۱) از امام باقر روایتی طولانی نقل شده که در آن امیرالمومنین ع درباره برخی از آیاتی که در وصف بهشت آمده سوالاتی را از پیامبر اکرم ص میپرسند و ایشان توضیح میدهند که فرازی از آن در بحث از آیه 32 (جلسه1000، حدیث2) گذشت. در فرازی دیگر حضرت علی ع از رسول الله ص میپرسند: برایمان از این سخن خداوند عز و جل بگویید که میفرماید: «[براى آنها] غرفههايى است كه بر بالاى آنها نيز غرفههايى است، ساخته شده» (زمر/۲۰) و بفرمایید که چگونه ساخته شده است؟
پیامبر اکرم فرمودند: یا على! خداوند سبحان اين غرفهها را براى دوستانش از درّ و ياقوت و زبرجد ساخته است و سقف آنها طلاست كه با نقره طرازبندى شده، و برای هر غرفهای هزار در از طلاست، که بر هر درى فرشتهاى گماشته شده است، و در ميان آنها بسترهایی گسترده شده، برخی روی برخی دیگر، از حرير و ديبا به رنگهاى گوناگون؛ و در متن آنها مشك و كافور و عنبر است، و اين همان سخن خداوند عز و جل است كه فرمود: «وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ» (واقعه/34)
تفسير القمي، ج2، ص247؛ الكافي، ج8، ص97؛ تأويل الآيات الظاهرة، ص721
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَدَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْدا» ...
فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ «غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ» بِمَا ذَا [لماذا]۱ بُنِيَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟
فَقَالَ يَا عَلِيُّ تِلْكَ غُرَفٌ بَنَاهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَوْلِيَائِهِ بِالدُّرِّ وَ الْيَاقُوتِ وَ الزَّبَرْجَدِ سُقُوفُهَا الذَّهَبُ مَحْبُوكَةٌ بِالْفِضَّةِ لِكُلِّ غُرْفَةٍ مِنْهَا أَلْفُ بَابٍ مِنْ ذَهَبٍ عَلَى كُلِّ بَابٍ مِنْهَا مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهِ فِيهَا فُرُشٌ مَرْفُوعَةٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ مِنَ الْحَرِيرِ وَ الدِّيبَاجِ بِأَلْوَانٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ حَشْوُهَا الْمِسْكُ وَ الْكَافُورُ وَ الْعَنْبَرُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَة» ...۲
۲) مسروق میگوید: وقتی ابن مسعود وارد کوفه شد از او خواستیم برایمان حدیثی از رسول الله که در آن توصیفی از بهشت شده باشد بگوید. او زیر بار نمیرفت و من مرتب از وی تقاضا میکردم تا اینکه یکبار برایم گفت:
ما در جنگ تبوک همراه رسول الله ص بودیم که برایمان تعریف کرد: همانا خداوند عز و جل به من دستور دارد که فاطمه س را به همسری علی ع درآورم و من هم چنین کردم.
پس جبرئیل به من گفت: همانا خداوند عز و جل بهشتی بنا کرد از قطعاتی از مروارید که بین هر مرواریدها یاقوتی زراندود شده بود؛ و سقف آن را از زبرجد سبز قرار داد؛ در آن طاقههایی از مروارید که با یاقوت آراسته شده بود قرار داد و بر آن غرفههایی بنا کرد آجری از طلا و آجری از نقره و خشتهای از درّ و آجری از یاقوت و آجری از زبرجد؛ سپس در آن چشمههایی قرار دد که از جوانب مختلف سرچشمه میگرفت و رودهایی را گرداگرد آن جاری ساخت و بر این رودها قُبّههایی از درّ قرار داد که با زنجیرهایی از طلا آراسته شده بود و با انواعی از درختها پوشیده؛ و در هر قصری قبهای قرار داد و بر هر قبهای اریکهای از درّ سفید که بسترش را با حریر و دیبا مفروش کرد و زمینش را با رعفران و مشک و عنبر؛ و در هر قبهای حوریهای گذاشت و هر قبه صد درب دارد که بر هر دری دو خادمه و دو درخت است؛ و در هر قبهای بساطی پهن شده و آية الکرسی بر حول آن قبهها مکتوب گردیده است.
گفتم:جبرئیل! خداوند این را برای چه کسی بنا فرمود.
گفت: این بهشتی است که خداوند عز و جل برای علی بن ابیطالب و دخترت فاطمه س بنا کرد [غیر از بهشت خودشان]؛ هدیهای است که خداوند بدانان هدیه فرمود تا چشم تو – ای محمد - بدان روشن شود.
دلائل الإمامة، ص143؛ شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار ع، ج3، ص61-62۳؛ مناقب آل أبي طالب ع، ج3، ص333-334۴
حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَحْمَدَ الطَّبَرِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ فَضَالَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ بْنِ نَاصِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ النُّورِ الْمِسْمَعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ بْنُ الْحَجَّاجِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مُرَّةَ ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ، قَالَ: لَمَّا قَدِمَ عَلي الْكُوفَةَ يَعْنِي عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَسْعُودٍ، قُلْنَا لَهُ: حَدِّثِّنَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَذَكَرَ الْجَنَّةَ، ثُمَّ قَالَ: مَا حَدَّثْتُكُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ، فَلَمْ أَزَلْ أَطْلُبُ الشَّهَادَةَ لِلْحَدِيثِ وَ لَمْ أُرْزَقْهَا، وَ إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَقُولُ فِي تَبُوكَ وَ نَحْنُ نَسِيرُ مَعَهُ:
إِنَّ اللَّهَ (جَلَّ وَ عَزَّ) أَمَرَنِي أَنْ أُزَوِّجَ فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَفَعَلْتُ. فَقَالَ لِي جَبْرَئِيلُ: إِنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) قَدْ بَنَى جَنَّةً مِنْ قَصَبِ اللُّؤْلُؤِ، بَيْنَ كُلِّ قَصَبَةٍ إِلَى قَصَبَةٍ لُؤْلُؤَةٌ مِنْ يَاقُوتَةٍ مَشْدُودَةٍ بِالذَّهَبِ، وَ جَعَلَ سُقُوفَهَا زَبَرْجَداً أَخْضَرَ، فِيهَا طَاقَاتٌ مِنْ لُؤْلُؤٍ مُكَلَّلَةٌ بِالْيَاقُوتِ، وَ جَعَلَ عَلَيْهَا غُرَفاً، لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ، وَ لَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ، وَ لَبِنَةً مِنْ دُرٍّ، وَ لَبِنَةً مِنْ يَاقُوتٍ، وَ لَبِنَةً مِنْ زَبَرْجَدٍ، وَ [ثُمَّ جَعَلَ فِيهَا عُيُوناً تَنْبُعُ مِنْ نَوَاحِيهَا وَ حفَّها بِالْأَنْهَارِ وَ جَعَلَ عَلَى الْأَنْهَارِ] قِبَاباً مِنْ دُرٍّ، قَدْ شُعِّبَتْ بِسَلَاسِلِ الذَّهَبِ، وَ حُفَّتْ بِأَنْوَاعِ التُّحَفِ [/الشَّجَرِ]. وَ بَنَى فِي كُلِّ قَصْرٍ قُبَّةً [/فِي كُلِّ غُصْنٍ بیتاً]، وَ جَعَلَ فِي كُلِّ قُبَّةٍ أَرِيكَةً مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ، فَرْشُهَا [/غِشَاؤُهَا] السُّنْدُسُ وَ الْإِسْتَبْرَقُ، وَ فَرَشَ أَرْضَهَا بِالزَّعْفَرَانِ وَ الْمِسْكِ [/وَ فَتَقَ بِالْمِسْكِ] وَ الْعَنْبَرِ، وَ جَعَلَ فِي كُلِّ قُبَّةٍ حَوْرَاءَ وَ الْقُبَّةُ لَهَا مِائَةُ بَابٍ، فِي كُلِّ بَابٍ جَارِيَتَانِ وَ شَجَرَتَانِ، وَ فِي كُلِّ قُبَّةٍ فَرْشٌ [/مَفْرَشٌ] وَ كِتَابٌ مَكْتُوبٌ حَوْلَ الْقِبَابِ آيَةُ الْكُرْسِيِّ. فَقُلْتُ: يَا جَبْرَئِيلُ، لِمَنْ بَنَى اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) هَذِهِ الْقُبَّةَ [/الْجَنَّةَ]؟
فَقَالَ: هَذِهِ جَنَّةٌ بَنَاهَا اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ فَاطِمَةَ ابْنَتِكَ [سِوَى جِنَانِهِمَا]، تُحْفَةً أَتْحَفَهُمَا بِهَا، وَ أَقَرَّ بِهَا عَيْنَكَ يَا مُحَمَّدُ [/أَتْحَفَهُمَا اللَّهُ وَ لِتَقَرَّ بِذَلِكَ عَيْنُكَ يَا رَسُولَ اللَّه].
۳) از امام صادق ع روایت شده است که هنگامی که رسول الله ص از دنیا رفت چیزی بر جای نگذاشت جز ثقلین: کتاب خدا و خانواده و اهل بیتش؛ و همانا مخفیانه به حضرت زهرا س فرمود که او به وی ملحق خواهد شد و اولین نفر از اهل بیتش است که به او ملحق میگردد.
حضرت زهرا س فرمود: چند روز بعد از وفات پدرم در حالتی بین خواب و بیداری بودم که دیدم پدرم بر من مشرف شد؛ همین که او را دیدم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و صدا زدم: پدرجان! خبر آسمان از ما قطع شد! در همین حال بودم که صفوفی از فرشتگان نزدم آمدند؛پیشاپیش آنان دو فرشته بود؛ مرا گرفتند و به سوی آسمان بالا بردند؛ پس سرم را بلند کردم دیدم قصرهایی است آراسته و بوستانها و رودهایی که در آنها جاری است؛ کاخی بعد از کاخ دیگر؛ و بوستانی بعد از بوستانی؛ که در همین حال خادمههایی از آن قصرها چنانکه گویی مشغول بازیاند به سوی من آمدند در حالی که مرا بشارت میدادند و به رویم میخندیدند و میگفتند: مرحبا به کسی که بهشت و ما به خاطر پدرش آفریده شدیم.
و فرشتگان همچنان مرا بالا میبردند تا اینکه مرا وارد خانهای کردند که در آن قصرهایی بود و در هر قصری اتاق هایی که چشمی ندیده و گوشی نشنیده؛ و در آن حریر و ابریشمهایی بود بر تختهایی فراوان؛ که بر آن تختها لحافهایی از رنگهای مختلف حریر و دیبا بود و ظروفی از طلا و نقره؛ و در آنها غداهای رنگارنگی مهیا بود؛ و در آن بهشتها نهری جاری بود سفیدتر از شیر و خوشبو تر از مشک آهو؛ گفتم: این خانه از آن کیست و این نهر چیست؟
گفتند: این خانه همان فردوس اعلایی است که بهشتی بعد از آن نیست و این خانه از آن پدرت است و پیامبرانی که با اویند و هرکس که خدا دوست بدارد.
گفتم: این نهر چیست؟
گفتند: همان کوثری است که خداوند وعده داد ه آن را به او میدهد.
گفتم: پس پدرم کجاست؟
گفتند: الان بر تو وارد میشود. در همین حال بودیم که قصرهایی بر من نمایان شد درخشندهتر از آن قصرها؛ و بساط هایی بهتر از آن بساطها؛ و بناگاه خود را دیدم بر بساطی برافراشته بر روی تختها و پدرم را که بر آن بساط نشسته بود و همراهش جماعتی بودند؛ چون مرا دید در آعوشم گرفت و بین دو دیدگانم را بوسید و فرمود: مرحبا به دخترم! و مرا گرفت و در دامن خویش نشاند و فرمود: عزیز دلم! آیا میبینی خداوند چه برایت آماده کرده و بر چه چیزی وارد خواهی شد؟
پس به من قصرهای مشرفی را نشان داد پر از لباسها و زیورآلات رنگارنگ و فرمود: این است محل سکونت نو و همسر و دو فرزندت و هرکس که تو و آن دو را دوست بدارد؛ پس دل خوش دار که بزودی بر من وارد خواهی شد.
حضرت زهرا س فرمود: پس دلم به پرواز درآمد و شوقم فزونی یافت و هراسان از رختخوابم برخاستم!
امام صادق ع ادامه دادند: امیرالمومنین ع فرمو که هنگامی که از بسترش برخاست مرا صدا زد. نزدش رفتم و گفتم:چه شده است؟ و او رویایی که دیده بود برایم بازگو کرد. مرا به حق خدا و رسولش سوگند داد که هنگامی که درگذشت احدی جز ام سلمه همسر رسول الله ص و ام ایمن و فضه؛ و از مردان پسرانش و عبدالله بن عباس و سلمان فارسی و عمار یاسر و مقداد و ابوذر و حذیفه را خبردار نکنم؛ و به من فرمود: من بر تو روا داشتم که بعد از مرگم مرا ببینی؛ پس همراه زنانی باش که مرا غسل میدهند و مرا جز شبانه دفن مکن و احدی را بر قبرم آگاه مساز.
دلائل الإمامة، ص131-133
رَوَى أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَشَّابُ الْكَرْخِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا ابْنُ يَحْيَى الْكُوفِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي زَائِدَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ:
لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا تَرَكَ إِلَّا الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتَهُ أَهْلَ بَيْتِهِ، وَ كَانَ قَدْ أَسَرَّ إِلَى فَاطِمَةَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا) أَنَّهَا لَاحِقَةٌ بِهِ، وَ أَنَّهَا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتِهِ لُحُوقاً.
قَالَتْ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهَا): بَيْنَا أَنَا بَيْنَ النَّائِمَةِ وَ الْيَقْظَى بَعْدَ وَفَاةِ أَبِي بِأَيَّامٍ، إِذْ رَأَيْتُ كَأَنَّ أَبِي قَدْ أَشْرَفَ عَلَيَّ، فَلَمَّا رَأَيْتُهُ لَمْ أَمْلِكْ نَفْسِي أَنْ نَادَيْتُ: يَا أَبَتَاهْ، انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ؛ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ أَتَتْنِي الْمَلَائِكَةُ صُفُوفاً، يَقْدُمُهَا مَلَكَانِ، حَتَّى أَخَذَانِي فَصَعَدَا بِي إِلَى السَّمَاءِ، فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَإِذَا أَنَا بِقُصُورٍ مُشَيَّدَةٍ وَ بَسَاتِينَ وَ أَنْهَارٍ تَطَّرِدُ، وَ قَصْرٍ بَعْدَ قَصْرٍ، وَ بُسْتَانٍ بَعْدَ بُسْتَانٍ، وَ إِذَا قَدِ اطَّلَعَ عَلَيَّ مِنْ تِلْكَ الْقُصُورِ جَوَارِي كَأَنَّهُنَّ اللُّعَبُ، وَ هُنَّ يَتَبَاشَرْنَ وَ يَضْحَكْنَ إِلَيَّ، وَ يَقُلْنَ: مَرْحَباً بِمَنْ خُلِقَتِ الْجَنَّةُ وَ خُلِقْنَا مِنْ أَجْلِ أَبِيهَا.
فَلَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ تَصْعَدُ بِي حَتَّى أَدْخَلُونِي إِلَى دَارٍ فِيهَا قُصُورٌ، فِي كُلِّ قَصْرٍ مِنْ الْبُيُوتِ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ، وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ ، وَ فِيهَا مِنَ السُّنْدُسِ وَ الْإِسْتَبْرَقِ عَلَى الْأَسِرَّةِ الْكَثِيرِ، وَ عَلَيْهَا أَلْحَافٌ مِنْ أَلْوَانِ الْحَرِيرِ وَ الدِّيبَاجِ وَ آنِيَةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ، وَ فِيهَا مَوَائِدُ عَلَيْهَا مِنْ أَلْوَانِ الطَّعَامِ، وَ فِي تِلْكَ الْجِنَانِ نَهَرٌ مُطَّرِدٌ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَنِ، وَ أَطْيَبُ رَائِحَةً مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ، فَقُلْتُ: لِمَنْ هَذِهِ الدَّارُ؟ وَ مَا هَذَا النَّهَرُ ؟
فَقَالُوا: هَذِهِ الدَّارُ هِيَ الْفِرْدَوْسُ الْأَعْلَى الَّذِي لَيْسَ بَعْدَهُ جَنَّةٌ، وَ هِيَ دَارُ أَبِيكَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ مَنْ أَحَبَّ اللَّهُ.
قُلْتُ: فَمَا هَذَا النَّهَرُ؟
قَالُوا: هَذَا الْكَوْثَرُ الَّذِي وَعَدَهُ اللَّهُ أَنْ يُعْطِيَهُ إِيَّاهُ.
قُلْتُ: فَأَيْنَ أَبِي؟
قَالُوا: السَّاعَةَ يَدْخُلُ عَلَيْكَ.
فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ بَرَزَتْ لِي قُصُورٌ هِيَ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنْ تِلْكَ الْقُصُورِ، وَ فُرُشٌ هِيَ أَحْسَنُ مِنْ تِلْكَ الْفُرُشِ، وَ إِذَا أَنَا بِفُرُشٍ مُرْتَفِعَةٍ عَلَى أَسِرَّةٍ، وَ إِذَا أَبِي (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) جَالِسٌ عَلَى تِلْكَ الْفُرُشِ، وَ مَعَهُ جَمَاعَةٌ، فَلَمَّا رَآنِي أَخَذَنِي فَضَمَّنِي وَ قَبَّلَ مَا بَيْنَ عَيْنَيَّ، وَ قَالَ: مَرْحَباً بِابْنَتِي، وَ أَخَذَنِي وَ أَقْعَدَنِي فِي حَجْرِهِ، ثُمَّ قَالَ لِي: يَا حَبِيبَتِي، أَ مَا تَرَيْنَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَكِ وَ مَا تَقْدَمِينَ عَلَيْهِ!
فَأَرَانِي قُصُوراً مُشْرِفَاتٍ، فِيهَا أَلْوَانُ الطَّرَائِفِ وَ الْحُلِيِّ وَ الْحُلَلِ، وَ قَالَ: هَذِهِ مَسْكَنُكَ وَ مَسْكَنُ زَوْجِكِ وَ وَلَدَيْكِ وَ مَنْ أَحَبَّكِ وَ أَحَبَّهُمَا، فَطِيبِي نَفْساً فَإِنَّكِ قَادِمَةٌ عَلَيَّ إِلَى أَيَّامٍ. قَالَتْ: فَطَارَ قَلْبِي، وَ اشْتَدَّ شَوْقِي، وَ انْتَبَهْتُ مِنْ رَقْدَتِي مَرْعُوبَةً.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ): فَلَمَّا انْتَبَهَتْ مِنْ مَرْقَدِهَا صَاحَتْ بِي، فَأَتَيْتُهَا وَ قُلْتُ لَهَا: مَا تَشْكِينَ؟
فَخَبَّرَتْنِي بِخَبَرِ الرُّؤْيَا. ثُمَّ أَخَذَتْ عَلَيَّ عَهْداً لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ أَنَّهَا إِذَا تُوُفِّيَتْ لَا أُعْلِمَ أَحَداً إِلَّا أُمَّ سَلَمَةَ زَوْجَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ أُمَّ أَيْمَنَ، وَ فِضَّةَ؛ وَ مِنَ الرِّجَالِ ابْنَيْهَا، وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ، وَ سَلْمَانَ الْفَارِسِيَّ، وَ عَمَّارَ بْنَ يَاسِرٍ، وَ الْمِقْدَادَ، وَ أَبَا ذَرٍّ، وَ حُذَيْفَةَ. وَ قَالَتْ: إِنِّي قَدْ أَحْلَلْتُكَ مِنْ أَنْ تَرَانِي بَعْدَ مَوْتِي، فَكُنْ مَعَ النِّسْوَةِ فِيمَنْ يُغَسِّلُنِي، وَ لَا تَدْفِنِّي إِلَّا لَيْلًا، وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً قَبْرِي. ...۵. ۶