📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً»
این آیه دلالت بر باکره بودن زنانی است که برای اصحاب یمین قرار داده شده است؛ در مورد این زنان دو احتمال مطرح است:
الف. اگر این زنان همان حور العین و یا زنانی باشند که در بهشت برای اصحاب یمین آفریده شدهاند تاکید بر بکر بودنشان ظاهرا دلالت دارد بر اینکه نحوه آفرینش آنان بدین صورت است که همواره باکره میمانند (حدیث1)
ب. اگر اینان زنانیاند که در دنیا میزیسته و اکنون در بهشت وارد شده و در مرتبه همسری اصحاب یمین قرار گرفتهاند؛ آنگاه اشاره به بکر بودنشان میتواند بدین معنا باشد که ولو در دنیا ازآنان رفع بکارت شده اما در بهشت دوباره باکره آفریده میشوند و چهبسا علاوه بر این دلالت دارد بر اینکه آنان نیز به نحوی آفریده میشوند که نه فقط باکره آفریده میشوند، بلکه همواره باکره میمانند (حدیث۲ و ۳)
۲) «فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً»
خداوند در دنیا همه زنان را باکره آفریده است؛ اما در مورد این زنان بهشتی فرمود که آنان را باکره قرار دادیم. در نکات ادبی جلسه قبل گذشت که انشاء برای اصل آفرینش چیزی به کار میرود و چیز جدیدی بیسابقه قبلی آفریدن است؛ و میدانیم که جعل و قرار دادن، افزودن یک حیثیت جدید به چیزی است که قبلا آفریده شده است. در اینجا نیز ابتدا از انشاء و ایجاد آنان سخن گفت سپس از اینکه آنان را باکره گردانیده است. همچنین اینکه این آیه با حرف «ف» متفرع بر آیه قبل شده نیز نشان میدهد که این باکره گرداندن چیزی است اضافه بر آن انشاء و ایجاد اولیه و بیسابقه. آن امر اضافه چیست؟
الف. چهبسا میخواهد به دوباره باکره شدن مجدد آنان اشاره کند. یعنی آنچه در مقام آفرینش جدید آنهاست باکره آفریدن آنهاست؛ اما چون مجامعت رخ دهد طبیعی است که بکارت آنان زایل گردد؛ و با این تعبیر «فجعلنا» میفرماید ما بعد از آن آفرینش نخست و در پی مجامعتی که با همسرانشان میکنند، باز هم آنان را باکره میگردانیم.
ب. چه بسا میخواهد با همین تعبیر ذهن ما را متوجه ساحت دیگری در خصوص بکر بودن این بهشتیان کند؛ که این بکر بودنشان صرفا یک امر فیزیولوژیکیِ ناظر به اصل آفرینش آنها نیست؛ بلکه یک نحوه تازگی و طراوتی است که خداوند در آنان قرار میدهد که از آنان زایل شدنی نیست. به تعبیر دیگر میخواهد ما را با افق انشاء و آفرینش در بهشت آشنا کند که آن آفرینش در عین اینکه بیسابقه و جدید است، اما با یک جعل دیگری نیز همراه است؛ و شاید به خاطر این جعل خاص است که هیچگاه در معرض نقص و زوال قرار نمیگیرد؛ یعنی چهبسا کمالات بهشتی صرفاً اقتضای آن انشاء و آن نشئه نیست، بلکه گاه جعل خاص دیگری هم لازم است که ویژگیهای مطلوب بهشتیان را چنین همیشگی گرداند.
ج. ...۱
۳) «فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً»
حکایت
مامون در جلسهای اهل کلام را طلبید و خودش درباره برتری امیرالمومنین ع بر دو خلیفه اول با آنان احتجاج کرد که فرازی از آن در ذیل آيه 10 (جلسه 977، تدبر۷) گذشت. ابتدا از آنان خواست که دلایلی که آنان در افضلیت آن دو بر امیرالمومنین ع دارند بیاورند و یکایک را پاسخ گفت. در فرازی از این گام اول گفتگو آمده است:
شخص دیگری گفت: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيده است كه فرمود: «ابو بكر و عمر سرور پيران اهل بهشتند.»
مأمون گفت: اين حديث محال است، زيرا كه در بهشت شخص پيری نيست تا اینان در میان پیران سرور باشند؛ چنانکه روایت مشهوری است که آن پيرزن أشجعيّه نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود و آن حضرت فرمود: پيرزن داخل بهشت نمىشود، وی گريهاش گرفت، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او فرمود: همانا خداوند متعال ميفرمايد: همانا ما آنان [= آن افراد مونث] را به آفرینشی خاص ایجاد کردیم؛ پس آنان را بِکر گرداندیم» (واقعه/35-36).
و اگر هم معتقدید كه ابو بكر نیز در هنگام ورود به بهشت جوان مىشود، خود شما روايت كردهايد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به حسن و حسين گفت كه «آنان سرور جوانان بهشتي در میان اولین و آخریناند و پدرشان از آن دو بهتر است.»
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص187-188۲
این مورد بعدا (در تاریخ 29/10/1399) افزوده شد.
۴) «فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً»
نفرمود «و جَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً» بلکه از حرف «ف» استفاده کرد که اصطلاحا فاء تفریع است؛یعنی این مطلب را بر مطلب قبل مترتب کرد؛ یعنی آن نحوه ایجاد خاص آنها موجب گردیده که آنها باکره باشند. این تفریع چه وجهی دارد؟
الف. چهبسا میخواهد بگوید باکره بودن در آخرت غیر از باکره بودن در دنیاست؛ باکره بودن در دنیا اگرچه در لذت جنسی خود زن موثر است (بویژه از این جهت که عموما تمایل مردان به زن باکره و رفع بکارت وی بیشتر است و همین موجب ابراز علاقه بیشتر مردان و اقدامات بیشتری برای به دست آوردن دل دختران باکره از جانب آنان میشود و با توجه به اینکه لذت جنسی زن انعکاسی و مفعولی است همه اقداماتی که مرد را به نسبت به زن علاقمندتر کند میتواند در ایجاد لذت جنسی زن کارآمدتر باشد) اما گاه با درد و ناراحتیای برای زنان همراه است که گاه این ناراحتی بقدری است که اصلا آن لذت را تحتالشعاع قرار میدهد؛ و به تبع آن، مانع لذت کامل مرد هم میشود. شاید با این تعبیر میخواهد بفرماید که اگر ما آن زنان را باکره گرداندیم نه از جنس باکره بودن در دنیا که رفع آن گاه با زحمات و ناراحتیهایی برای زن همراه است، بلکه باکرهای که به نحوی خاص و متناسب با نشئه بهشت ایجاد شده؛ نشئهای که در آنجا جای هیچ گونه درد و رنج و ملالتی نیست. (برای توضیح بیشتر این مطلب به جمعبندی پایان سوره [جلسه 1064، تدبر۱۹] مراجعه کنید.)
ب. ...