب نیست) و حتی سالبه فعلیه (فلان عمل رخ نمیدهد) ترجمه کردهاند؛ مثلا گفتهاند: «اگر شما جزا داده نمیشوید». اما با توجه به اینکه خود خداوند میتوانست جمله سالبه بیاورد و مثلا بفرماید «فَلَوْ لا إِنْ لم تکونوا مَدینینَ» و چنین نفرمود، نکتهای مد نظر باشد. آن نکته:
الف. شاید این باشد که آيه به نحو ضمنی اشاره میکند که اگرچه اغلب انسانها «مدینین» (جزا داده شده) هستند؛ اما عدهای هستند که غیرمدینین هستند؛ چنانکه در جای دیگر درباره اولیای مقرب درگاهش که همان «مخلَصین»اند، فرمود که با اینکه همه در قیامت احضار میشوند آنان احضار نمیشوند «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون؛ إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين» (صافات/۱۲۷-۱۲۸) و صریحتر اینکه فرمود با اینکه همه جزای عملشان را میبینند این مقربان جزای عملشان را نمیبینند (زیرا آنان کاملا در خدا فانی و توسط خود خداوند خالص شده؛ و لذا فوق مقام محاسبه و جزا هستند) «وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون؛ إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين» (صافات/39-40)
بدین ترتیب، تناسب حکم و موضوع کامل میشود. یعنی در حالت عادی این سوال پیش میآید که چه نسبتی هست بین اینکه کسی گمان کند که جزء جزادادهشدگان نیست؛ و اینکه بتواند مانع مرگ شخص دیگر شود و اگر وی مُرد او را برگرداند. اغلب مفسران در توجیه این ربط به تکلفاتی افتادهاند (نمونهای از این تکلفات را در بیانات فخر رازی ببینید در: التفسير الكبير، ج29، ص436-437۱۸) اما با این بیان اصلا چنین تکلفی نیست؛ بلکه خداوند میفرماید اگر ادعا میکنید که شما هم در زمره این کسانی هستید که «غیر مدینین» (غیر از جزادادهشدگان) هستند؛ پس باید بتوانید مانع مرگ شخص محتضر شوید و اگر هم مرد او را برگردانید؛ کاری که از حضرت ابراهیم (بقره/۲۶۰)۱۹ و حضرت عیسی (آل عمران/۴۹۲۰؛ مائدة/110۲۱) سر زد؛ و طبق روایات متعدد و شواهد تاریخی متعدد، بارها و بارها از اهل بیت ع هم سرزده است. (نمونهای از آن در فیلم ضمیمه شده در بحث آیه قبل (جلسه1052، تدبر ۲ http://yekaye.ir/al-waqiah-56-85/) گذشت)
ب. ...