تذکر: حدیث ۱ جلسه قبل به این آیه نیز مرتبط میباشد
۱) اسحاق بن حریز میگوید:
امام صادق ع به من فرمود: دوستانت درباره سخن ابلیس که [به خدا] گفت «مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی» (ص/۷۶) چه میگویند؟
گفتم: فدایت شوم! این مطلبی است که او گفته و خداوند هم در کتابش آن را ذکر کرده است.
فرمود: اما ابلیس – لعنه الله – دروغ گفت! اسحاق! خداوند او را هم قطعا از گِل آفریده بود.
سپس فرمود: خداوند میفرماید: «همان كه برای شما از آن درخت سرسبز آتشی پديد آورد، پس شما از آن به ناگاه آتش میافروزيد» (یس/۸۰) خداوند وی را از آن آتش، و آتش را از آن درخت آفرید؛ و درخت اصلش از گِل است.
تفسير القمي، ج2، ص245
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ سَعِيدِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ حَرِيزٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ أَصْحَابُكَ فِي قَوْلِ إِبْلِيسَ «خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ»؟
قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ قَالَ ذَلِكَ وَ ذَكَرَهُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ.
قَالَ كَذَبَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ يَا إِسْحَاقُ مَا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلَّا مِنْ طِينٍ، ثُمَّ قَالَ: قَالَ اللَّهُ: «الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ» خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ تِلْكَ النَّارِ وَ النَّارُ مِنْ تِلْكَ الشَّجَرَةِ؛ وَ الشَّجَرَةُ أَصْلُهَا مِنْ طِين.
۲) ابوذر غفاری روایت کرده است:
در یکی از غزوات [در زمستان] همراه با رسول الله بودیم. چون شب شد باد سردی وزیدن گرفت و ابرهایی هم پیاپی بر ما باریدند. چون نیمههای شب شد عمر بن خطاب آمد و جلوی رسول الله ص ایستاد و گفت: مردم سردشان است و از سنگهای آتشزنه و کبریتها هم شعلهای بیرون نمیجهد و از شدت سرما چیزی نمانده که هلاک شوند.
پس رسول الله ص رو به حضرت علی ع کرد و گفت: علی! بلند شو و آتش برایشان فراهم کن.
پس او برخاست و به سوی درخت سبزی رفت و شاخهای از شاخههایش گرفت و از آن آتشی فراهم کرد و در همه جا برافروخت و همه با آن آتش برافروختند و خداوند متعال را شکر کردند و رسول الله ص و حضرت علی ع را ستودند.
عيون المعجزات، ص47؛ نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة ع، ص154؛ مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر ع، ج1، ص507
روي عن ابي ذر جندب بن جنادة الغفاري انه قال: كنا مع رسول اللّه (ص) في بعض غزواته [في زمان الشتاء] فلمّا أمسينا هبّت ريح باردة، و علتنا غمامة هطلت غيثا (متفجّرا). فلمّا انتصف الليل جاء عمر بن الخطّاب و وقف بين يدي رسول اللّه- صلّی اللّه عليه و آله- و قال: إنّ [الناس] قد أخذهم البرد، و قد ابتلّت المقادح و الزناد فلم توقد، و قد أشرفوا علی الهلكة لشدّة البرد، فالتفت- صلّی اللّه عليه و آله- إلی عليّ- عليه السلام- و قال له: قم يا عليّ و اجعل لهم نارا، فقام (ع) و عمد إلی شجر أخضر، فقطع غصنا من أغصانه و جعل لهم منه نارا، و أوقد منها في كلّ مكان و اصطلوا بها، و شكروا اللّه تعالی، و أثنوا علی رسول اللّه- صلّی اللّه عليه و آله- و علی أمير المؤمنين- عليه السلام.
۳) در ضمن روایت مفصلی مفضل میگوید از امام صادق ع درباره انواع آتشها پرسیدم.
فرمودند: آتشها چهار گونهاند: آتشی که میخورد و مینوشد؛ آتشی که میخورد و نمینوشد؛ آتشی که مینوشد و نمیخورد؛ و آتشی که نمیخورد و نمینوشد. اما آتشی که میخورد و مینوشد؛ آتش [= حرارت داخل بدن] انسانها و حیوانات است؛ و آتشی که میخورد و نمینوشد، آتش هیزم است؛ آتشی که مینوشد و نمیخورد، آتش درخت است؛ و آتشی که نمیخورد و نمینوشد؛ آتش سنگ چخماق و جرقهزنهاست.
الخصال، ج1، ص227
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: ... وَ سَأَلْتُهُ عَنِ النِّيرَانِ.
فَقَالَ: النِّيرَانُ أَرْبَعَةٌ؛ نَارٌ تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ، وَ نَارٌ تَأْكُلُ وَ لَا تَشْرَبُ، وَ نَارٌ تَشْرَبُ وَ لَا تَأْكُلُ، وَ نَارٌ لَا تَأْكُلُ وَ لَا تَشْرَبُ. فَالنَّارُ الَّتِي تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ فَنَارُ ابْنِ آدَمَ وَ جَمِيعِ الْحَيَوَانِ؛ وَ الَّتِي تَأْكُلُ وَ لَا تَشْرَبُ فَنَارُ الْوَقُودِ؛ وَ الَّتِي تَشْرَبُ وَ لَا تَأْكُلُ فَنَارُ الشَّجَرَةِ؛ وَ الَّتِي لَا تَأْكُلُ وَ لَا تَشْرَبُ فَنَارُ الْقَدَّاحَةِ وَ الْحُبَاحِب.