۱) «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ»
با اینکه در مشابه این آیه که در خصوص مقربان و سابقون ذکر شد (آیه۱۳) درباره اینکه این دستهبندی ناظر به چه کسانی است شش قول وجود داشت (که عبارت بودند از: (۱) امتهای قبلی- امت پیامبر اسلام؛ (۲) اولین و آخرین در همین امت اسلام (که خود همین ظرفیت احتمالات متعددی داشت؛مثلا اصحاب و بقیه امت؛یا اصحاب زمان ائمه و شیعیان زمان غیبت؛ یا ...) (۳) ناظر به زمان پیامبر ص و ناظر به دو گروه مطرح شده در این آیه 100 سوره توبة، یعنی ایمان آورندگان به اسلام در دوره سختی و سپس بقیه مسلمانان؛ (۴) مومنانی که اهل عمل صالحاند و ذریههایشان که از آنان پیروی کردند با توجه به آیه21 سوره طور/۲۱؛ (۵) ناظر به همه امتها یعنی در امت هر پیامبری، آنان که در صدر امت بودند و آنان که بعدا آمدند؛ (۶) خود پیامبران، که در روزگاران نخستین زیاد بودند و و هرچه به آخرالزمان نزدیک شدیم تعدادشان کمتر شد)، اما اینجا درباره اینکه مقصود از این «ثله» و جماعتی که از اصحاب یمین در اولین و آخرین هستند چه کسانیاند فقط دو قول اول مطرح شده است؛ و به نظر میرسد تطبیق قول ۴ و ۵ بر این آیه نیز ممکن باشد؛ و در هر صورت با توجه به امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا مورد نظر بودن تمام اینها بعید نیست.
اما دو قولی که غالب مفسران اشاره کردهاند:
الف. مومنانی که در زمان پیامبران قبلی میزیستند و بدانها ایمان آوردند (که در این صورت مقصود از «ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرینَ» مومنانی است که به پیامبر اسلام ص ایمان آورند.) (حسن و مقاتل و عطاء و ...، به نقل از مجمع البيان، ج9، ص331۱) که این قول با حدیث ۱ هماهنگ است.
ب. طبقه اول از مومنانی که همراه پیامبر اسلام ص بودند (که در این صورت مقصود از «ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرینَ» مومنانی است که بعد از پیامبر اسلام ص به ایشان ایمان آورند.) (تفسير القمي، ج2، ص349۲؛ و نیز مجاهد، ضحاک، زجاج، به نقل از مجمع البيان، ج9، ص331۳) که این قول با روایتی که هر دو «ثلة» را از این امت میداند (حدیث۲) منطبق میشود.
و دو قول دیگری که امکان تطبیق آن بر این آیه نیز وجود دارد:
ج. با توجه به آیه «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ» (طور/۲۱) اینکه این دو آیه «ثُلَّةٌ ... وَ ثُلَّةٌ...» ناظر باشد به مومنانی که اهل عمل صالحاند و ذریههایشان که از آنان پیروی کردند (چنانکه در همان جلسه 980 نیز گذشت) در خصوص اصحاب یمین بیشتر محتمل است تا سابقون.
د. ناظر به هر امتی باشد؛ یعنی در هر امتی جماعت عظیمی از اصحاب یمینشان مومنانیاند که پیامبر خودشان را درک کردند، جماعت عظیمی از اصحاب یمینشان مومنانیاند که بعدا آمدند و پیامبر خودشان را درک نکردند.
البته ناظر به این دستهبندی نکتهای در خصوص «ثلة من الآخرین» پیش خواهد آمد که در آیه بعد بیان خواهد شد.
۲) «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ»
هيچ گاه جهان از افراد خوب خالى نبوده است. (تفسير نور، ج9، ص427)
3) «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ»
در آیاتی که ناظر به السابقون بود این تعبیر «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ...» را ابتدا آورد و سپس سراغ حال و روز آنان در بهشت رفت؛ اما در این آیات که ناظر به اصحاب یمین است ابتدا حال و روز آنان در بهشت را توضیح داد سپس به این دستهبندی اشاره کرد. چرا؟
الف. چهبسا میخواهد نشان دهد که سابقون ابتداءاً هیچ التفاتی به حوریان و خوردنیها و آشامیدنیها و سایر نعمتهای بهشتی ندارند؛ اما اصحاب یمین بدینها التفات دارند و برخورداری از اینها هم برایشان مهم است؛ پس سابقون [و ویژگی های خود آنان، از جمله اینکه مقرباناند و هم در گذشتگان بودند و در هم در بعدیها] را ابتدا یاد میکند و سپس میفرماید این نعمتها برای شماست؛ اما در مورد اصحاب یمین ابتدا بهشت و اهل بهشت [آن زنانی که آن گونه آفریده و انشاءشده بودند] را ذکر میکند و سپس گویی به این اهل بهشت میگوید که اینها بر شما وارد میشوند (مفاتيح الغيب، ج29، ص408۴)
ب. سابقون همان مقرباناند، پس عبادتشان عبادت احرار است و آنچه آنان را به عبودیت کشانده نه شوق به بهشت بوده و نه ترس از جهنم؛ پس بهترین سخن برای آنان همین است که بدانند «مقربون» هستند و در قرب خدا جای دارند و اینکه برای آنان از توصیف بهشت شروع کنند توجیهی ندارد؛ اما اصحاب یمین عبادتشان عبادت تجار و عبید (یعنی از ترس جهنم و شوق بهشت) است؛ از این رو برشمردن نعمتهای بهشتی برای آنان مشوقی است که آنان را به این سمت بکشاند؛ پس ابتدا از نعمتهای بهشتیشان سخن گفت و در نهایت سراغ خودش آنها و دستهبندیشان رفت.
ج. سابقون و مقربان چنان در توحید غوطه ورند که مظهر اسماء و صفات الهی گردیدهاند و بهشت و نعمتهای بهشتی فرع بر وجود آنها شده است؛ چنانکه در جای دیگر اشاره کرد که اصلا آنان اند که چشمههای بهشتی را میجوشانند (عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجيرا؛ انسان/۶) و به یک معنای عمیق، بهشت، فرع بر وجود آنهاست (لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكِ؛ الأنوار في مولد النبي ص، ص6؛ مناقب آل أبي طالب ع (لابن شهرآشوب)، ج1، ص217)؛ پس ابتدا از مقرب بودن و دستهبندی خود آنان سخن گفت سپس از بهشت؛ اما در مورد اصحاب یمین ابتدا از بهشت سخن گفت سپس از آنان و دستهبندیشان؛ و با این تقابل چهبسا میخواهد بفهماند که قوام بهشت به سابقون است و سابقون در آن مقام بودهاند و اصحاب یمین بر آنها وارد میشوند.
د. ...
۴) «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ»
چرا «ثلة» را نکره آورد؟
الف. برای اینکه نشان دهد همه اولین و آخرین را شامل نمیشود و فقط جماعتی از آنان را شامل میشود شبیه اینکه تعبیر شود مردی از جمله مردان. (مجمع البيان، ج9، ص331۵)
ب. ...