۱) الف. روایت شده است که کسی نزد از حضرت فاطمه س خواستگاری نمیکرد مگر اینکه جواب رد میشنید؛ تا زمانی که خواست ایشان را به همسری حضرت علی ع درآورد. پس پیامبر ص مخفیانه این مطلب را با حضرت زهرا س درمیان گذاشت و گفتگویی بین پیامبر ص و حضرت زهرا س رد و بدل شد که در فرازی از این گفتگو پیامبر ص فرمود:
اى فاطمه! وقتى مرا به معراج بردند ديدم بر سنگ بيت المقدّس نوشته شده: «خدايى غير از خداى يكتا نيست، محمّد رسول خداست، من او را به وسيلۀ وزيرش تأييد و يارى نمودهام»
به جبرئيل گفتم:وزير من كيست؟
گفت:على بن ابى طالب.
هنگامى كه به سدرة المنتهى رسيدم ديدم بر آن نوشته شده: «من خداوندى هستم كه غير از او معبودى نيست،محمّد را كه حبيب من است به وسيلۀ وزيرش تأييد و با وزیرش او را نصرت كردهام.»
به جبرئيل گفتم: وزير من كيست؟
گفت: على بن ابى طالب.
و چون از سدرة المنتهى گذشتم و به عرش پروردگار رسيدم ديدم كه بر يكى از قائمههاى عرش نوشته شده: «من خدايى هستم كه غير از او معبودى نيست، محمّد برگزيده و حبيب من است كه او را به وسيلۀ وزيرش تأييد و يارى نمودهام.»
دوباره به جبرئيل گفتم: وزير من كيست؟
گفت: على بن ابى طالب.
و وقتى داخل بهشت شدم درخت طوبى را ديدم كه اصل و بنیانش در خانۀ على بود، و در آنجا هيچ قصر و منزلى نبود مگر اينكه در آن شاخهاى از اين درخت وجود داشت ... در وسط آن [بهشت یا درخت طوبی] است «سايهاى گسترش یافته» (واقعه/30) «به پهناى آسمانها و زمين که خداوند آن را براى ايمان آورندگان به خداوند و رسولش آماده كرده است» (حدید/۲۱) به طوری که شخصی سواره مدّت صد سال در آن سايه راه طىّ كند، آن سايه تمام نمىشود و این همان قول خداوند است که مىفرمايد «و ظل ممدود: و سايهاى گسترش یافته» (واقعه/30)...
تفسير القمي، ج2، ص336-337
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ:
كَانَتْ فَاطِمَةُ ع لَا يَذْكُرُهَا أَحَدٌ لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِلَّا أَعْرَضَ عَنْهُ حَتَّى أَيِسَ النَّاسُ مِنْهَا، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ عَلِيٍّ أَسَرَّ إِلَيْهَا، فَقَالَتْ ...۱
يَا فَاطِمَةُ! إِنَّهُ لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَجَدْتُ مَكْتُوباً عَلَى صَخْرَةِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ». فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ وَ مَنْ وَزِيرِي؟
فَقَالَ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
فَلَمَّا انْتَهَيْتُ إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى وَجَدْتُ مَكْتُوباً عَلَيْهَا «إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِي مُحَمَّدٌ [حَبِيبِي] صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ» فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ وَ مَنْ وَزِيرِي؟
قَالَ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
فَلَمَّا جَاوَزْتُ سِدْرَةَ الْمُنْتَهَى انْتَهَيْتُ إِلَى عَرْشِ رَبِّ الْعَالَمِينَ فَوَجَدْتُ مَكْتُوباً عَلَى كُلِّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ «أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا مُحَمَّدٌ حَبِيبِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ».
فَلَمَّا دَخَلْتُ الْجَنَّةَ رَأَيْتُ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةَ طُوبَى أَصْلُهَا فِي دَارِ عَلِيٍّ وَ مَا فِي الْجَنَّةِ قَصْرٌ وَ لَا مَنْزِلٌ إِلَّا وَ فِيهَا فَرْعٌ مِنْهَا ...۲ وَسَطَهَا «ظِلٌّ مَمْدُودٌ» «كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ» يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِي ذَلِكَ الظِّلِّ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ فَلَا يَقْطَعُهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ»
بقیه این حدیث ان شاء الله ذیل آیه 32 خواهد آمد.
ب. از امام کاظم روایت شده است که اگر کسی حاجتی به درگاه خداوند داشت و میخواست که ما را ببیند و جایگاه خویش نزد خداوند را بفهمد پس سه شب غسل کند و به وسیله ما [به درگاه خداوند] مناجات نماید که ما را خواهد دید و به سبب ما مورد مغفرت قرار خواهد گرفت و جایگاهش بر او مخفی نخواهد ماند ...
همانا ما را بر عرض پروردگارمان نوشتهاند: نوشته شده [حضرت] محمد ص برترین پیامبران است و [حضرت] علی ع برترین اوصیاست؛و [حضرت] فاطمه س سرور زنان جهانیان است؛
منم خاتم اوصیاء؛ منم طلب کننده آن باب؛ منم صاحب صفین؛ منم انتقامگیرنده از اهل بصره؛ منم صاحب کربلاء؛ کسی که ما را دوست بردارد و از دشمنان ما بیزاری بجوید همراه ما خواهید بود در میانی کسانی «در آن سایه گسترش یافته و آبِ ریزان» (واقعه/30-31).
الإختصاص، ص90-91
أَبُو الْفَرَجِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ حَاجَةٌ وَ أَرَادَ أَنْ يَرَانَا وَ أَنْ يَعْرِفَ مَوْضِعَهُ مِنَ اللَّهِ فَلْيَغْتَسِلْ ثَلَاثَ لَيَالٍ يُنَاجِي بِنَا فَإِنَّهُ يَرَانَا وَ يُغْفَرُ لَهُ بِنَا وَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ مَوْضِعُهُ ...۳
نَحْنُ مَكْتُوبُونَ عَلَى عَرْشِ رَبِّنَا مَكْتُوبُونَ مُحَمَّدٌ خَيْرُ النَّبِيِّينَ وَ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ؛
أَنَا خَاتَمُ الْأَوْصِيَاءِ أَنَا طَالِبُ الْبَابِ أَنَا صَاحِبُ الصِّفِّينِ أَنَا الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ أَنَا صَاحِبُ كَرْبَلَاءَ مَنْ أَحَبَّنَا وَ تَبَرَّأَ مِنْ عَدُوِّنَا كَانَ مَعَنَا وَ مِمَّنْ فِي الظِّلِّ الْمَمْدُودِ وَ الْمَاءِ الْمَسْكُوبِ....۴
تبصره:
به کار بردن تعبیر «خاتم الاوصیاء» در روایات ما منحصر به حضرت مهدی ع نیست؛بلکه ظاهرا این خاتم بودن نسبت به خاتم النبییین است؛ چنانکه در احادیث متعددی حضرت امیر ع هم خاتم الاوصیاء معرفی شدهاند. همچنین اینکه حضرت انتقامهایی که در زمان ظهور گرفته میشود را به خود نسبت دادهاند چه بسا از باب اقدامات خود امام ع است که عملا همین اقدامات زمینهساز ظهور خواهد بود (پس ایشان هم در اینها همانقدر سهیماند) و چهبسا از باب رجعت باشد؛ ویا از باب اینکه همه ائمه اطهار ع نور واحدند.
۲) الف. از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
در بهشت درختی است که اگر شخصی سواره به مدت صد سال راه بپیماید آن سایه را قطع نخواهد کرد؛ اگر خواستید [این مطلب را در قرآن بیابید] همان سخن خداوند متعال است که: «در سایهای گسترش یافته» [در حالی که محدودهای] به اندازه محل یک تازیانه در بهشت بهتر از دنیا و ما فیهاست؛ و اگر خواستید [این مطلب را در قرآن بیابید] همان سخن خداوند متعال است که: «پس هر كه را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند حقّا كه كامياب شده است؛ و اين زندگى دنيا جز كالاى فريب نيست» (آل عمران/185)
مجموعة ورام، ج1، ص7؛ مجمع البيان، ج9، ص330 و ج۲، ص۹۰۳۵
وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةٌ يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِي ظِلِّهَا مِائَةَ سَنَةٍ لَا يَقْطَعُهَا فَاقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ»
وَ مَوْضِعُ سَوْطٍ فِي الْجَنَّةِ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا اقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُور.
ب. و باز از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
درهای آسمان در شب قدر باز میشود؛ پس هیچ بنده ای نیست که در آن شب نماز گزارد مگر اینکه خداوند متعال برای او به ازای هر سجدهای درختی در بهشت عنایت کند که اگر شخصی سواره به مدت صد سال در سایهاش راه بپیماید آن سایه را قطع نخواهد کرد؛ ...
إقبال الأعمال، ج1، ص186
و وجدت في كتاب كنز اليواقيت تأليف أبي الفضل بن محمد الهروي أخبارا في فضل ليلة القدر ... عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ:
تُفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ [السَّمَاوَاتِ] فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَمَا مِنْ عَبْدٍ يُصَلِّي فِيهَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ بِكُلِّ سَجْدَةٍ شَجَرَةً فِي الْجَنَّةِ لَوْ يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِي ظِلِّهَا مِائَةَ عَامٍ لَا يَقْطَعُهَا ...
تبصره: وجود چنین درختی که پیمودن سایهاش این اندازه طول میکشد در کتب اهل سنت با سندهای متعدد از رسول الله ص روایت شده است؛ مثلا در: الدر المنثور، ج6، ص157۶؛ جامع البيان، ج27، ص105-106۷.
ج. علی بن ابراهیم قمی در ادامه حدیث ۲ جلسه قبل که از امام صادق ع روایت کرده بود میگوید:
واینکه فرمود «و سایهای گسترش یافته» (واقعه/۳۰) میفرماید سایهای است گسترش یافته در وسط بهشت به پهنای بهشت؛ و پهنای بهشت همچون پهنه آسمان و زمین است و اگر شخصی سواره به مدت صد سال در آن سایه راه بپیماید آن سایه را قطع نخواهد کرد.
تفسير القمي، ج2، ص348
وَ قَرَأَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع «وَ طَلْعٍ [طلحٍ] مَنْضُودٍ» قَالَ: بَعْضُهُ إِلَى بَعْضٍ؛
وَ قَوْلُهُ «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ» قَالَ: ظِلٌّ مَمْدُودٌ وَسَطَ الْجَنَّةِ فِي عَرْضِ الْجَنَّةِ وَ عَرْضُ الْجَنَّةِ كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِي ذَلِكَ الظِّلِّ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ فَلَا يَقْطَعُه.
3) از امام صادق ع روایت شده است:
کسی که برادر مسلمانش را با سخنی که در حق وی ملاطفتآمیز باشد و تنگنایی را از وی بزداید اکرام کند، همواره در سایه گسترشیافته خداوند است و رحمت بر اوست مادامی که در آن است.
الكافي، ج2، ص206
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ فَرَّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ الْمَمْدُودِ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ.
این حدیث با سندهای متفاوت و تفاوت مختصری در عبارات در ثواب الأعمال، ص149۸ و الجعفريات (الأشعثيات)، ص194۹ نیز آمده است.
4) از امام صادق ع از قول رسول خدا ص حدیثی بسیار طولانی روایت شده در وصف مراحلی که مومن از قبض روح تا عالم قبر و برزخ و سپس حشر در قیامت و ورود در بهشت و … سپری میکند، که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱۰ امام صادق ع در فرازی از آن میفرمایند:
پس چون به در بهشت میرسد به او گفته میشود جواز عبورت را نشان بده. او میگوید:این جواز عبورم است؛ که در آن نوشته شده: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ این جواز عبوری از جوازهای خداوند عزیز و حکیم است برای فلان بن فلان از جانب پرودرگار عالمیان.» پس منادیای ندا میدهد که همه اهل محشر بشنوند: هان! بدانید که فلان بن فلان به سعادتی رسید که هرگز بعد از آن شقاوتی نخواهد بود. پس وی وارد بهشت شود و در آنجا درختی است دارای «سایهای گسترش یافته و آبی ریزان» (واقعه/۳۰-۳۱) و میوههایی آویزان؛ که [آن درخت] رضوان نام دارد و از پای آن دو چشمه جاری است که وی به سوی یکی از آنان رهسپار میشود و هربار که از آن میگذرد در آن غسل میکند و در حالی که از آن خارج میشود که شادابی نعمت بر او هویداست؛ سپس از دیگری مینوشد و دیگر در شکمش هیچ گونه دلپیچه و درد و مرضی هرگز باقی نماند و این همان سخن خداوند متعال است که «و پروردگارشان آنان را شرابی طهارتبخش نوشانید» (انسان/۲۱) سپس فرشتگان به استقبال او میآیند و میگویند: خوش آمدی؛ پس همراه وارد شوندگان وارد شو!
الإختصاص، ص350
حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ عَنْ عَوْفِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْضَ رُوحِ الْمُؤْمِنِ ...
فَإِذَا انْتَهَى إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ؛ قِيلَ لَهُ هَاتِ الْجَوَازَ!
قَالَ: هَذَا جَوَازِي؛ مَكْتُوبٌ فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا جَوَازٌ جَائِزٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
فَيُنَادِي مُنَادٍ يُسْمِعُ أَهْلَ الْجَمْعِ كُلَّهُمْ: أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَدْ سُعِدَ سَعَادَةً لَا يَشْقَى بَعْدَهَا أَبَداً.
قَالَ: فَيَدْخُلُ فَإِذَا هُوَ بِشَجَرَةٍ ذَاتِ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ وَ ثِمَارٍ مهدلة [مُتَهَدِّلَةٍ] تُسَمَّى رِضْوَانَ يَخْرُجُ مِنْ سَاقِهَا عَيْنانِ تَجْرِيانِ فَيَنْطَلِقُ إِلَى إِحْدَاهُمَا وَ كُلَّمَا مَرَّ بِذَلِكَ فَيَغْتَسِلُ مِنْهَا فَيَخْرُجُ وَ عَلَيْهِ نَضْرَةُ النَّعِيمِ ثُمَّ يَشْرَبُ مِنَ الْأُخْرَى فَلَا تَكُنْ فِي بَطْنِهِ مَغَصٌ وَ لَا مَرَضٌ وَ لَا دَاءٌ أَبَداً وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ثُمَّ تَسْتَقْبِلُهُ الْمَلَائِكَةُ فَتَقُولُ لَهُ طِبْتَ فَادْخُلْهَا مَعَ الدَّاخِلِينَ ...
۵) الف. از امام باقر روایتی طولانی نقل شده که در آن امیرالمومنین ع درباره برخی از آیاتی که در وصف بهشت آمده سوالاتی را از پیامبر اکرم ص میپرسند و ایشان توضیح میدهند که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱۱ در فراز دیگری از آن بعد از اینکه پیامبر ص توضیح میدهند که چگونه فرشتگان به استقبال تقواپیشگان میآیند و چگونه با انواع غذاها و میوهها و شرابهای بهشتی از آنان پذیرایی میکنند، آمده است:
سپس وی با برادران [دینی]اش خلوت میکند و به زیارت همدیگر میروند و در بهشتهایشان متعنم میگردند؛ «در سایهای گسترش یافته» در وضعیتی همانند بین طلوع فجر تا طلوع خورشید.
الكافي، ج8، ص99
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَدَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً فَقَالَ ...
قَالَ: ثُمَّ يَتَخَلَّى مَعَ إِخْوَانِهِ وَ يَزُورُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ يَتَنَعَّمُونَ فِي جَنَّاتِهِمْ فِي ظِلٍّ مَمْدُودٍ فِي مِثْلِ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْس...
ب. و روایت شده است که اوقات بهشت همانند پگاه روزهای تابستان است؛ [هوای مطبوعی] که نه گرم است و نه سرد.
مجمع البيان، ج9، ص330
روي أيضاً أَنَّ أَوْقَاتَ الْجَنَّةِ كَغَدَوَاتِ الصَّيْفِ لَا يَكُونُ فِيهِ حَرٌّ وَ لَا بَرْدٌ.
ج. روایت شده است که امام کاظم ع به طور ناشناس وارد یکی از روستاهای حوالی شام شد که در آنجا عاری بود و راهبی [مسیحی] در آن غار بود که هر سال یک روز میآمد و مردم را موعظه میکرد. چون راهب وی را دید هیبتی از وی بر دلش افتاد و گفت:فلانی! تو اینجا غریبی؟!
فرمود: بله.
گفت: از مایی یا علیه ما؟
فرمود: از شما نیستم.
گفت: از امت مرحومه؟!*
فرمود:بله؟
گفت: از عالمان آنانی یا از جاهلانشان؟
فرمود:از جاهلان نیستم.
پرسید:چگونه است که [درخت] طوبی [طبق نظر ما مسیحیان] اصل و بنیادش در خانه حضرت مسیح است؛ و [طبق نظر شما مسلمانان] اصل و بنیادش در خانه [حضرت] محمد ص است و در عین حال شاخههایش در همه خانهها؟
فرمود: خورشید هم نورش را به هر مکان و هر جایی میرساند در حالی که خودش در آسمان است.
گفت:چگونه است که در بهشت طعامش هراندازه که بخورند پایان نپذیرد و از آن کم هم نشود؟!
فرمود: چراغ در دنیا هم چنین است: از نورش بهره میبرند ولی با این بهره بردن از نور آن کم نمیشود.
گفت: آیا در بهشت سایهای گسترش یافته است؟
فرمود: شبیه همان وقت قبل از طلوع آفتاب است که همه اش سایهای گسترش یافته است و خداوند فرمود: آیا ندیدی که پروردگارت چگونه آن سایه را گستراند ... (فرقان/45)
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص311
* پینوشت:
علاوه بر روایات نبوی درباره تسمیه امت اسلام به «امت مرحومه: امتی که مورد رحمت الهی واقع شده» در روایات ما هست که حضرت عیسی ع نیز در جایی امت پیامبر اسلام ص را «امت مرحومه» خوانده است؛ و ظاهرا این در انجیل هم آمده بوده و ظاهرا اشاره است به اینکه عذاب جمعیای که بر امتهای گذشته نازل شد و همه آنان را نابود کرد بر این امت وارد نخواهد شد.
دَخَلَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع بَعْضَ قُرَى الشَّامِ مُتَنَكِّراً هَارِباً فَوَقَعَ فِي غَارٍ وَ فِيهِ رَاهِبٌ يَعِظُ فِي كُلِّ سَنَةٍ يَوْماً فَلَمَّا رَآهُ الرَّاهِبُ دَخَلَهُ مِنْهُ هَيْبَةٌ فَقَالَ: يَا هَذَا أَنْتَ غَرِيبٌ؟!
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: مِنَّا أَوْ عَلَيْنَا؟!
قَالَ: لَسْتُ مِنْكُمْ.
قَالَ: أَنْتَ مِنَ الْأُمَّةِ الْمَرْحُومَةِ؟!
قَالَ: نَعَمْ.
قَالَ: أَ فَمِنْ عُلَمَائِهِمْ أَنْتَ أَمْ مِنْ جُهَّالِهِمْ؟!
قَالَ: لَسْتُ مِنْ جُهَّالِهِمْ.
فَقَالَ: كَيْفَ طُوبَى أَصْلُهَا فِي دَارِ عِيسَى وَ عِنْدَكُمْ فِي دَارِ مُحَمَّدٍ وَ أَغْصَانُهَا فِي كُلِّ دَارِ؟!
فَقَالَ: ع الشَّمْسُ قَدْ وَصَلَ ضَوْؤُهَا إِلَى كُلِّ مَكَانٍ وَ كُلِّ مَوْضِعٍ وَ هِيَ فِي السَّمَاءِ.
قَالَ: وَ فِي الْجَنَّةِ لَا يَنْفَدُ طَعَامُهَا وَ إِنْ أَكَلُوا مِنْهُ وَ لَا يَنْقُصُ مِنْهُ شَيْءٌ؟!
قَالَ: السِّرَاجُ فِي الدُّنْيَا يُقْتَبَسُ مِنْهُ وَ لَا يُنْقَصُ مِنْهُ شَيْءٌ.
قَالَ: وَ فِي الْجَنَّةِ ظِلٌّ مَمْدُودٌ؟
فَقَالَ: ع الْوَقْتُ الَّذِي قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ كُلُّهَا ظِلٌّ مَمْدُودٌ قَوْلُهُ «أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ ...»
۶) نصر بن قابوس میگوید: از امام صادق ع درباره این سخن خداوند عز و جل سوال کردم که میفرماید: «و سایهای کشیده شده؛ و آبى ريزان؛ و ميوههايى فراوان؛ كه نه تمام شدنى است و نه [استفاده از آن] ممنوع.»
فرمودند: نصر! مطلب آن گونه که مردم سراغش میروند نیست: همانا این [حکایتِ] عالِم است و آنچه از وی بیرون میآید!
بصائر الدرجات، ج1، ص505؛ مختصر البصائر، ص184
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ نَصْرِ بْنِ قَابُوسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ».
قَالَ: يَا نَصْرُ إِنَّهُ [وَ اللَّهِ] لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ [ذَهَبَ] النَّاسُ إِنَّمَا هُوَ الْعَالِمُ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ.۱۲