📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ»
علاوه بر شرابهای بهشتی و میوهها، از بهشتیان با گوشت پرنده، هر آنچه که اشتهایش را داشته باشند؛ پذیرایی میشود.
با اینکه در آیات زیادی از قرآن کریم از پذیرایی بهشتیان با شراب و یا میوههای بهشتی سخن به میان آمده بود (که در بحث از آیات قبل به آن موارد اشاره شد) این تنها آیهای است که از پذیرایی بهشتیان با «گوشت پرنده» سخن به میان آمده؛ و البته در خصوص پذیرایی با «گوشت» در آیه «وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا یشْتَهُونَ» (طور/22) نیز اشارهای شده است.
نکته جالب توجه این است که در هر دو مورد از تعبیر «آنچه که مورد اشتهای آنان باشد»، استفاده شده است؛ که نشان از این دارد که نوعی از اشتهاء و میل هم در بهشت وجود دارد. (لازم به ذکر است تعبیر اشتهاء در خصوص نعمتهای بهشتی، یک بار هم درباره میوهها (وَ فَواكِهَ مِمَّا یشْتَهُونَ؛ مرسلات/۴۲) و سه بار هم به طور مطلق درباره هرآنچه هرکس دلش میخواهد (هُمْ فی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ، انبیاء/۱۰۲؛ لَكُمْ فیها ما تَشْتَهی أَنْفُسُكُمْ، فصلت/۳۱؛ فیها ما تَشْتَهیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ، زخرف/۷۱) به کار رفته است.)
بحث تخصصی انسانشناسی: ماهیت اشتهاء در دنیا و آخرت
آن مقدار که میدانیم اشتهایی که بشر در دنیا دارد، ناشی از یک دستگاه نفسانی است که در کنار دستگاه طبیعت امکان ادامه بقا برای موجودات حیوانی را مهیا میکند. توضیح مطلب اینکه همه موجودات زنده برای ادامه بقایشان نیازمند تغذیهاند با این تفاوت که موجودات زنده ردههای پایین مانند گیاهان، برای دستیابی به نیازهای طبیعیشان برای رشد حرکت چندانی لازم نیست؛ یک گیاه در همانجا که ایستاده است ریشههایش از آب و مواد معدنیای که در پیرامونش در زمین وجود دارد تغذیه میکند؛ اما نیازهای موجودات رده بالاتر بسیار متنوع شده، و از این رو برای ادامه حیاتش باید این سو و آن سو برود و مواد مختلفی را تغذیه نماید. خداوند برای اینکه این امر در حیوان انجام شود علاوه بر دستگاه طبیعت در حیوان (که کار جذب و هضم و گوارش غذا و رساندن آن به تمامی سلولهای بدن در همه موجودات زنده را برعهده دارد)، دستگاه نفسانیای نیز در او قرار داده که هیجانی آمیخته با لذت در حیوان ایجاد میكند و حیوان برای ارضای آن میل به جانب غذا حركت میكند و آن را در اختیار دستگاه هضم قرار میدهد. به تعبیر دیگر، به موازات احتیاجات طبیعت حیوانی، یك سلسله تمایلات و غرایز مخصوص در وجود حیوان است كه وجود آن احتیاجات را اعلام، و حیوان را به تكاپو وادار میکند و او را به طرف اعمالی كه نتیجتا آن منظور را میدهد هدایت میكند. در عین اینكه هدفی كه طبیعتِ حیوان آن را طلب میکند (در این مثال: رفع نیاز بدن) مغایر است با هدفی كه حیوان به حسب احساس و تمایل خود در نظر میگیرد و برای آن فعالیت میكند (مثلا احساس گرسنگی و درصدد سیری برآمدن) اما بین این دو دستگاه طبیعت و نفسانیات همكاری و همآهنگی كامل برقرار است و همان چیزی تمایل حیوان را ارضاء مینماید كه طبیعت را به سوی مقصد خویش كمك میكند. (برای توضیح بیشتر؛ ر.ک: پاورقیهای شهید مطهری بر اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۲، ص171-180)
پس اشتهاء در دنیا عاملی است که خداوند قرار داده تا نیاز طبیعی بدن مرتفع گردد؛ یعنی ما انسانها، بیش از اینکه نیاز طبیعی سیستم بدنیمان ما را به غذا خوردن وادار کند، تحت تاثیر این سیستم نفسانی (که گرسنه میشویم و اشتها به غذا داریم و از خوردن غذا لذت میبریم) غذا میخوریم. چنانکه اگر کسی دچار اختلالی شود که اصلا اشتها و میل به غذا خوردن نداشته باشد و از خوردن هیچ لذتی نبرد، خطر اینکه از غذا نخوردن بمیرد برایش جدی است.
اما در آخرت چطور؟
آیا اشتهای در آخرت صرفا برای لذت بردن است؟ یا آن اشتها نیز همراه است با یک نیاز در عمق وجود آدم (که در این صورت سوال این است که آن نیاز درونی چیست که این اشتها بهانهای برای رفع آن قرار داده شده است)؟ یا اساسا آن اشتها صرفا تجسم برخی از خواسته ها و اقدامات انسانها در دنیاست که در بهشت به صورت اشتها و رفع آن اشتها جلوهگر میشود؟ یا ...؟ و یا همه اینها؟ (بعدا در جمعبندی سوره (جلسه1064، تدبر۱۴) نکتهای درباره خوردن در بهشت بیان شد که شاید تاحدودی برای پاسخ این سوال به کار آید)
۲) «وَ فاكِهَةٍ مِمَّا یتَخَیَّرُونَ؛ وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ»
چرا در مورد میوه از تعبیر «تخیر» (اختیار) استفاده کرد اما برای گوشت از تعبیر «اشتها»؟
الف. برخی گفتهاند وقتی میوه و گوشت را نزد کسی بیاورند، اگر وی گرسنه باشد خوردن گوشت را ترجیح میدهد و اگر سیر باشد خوردن میوه را؛ در واقع شخصی که گرسنه است اشتها دارد؛ اما شخصی که سیر است با تحریک ناشی از اشتها نمیخورد بلکه از روی دلخواهش است که میخورد؛ یعنی اگر دلش بخواهد میخورد و اگر نخواهد نمیخورد؛ و شاید با این تعبیر میخواهد اشاره کند که در بهشت گرسنگیای در کار نیست؛ از این رو ابتدا میوه میآورند و افراد هرکه دلش بخواهد میخورد؛ و از آنجا که غالبا خوردن میوه اشتها را باز میکند و وقتی اشتها بود خوردن گوشت دلچسب است؛ بویژه که«تخیر» در جایی به کار میرود که گزینههایی را پیش روی فرد میگذارند تا انتخاب کند؛ و این با خوردن میوه تناسب دارد یعنی میوهها را نزد وی حاضر میکنند تا وی یکی را انتخاب کند؛ اما اشتها جایی است که میل درونی فرد محرک اقدام باشد؛ و این با خوردن گوشت تناسب دارد. (اقتباس از مفاتیح الغیب، ج29، ص396۱)
ب. تعبیر «اختیار» نوعی حالت فاعلیت و غلبه اراده آنان را میرساند؛ اما تعبیر «اشتها» نوعی انفعال و تابع بودن آنان را میرساند؛ یعنی چهبسا میخواهد بفرماید که همان میوه هم به اراده آنان پدید آمده است؛ اما در خصوص لحم طیر این پرندهها از قبل مهیا هستند و اینان صرفا با مواجهه با آنان اشتها و میلی به خوردن آنها پیدا میکنند.
ج. با توجه به اینکه در جای دیگر برای خوردن میوه بهشتی هم از تعبیر «اشتهاء» استفاده کرد: «وَ فَواكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ» (مرسلات/42) و در جایی برای میوه و گوشت یک تعبیر یکسان به کار برد: «وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ» (طور/22) چهبسا این تفاوت تعبیر، ناظر به میوه و گوشت نباشد بلکه حکایت از دو وضعیت آنان در مقام خوردن باشد؛ مثلا اینکه نشان دهد که هم انتخاب چیزی که میخورند کاملا به دست خود آنان است و هم اشتهای آنان بها داده و در نظر گرفته میشود؛ یعنی، این گونه نیست که آن انتخاب، یک انتخاب از روی ناچاری و بدون میل و رغبت درونی باشد؛ لذا ابتدا به انتخابگری آنان اشاره کرد که نشان میدهد گزینههای متعدد پیش روی آنان است؛ سپس به اشتهای آنان اشاره کرد که نشان دهد این گزینهها را هم از روی میل و رغبت درونی برمیگزینند.
د. ...
۳) «یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ؛ بِأَكْوابٍ وَ أَباریقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعینٍ ... وَ فاكِهَةٍ ... وَ لَحْمِ طَیرٍ»
در اسم بردن از پذیراییهایی که برای مقربان میشود ابتدا از شراب شروع کرد؛ سپس میوه، سپس گوشت. چرا؟
الف. در پذیرایی اولویت با نوشیدنی، سپس میوه و آنگاه غذای گرم و مطبوع است. (تفسیر نور، ج9، ص423)
ب. در دنیا میگویند حکیمانهتر این است که ابتدا میوه صرف شود (که جذبش سادهتر است و در معده زیاد نمیماند) و بعد از آن گوشت و غذاهای سنگین صرف شود؛ بویژه که میوه اشتها را هم زیاد میکند و غالب افراد چنیناند که خوردن میوه را در هر حالتی (حتی در حالت سیری) دوست دارند؛ اما برای خوردن غذای گوشتی باید اشتها داشته باشند (مفاتیح الغیب، ج29، ص396۲)؛ و شاید از باب تشبیه به حالت مطلوب در دنیا باشد و چهبسا این رویه در آخرت هم یک تناسبی به ازای احوالات بهشتیان داشته باشد.
ج. ...
۴) «یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ؛ بِأَكْوابٍ وَ أَباریقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعینٍ؛ لا یصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا یُنْزِفُونَ؛ وَ فاكِهَةٍ مِمَّا یتَخَیَّرُونَ؛ وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ»
مسئولین پذیرایی و شیوه پذیرایی بهشتیان، خصوصیاتی دارد (تفسیر نور، ج9، ص422-423):
الف: هر لحظه در دسترس میباشند. «یطُوفُ»
ب: نوجوانانی با قیافهای زیبا و دلپذیرند. «وِلْدانٌ»
ج: دلپذیری آنان موسمی و لحظهای نیست. «مُخَلَّدُونَ»
د: انواع وسایل پذیرایی را در دست دارند. «أكواب، أَبارِیقَ، كَأْسٍ»
ه: پذیرایی ابتدا با مایعات و نوشیدنیهاست. «كَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ»
و: آنچه عرضه میشود، آفاتی ندارد. «لا یصَدَّعُونَ ... لا ینْزِفُونَ»
ز: مواد پذیرایی، متعدّد و متنوّع و به انتخاب مهمان است. «فاكِهَةٍ مِمَّا یتَخَیرُونَ»
ح: اولویت با نوشیدنی، سپس میوه و آنگاه غذای گرم و مطبوع است. «مَعِینٍ، فاكِهَةٍ، لَحْمِ»
۵) «یطُوفُ عَلَیهِمْ ... بِأَكْوابٍ وَ ... وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ»
اشکال
مگر نه این است که میگویند که بهشتیان هروقت بخواهند پرندهای که در حال پرواز است به صورت بریانشده نزد آنان فرود میآید (مجمع البیان، ج9، ص327۳)؛ پس چرا اینجا سخن از طواف دور آنان با گوشت پرندههاست؟
پاسخ:
شبیه این مطلب در بحث از آیه قبل مطرح شد. در بهشت قرار است به انواع نعمتها متنعم شوند و اثبات یکی نفی دیگری نمیکند. اینکه انسان هر گوشت پرندهای بخواهد آن پرنده برایش به صورت بریانشده از آسمان فرود آید یک لذتی دارد و اینکه در محفل دوستان بنشینند و کسانی در حال پذیرایی از آنان گوشتهای لذیذ در اختیار آنان قرار دهند لذت دیگری دارد. (الميزان، ج19، ص122)
(لازم به ذکر است که این اشکال بر اساس قرائتی که «لحم» را مرفوع میخواند اصلا جای طرح شدن ندارد؛ چون بر اساس آن قرائت، لحم مبتداست و عطف به پذیراییهای قبلیای نیست که توسط ولدان مخلدونی که در طواف حول اینان هستند انجام میشد.)
این مطلب بعدا در تاریخ 27/10/1399 اضافه شد:
۶) «وَ لَحْمِ طَیرٍ مِمَّا یشْتَهُونَ»
یکی از نعمتهای بهشتی مقربان پذیرایی شدن آنان است با گوشت پرندهای، از آنچه میل دارند.
خوردن گوشت در بهشت
با اینکه قرآن کریم درباره خوردن انواع میوهها و نوشیدنیها در بهشت توضیحات متعددی داده؛ اما درباره خوردن گوشت در بهشت فقط به همین آیه و آیه «وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُون» (طور/۲۲) بسنده کرده؛ که مقایسه وضعیت و نعمتهای برشمرده شده در آیات 17 تا ۲۴ سوره طور با آیات 12 تا ۲۶ سوره واقعه این احتمال را بسیار تقویت میکند که مومنان بهشتی مذکور در آن آیات نیز مشخصا همین گروه مقربان باشند نه عموم بهشتیان؛ هرچند البته ظاهرا شاهدی از قرآن هم نداریم که به طور قطع مصرف گوشت توسط اصحاب یمین را رد کند.
همچنین در احادیث هم در حدی که تفحص شد با اینکه روایات فراوانی درباره انواع نوشیدنیها و میوههای بهشتی آمده و درباره مصرف گوشت در دنیا هم توصیههای فراوانی شده است اما در خصوص گوشت در بهشت فقط روایاتی که در قسمت «حدیث» گذشت (که میگوید برترین غذای دنیا و آخرت گوشت است) یافت شد؛ و درباره تنوع گوشت در بهشت، ویا اینکه همه بهشتیان از گوشت استفاده میکنند حدیثی یافت نشد. بله؛ این مقدار در قرآن کریم هست که در بهشت هرکس هرچه را اشتها داشته باشد ویا بخواهد در اختیارش قرار میگیرد: «لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ» (فصلت/31) «فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُون» (زخرف/۷۱)؛ اما از این مطلب ضرورتا نتیجه نمیشود که اصحاب یمین هم در آنجا ضرورتا میل به گوشت خواهند داشت.
در واقع، اگرچه نمیتوان با قاطعیت گفت که آنها هیچ اشتهایی به گوشت پیدا نمیکنند؛ اما همین که بارها از انواع آشامیدنیها و میوههای بهشتی سخن گفته شده، اما در خصوص گوشت این اندازه مختصر است انسان را به فکر وامیدارد.
(البته این سخنان به هیچ عنوان به معنای دفاع و حتی اعتبار داشتن دیدگاههای گیاهخواران نیست که در این باره در جمعبندی (جلسه 1064، تدبر۱۴) توضیحات بیشتری تقدیم خواهد شد.)