📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
الف. روایتی درباره دشواری آن روزی که همه در آن جمع میشوند:
۱) امیرالمومنین ع در ضمن یکی از خطبههای خود فرمودند:
و آن روزی است که خداوند اولینها و بعدیها را جمع میکند برای مناقشه در حساب و پاداش اعمال در حالی که همه خاضعانه ایستادهاند و عرق سرتاپایشان را فراگرفته است و زمین زیر پایشان میلرزد؛ پس خوشحالترین آنها کسی است که جای پایی برای ایستادن و فضایی برای نفس کشیدن دارد!
نهج البلاغة خطبه ۱۰۲
وَ ذَلِكَ یوْمٌ یجْمَعُ اللَّهُ فِیهِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِنِقَاشِ الْحِسَابِ وَ جَزَاءِ الْأَعْمَالِ خُضُوعاً قِیاماً قَدْ أَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ وَ رَجَفَتْ بِهِمُ الْأَرْضُ فَأَحْسَنُهُمْ حَالًا مَنْ وَجَدَ لِقَدَمَیهِ مَوْضِعاً وَ لِنَفْسِهِ مُتَّسَعا.
ب. روایاتی ناظر به اینکه چه بسا آن میقات رسیدن به محضر پیامبر ص و امیرالمومنین ع باشد:
که طبق آیات قرآن آنان شهید بر همگان بودهاند: «فَكَیفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدا» (نساء/۴۱) «وَ یوْمَ نَبْعَثُ فی كُلِّ أُمَّةٍ شَهیداً عَلَیهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهیداً عَلی هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَیكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَیءٍ» (نحل/۸۹) و عمل هر عاملی را میدیدهاند: «وَ سَیرَی اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ... وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَینَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون» (توبه/۹۴ و ۱۰۵):
۲) از امام حسن مجتبی ع روایت شده است که عدهای از یهودیان خدمت پیامبر ص رسیدند و داناترینشان شروع میکند به پرسیدن سوالاتی تا بدینجا میرسد که:
به چه دلیل تو را محمد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعی نامیده اند؟
پیامبر ص فرمود: اما محمد، چون ستوده شده در زمین هستم،
و اما محمود، چون ستوده شده در آسمان هستم؛
اما ابوالقاسم، چون خداوند در روز قیامت قسمت و سهمِ آتش جهنم را که معین میکند، هرکس را از اولین و آخرین که به من کفر ورزیده باشد در آتش جای میدهد؛ و قسمت و سهمِ بهشت را که معین میکند هرکس که به من ایمان آورده باشد و به پیامبریم اقرار کرده باشد در بهشت خواهد بود؛
اما داعی (= دعوتکننده)، چون من مردم را به دین پروردگارم دعوت میکنم؛
و اما نذیر (هشداردهنده) چون من هرکه به من کفر ورزد را به آتش هشدار میدهم؛
و اما بشیر (بشارتدهنده) چون من هر که مرا اطاعت کند به بهشت بشارت میدهم.
معانی الأخبار، ص51-52؛ علل الشرائع، ج1، ص127؛ الإختصاص، ص34-35
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی مَاجِیلَوَیهِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ الرَّقِّی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُعَاوِیةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ:
جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ وَ كَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لَهُ: لِأَی شَیءٍ سُمِّیتَ مُحَمَّداً وَ أَحْمَدَ وَ أَبَا الْقَاسِمِ وَ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ دَاعِیاً؟
فَقَالَ النَّبِی ص: أَمَّا مُحَمَّدٌ فَإِنِّی مَحْمُودٌ فِی الْأَرْضِ وَ أَمَّا أَحْمَدُ فَإِنِّی مَحْمُودٌ فِی السَّمَاءِ وَ أَمَّا أَبُو الْقَاسِمِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقْسِمُ یوْمَ الْقِیامَةِ قِسْمَةَ النَّارِ فَمَنْ كَفَرَ بِی مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فَفِی النَّارِ وَ یقْسِمُ قِسْمَةَ الْجَنَّةِ فَمَنْ آمَنَ بِی وَ أَقَرَّ بِنُبُوَّتِی فَفِی الْجَنَّةِ وَ أَمَّا الدَّاعِی فَإِنِّی أَدْعُو النَّاسَ إِلَی دِینِ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا النَّذِیرُ فَإِنِّی أُنْذِرُ بِالنَّارِ مَنْ عَصَانِی وَ أَمَّا الْبَشِیرُ فَإِنِّی أُبَشِّرُ بِالْجَنَّةِ مَنْ أَطَاعَنِی.۱
۳) مفضل بن عمر میگوید:
به امام صادق ع عرض کردم: چرا امیرالمومنین ع تقسیم کننده بهشت و جهنم شده است؟۲
فرمودند: چون دوست داشتن وی ایمان و بغض وی کفر است و همانا بهشت برای اهل ایمان و آتش برای اهل کفر آفریده شده است؛ پس بدین جهت او تقسیم کننده بهشت و جهنم است؛ پس در بهشت جز اهل محبت وی وارد نشود و در جهنم جز اهل بغض نسبت به او داخل نگردد.
گفتم: یا ابن رسول الله! پس انبیاء و اوصیاء هم همواره او را دوست داشتند و دشمنانشان هم وی را دشمن میداشتند؟
فرمودند: بله.
گفتم:چگونه چنین چیزی میشود؟
فرمودند: آیا نشنیدهای که رسول الله ص در روز خیبر فرمود که پرچم را به دست مردی میدهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند؛ و برنمی گردد مگر اینکه خداوند پیروزی را به دستان او حاصل میگرداند؛ پس پرچم را به دست حضرت علی ع داد و خداوند پیروزی را به دست وی حاصل فرمود.
فرمود: آیا نشنیدهای که وقتی مرغی بریان برای رسول الله ص آوردند فرمود: خدایا دوستداشتنیترین مخلوقات به نزد خودت و من را نزدم بفرست تا همراه من از این پرنده بخورد و مقصودش حضرت علی ع بود؟
گفتم:بله.
فرمود: پس آیا رواست که پیامبران خدا و جانشینانشان مردی را که خدا و رسولش او را دوست دارند و او هم خدا و رسولش را دوست دارد نشناسند؟
گفتم: خیر.
فرمودند: آیا رواست که مومنانِ امتهای آنان کسی را که حبیب خداوند و حبیب رسولش و محبوب پیامبرانشان است دوست نداشته باشند؟
گفتم: خیر.
فرمودند: پس معلوم میشود که همه پیامبران و رسولان الهای و همه مومنان دوستدار حضرت علی بن ابیطالب ع بودند و معلوم میشود که همه مخالفان آنها نسبت به آنها و کسانی که آنها دوستشان دارند دشمنی میورزند.
گفتم:بله.
فرمودند: پس به بهشت ارد نشود مگر کسی از اولین و آخرین که او را دوست بدارد و داخل در آتش نخواهد شد احدی از اولین و آخرین مگر اینکه او را دشمن بدارد؛ پس او تقسیم کننده بهشت و جهنم است.
گفتم: گرهای را از من گشودی خداوند گشایش در کارت بیفکند.
علل الشرائع، ج1، ص162؛ مختصر البصائر، ص503
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یحْیی بْنِ زَكَرِیا أَبُو الْعَبَّاسِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ الْبَرْمَكِی قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ دَاهِرٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع لِمَ صَارَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ قَسِیمَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ؟
قَالَ لِأَنَّ حُبَّهُ إِیمَانٌ وَ بُغْضَهُ كُفْرٌ وَ إِنَّمَا خُلِقَتِ الْجَنَّةُ لِأَهْلِ الْإِیمَانِ وَ خُلِقَتِ النَّارُ لِأَهْلِ الْكُفْرِ فَهُوَ ع قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ لِهَذِهِ الْعِلَّةِ فَالْجَنَّةُ لَا یدْخُلُهَا إِلَّا أَهْلُ مَحَبَّتِهِ وَ النَّارُ لَا یدْخُلُهَا إِلَّا أَهْلُ بُغْضِهِ؟
قَالَ الْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَالْأَنْبِیاءُ وَ الْأَوْصِیاءُ ع كَانُوا یحِبُّونَهُ وَ أَعْدَاؤُهُمْ كَانُوا یبْغِضُونَهُ؟
قَالَ نَعَمْ!
قُلْتُ فَكَیفَ ذَلِكَ؟
قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ النَّبِی ص قَالَ یوْمَ خَیبَرَ لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ غَداً رَجُلًا یحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مَا یرْجِعُ حَتَّی یفْتَحَ اللَّهُ عَلَی یدَیهِ فَدَفَعَ الرَّایةَ إِلَی عَلِی ع فَفَتَحَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی یدَیهِ؟
قُلْتُ بَلَی!
قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا أُتِی بِالطَّائِرِ الْمَشْوِی قَالَ ص اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِكَ إِلَیكَ وَ إِلَی یأْكُلُ مَعِی مِنْ هَذَا الطَّائِرِ؛ وَ عَنَی بِهِ عَلِیاً ع؟
قُلْتُ بَلَی!
قَالَ فَهَلْ یجُوزُ أَنْ لَا یحِبَّ أَنْبِیاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ أَوْصِیاؤُهُمْ ع رَجُلًا یحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ یحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ؟
فَقُلْتُ لَهُ لَا.
قَالَ فَهَلْ یجُوزُ أَنْ یكُونَ الْمُؤْمِنُونَ مِنْ أُمَمِهِمْ لَا یحِبُّونَ حَبِیبَ اللَّهِ وَ حَبِیبَ رَسُولِهِ وَ أَنْبِیائِهِ ع؟
قُلْتُ لَا؟
قَالَ فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّ جَمِیعَ أَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ كَانُوا لِعَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ مُحِبِّینَ وَ ثَبَتَ أَنَّ أَعْدَاءَهُمْ وَ الْمُخَالِفِینَ لَهُمْ كَانُوا لَهُمْ وَ لِجَمِیعِ أَهْلِ مَحَبَّتِهِمْ مُبْغِضِینَ.
قُلْتُ نَعَمْ.
قَالَ فَلَا یدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ لَا یدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَبْغَضَهُ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فَهُوَ إِذَنْ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ.
قَالَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ فَقُلْتُ لَهُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَرَّجْتَ عَنِّی فَرَّجَ اللَّهُ عَنْك.
۴) سلیم روایت کرده است که امیرالمومنین ع بعد از بازگشت از جنگ صفین و پیش از شروع جنگ نهروان یکبار در مسجد در میان عدهای از مردم نشسته بود که شخصی به ایشان عرض کرد که به ما از اصحابتان آگاه کنید و گفتگوهای مفصلی رد و بدل شد تا بدینجا رسید که ایشان فرمودند:
یکبار در ضمن بحثی طولانی از رسول الله ص شنیدم که فرمود: همانا خداوند مرا به دوست داشتن چهار تن از اصحابم دستور داده و به من خبر داده که او آنان را دوست دارد و من هم باید آنان را دوست بدارم و اینکه بهشت مشتاق آنان است.
سوال شد: یا رسول الله! آنان کیستند؟
پیامبر ص فرمودند: علی بن ابیطالب؛ و سپس ساکت شدند.
دوباره گفتند: آنان کیستند؟
پیامبر ص فرمودند: علی؛ و سپس ساکت شدند.
دوباره گفتند: آنان کیستند یا رسول الله؟
پیامبر ص فرمودند: علی بن ابیطالب؛ و سه نفری که با اویند و او امام آنان و راهنما و هدایتگر آنان است؛ هرگز [از دین خدا] منحرف نمیشوند و گمراه نمیشوند و برنمیگردند و این گونه نیست که زمان بر آنان بگذرد و دلهایشان دچار قساوت شود (اشاره به آیه «فَطالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ» حدید/۱۶)؛ سلمان و ابوذر و مقداد. سپس توضیحات دیگری دادند و بعد فرمودند: علی را نزد من بخوانید. پس من به سوی ایشان شتافتم و مخفیانه برای من هزار باب گشود که از هر بابی هزار باب باز میشود.
سپس امیرالمومنین رو به ما کردند و فرمودند: از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید؛ که به کسی که دانه را شکافت و جان را پدید آورد همانا من از اهل تورات به تورات و از اهل انجیل به انجیل و از اهل قرآن به قرآن آگاهترم؛ و سوگند به کسی که دانه را شکافت و جان را پدید آورد هیچ جماعتی به صد نفر [در نقل دیگر: به هشتاد نفر] نمیرسد مگر اینکه من رهبرشان و حرکتدهندگانشان را میشناسم. و از من از قرآن بپرسید که همانا قرآن بیان همه چیز است و در آن علم اولین و آخرین قرار دارد و همانا قرآن برای هیچ گویندهای سخنی باقی نگذاشته است و البته «تأویل آن را نمیدانند جز خداوند و راسخان در علم» (آل عمران/۷)، که آن هم فقط یک نفر نیست، و رسول الله ص یکی از آنان است؛ همانا خداوند به او تعلیم فرمود و رسول الله ص هم همان را به من تعلیم فرمود و این چنین تا روز قیامت در نسل ما میماند. سپس امیرالمومنین ع این آیه را تلاوت فرمود: «و باقیماندهای از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون برجای گذاشت» (بقره/۲۴۸) و نسبت من به رسول الله همچون نسبت هارون به موسی ع است؛ و علم در نسل ما خواهد بود تا اینکه قیامت برپا شود.
كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج2، ص941-942؛ تفسیر فرات الكوفی، ص68
فُرَاتٌ قَالَ: حَدَّثَنِی عَلِی بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الزُّهْرِی، قَالَ: حَدَّثَنِی الْقَاسِمُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ الْأَنْبَارِی، قَالَ: حَدَّثَنِی حَفْصُ بْنُ عَاصِمٍ وَ نَصْرُ بْنُ مُزَاحِمٍ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْمُغِیرَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ السِّنْدِی، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبَانُ بْنُ أَبِی عَیاشٍ عَنْ سُلَیمِ بْنِ قَیسٍ، قَالَ خَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیهِ السَّلَامُ وَ نَحْنُ قُعُودٌ فِی الْمَسْجِدِ بَعْدَ رُجُوعِهِ مِنْ صِفِّینَ وَ قَبْلَ یوْمِ النَّهْرَوَانِ فَقَعَدَ عَلِی عَلَیهِ السَّلَامُ وَ احْتَوَشْنَاهُ، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَخْبِرْنَا عَنْ أَصْحَابِكَ. قَالَ: سَلْ.
فَذَكَرَ قِصَّةً طَوِیلَةً فَقَالَ: إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ یقُولُ فِی كَلَامٍ طَوِیلٍ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی بِحُبِّ أَرْبَعَةِ رِجَالٍ مِنْ أَصْحَابِی وَ أَخْبَرَنِی أَنَّهُ یحِبُّهُمْ وَ [أَمَرَنِی أَنْ أُحِبَّهُمْ] وَ أَنَّ الْجَنَّةَ تَشْتَاقُ إِلَیهِمْ.
فَقِیلَ: مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللَّهِ؟
فَقَالَ: «عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ» ثُمَّ سَكَتَ.
فَقَالُوا: مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللَّهِ؟
فَقَالَ: «عَلِی» ثُمَّ سَكَتَ.
فَقَالُوا: مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللَّهِ؟
فَقَالَ: «عَلِی وَ ثَلَاثَةٌ مَعَهُ، هُوَ إِمَامُهُمْ [قَائِدُهُمْ وَ] وَ دَلِیلُهُمْ وَ هَادِیهِمْ، لَا ینْثَنُونَ [لَا یثْنُونَ] وَ لَا یضِلُّونَ وَ لَا یرْجِعُونَ وَ لَا یطُولُ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُهُمْ، سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ».
فَذَكَرَ قِصَّةً طَوِیلَةً، ثُمَّ قَالَ: «ادْعُوا لِی عَلِیاً» فَأَكْبَبْتُ عَلَیهِ فَأَسَرَّنِی [فَأَسَرَّ إِلَی/ لِی] أَلْفَ [بِأَلْفِ] بَابٍ یفْتَحُ [لِی] كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ.
ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَینَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ وَ قَالَ: سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَوَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنِّی لَأَعْلَمُ بِالتَّوْرَاةِ مِنْ أَهْلِ التَّوْرَاةِ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ بِالْإِنْجِیلِ مِنْ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ بِالْقُرْآنِ مِنْ أَهْلِ الْقُرْآنِ. وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، مَا مِنْ فِئَةٍ تَبْلُغُ مِائَةَ رَجُلٍ [ثَمَانِینَ رَجُلًا] إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ إِلَّا وَ أَنَا عَارِفٌ بِقَائِدِهَا وَ سَائِقِهَا. وَ سَلُونِی عَنِ الْقُرْآنِ، فَإِنَّ فِی الْقُرْآنِ بَیانَ كُلِّ شَیءٍ وَ فِیهِ عِلْمُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ، وَ إِنَّ الْقُرْآنَ لَمْ یدَعْ لِقَائِلٍ مَقَالًا. وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ لَیسُوا بِوَاحِدٍ، رَسُولُ اللَّهِ مِنْهُمْ، أَعْلَمَهُ اللَّهُ إِیاهُ فَعَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ لَا یزَالُ فِی عَقِبِنَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ. ثُمَّ قَرَأَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ: بَقِیةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ ، وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی، وَ الْعِلْمُ فِی عَقِبِنَا إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.
۵) ابوالعباس مکبر میگوید: یکی از نزدیکان همسر امام سجاد ع به نام ابوایمن بر امام باقر ع وارد شد و گفت:
ای اباجعفر! آیا مردم را فریب میدهید و میگویید شفاعت محمد ص؛ شفاعت محمد ص؟! [ظاهرا مقصودش این بوده که بهشت و جهنم صرفا در گروی عمل خود افراد است و شفاعتی در کار نیست]
پس امام باقر ع عصبانی شد تا حدی که چهرهاش برافروخته گردید و فرمود: وای بر تو ای اباایمن! آیا اینکه اندکی توانستهای شکم و زیر شکمت را حفظ کنی غرور تو را برداشته است؟
اما اگر جزع و فزعهای روز قیامت را میددید میفهمیدی که چقدر محتاج شفاعت حضرت محمد ص هستی.
وای بر تو! آیا جز برای کسی شفاعت میکنند که آتش بر او مقرر گردیده است؟
سپس فرمودند: احدی از اولین و آخرین نیست مگر اینکه در روز قیامت محتاج شفاعت حضرت محمد ص است. ...
تفسیر القمی، ج2، ص202
قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ مُعَاوِیةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الْمُكَبِّرِ قَالَ دَخَلَ مَوْلًی لِامْرَأَةِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ ع عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ ع یقَالُ لَهُ أَبُو أَیمَنَ، فَقَالَ یا أَبَا جَعْفَرٍ یغْرُونَ النَّاسَ وَ یقُولُونَ شَفَاعَةُ مُحَمَّدٍ شَفَاعَةُ مُحَمَّدٍ؟
فَغَضِبَ أَبُو جَعْفَرٍ ع حَتَّی تَرَبَّدَ وَجْهُهُ ثُمَّ قَالَ: وَیحَكَ یا أَبَا أَیمَنَ أَ غَرَّكَ أَنْ عَفَّ بَطْنُكَ وَ فَرْجُكَ؟! أَمَا لَوْ قَدْ رَأَیتَ أَفْزَاعَ الْقِیامَةِ لَقَدِ احْتَجْتَ إِلَی شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ ص! وَیلَكَ فَهَلْ یشْفَعُ إِلَّا لِمَنْ وَجَبَتْ لَهُ النَّارُ؟
ثُمَّ قَالَ: مَا أَحَدٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ إِلَّا وَ هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَی شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ ص یوْمَ الْقِیامَة...
۶) از امام باقر ع در تفسیر آیه «و از اهلِ كتاب، كسی نیست مگر آنكه پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان میآورد» (نساء/۱۵۹) روایت شده است که فرمودند:
احدی از جمیع ادیان از اولین و آخرین نیست که بمیرد مگر اینکه رسول الله ص و امیرالمومنین ع را ببیند.
تفسیر العیاشی، ج1، ص284
وَ عَنْ جَابِرٍ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی قَوْلِهِ: «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَیؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ یكُونُ عَلَیهِمْ شَهِیداً» قَالَ: لَیسَ مِنْ أَحَدٍ مِنْ جَمِیعِ الْأَدْیانِ یمُوتُ إِلَّا رَأَی رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ.
۷) جابر از امام باقر علیهالسّلام روایت كرده كه فرمودند:
ای جابر چون روز قیامت شود خدای عز و جل اولین و آخرین را برای فصل الخطاب جمع کند؛ پس رسول الله صلّی الله علیه و آله و نیز و امیرالمؤمنین علیه السّلام را بخوانند، پس بر رسول الله صلّی الله علیه و آله جامهای سبز بپوشانند كه نورش شرق و غرب را روشن کند، و بر علی علیه السّلام نیز مانند آن را بپوشانند، و سپس حلهای از گل به رسول خدا بپوشانند که نورش شرق و غرب را روشن کند، و بر علی علیه السّلام نیز مانند آن را بپوشانند. سپس از آن آن دو را بالا برند و آنگاه ما را بخوانند و حساب مردم را به ما واگذار کنند. پس به خدا سوگند ما اهل بهشت را به بهشت وارد کنیم و اهل دوزخ را به دوزخ، سپس پیامبران را بخوانند و آنها در پیشگاه عرش خدای عز و جل به دو صف بایستند تا ما از حساب مردم فارغ شویم. پس چون بهشتیان به بهشت روند، و دوزخیان به دوزخ، پروردگار عزت، علی علیه السّلام را بفرستد تا بهشتیان را در جایگاه مخصوص به خودشان منزل، و همسرشان دهد، و به خدا سوگند علی علیه السّلام است كه در بهشت بهشتیان را به تزویج درآورد و این كار به دست دیگری جز او نیست، و این كرامتی است از جانب خدای متعال و فضیلتی است كه خداوند آن حضرت را بدان فضیلت برتری داده و بدان وسیله بر او منت نهاده است. و به خدا سوگند او است كسی كه دوزخیان را به دوزخ برد، و او است آن كسی كه درهای بهشت را پس از ورود بهشتیان بر آنها میبندد، زیرا [اختیار] درهای بهشت به دست او، و [اختیار] درهای دوزخ نیز به دست اوست.
الكافی، ج8، ص159
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ:
یا جَابِرُ إِذَا كَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِفَصْلِ الْخِطَابِ دُعِی رَسُولُ اللَّهِ ص وَ دُعِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَیكْسَی رَسُولُ اللَّهِ ص حُلَّةً خَضْرَاءَ تُضِیءُ مَا بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ یكْسَی عَلِی ع مِثْلَهَا وَ یكْسَی رَسُولُ اللَّهِ ص حُلَّةً وَرْدِیةً یضِیءُ لَهَا مَا بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ یكْسَی عَلِی ع مِثْلَهَا ثُمَّ یصْعَدَانِ عِنْدَهَا ثُمَّ یدْعَی بِنَا فَیدْفَعُ إِلَینَا حِسَابُ النَّاسِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ نُدْخِلُ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ ثُمَّ یدْعَی بِالنَّبِیینَ ع فَیقَامُونَ صَفَّینِ عِنْدَ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّی نَفْرُغَ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ فَإِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ بَعَثَ رَبُّ الْعِزَّةِ عَلِیاً ع فَأَنْزَلَهُمْ مَنَازِلَهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ زَوَّجَهُمْ فَعَلِی وَ اللَّهِ الَّذِی یزَوِّجُ أَهْلَ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ وَ مَا ذَاكَ إِلَی أَحَدٍ غَیرِهِ كَرَامَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ فَضْلًا فَضَّلَهُ اللَّهُ بِهِ وَ مَنَّ بِهِ عَلَیهِ وَ هُوَ وَ اللَّهِ یدْخِلُ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ وَ هُوَ الَّذِی یغْلِقُ عَلَی أَهْلِ الْجَنَّةِ إِذَا دَخَلُوا فِیهَا أَبْوَابَهَا لِأَنَّ أَبْوَابَ الْجَنَّةِ إِلَیهِ وَ أَبْوَابَ النَّارِ إِلَیهِ.
ج. در روایات متعددی اشاره میشود وقتی خداوند اولین و آخرین را جمع کرد مطلب خاصی را بیان میکند:
۸) از امام باقر ع روایت شده است که فرمودند:
چون روز قيامت شود خداوند تمام مردم از اولین و آخرین را عريان و پابرهنه در سرزمين واحدی گرد آورد، پس در راه محشر متوقف میشوند تا جايی كه عرق فراوانی بريزند و به نفس نفس افتند، و تا اندازهای كه خدا بخواهد همين گونه میمانند، و اين همان معنای گفتار خدای متعال است كه:«و نمیشنوی جز صدائی آهسته» (طه/108).
سپس فرمودند: منادیای از جانب عرش ندا دهد: پيامبر امّی كجاست؟
مردم گويند: به گوش همه رساندی، نامش را بگوی.
پس ندا دهد: پيامبر رحمت محمّد بن عبد الله كجاست؟
رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلم برخاسته و جلو مردم پيش میافتد تا به حوضی كه طول آن به اندازه فاصلۀ ميان ايله* و صنعاء است میرسد و بر سر آن حوض میايستد. سپس صاحب [امام و پيشوای] شما را صدا میزند، پس آن حضرت در جلو مردم كنار پيامبر صلّی الله عليه و آله میايستد. سپس به مردم اجازه داده میشود و همگی عبور میكنند.
در این وقت است که گروهی بر آن حوض وارد میشوند و گروهی از ورودشان جلوگيری میشود. پس چون رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلم كسانی از دوستان ما اهل بيت را مشاهده میكند كه از ورودشان جلوگيری میشود، میگريد و میگويد: خداوندا شيعۀ علی، شيعۀ علی.
خداوند فرشتهای را سوی آن حضرت فرستد و گويد: ای محمّد چرا میگريی؟
میفرمايد: چگونه نگريم برای مردمی از شيعيان برادرم علی بن ابی طالب كه میبينم به سوی اصحاب جهنم برده میشوند و از آمدن به كنار حوض من منع ميگردند؟!
پس خداوند عزّ و جلّ فرمايد: ای محمّد! آنان را به تو بخشيدم و به خاطر تو از گناهانشان در گذشتم، و آنان را به تو و آن عدّه از فرزندانت كه دوست میداشتند ملحق نمودم، و در دسته و گروه تو قرارشان دادم، و در حوض تو واردشان ساختم، و شفاعت تو را در بارۀ آنان پذيرفتم، و تو را بدين كرامت گرامی داشتم.
آنگاه امام باقر(عليه السّلام) فرمود:پس در آن روز چه بسيارند مردان و زنان گريانی كه چون اين را ببينند فرياد كنند: وا محمّدا [= ای محمّد به فرياد ما برس]. پس در آن روز هيچ كس از کسانی كه ولایت ما را قبول کرده بود و ما را دوست داشت نمیماند جز اينكه در حزب ما و با ماست، و در حوض ما وارد میشود.
* ایله: نام شهری در ساحل دریای سرخ.
الأمالي (للمفيد)، ص290-291؛ الأمالي (للطوسي)، ص67-68؛ تفسیر فرات الكوفی، ص259۳
قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ الْعَمِّيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ الْوَابِشِيَّ رَوَاهُ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبَاقِرَ ع يَقُولُ:
إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ النَّاسَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ عُرَاةً حُفَاةً، فَيُوقَفُونَ عَلَی طَرِيقِ الْمَحْشَرِ حَتَّی يَعْرَقُوا عَرَقاً شَدِيداً وَ تَشْتَدُّ [يَشْتَدَّ] أَنْفَاسُهُمْ، فَيَمْكُثُونَ بِذَلِكَ [فِی ذَلِكَ] مَا شَاءَ اللَّهُ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ: «فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً».
ثُمَّ قَالَ: يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ تِلْقَاءِ الْعَرْشِ: أَيْنَ النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ
قَالَ: فَيَقُولُ النَّاسُ قَدْ أَسْمَعْتَ كُلًّا، فَسَمِّ بِاسْمِهِ. فَقَالَ: فَيُنَادِي أَيْنَ نَبِيُّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ [الْأُمِّيُّ]
قَالَ: فَيَقُومُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَيَتَقَدَّمُ أَمَامَ النَّاسِ كُلِّهِمْ حَتَّی يَنْتَهِيَ إِلَی حَوْضٍ طُولُهُ مَا بَيْنَ أَيْلَةَ وَ صَنْعَاءَ، فَيَقِفُ عَلَيْهِ. ثُمَّ يُنَادِي بِصَاحِبِكُمْ، فَيَقُومُ أَمَامَ النَّاسِ فَيَقِفُ مَعَهُ. ثُمَّ يُؤْذِنُ لِلنَّاسِ فَيَمُرُّونَ [النَّاسَ وَ يَمُرُّونَ].
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): فَبَيْنَ وَارِدٍ [لِلْحَوْضِ] يَوْمَئِذٍ وَ بَيْنَ مَصْرُوفٍ [عَنْهُ]، وَ إِذَا [فَإِذَا] رَأَی رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَنْ يُصْرَفُ عَنْهُ مِنْ مُحِبِّينَا أَهْلَ الْبَيْتِ بَكَی، وَ قَالَ: يَا رَبِّ شِيعَةَ عَلِيٍّ، يَا رَبِّ شِيعَةَ عَلِيٍّ. قَالَ: فَيَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَكاً فَيَقُولُ لَهُ: مَا يُبْكِيكَ، يَا مُحَمَّدُ!
قَالَ: فَيَقُولُ: وَ كَيْفَ لَا أَبْكِي لِأُنَاسٍ مِنْ شِيعَةِ أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، أَرَاهُمْ قَدْ صُرِفُوا تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ، وَ مُنِعُوا مِنْ [عَنْ] وُرُودِ حَوْضِي [الْحَوْضِ].
قَالَ: فَيَقُولُ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) [فَيَقُولُ لَهُ الْمَلَكُ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ لَكَ]: يَا مُحَمَّدُ، قَدْ وَهَبْتُهُمْ لَكَ، وَ صَفَحْتُ لَكَ عَنْ ذُنُوبِهِمْ، وَ أَلْحَقْتُهُمْ بِكَ وَ بِمَنْ كَانُوا يَتَوَلَّوْنَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ، وَ جَعَلْتُهُمْ فِي زُمْرَتِكَ، وَ أَوْرَدْتُهُمْ حَوْضَكَ، وَ قَبِلْتُ شَفَاعَتَكَ فِيهِمْ وَ أَكْرَمْتُكَ بِذَلِكَ.
ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ): فَكَمْ مِنْ بَاكٍ يَوْمَئِذٍ وَ بَاكِيَةٍ يُنَادُونَ: يَا مُحَمَّداهْ، إِذَا رَأَوْا ذَلِكَ. قَالَ: فَلَا يَبْقَی أَحَدٌ يَوْمَئِذٍ كَانَ يَتَوَلَّانَا وَ يُحِبُّنَا إِلَّا كَانَ فِي حِزْبِنَا وَ مَعَنَا وَ وَرَدَ حَوْضَنَا.
9) از امام باقر ع روایت شده است:
چون روز قیامت شود و خداوند اولین و آخرین را جمع کند منادیای ندا دهد: چه کسی دستی نزد رسول الله ص دارد؟
پس جماعتی از مردم بلند شوند. بدانان گفته شود؛ دستی که نزد رسول الله ص دارید چیست؟
گویند: ما پس از وی به اهل بیت وی وصل شدیم (صله رحم را در حق اهل بیت ایشان ادا کردیم).
پس بدانان گفته شود: بروید و در میان مردم بگردید و هرکس نزد ما دستی داشت دستش را بگیرید و به بهشت واردش کنید.
و امام صادق ع فرمود: و کسی که به ما وصل شود [صله رحم را در حق ما ادا کند] به رسول الله وصل شده است و کسی که به رسول الله ص وصل شود به خداوند تبارک و تعالی وصل شده است.
المحاسن، ج1، ص62
عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِذَا كَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فَینَادِی مُنَادٍ مَنْ كَانَتْ لَهُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ یدٌ فَلْیقُمْ فَیقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَیقُولُ مَا كَانَتْ أَیدِیكُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَیقُولُونَ كُنَّا نَصِلُ أَهْلَ بَیتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَیقَالُ لَهُمُ اذْهَبُوا فَطُوفُوا فِی النَّاسِ فَمَنْ كَانَتْ لَهُ عِنْدَكُمْ یدٌ فَخُذُوا بِیدِهِ فَأَدْخِلُوهُ فِی الْجَنَّةِ.
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: مَنْ وَصَلَنَا وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَنْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَدْ وَصَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی.
10) الف. ابوحمزه ثمالی میگوید که امام زین العابدین ع به من فرمود:
چون روز قيامت شود خداوند تمام مردم از اولین و آخرین در سرزمين واحدی گرد آورد، منادیای ندا دهد: کجایند اهل فضیلت؟
پس جماعتی از مردم برخیزند و فرشتگان به استقبالشان روند و بگویند: فضیلت شما چیست؟
میگویند: ما با کسی که پیوندش با ما را قطع کرده بود پیوند برقرار کردیم و بر کسی که ما را محروم کرده بود عطا نمودیم و از کسی که در حق ما ظلم کرده بود درگذشتیم.
به آنها میگویند: راست گفتید! وارد بهشت شوید.
سپس منادیای ندا دهد: کجایند همسایگان خداوند در سرای او؟
پس جماعتی از مردم برخیزند و فرشتگان به آنان بگویند: به چه جهت همسایه خداوند شدید؟
میگویند: ما به خاطر خداوند به کارها مبادرت میکردیم؛ و به خاطر خداوند دشمن داشتیم و به خاطر خداوند دوست داشتیم و در راه خدا میبخشیدیم و با خدا حساب میکردیم و از خدا برکت طلب مینمودیم.
سپس منادیای ندا دهد: کجایند اهل صبر؟
پس جماعتی از مردم برخیزند و فرشتگان به استقبالشان روند و بگویند: برچه چیزی دائما صبر میکردید؟
میگویند: ما همواره بر طاعت خداوند صبر میکردیم و خویشتن را از معاصی او صبر میدادیم.
پس به آنان گفته شود وارد بهشت شوید.
الزهد، ص93
مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِی قَالَ: قَالَ لِی عَلِی بْنُ الْحُسَینِ ع:
إِذَا كَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ جَمَعَ اللَّهُ بَینَ الْخَلَائِقِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ ثُمَّ ینَادِی مُنَادٍ أَینَ أَهْلُ الْفَضْلِ؟
قَالَ فَیقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ، فَیقُولُونَ: مَا كَانَ فَضْلُكُمْ؟
فَیقُولُونَ: كُنَّا نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُعْطِی مَنْ حَرَمَنَا وَ نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا.
فَیقُولُونَ [صَدَقْتُمُ] ادْخُلُوا الْجَنَّةَ.
ثُمَّ ینَادِی مُنَادٍ: أَینَ جِیرَانُ اللَّهِ فِی دَارِهِ؟
فَیقُومُ عُنُقٌ آخَرُ مِنَ النَّاسِ فَتَقُولُ لَهُمُ الْمَلَائِكَةُ بِمَ جَاوَرْتُمُ اللَّهَ؟
فَیقُولُونَ [كُنَّا نَتَبَادَرُ فِی اللَّهِ] نَتَبَاغَضُ فِی اللَّهِ وَ نَتَحَابَبُ فِی اللَّهِ وَ [نَتَشَارَكُ] نَتَبَاذَلُ فِی اللَّهِ وَ نُحَاسِبُ فِی اللَّهِ وَ نَتَبَارَكُ فِی اللَّهِ.
ثُمَّ ینَادِی مُنَادٍ أَینَ أَهْلُ الصَّبْرِ؟
قَالَ فَیقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَیقُولُ عَلَی مَا كُنْتُمْ تَصْبِرُونَ؟
فَیقُولُونَ كُنَّا نَصْبِرُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ نُصَبِّرُ أَنْفُسَنَا عَنْ مَعَاصِیهِ.
فَیقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّة.
در الكافی، ج2، ص108 فراز اول همین روایت با همین سند از امام سجاد آمده۴ و حدیث دیگری که شبیه فراز دیگری از آن است به بیان زیر از امام صادق ع آمده است:
ب. از امام صادق ع روایت شده است:
چون روز قيامت شود جماعتی از مردم برخیزند و به سوی درب بهشت به راه افتند. جلوی آنان را بگیرند و به آنان بگویند: شما کیستید؟
میگویند: ما اهل صبر هستیم.
به آنان گفته شود: برچه چیزی صبر میکردید؟
میگویند: ما همواره بر طاعت خداوند و از انجام معاصی او صبر میکردیم.
پس خداوند عز و جل فرماید: راست میگویند. آنان را وارد بهشت کنید؛ و این همان سخن خداوند است که فرمود «همانا صابران اجرشان را بیحساب دریافت کنند» (زمر/۱۰)
الكافي، ج2، ص75
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَيَأْتُونَ بَابَ الْجَنَّةِ فَيَضْرِبُونَهُ؛ فَيُقَالُ لَهُمْ مَنْ أَنْتُمْ؟
فَيَقُولُونَ: نَحْنُ أَهْلُ الصَّبْرِ.
فَيُقَالُ لَهُمْ: عَلَی مَا صَبَرْتُمْ؟
فَيَقُولُونَ: كُنَّا نَصْبِرُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ.
فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: صَدَقُوا أَدْخِلُوهُمُ الْجَنَّةَ؛ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّما يُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب»
۱۱) ابوحمزه ثمالی میگوید که امام زین العابدین ع به من فرمود:
چون خداوند اولین و آخرین را گرد آورد، منادیای برخیزد وچنانکه همگان بشنوند ندا دهد: کجایند اهل محبتِ فی الله؟
پس جماعتی از مردم برخیزند و به آنان گفته شود بیحساب به سوی بهشت بروید.
پس فرشتگانی با آنان مواجه شوند و بگویند: کجا؟
میگویند: به سوی بهشت، بیحساب و کتاب!
بگویند: شما از کدامین دسته از مردمانید؟
میگویند: ما اهل محبتِ فی اللهایم.
بگویند: اعمال شما چه بوده است؟
می گویند. همواره فی الله دوست داشتیم و فی الله دشمن داشتیم.
بگویند: «پس چه نیکوست پاداش عملکنندگان» (زمر/۷۴)
الكافی، ج2، ص126؛ المحاسن، ج1، ص264
عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِی عَنْ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ ع قَالَ: إِذَا جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ قَامَ مُنَادٍ فَنَادَی [بِصَوْتٍ] یسْمِعُ النَّاسَ فَیقُولُ أَینَ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ؟
قَالَ فَیقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ؛ فَیقَالُ لَهُمُ اذْهَبُوا إِلَی الْجَنَّةِ بِغَیرِ حِسَابٍ.
قَالَ فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَیقُولُونَ إِلَی أَینَ؟
فَیقُولُونَ: إِلَی الْجَنَّةِ بِغَیرِ حِسَابٍ!
قَالَ فَیقُولُونَ فَأَی ضَرْبٍ [حِزْبٍ] أَنْتُمْ مِنَ النَّاسِ؟
فَیقُولُونَ نَحْنُ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ.
قَالَ فَیقُولُونَ وَ أَی شَیءٍ كَانَتْ أَعْمَالُكُمْ؟
قَالُوا كُنَّا نُحِبُّ فِی اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِی اللَّهِ.
قَالَ فَیقُولُونَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ.
۱2) از امام صادق ع روایت شده است:
چون خداوند اولین و آخرین را گرد آورد، بناگاه همه ببینند که شخصی روی آورد که از او زیباتر دیده نشده است. پس چون مومنان او را ببینند - و او قرآن است – میگویند: او از ماست؛ این زیباترین چیزی است که ما دیدهایم.
پس چون به آنان برسد از آنان بگذرد؛
سپس شهدا به او بنگرند تا اینکه به آخرین آنها برسد و از آنها هم بگذرد و بگویند: این فقط قرآن است.
و از همه آنان بگذرد تا به پیامبران برسد و بگویند این فقط قرآن است.
و از آنان رد شود تا به فرشتگان برسد و بگویند: این فقط قرآن است.
پس از آنان هم بگذرد ودر سمت راست عرش بایستد و خداوند جبار فرماید: به عزت و جلالم و جایگاه رفیعم سوگند امروز هرکس تو را گرامی داشت گرامی بدارم و هرکس تو را پست و خوار شمرد پست و خوار گردانم.
الكافي، ج2، ص602
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:
إِذَا جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ إِذَا هُمْ بِشَخْصٍ قَدْ أَقْبَلَ لَمْ يُرَ قَطُّ أَحْسَنُ صُورَةً مِنْهُ فَإِذَا نَظَرَ إِلَيْهِ الْمُؤْمِنُونَ وَ هُوَ الْقُرْآنُ قَالُوا هَذَا مِنَّا هَذَا أَحْسَنُ شَيْءٍ رَأَيْنَا. فَإِذَا انْتَهَی إِلَيْهِمْ جَازَهُمْ. ثُمَّ يَنْظُرُ إِلَيْهِ الشُّهَدَاءُ حَتَّی إِذَا انْتَهَی إِلَی آخِرِهِمْ جَازَهُمْ فَيَقُولُونَ هَذَا الْقُرْآنُ. فَيَجُوزُهُمْ كُلَّهُمْ حَتَّی إِذَا انْتَهَی إِلَی الْمُرْسَلِينَ فَيَقُولُونَ هَذَا الْقُرْآنُ. فَيَجُوزُهُمْ حَتَّی يَنْتَهِيَ إِلَی الْمَلَائِكَةِ فَيَقُولُونَ هَذَا الْقُرْآنُ. فَيَجُوزُهُمْ ثُمَّ يَنْتَهِي حَتَّی يَقِفَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ فَيَقُولُ الْجَبَّارُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لَأُكْرِمَنَّ الْيَوْمَ مَنْ أَكْرَمَكَ وَ لَأُهِينَنَّ مَنْ أَهَانَكَ.