۱) امیرالمومنین ع وقتی بعد از مالک اشتر محمد بن ابوبکر را به مصر میفرستد نامه ای خطاب به مردم مصر مینویسد. در فرازی از این نامه بعد از اینکه آنان را از گناه و جهنم انذار میدهد میفرماید:
و بندگان خدا! بدانید که با همه اینها رحمت خداوند است که هر چیزی را در بر گرفته است که کسی نمیتواند مانع شمول آن بر بندگان خدا شود؛ و «بهشتی که پهنایش هچون پهنای آسمان و زمین است و برای تقواپیشگان آماده شده» خیری است که شری در آن نیست و خوشی ای است که هرگز تکام نشود و لذتی است که هرگز پایان نپذیرد و گردهمآمدنی است که هرگز جداییای درکارش نباشد؛ برای آن مردمانی که مجاور خداوند رحمان شدند و پیش رویشان خدمتکارانی ایستادهاند با قدحهای زرین که در آن میوه و ریحان است ...
الغارات (ط - القديمة)، ج1، ص152؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج6، ص70
عَنِ الْحَارِثِ بْنِ كَعْبٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: كُنْتُ مَعَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ حَيْثُ قَدِمَ مِصْرَ فَلَمَّا أَتَاهَا قَرَأَ عَلَيْهِمْ عَهْدَهُ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا عَهِدَ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ حِينَ وَلَّاهُ مِصْر:
... وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ مَعَ هَذَا رَحْمَةُ اللَّهِ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ لَا تَعْجِزُ عَنِ الْعِبَاد وَ «جَنَّةٌ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء [السّماوات] وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» خَيْرٌ لَا يَكُونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً وَ شَهْوَةٌ لَا تَنْفَدُ أَبَداً وَ لَذَّةٌ لَا تَفْنَی أَبَداً وَ مَجْمَعٌ لَا يَتَفَرَّقُ أَبَداً قَوْمٌ قَدْ جَاوَرُوا الرَّحْمَنَ وَ قَامَ بَيْنَ أَيْدِيهِمُ الْغِلْمَانُ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ فِيهَا الْفَاكِهَةُ وَ الرَّيْحَان ...
۲) روایات متعددی ناظر به این است که بسیاری از میوههای دنیا اصل و منشأ بهشتی دارند که البته با توجه به ابعاد ملکوتی و ماورایی بهشت و اینکه اساساً بهشت و جهنم، نه موقعیتهایی در عرض دنیا، بلکه بر دنیا محیطاند (توبه/۴۹ و عنکبوت/۵۴) نباید این را که اینها منشأ بهشتی دارند صرفا امری فیزیکی و با نگاههای دنیوی تحلیل کنیم:
الف. از امام صادق ع روایت شده است: پنجتا از میوههای بهشت در دنیا هست: انار مَلَس [یا انار بیابانی] و سیب لبنانی و گلابی و انگور رازقی و خرمای مشانی [یا موشانی؛ که ظاهرا نام یکی از بهترین انواع رطب است]
المحاسن، ج2، ص527؛ الكافي، ج6، ص349؛ الخصال، ج1، ص: 289
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَی الطَّحَّانِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
خَمْسٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِي الدُّنْيَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِيسِيُّ [الْمَلَاسِيُّ] وَ التُّفَّاحُ الشَّعْشَعَانِيُّ [الشَّيْسَقَانُ] وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ [الرَّازِقِيُّ] وَ الرُّطَبُ الْمُشَان [الْمُشَانِيُّ]۱
در دو روایت دیگر که با سندهای متفاوت از امام باقر ع (الكافي، ج6، ص350۲) و امام رضا ع (الأمالي (للطوسي)، ص369۳) روایت شده نام چهارتا از اینها (همه غیر از گلابی) برده شده است که البته در روایت اخیر یک نقل آن نام گلابی و در نقل دیگر نام سیب برده نشده است.
ب. از ابوذر روایت شده که رسول الله ص در مورد انجیر فرمودند:
اگر بخواهم بگویم میوه ای از بهشت نازل شده میگویم همین است؛زیرا میوههای بهشتی بدون هستهاند؛ انجیر بخورید که همانا برای [درمان] بواسیر و نقرس موثر است.
مجمع البيان، ج10، ص775؛ تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص789
رُوِيَ عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْ النبي ص أَنَّهُ قَالَ فِي التِّينِ لَوْ قُلْتُ إِنَّ فَاكِهَةً نَزَلَتْ مِنَ الْجَنَّةِ لَقُلْتُ هَذِهِ هِيَ لِأَنَّ فَاكِهَةَ الْجَنَّةِ بِلَا عَجَمٍ فَكُلُوهُ فَإِنَّهَا تَنْفَعُ الْبَوَاسِير و تنفع من النقرس
ج. از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
بطیخ [خربزه یا هندوانه] بخورید که همانا میوهای بهشتی است و در آن هزار برکت و هزار رحمت است و خودش مایه شفا از هر دردی است.
طب النبي (صلی الله عليه و آله و سلم)، ص27
قَالَ ص: تَفَكَّهُوا بِالْبِطِّيخِ فَإِنَّهَا فَاكِهَةُ الْجَنَّةِ وَ فِيهَا أَلْفُ بَرَكَةٍ وَ أَلْفُ رَحْمَةٍ وَ أَكْلُهَا شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ.
د. از امام صادق ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که فرمودند:
انار را با شُحم آن [= ورقههای نازکی که گویی روی هرمجموعهای از دانههای انار کشیده شده و دانههای انار را از هم جدا میکند] که همانا دباغ معده است؛ و در هر دانهای از آن وقتی که در معده مستقر گردد حیاتی برای قلب و روشناییای برای نفس است و تا چهل صبح وسوسههای شیطان را قیچی میکند؛ و انار از میوههای بهشت است که خداوند عز و جل فرمود: «در آن دو [بهشت] میوه و خرما و انار هست.» (الرحمن/۶۸)
طب الأئمة عليهم السلام، ص134
سُلَيْمَانُ بْنُ مُحَمَّدٍ مُؤَذِّنُ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ حَدَّثَنَا عُثْمَانُ ابْنُ عِيسَی الْكِلَابِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَابِرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع عَنْ آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ:
كُلِ الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ فَإِنَّهُ دِبَاغٌ لِلْمَعِدَةِ وَ فِي كُلِّ حَبَّةٍ مِنْهَا إِذَا اسْتَقَرَّتْ فِي الْمَعِدَةِ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ وَ إِنَارَةٌ لِلنَّفْسِ وَ تَقْرِضُ وَسَاوِسَ الشَّيْطَانِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ الرُّمَّانُ مِنْ فَوَاكِهِ الْجَنَّةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ.
ه. از امام صادق ع روایت شده است:
هنگامی که خداوند عز و جل حضرت آدم را از بهشت هبوط داد همراهش صد و بیست شاخه (نهال) از آن [= میوه های بهشتی] فرستاد؛ چهل تا از آنها درون و بیرونش خورده میشود؛ چهل تا درونش خورده میشود وبیرونش را دور میاندازند و چهل تا بیرونش خورده میشود و داخلش را دور میاندازند و جوالهایی که در آن است بذر هر چیزی است.
الخصال، ج2، ص601
حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَمَّا أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ ع مِنَ الْجَنَّةِ أَهْبَطَ مَعَهُ عِشْرِينَ وَ مِائَةَ قَضِيبٍ مِنْهَا أَرْبَعُونَ مَا يُؤْكَلُ دَاخِلُهَا وَ خَارِجُهَا وَ أَرْبَعُونَ مِنْهَا مَا يُؤْكَلُ دَاخِلُهَا وَ يُرْمَی بِخَارِجِهَا وَ أَرْبَعُونَ مِنْهَا مَا يُؤْكَلُ خَارِجُهَا وَ يُرْمَی بِدَاخِلِهَا وَ غِرَارَةٌ فِيهَا بَذْر [بَزْرُ]۴ كُلِّ شَيْءٍ.
3) امیرالمومنین ع در شورای شش نفرهای که عمر برای تعیین جانشین خود قرار داد با نفرات دیگر احتجاجاتی کرد که حجت را بر آنان تمام کند. در فرازی از این احتجاجات آمده است:
آیا در میان شما کسی هست که رسول الله ص از میوه بهشتیای خورده باشد که جبرئیل فرو آورد و رسول الله ص فرمود: هیچکس را نسزد که در دنیا از این بخورد مگر اینکه پیامبر یا وصی پیامبر باشد؟
گفتند: خیر.
الأمالي (للطوسي)، ص553
وَ عَنْهُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ زَكَرِيَّا الْعَاصِمِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ الْعَدْلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا الرَّبِيعُ بْنُ يَسَارٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ، يَرْفَعُهُ إِلَی أَبِي ذَرٍّ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ): أَنَّ عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ عُثْمَانَ وَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرَ وَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ وَ سَعْدَ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ، أَمَرَهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَنْ يَدْخُلُوا بَيْتاً وَ يُغْلِقُوا عَلَيْهِمْ بَابَهُ، وَ يَتَشَاوَرُوا فِي أَمْرِهِمْ، وَ أَجَّلَهُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ، فَإِنْ تَوَافَقَ خَمْسَةٌ عَلَی قَوْلٍ وَاحِدٍ وَ أَبَی رَجُلٌ مِنْهُمْ، قُتِلَ ذَلِكَ الرَّجُلُ، وَ إِنْ تَوَافَقَ أَرْبَعَةٌ وَ أَبَی اثْنَانِ قُتِلَ الِاثْنَانِ، فَلَمَّا تَوَافَقُوا جَمِيعاً عَلَی رَأْيٍ وَاحِدٍ، قَالَ لَهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَسْمَعُوا مِنِّي مَا أَقُولُ، فَإِنْ يَكُنْ حَقّاً فَاقْبَلُوهُ، وَ إِنْ يَكُنْ بَاطِلًا فَأَنْكِرُوهُ. قَالُوا: قُلْ.
... قَالَ: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ أَطْعَمَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ لَمَّا هَبَطَ بِهَا جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، وَ قَالَ:" لَا يَنْبَغِي أَنْ يَأْكُلَهَا فِي الدُّنْيَا إِلَّا نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ" غَيْرِي قَالُوا: لَا.
این مطلب که پیامبر ص در دنیا تا پیش از شهادتشان از میوههای بهشتی خوردند از مطالب معروف است (شاید معروفترین موردش آن است که شیعه و سنی نقل کردهاند آن میوهای بهشتیای بود که به تصریح خود ایشان نطفه حضرت فاطمه س از آن بسته شد (إعلام الوری بأعلام الهدی، ص148۵) و ایشان به همین مناسبت مکرر میفرمودند فاطمه س بوی بهشت میدهد؛ اما در مورد حضرت علی ع هم روایات متعددی آمده است؛ از جمله:
ب. از امام صادق ع از پدرانشان از امام حسین ع روایت شده است که فرمودند:
یکبار همراه با [امام] حسن ع بر جدم رسول الله ص وارد شدیم در حالی که جبرپیل به صورت دحیه کلبی [یکی از اصحاب پیامبر ص که زیبارو بود و طبق روایات بسیاری از اوقات جبرئیل به شمل او بر پیامبر ص نازل میشد] آنجا بود و هروقت دحیه کلبی از شام میآمد برای من و برادرم اقاقیا و عناب و انجیر میآورد. ما فکر کردیم دحیه کلبی است و دحیه همیشه از ما میخواست که جیبش را بگردیم.
جبرپیل گفت: یا رسول الله! اینها چه میخواهند؟
فرمود: اینها تو را با دحیه کلبی اشتباه گرفتهاند و دحیه هروقت از شام میآید برای آنها اقاقیا و عناب و انجیر میآورد.
پس جبرئیل دستش را به سوی فردوس اعلی دراز کرد و از آنجا عنال و اقاقیا و انجیر و اناری گرفت و دامن ما را با آن پر کرد.
ما هم خوشحال بیرون آمدیم و پرمان امیرالمومنین ع را دیدیم که نگاهش به میوههایی افتاد که مانندش را در دنیا ندیده بود؛ از هرکدام یک دانه برداشت و در حالی که از آنها میخورد بر رسول الله ص وارد شد.
پیامبر ص به او فرمود: ابا الحسن! بخور و از این بهره پر و پیمان خود به من هم بده که همانا جبرئیل اندکی قبل اینها را آورد!
الثاقب في المناقب، ص312-313
عن أبي الحسن عامر بن عبد اللّه، عن أبيه، عن الصادق عليه السلام، عن آبائه، عن الحسين عليه السلام، قال:
«دخلت مع الحسن عليه السلام علی جدّي رسول اللّه (ص) و عنده جبرئيل عليه السلام في صورة دحية الكلبيّ، و كان دحية إذا قدم من الشام علی رسول اللّه (ص) حمل لي و لأخي خرنوبا و نبقا و تينا، فشبّهناه بدحية بن خليفة الكلبيّ، و إنّ دحية كان يجعلنا نفتش كمّه، فقال جبرئيل عليه السلام: يا رسول اللّه، ما يريدان؟ قال: «إنّهما شبّهاك بدحية بن خليفة الكلبي، و إن دحية كان يحمل لهما إذا قدم من الشام نبقا و تينا و خرنوبا».
قال: «فمدّ جبرئيل عليه السلام يده إلی الفردوس الأعلی، فأخذ منه نبقا و خرنوبا و سفرجلا و رمّانا فملأنا به حجرنا».
قال: «فخرجنا مستبشرين، فلقينا أبونا أمير المؤمنين عليّ عليه السلام فنظر إلی ثمرة لم ير مثلها في الدنيا، فأخذ من هذا، و من هذا واحدا واحدا، و دخل علی رسول اللّه (ص) و هو يأكل فقال: «يا أبا الحسن، كل و ادفع إليّ أوفر نصيب، فإنّ جبرئيل عليه السلام أتی به آنفا».
ج. از امام صادق ع از پدرانشان درباره امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
یکبار جبرئیل با جامی از بهشت که در آن میوههای فراوانی از میوههای بهشتی بود بر پیامبر ص نازل شد و آن را به پیامبر ص داد. آن جام در دست ایشان زبان به تسبیح (= سبحان الله) و تکبیر (=الله اکبر) و تهلیل (= لا اله الا الله) گشود. ایشان آن را به ابوبکر داد، جاک ساکت شد. سپس آن را به عمر داد باز هم جام ساکت شد؛ سپس به امیرالمومنین ع داد آن جام در دست او هم زبان به تسبیح و تکبیر و تهلیل گشود و نیز گفت: من دستور دارم که سخن نگویم مگر در دست پیامبری یا وصیّای.
عيون المعجزات (لسید المرتضی)، ص11-12؛ الفضائل (لابن شاذان القمي)، ص70۶؛ نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة عليهم السلام (لطبری آملی)، ص91؛ إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج3، ص160 و523؛ مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج1، ص152
فِي رِوَايَةِ الْعَامَّةِ وَ عَنِ الْخَاصَّةِ إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْهَمَدَانِيُّ [عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ]۷ قال حدثنا عَبْدُ الْغَفَّارِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ يَرْفَعُهُ إِلَی أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع:
أَنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَی النَّبِيِّ ص بِجَامٍ مِنَ الْجَنَّةِ فِيهِ فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْ فَوَاكِهِ الْجَنَّةِ فَدَفَعَهُ إِلَی النَّبِيِّ ص فَسَبَّحَ الْجَامَ وَ كَبَّرَ وَ هَلَّلَ فِي يَدِهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَی أَبِي بَكْرٍ فَسَكَتَ الْجَامُ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَی عُمَرَ فَسَكَتَ الْجَامُ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَی أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَسَبَّحَ الْجَامُ وَ كَبَّرَ وَ هَلَّلَ فِي يَدِهِ ثُمَّ قَالَ الْجَامُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ لَا أَتَكَلَّمَ إِلَّا فِي يَدِ نَبِيٍّ أَوْ وَصِيٍّ.
۴) از رسول الله ص روایت شده است:
هنگامی که خداوند حضرت آدم را از بهشت بیرون کرد از میوههای بهشتی زاد و توشه او نمود و به او ساختن هر چیزی [= پرورش و به عمل آوردن هر میوهای] را یاد داد؛ پس این میوههای شما از میوههای بهشتی است غیر از اینکه اینها تغییر میکنند و فاسد میشوند اما میوه های بهشتی تغییر نمیکنند.
مكارم الأخلاق، ص170؛ طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص148۸
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
لَمَّا أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ زَوَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ عَلَّمَهُ صَنْعَةَ كُلِّ شَيْءٍ؛ فَثِمَارُكُمْ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ غَيْرَ أَنَّ هَذِهِ تَتَغَيَّرُ وَ تِلْكَ لَا تَتَغَيَّرُ.
۵) در پایان این بحث بد نیست اشارهای کنیم به میوهها و غذاهایی که پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع بیشتر دوست داشتند:
هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج8، ص189؛ سفينة البحار، ج5، ص304
رُوِيَ [عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ] أَنَّ الْكَتِفِ الْمَشْوِيَّ طَعَامٌ كَانَ يُعْجِبُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ أَنَّ الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ طَعَامٌ كَانَ يُعْجِبُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ، وَ أَنَّ السِّكْبَاجَ كَانَ يُعْجِبُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ أَنْ اللَّحْمَ الْمَقْلُوَّ فِيهِ بَاذَنْجَانٌ كَانَ يُعْجِبُ الْحَسَنَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ أَنَّ اللَّبَنَ الْحَامِضَ الَّذِي ثُرِدَ فِيهِ كَانَ يُعْجِبُ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ أَنَّ الْأَضْلَاعَ الْبَارِدَةَ كَانَتْ تُعْجِبُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، وَ أَنَّ الْجَنْبَ الْمُبَزَّرَ [الجبن المبرّر] كَانَ يُعْجِبُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، وَ أَنَّ الْبَيْضَ الَّذِي يَكُونُ كَالْعُجَّةِ [و العجّة] كَانَ يُعْجِبُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، وَ أَنَّ الْحَلْوَاءَ كَانَتْ تُعْجِبُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، وَ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ أُتِيَ: بِجَمِيعِ هَذِهِ الْأَطْعِمَةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ فَأَكَلُوا (وَ أَكَلَ مِنْهَا جَمِيعاً)