📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا»
درباره مقصود از این لرزاندن، همگان گفتهاند که اشاره به زلزله قیامت است که خداوند آن را عظیم شمرده است: «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ» (حج/1)؛ و اینجا نیز با افزودن مفعول مطلق «رَجّاً» بر این عظمت تاکید کرد. (الميزان، ج19، ص116)؛ آنگاه این زلزله شدید میتواند:
الف. ناظر باشد به میراندن هر موجود زندهای که روی زمین است (ابن عباس و قتادة و مجاهد، به نقل از مجمع البيان، ج9، ص324) در واقع، بیان میکند که زمین چنان به جنبش درخواهد آمد که هرآنچه از کوهها و ساختمانها رویش هست را منهدم و [هر جنبندهای روی زمین را] نیست و نابود میکند. (تفسير كنز الدقائق، ج13، ص13)
ب. چهبسا این تعبیر «رجّ» همان تعبیری باشد که برای غربال کردن هم به کار میرود؛ که در این صورت، مقصود آن تکانهای شدیدی است که مردگان را از درون زمین بیرون میاندازد (به نقل از مجمع البيان، ج9، ص324۱) که در این صورت مضمونش نزدیک میشود به آیاتی شبیه «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها؛ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها» (زلزال/1-2)
ج. شاید علاوه بر این، ناظر باشد به تحول عظیمی که در زمین و زمینهی وجودی انسانهای عالَم رخ میدهد که وارد مرحله جدیدی از عالَم میشوند. چیزی که چهبسا موید این معنا باشد این است که در قیامت، همه موجودات، نه فقط موجودات حاضر در دنیا، بلکه فرشتگان و ملکوتیان هم میمیرند؛ یعنی حتی کسانی که در عالم برزخ هم بسر میبرند میمیرند؛ و علیالقاعده مرگ در برزخ، با مرگ زمینی عادی و متعارفی که ما میشناسیم متفاوت است، زیرا همه برزخیان قبلا این مرگ را از سر گذراندهاند، و اکنون به حیات برزخی زندهاند، نه به حیات دنیوی.
د. ...
2) «إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا»
اولین نکتهای که برای بیان وقتی که واقعه قیامت واقع شود، اشاره کرد، این است که آن هنگام زمین لرزانده شود، چه لرزاندنی. آیا این لرزش، صرفاً یک زمین لرزه است، که فقط در مقیاس وسیعتر رخ داده است؟! اگرچه برای این واقعه از تعبیر «زلزله» هم استفاده شده، اما قرآن کریم از تعابیر بسیار مختلف دیگری نیز برای این تغییر بهره برده است مانند «رجف» و «دکّ» و «شقّ» و ...؛ و در این آیه هم از تعبیر «رجّ» استفاده کرده که چنانکه در نکات ادبی گذشت، لرزش و اضطراب شدیدی است که غالبا در خصوص اجسام غیرجامد استفاده میشود.
تعبیر «ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (اعراف/187۲) بصراحت از سنگین بودن این واقعه بر آسمانها و زمین سخن میگوید و شاید بتوان گفت تعبیر «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار: روزی که این زمین غیر زمین شود و نیز آسمانها، و برای خداوند واحد قهار آشکار شوند» (ابراهیم/48) به نحوی در مقام بیان همه آیاتی است که درباره تحولات زمین در هنگام قیامت سخن گفتهاند: یعنی آن تغییری که رخ میدهد صرفاً واقعهای در زمین نیست؛ بلکه واقعه بقدری عظیم است که دیگر زمین این زمین نخواهد بود.
شاید اگر بدانیم زمین کنونی ما در قرآن کریم چگونه توصیف شده است، فهم بهتری از این واقعه به دست آوریم. در قرآن کریم 461 بار کلمه «أرض»به کار رفته، که از آن میان، این آیات، وصفی را برای زمین بیان کرده است:
زمین در قرآن
همه این زمین [و آسمانها] و هرچه در آن است، از آن خداوند است۳ و به خدا برمی گردد۴. تدبیر خداوند از آسمان به زمین میآید۵ و زمین و آسمان به امر خدا برپاست۶. این زمین غیب۷ و ملکوتی۸ دارد که البته بر خداوند مخفی نیست۹؛ کلیدش دست اوست۱۰ و بدین سان این زمین صرفا یک موجود مرده نیست، بلکه خداوند با باراندن باران و جوشاندن و جاری کردن چشمهها در آن۱۱ و رویاندن گیاهان در آن، [آب هم در آن جاری میشود۱۲ و هم در محلهایی ثابت و مستقر میگردد۱۳ و این امکان رویش گیاهان را فراهم میآورد۱۴] آن را زنده کرد۱۵؛ و این حیات هم صرفا یک امر استعاری نیست؛ چرا که به تصریح قرآن کریم، هم خود زمین۱۶ و هم هرچه در آن است، تسبیحگوی اویند۱۷؛ و حتی زمین بر برخی از افراد میگرید۱۸ و شاید با توجه به همین باطن و ملکوتش است که کاستن از زمین معنای خاصی پیدا میکند۱۹ و باب برکات را نهتنها از آسمان، بلکه از زمین هم میتوان باز کرد.۲۰
زمین اگرچه نتوانست بار امانت الهی را بردارد۲۱؛ اما از روی طوع و رغبت تسلیم خداوند متعال بوده است۲۲ (و هر چه در آن هست نیز با رغبت یا به اجبار، تسلیم و مطیع خداوندند و در پیشگاه وی سر به سجده میسایند۲۳)؛ لذا مخاطب دستورات خداوند قرار میگیرد۲۴ و گوش به فرمان اوست۲۵ و منافقان حتی در زمین هم یاور و پشتیبان ندارند.۲۶
خداوند بارها انسان را به سیر و سیاحت در زمین دعوت کرد۲۷، تا قلبها به تعقل درآیند و گوشها شنوا شوند۲۸ بویژه برای عبرت گرفتن از گذشتگان۲۹ و فهم ضعف خویش۳۰ ویا برای پی بردن به چگونگی آغاز آفرینش آن، و اینکه چگونه آخرت ایجاد خواهد شد۳۱. در آفرینش آن [و نیز در آنچه در آن هست] آیاتی برای اهل تعقل۳۲، اولوالالباب۳۳، متقین۳۴، اهل ایمان۳۵، عالمان۳۶ و اهل یقین۳۷ است؛ اگر کسی در آن بیندیشد، به هدفمندی آن پی میبرد۳۸؛ چرا که اساساً زمین به حق آفریده شده است.۳۹ آن مقدار که درباره خلقتش گفته شده این است که آسمانها و زمین ابتدا درهم بودند و سپس جدا شدند۴۰ و اوست که همچنان آنها را از زوال نگه داشته است۴۱. خداوند آسمانها و زمین در شش روز۴۲ (و خود زمین در دو روز۴۳) آفریده شده (و البته روز به معنای روز اصطلاحی نیست، چنانکه گاه از «روزی که خداوند آسمانها و زمین را آفرید نیز سخن گفته شده۴۴)؛ و پردازش و سامان دادن هفت آسمان بعد از آفرینش زمین بوده۴۵ (که البته مقصود آفرینش آنها نیست و چهبسا با هم آفریده شده باشند۴۶)؛ و استوای بر عرش نیز بعد از آفرینش آسمانها و زمین بوده است۴۷؛ (البته مقصود از این بعدیت علیالقاعده بعدیت زمانی نیست، بویژه که جای دیگر این طور تعبیر کرد که آن موقع عرش او بر آب بود۴۸).
خداوند انسان را از زمین رویاند۴۹ و وی را، هم از زمین۵۰ و هم در زمین آفرید۵۱ و اگرچه زمین را برای همه موجودات زنده [جنبندگان] قرار داد۵۲؛ اما تاکید کرد که همه آنچه را در زمین است با همه رنگهای مختلفشان۵۳، برای انسان آفریدم۵۴ و مسخر انسان قرار دادم۵۵ (و با اینکه آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر از آفرینش مردمان است۵۶، اما نه تنها آنچه در زمین است، بلکه هرآنچه در آسمانها هست نیز مسخر انسان کرد۵۷)؛ به طوری که میتوان گفت خداوند زمین را برای انسان گستراند۵۸ و شکافهایی هم در آن زد۵۹[هرچند این شکافها دلیل نمیشود که هر انسانی بتواند در درون آن نفوذ کند۶۰، و البته با قرآن میتوان این زمین را شکافت۶۱] و آن را بساط۶۲ و مهد۶۳ و فراش۶۴ و مایه قرار انسان۶۵ قرار داد؛ و در ضمن این گستراندنش، در آن کوههایی افکند۶۶ و مسیرهایی که در بین آنها راه خود را بیابند۶۷.
به تعبیر دیگر، خداوند انسان را در زمین خلیفه قرار داد، اما معنای این خلافت این نیست که بالفعل برتر است و هر کاری میتواند بکند، او حتی نمیداند در کجای این زمین میمیرد۶۸ پس حتی هم فساد کردن در زمین برای انسان ممکن است۶۹ و هم هر گناه دیگری (مانند یا خوشی بناحق۷۰؛ ویا تکبر بناحق۷۱؛ هرچند زمین را طوری قرار داده که شخص بفهمد جای تکبر نیست۷۲ و لذا مومن واقعی غیرمتکبرانه بر زمین راه میرود۷۳)؛ و شاید بدین جهت است که فرشتگان، که موجوداتی زمینی نیستند۷۴، دائما برای اهل زمین استغفار میکنند۷۵
خداوند متعال در زمین از هر چیزی رویاند۷۶، چنانکه ثمراتی که روزی انسان است، از آن بیرون میآید.۷۷در واقع، خداوند زمین را رام انسان کرد۷۸ انسان را در زمین مکنت داد و معایش وی را در آن قرار داد۷۹و اگرچه انسان حق دارد از آنچه حلال و طیب در زمین مییابد بهرهمند شود۸۰ اما در مجموع استقرار و بهرهوری انسان در زمین محدود است۸۱ و جاودانه شدن در زمین۸۲، معنایش جهنمی شدن است۸۳ هرچند که این امر منافاتی ندارد که قسمتهایی از این زمین مقدس۸۴ و مبارک۸۵ باشد.
انسان وقتی احساس سنگینی کند و در زمین لنگر اندازد در راه خدا حرکت نمیکند۸۶ و شیاطین در زمین است که افراد را گیج و سرگردان میکنند۸۷ و روششان این است که آنچه در زمین است برای انسان زینت میدهند۸۸ (البته خداوند خودش ظرفیت زینت پذیری را در زمین قرار داده برای امتحان انسانها۸۹) و از این رو، پیروی از اکثر ساکنان زمین گمراهی میآورد.۹۰
با این حال زمین این اندازه گسترده هست که کسی بهانهای برای تحت تاثیر جبر محیط بودن نداشته باشد۹۱ هرچند این گستردگی در مقایسه با قیامت بقدری کوچک است که اگر کفار تمام آن را هم بدهند که از عذاب خداوند نجات یابند کافی نیست۹۲؛ و این کوچکی چهبسا به عظمت انسان برمیگردد: روح انسان چنان عظمتی دارد که همین زمین با همه گستردگی اش هم در سختیها بر انسان تنگ میآید۹۳ و کل آنچه در زمین است حتی نمیتواند بین مومنان در همین دنیا الفت جدی ایجاد کند۹۴ و در عوض، گستره بهشت نه فقط به اندازه زمین، بلکه به گستره کل آسمانها و زمین است.۹۵
مکانیسم مکنت دادن خداوند به انسان در زمین هم پیچیدگیهای خاص خود را دارد۹۶؛ و اگرچه خداوند مکنت نهایی زمین را از آن متقین میداند۹۷ اما مکنتهایی که گاه و بیگاه در زمین برای افراد حاصل میشود دلیل بر حقانیت آنها نیست۹۸ و مکنت در زمین برای مومنان هم غالبا برای آزمایش آنهاست۹۹.
اما در قیامت چه بر سر زمین میآید: با نفخه صور هرکه در زمین و آسمانهاست دچار صعقه [= بیهوشی] میشود۱۰۰؛ نهتنها آسمانها در هم پیچیده میشود، بلکه زمین هم یکسره در قبضه قدرت خداوند قرار میگیرد۱۰۱؛ زمین به تکانهای شدید (زلزله، رجف، رجّ، دکّ) میافتد۱۰۲، کوههایی که میخهای زمین بودند، اکنون چون پشم حلاجی شده، سست و بیبنیاد میشوند۱۰۳، به راه میافتند، گویی سراب بودهاند۱۰۴ و زین پس، زمین را آشکارا میبینی۱۰۵، چرا که اینک به نور پروردگارت – که خودش نور آسمانها و زمین است۱۰۶- روشن شده است۱۰۷؛ و همان طور که ابتدای آفرینش زمین بر گسترده شدن و شکاف آن تاکید کرد دوباره بحث از گستراندن۱۰۸ و شکاف زمین۱۰۹ است: زمین از روی مردگان شکاف برمیدارد۱۱۰؛ امتداد مییابد و با اذن پروردگارش داشتههای خود را که همچون باری بر وی سنگینی میکرده، بیرون میریزد۱۱۱ و نهایتا مومنان وعده صدق خداوند را میبینند و زمین را چنان ارث میبرند که هرجایی از بهشت بخواهند جای میگیرند.۱۱۲
۳) «إِذا رجَّتِ الْأَرْض رَجًّا»
در اختلاف قرائات اشاره شد که یکی از قرائات این آیه به صورت «رَجَّتِ الْأَرْضَ» است؛ یعنی به صورت فعل معلوم؛ در این صورت با توجه به اینکه فعل «رَجَّت» مونث است نمیتواند خداوند باشد؛ بلکه فاعل آن:
الف. به احتمال زیاد «الواقعه» است که در آیات قبل گذشت؛ یعنی هنگامی که آن واقعه زمین را بشدت میلرزاند.
ب. محتمل است فرشتگان مدبر امر باشد چنانکه از آنان در جای دیگر با تعبیر «مدبرات امراً» یاد شده است.
ج. ...