۱) از امام حسن عسکری روایتی طولانی در تفسیر آیات سوره بقره که داستان گاو بنیاسرائیل است روایت شده است. در فرازی از این روایت آمده است:
و این است آنچه که خداوند عز و جل حکایت کرد: «و هنگامی که موسی به قومش گفت که همانا خداوند به شما دستور میدهد« یعنی دستور خواهد داد «که گاوی را ذبح کنید» اگر که میخواهید از قاتل باخبر شوید؛ و با قسمتی از آن به مقتول بزنید تا زنده شود و از قاتل خبر دهد. «گفتند» ای موسی «ما را مسخره گرفتهای؟» و گمان میکنی که خداوند به ما دستور میدهد که گاوی را ذبح کنیم و قطعهای از این مردار را برگیریم و با آن به آن مرده بزنیم، آنگاه یکی از این دو مردار به خاطر برخورد با مردار دیگر زنده میشود؟ چگونه چنین چیزی میشود؟ حضرت موسی «گفت: به خداوند پناه میبرم که از جاهلان باشم» (بقره/۶۷) و به خداوند متعال چیزی را نسبت دهم که به من نگفته باشد؛ و اینکه از جاهلان باشم و با امر خدا بر اساس قیاس بدانچه مشاهده کردهام مخالفت کنم و سخن خداوند عز و جل و امر او را کنار بگذارم.
سپس حضرت موسی ع به آنها فرمود: آیا چنین نیست که منی مرد یک نطفه مرده (غیرزنده) است و منی زن هم همین طور؛ و این دو شیء مرده با هم برخورد میکنند و خداوند متعال از برخورد این دو مرده یک انسان زنده با سر و سامان ایجاد میکند؟ ...
در فراز دیگری از این داستان در ادامه آیات، امام حسن عسگری فرمودند:
[خداوند فرمود] «پس گفتیم که به آن بزنند با قسمتی از این» یعنی قسمتی از گاو «این چنین خداوند مرده را زنده میکند» (بقره/۷۳) در دنیا و آخرت همان گونه که مرداری را با برخورد به مردار دیگر زنده کرد. اما در دنیا پس همین که منی مرد به منی زن برخورد میکند و خداوند آن چیزی را که در صلبها و رَحِمها بوده را زنده میگرداند؛
و اما در آخرت پس همانا خداوند متعال نازل میکند بین دو نفخه صور و بعد از نفخه اول، از پایین آسمان دنیا از آن «دریای آکنده» (طور/۶) و آن چیزی شبیه منی مردان است، پس از آن بارانی بر زمین میبارد و آن آب منیمانند با مردگان پوسیده درمیآمیزد پس از زمین میرویند و زنده میشوند...
التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسكری علیه السلام، ص275-276 و 282
قَالَ الْإِمَامُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِیهُودِ الْمَدِینَةِ: وَ اذْكُرُوا «إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» ...۱
فَذَلِكَ مَا حَكَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُكُمْ» أَی سَیأْمُرُكُمْ «أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» إِنْ أَرَدْتُمُ الْوُقُوفَ عَلَی الْقَاتِلِ، وَ تَضْرِبُوا الْمَقْتُولَ بِبَعْضِهَا لِیحْیا وَ یخْبِرَ بِالْقَاتِلِ. «قالُوا» یا مُوسَی «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً» [وَ] سُخْرِیةً تَزْعُمُ أَنَّ اللَّهَ یأْمُرُنَا أَنْ نَذْبَحَ بَقَرَةً، وَ نَأْخُذَ قِطْعَةً مِنْ مَیتٍ، وَ نَضْرِبَ بِهَا مَیتاً، فَیحْیا أَحَدُ الْمَیتَینِ بِمُلَاقَاةِ بَعْضِ الْمَیتِ الْآخَرِ [لَهُ]، فَكَیفَ یكُونُ هَذَا؟ «قالَ» مُوسَی «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ» أَنْسُبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی مَا لَمْ یقُلْ لِی، وَ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ، أُعَارِضَ أَمْرَ اللَّهِ بِقِیاسِی عَلَی مَا شَاهَدْتُ، دَافِعاً لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمْرِهِ.
ثُمَّ قَالَ مُوسَی ع: أَ وَ لَیسَ مَاءُ الرَّجُلِ نُطْفَةً مَیتَةً، وَ مَاءُ الْمَرْأَةِ كَذَلِكَ، مَیتَانِ یلْتَقِیانِ فَیحْدِثُ اللَّهُ تَعَالِی مِنِ الْتِقَاءِ الْمَیتَینِ بَشَراً حَیاً سَوِیاً ...*
... «فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها» بِبَعْضِ الْبَقَرَةِ «كَذلِكَ یحْی اللَّهُ الْمَوْتی» فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ كَمَا أَحْیا الْمَیتَ بِمُلَاقَاةِ مَیتٍ آخَرَ لَهُ.
أَمَّا فِی الدُّنْیا فَیلَاقِی مَاءُ الرَّجُلِ مَاءَ الْمَرْأَةِ فَیحْیی اللَّهُ الَّذِی كَانَ فِی الْأَصْلَابِ وَ الْأَرْحَامِ حَیاً.
وَ أَمَّا فِی الْآخِرَةِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی ینْزِلُ بَینَ نَفْخَتَی الصُّورِ بَعْدَ مَا ینْفَخَ النَّفْخَةُ الْأُولَی مِنْ دُوَینِ السَّمَاءِ الدُّنْیا مِنَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی [فِیهِ] وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ هِی مَنِی كَمَنِی الرِّجَالِ، فَیمْطُرُ ذَلِكَ عَلَی الْأَرْضِ فَیلْقَی الْمَاءُ الْمَنِی مَعَ الْأَمْوَاتِ الْبَالِیةِ فَینْبُتُونَ مِنَ الْأَرْضِ وَ یحْیوْنَ.
* استدلال حضرت موسی ع دو فراز دارد که فراز دومش به آیه 63 مرتبط میشود که ان شاءالله در آنجا (جلسه 1031) خواهد آمد.
۲) در فرازی از روایت معروف به توحید مفضل از امام صادق ع روایت شده است که فرمودند:
ای مفضل به بیان افرینش انسان آغاز میكنیم؛ پس از ان عبرت بیاموز. نخستین مرحلۀ آن تدبیر جنین در رحم است او در تاریكی های سه گانه در حجاب است: تاریكی شكم؛ تاریكی رحم؛ و تاریكی بچهدان؛ به طوری كه نه میتواند غذایی برای خود فراهم آورد یا گزندی را از خود دور كند یا سودی را به سوی خویش كشاند یا زیانی را از خویش براند؛ غذایش از خون حیض به او میرسد چنان كه آب گیاه را تغذیه میكند. این پیوسته خوراك اوست تا آن گاه كه چون خلقتش كامل شد و بدنش محكم گردید و پوستش برای تماس با هوا و چشمش برای دریافت نور آماده شد درد زایمان مادرش را میگیرد و او جنین را سخت ناراحت میكند و بر او فشار میآورد تا آن كه زاده شود. چون زاده شد آن خونی كه از خون مادرش او را تغذیه میكرد به پستان های مادرش منتقل میگردد و آن مزه و رنگ قبلی به نوع دیگری از غذا تبدیل میشود كه برای بدن نوزاد سازگارتر از خون است و هنگام نیازش به آن به او میرسد. زمانی كه به دنیا میآید دهانش را مزه مزه میكند و لبانش را تكان میدهد و با این كار شیر میطلبد و پستان های مادرش را همچون دو خیک که برای حاجت وی آویخته شده مییابد؛تا زمانی که بدن تر و تازه است و معده و روده نازک و اعضای بدنش نرم است از آن تغذیه میکند ...
توحید المفضل، ص47-48؛ بحار الأنوار، ج۳، ص۶۲ و ج57، ص378 (ترجمه برگرفته از کتاب انسانشناسی از منظر قرآن و حدیث (ریشهری)، ص87)
رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَال ... فَدَخَلْتُ عَلَی مَوْلَای صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ فَرَآنِی مُنْكَسِراً فَقَال ...
نَبْتَدِئُ یا مُفَضَّلُ بِذِكْرِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ فَاعْتَبِرْ بِهِ فَأَوَّلُ ذَلِكَ مَا یدَبَّرُ بِهِ الْجَنِینُ فِی الرَّحِمِ وَ هُوَ مَحْجُوبٌ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ظُلْمَةِ الْبَطْنِ وَ ظُلْمَةِ الرَّحِمِ وَ ظُلْمَةِ الْمَشِیمَةِ حَیثُ لَا حِیلَةَ عِنْدَهُ فِی طَلَبِ غِذَاءٍ وَ لَا دَفْعِ أَذًی وَ لَا اسْتِجْلَابِ مَنْفَعَةٍ وَ لَا دَفْعِ مَضَرَّةٍ فَإِنَّهُ یجْرِی إِلَیهِ مِنْ دَمِ الْحَیضِ مَا یغْذُوهُ كَمَا یغْذُو الْمَاءُ النَّبَاتَ. فَلَا یزَالُ ذَلِكَ غِذَاءَهُ حَتَّی إِذَا كَمَلَ خَلْقُهُ وَ اسْتَحْكَمَ بَدَنُهُ وَ قَوِی أَدِیمُهُ عَلَی مُبَاشَرَةِ الْهَوَاءِ وَ بَصَرُهُ عَلَی مُلَاقَاةِ الضِّیاءِ هَاجَ الطَّلْقُ بِأُمِّهِ فَأَزْعَجَهُ أَشَدَّ إِزْعَاجٍ وَ أَعْنَفَهُ حَتَّی یولَدَ فَإِذَا [وَ إِذَا] وُلِدَ صَرَفَ ذَلِكَ الدَّمَ الَّذِی كَانَ یغْذُوهُ مِنْ دَمِ أُمِّهِ إِلَی ثَدْیهَا [ثَدْییهَا] وَ [فَ] انْقَلَبَ الطَّعْمُ وَ اللَّوْنُ إِلَی ضَرْبٍ آخَرَ مِنَ الْغِذَاءِ وَ هُوَ أَشَدُّ مُوَافَقَةً لِلْمَوْلُودِ مِنَ الدَّمِ فَیوَافِیهِ فِی وَقْتِ حَاجَتِهِ إِلَیهِ فَحِینَ یولَدُ قَدْ تَلَمَّظَ وَ حَرَّكَ شَفَتَیهِ طَلَباً لِلرَّضَاعِ فَهُوَ یجِدُ ثَدْی [ثَدْیی] أُمِّهِ كَالْإِدَاوَتَینِ الْمُعَلَّقَتَینِ لِحَاجَتِهِ فَلَا یزَالُ یغْتَذِی بِاللَّبَنِ مَا دَامَ رَطْبَ الْبَدَنِ رَقِیقَ الْأَمْعَاءِ لَینَ الْأَعْضَاءِ ...
۳) در منابع اهل سنت از حجر مرادی روایت شده که گفته است:
خدمت حضرت علی ع بودم و مینشیدم که داشت نماز شب میخواند و چون به این آیه رسید که «آیا دقت کردهاید در آنچه با [ریختن] منی مقدر میکنید؟! آیا شمایید که آن را میآفرینید یا ماییم که آفرینندگانیم؟!» (واقعه/58-59) سه بار فرمود: بلکه تویی پروردگارا !
سپس قرائت کرد تا رسید به آیه: «آیا شمایید که آن را کشت میکنید یا ماییم که کشتکارانیم؟!» (واقعه/63) و سه بار فرمود: بلکه تویی پروردگارا !
سپس قرائت کرد تا رسید به آیه: «آیا شمایید که آن را نازل میکنید یا ماییم که نازلکنندگانیم؟!» (واقعه/69) و سه بار فرمود: بلکه تویی پروردگارا !
سپس قرائت کرد تا رسید به آیه: «آیا شمایید که درختش را ایجاد میکنید یا ماییم که ایجادکنندگانیم؟!» (واقعه/72) و سه بار فرمود: بلکه تویی پروردگارا !
الدر المنثور، ج6، ص160
أخرج عبد الرزاق و ابن المنذر و الحاكم و البیهقی فی سننه عن حجر المرادی رضی الله عنه قال:
كنت عند علی رضی الله عنه فسمعته و هو یصلی باللیل یقرأ فمر بهذه الآیة «أَ فَرَأَیتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ» قال: بل أنت یا رب ثلاثا.
ثم قرأ «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ» قال: بل أنت یا رب ثلاثا.
ثم قرأ «أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ» قال: بل أنت یا رب ثلاثا.
ثم قرأ «أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها» قال: بل أنت یا رب ثلاثا.