📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «جَزاءً بِما كانُوا یعْمَلُونَ»
این نعمتهایی که در آیات قبل برای مقربان برشمرد (اینکه در بهشتهای نعیماند و پیرامونشان حورالعینهاست و خدمتکارانی جاودانه که با قدحها و تُنگها و پیالهای از شراب ناب و بیضرر و میوه های دلخواه و پرندههای بریان اشتهاآور دور آنان میگردند ) صرفا پاداش عمل آنان است؛ نه آن چیزهایی که به فضل خداوند برای آنان در نظر گرفته شده است.
نکته تخصصی انسانشناسی
چنانکه به مناسبت در ایات قبل گذشت مقربان – که این آیات در وصف آنان است- همان مخلَصاناند که از سایر مومنان (اصحاب یمین و مخلِصین) بسیار برترند.
کسی که به مقام مخلَصین وارد شود از هرگونه دستاندازی شیطان مصون خواهد بود؛ چنانکه خود ابلیس وقتی از درگاه خداوند رانده شد و قسم خورد که درصدد اغوای انسانها برآید، اذغان کرد که از اغوای اینان ناتوان است: «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ» (حجر/39-40؛ ص/۸۲-۸۳)؛ و به همین دلیل است که این مقام همان مقام عصمت است زیرا شیطان هیچ راهی به او نخواهد داشت.
این مقام چنان بلند است که قرآن کریم در تعبیری شگفتآور چنان سخن میگوید که ظاهرا همگان در عرصه حساب و کتاب قیامت احضار میشوند جز اینان: «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصينَ» (صافات/128) و هرکس تنها جزای عملش داده میشود جز اینان: «وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصينَ» (صافات/39-40)
اگر این آیه اخیر را کنار آیه محل بحث بگذاریم چهبسا بتوان نتیجه گرفت که بهشتی که برای این مقربان مهیا شده است بسیار فوق تصور ما انسانهاست. از این رو، در سوره صافات اشاره میکند که وضعیت اینها فوق هرگونه پاداش و جزاست؛ و در این آیات سوره واقعه صرفا در مقام بیان آن بهشتی است که متناسب با عمل آنان مهیا شده است. یعنی اگر ما بخواهیم متناسب با اعمالشان بدانان پاداش دهیم اینها خواهد بود که بیان شد؛ اما حقیقت این است که مخلَص کسی است که خدا او را برای خود خالص کرده و به مقامی راه یافته که نهایت هدف آفرینش انسان بوده است؛ و از این رو بهشت اصلی آنان همان بهشت قربی است که با تعبیر «بهشت خودم» از آن یاد شده است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ... وَ ادْخُلي جَنَّتي» (فجر/27-30)
۲) «جَزاءً بِما كانُوا یعْمَلُونَ»
چرا نفرمود «بما عملوا» و فرمود «بِما كانُوا یعْمَلُونَ»؟
الف. این تعبیر دلالت دارد بر اعمال صالحی که اینها مستمرا انجام میدادند (الميزان، ج19، ص123) نه مطلق اعمال صالح آنها؛ یعنی چهبسا میخواهد بفرماید که این پاداشهایی که اشاره شد نهتنها تمام بهشت آنان نیست (تدبر۱) بلکه پاداش همه عملهای آنان هم نیست؛ بلکه صرفا پاداش عملهایی است که به صورت یک رویه در زندگی انجام میدادند؛ وگرنه اگر قرار باشد اعمال ویژهای را که گاه در موقعیتهای خاص آنان انجام دادند (مثلا ضربت امیرالمومنین ع در یوم الخندق که به فرمایش پیامبر اکرم ص، برتر از عبادت ثقلین بود۱) بخواهیم حساب کنیم بهشت اینان باز بسیار متفاوت از این چیزهایی که بیان کردیم خواهد بود.
ب. ...
۳) «جَزاءً بِما كانُوا یعْمَلُونَ»
برخی گفته اند وی میگوید خداوند وقتی از جزا بودن بهشت برای مومنان سخن میگوید این پاداش را با حرف «ب» میآورد «جَزاءً بِما كانُوا یعْمَلُونَ»؛ اما در جایی که از جزا بودن جهنم برای جهنمیان سخن گفت بدون حرف «ب» میآورد «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (تحريم/7) زیرا عذاب جهنمیان دقیقا عین عمل آنان است؛ اما این پاداشها پاداشهایی است که به ازای عمل آنان است و در بهشت پاداشهای بسیار دیگری هم برای بهشتیان در نظر گرفته شده است. (مفاتيح الغيب، ج29، ص398۲).
در عین اینکه این سخن خوبی است یعنی اینکه جهنم صرفا جزاست اما بهشت صرفا جزا نیست بلکه جزا دادن یکی از عناصری است که بهشت بهشتیان را رقم زده است. اما ممکن است کسی در این خدشه کند که در جایی خداوند درباره بدکاران فرموده است: «وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا». ویا در مورد بهشتیان آمده است: «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (توبه/121) «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا» (نور/38) «لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ» (عنکبوت/7)
شاید مناسب باشد که به تمام تعابیری که بحث از «جزا» و «عمل» در آنها مطرح شده نظری بیفکنیم و تحلیل جامعی به دست آوریم:
نکته تخصصی قرآنی: جزای عمل در قرآن: تفاوت پاداش بهشتی و جهنمی در پاداش بودنشان
در قرآن کریم غیر از مورد فوق، تمام مواردی که سخن از جزای کسانی که جهنمی شدند به میان آمده این جزا بدون حرف «ب» است و کاملا به ازای خود عمل آنان قرار گرفته است؛ البته جالب اینجاست که در تمامی موارد عملی که رویه آنان بوده است (کانوا یعملون) محور چنین جزایی قرار گرفته نه مطلق اعمال (که این شاهد خوبی است بر اینکه بسیاری از انسانها از گناهانی که بر آن اصرار نورزیدهاند در مواقف قیامت پاک میشوند و در واقع وقتی گناهی به صورت رویه درآید و ملکه نفسانی شخص شود وی را جهنمی خواهد کرد):
وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (اعراف/147)
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (اعراف/180)
يا أَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (تحریم/7)
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل/90)
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزَی الَّذينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (قصص/84)
وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ في أَعْناقِ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (سبأ/33)
فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (یس/54)
إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَليم؛ وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (صافات/38-39)
وَ تَری كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعی إِلی كِتابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (جاثیه/28)
اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (طور/16)
و البته در یک آیه هم تعبیر «مثلها» آمده است که عملا همان معنا را میرساند:
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزی إِلاَّ مِثْلَها (غافر/40)
البته در یک مورد تعبیر «أَسْوَأَ» شده است: « فَلَنُذيقَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا عَذاباً شَديداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ» (فصلت/27). که باید گفت در اینجا أَسْوَأَ را به معنای «بدتر» که صفت برای «جزاء» محذوف باشد نمیتوان گرفت (یعنی چنین باشد: لَنَجْزِيَنَّهُمْ جزاءً أَسْوَأَ ...) زیرا در این صورت باید با حرف اضافه «مِن» همراه میشد؛ پس آیه نمیفرماید جزای آنان بدتر و شدیدتر از عملشان است بلکه به معنای «بدترین» است و میفرماید آنان را جزا میدهیم با بدترین رویهای که در پیش گرفتند. یعنی اتفاقا همان نکته تخفیف در مجازات که در ابتدای بحث اشاره شد در اینجا هم هست. یعنی معیار مجازات نه تمام اعمال بدشان و نه تمام رویههای بدشان، بلکه صرفاْ بدترین رویههایی که در پیش گرفتند خواهد بود؛ که البته اینکه چرا بدترین رویهها معیار مجازات آنان قرار گرفته ظاهرا به خاطر غلبه بدی در وجودشان است که بدترین خصلتی که ملکه شده است را بیش از سایر موارد نشان میدهد همان گونه که – چنانکه در آیات فوق گذشت - در خوبان هم بهترین ملکه خوبی معیار پاداش آنها خواهد بود که ان شاء الله در آیه مذکور این نکته تفصیل داده خواهد شد.
اما در خصوص مومنان گاه همانند آیه محل بحث (جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ؛ واقعه/24) با حرف «ب» آمده است:
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (سجده/17)
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (احقاف/14)
و گاه صریحا بر اینکه این پاداش از فضل خداست (نه فقط عملشان) «لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْ فَضْلِهِ» (روم/45) ویا اگر عمل هم کردند آن عمل چند برابر پاداش میگیرد: « إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا» (سبأ/37) تاکید شده است.
همچنین در بسیاری از موارد مطلب به این تعبیر که این جزا به ازای «بهترین رویهای است که آنان عمل کردهاند» (در مقابل آیه اخیر که از جزای به بدترین رویه اشاره میکرد) بیان شده است:
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/96)
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/97)
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذي عَمِلُوا وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ (زمر/35)
اکنون به سراغ موارد نقض برویم و پس از این توضیحات شاید اگر در آن موارد هم کل آیه را در نظر بگیریم اشکال وارد نباشد. مواردی که این تعبیر بدون حرف «ب» درباره مومنان آمده است عبارتند از:
۱. وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (توبه/121)
۲. لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (نور/38)
۳. وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ (عنکبوت/7)
شاید بتوان گفت۳ در مورد اول، بحث بر سر جزای یکی دو کار معین است؛ و در دو مورد بعدی هم هرکدامش عطف به تفضل دیگری از جانب خداوند («يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» و «لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ») شده است و در نتیجه با قرینه بیرونی دیگر دلالت ندارد که این کل جزای آنان است.
در موردی هم که با حرف «ب» در مورد بدکاران آمده بود:
«وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی» (نجم/31)
اگر کل آیه مذکور را ببینیم ظاهرا مقام بحث مقام این است که هر عملی به ازای خودش جزایی دارد، عمل خوب باشد یا عمل بد: و از این رو قابل مقایسه است با آیات «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ؛ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه» (زلزله/۷-۸) که فقط ناظر به خود عمل است نه جزای کلی افراد. یعنی یکی از واضحات معارف دین این است که هر عملی حتما به ازای خودش جزایی دارد؛ اما بحث فوق در این بود که کافران فقط جزای عمل خود را دریافت میکنند، اما مومنان بیش از آن هم دریافت میکنند.
تکلمه
در آیه «إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ» (یونس/4) نیز اگرچه تعبیر « بِما كانُوا» برای کفار آمده، اما این را به عنوان «جزاء عمل» نیاورده، بلکه فقط به ازای کفرشان است؛ یعنی آنان به ازای کفرشان چنین عذابی دارند؛ اما درباره اینکه آیا آنان غیر از کفر اعمال بد دیگری هم داشتهاند یا خیر؛و در صورتی که داشتهاند جزایش چگونه بوده آیه ساکت است.