📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ»
«سرر» را جمع «سریر»دانستهاند که به تختهای پادشاهی اطلاق میگردد. اما مقصود از »سریر« برای بهشتیان چیست؟
الف. «سریر» علیالقاعده اشاره به یک رفعت مقام، و مرتبهای بالاست که مشرف به دیگران باشد؛ اما آیا ممکن است مقصود جایگاه خاصی برای آنان نسبت به سایر بهشتیان باشد؟۱
بررسی قرآنی
در قرآن کریم غیر از اینجا در4 آیه دیگر، از سریرهای بهشتی یاد شده است۲ که:
یکی از آنها درباره مخلَصین است که کاملا سیاقش شبیه آیات همینجاست: «إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصينَ؛ أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ؛ فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ؛ في جَنَّاتِ النَّعيمِ؛ عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلينَ؛ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعينٍ؛ بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ؛ لا فيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ؛ وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عينٌ؛ كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ« (صافات/40-49) و احتمال اینکه این سابقون مقرب، همان مخلَصون باشند بسیار زیاد است؛
اما سه مورد دیگر ظاهرا عام به نظر میرسد؛ مگر اینکه گفته شود:
آنچه در سوره غاشیه در این زمینه آمده (في جَنَّةٍ عالِيَةٍ؛ لا تَسْمَعُ فيها لاغِيَةً؛ فيها عَيْنٌ جارِيَةٌ؛ فيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ؛ غاشیه/10-13) صرفا خبر از وجود سریرهایی در بهشت است و نکتهای درباره اینکه از آن چه کسانی است نفرموده؛
و «المتقین» هم که در دو مورد دیگر آمده:
إِنَّ الْمُتَّقينَ في جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ؛ ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ؛ وَ نَزَعْنا ما في صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلينَ؛ لا يَمَسُّهُمْ فيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجينَ (حجر/45-48)
إِنَّ الْمُتَّقينَ في جَنَّاتٍ وَ نَعيمٍ؛ فاكِهينَ بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحيمِ؛ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ مُتَّكِئينَ عَلی سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عينٍ (طور/17-20)
نه مطلق بهشتیان، بلکه کسانی است که تقوا را بتمامه در خود محقق کردهاند، یعنی همین سابقوناند (که البته وجود «غل» در آنان نسبت به برخی دیگر از برادرانشان، که در سوره حجر، خدا وعده زدودن آن را داده، چندان با مخلَص (خالص شده) بودن آنان سازگار نیست)؛ یا اینکه برخورداری از مراتبی از سریرهای دیگری برای بقیه بهشتیان منتفی نیست.
ب. برخی با توجه به اینکه ماده کلمه «سریر»از «سرّ» است گفتهاند:
سرر در عالم ماورای ماده، عبارت است از سرائر و صفات قلبی خالصی که نفس بدان اطمینان مییابد و اضطراب و وحشت از او دور میگردد و مقام روحانیاش را بالا میبرد؛ و در این آیه که درباره مقربینی است که در طمأنینه و جایگاه ویژهای نزد پروردگاران هستند و نفسهایشان فانی درنور حق و باقی به حق است، این به منزله تکیه زدن آنان بر تختهای محکم و مطمئن و زیباست. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج13، ص135۳)
ج. ...
۲) «عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ»
درباره اینکه مقصود از کلمه «مَوْضُونَةٍ» چیست، در نکات ادبی اشاره شد که این کلمه به معنای چیز بافتهشدهی درهمتنیده است و برخی نیز توضیح داده اند که مقصود بافتی است که آمیخته از طلا و تزیین شده با درّ و یاقوت است و این تزیینات شبیه همچون حلقههای زره کاملا به هم بافته و درهمفرورفتهاند. این مبنای اغلب تفاسیر و ترجمههایی است که از این آیه شده است؛ تعابیری همانند زربافت، جواهرنشان، بافته شه از طلا و جواهرات؛ و...
با این حال برداشت دیگری هم ارائه شده است۴ بر این اساس که این معنای به هم بافته را به نه جنس تخت، بلکه ناظر به نحوه چینش تختها ویا خود افراد بدانیم؛ چنانکه در برخی ترجمهها آمده است: «آنها [مقرّبان] بر تختهايی كه صفكشيده و به هم پيوسته است قرار دارند» (ترجمه مكارم شیرازی، ص534) یا «آنها بر سريرهايی به هم چسبيدهاند.» (تفسير أحسن الحديث، ج10، ص511۵) یا «بر تختهای كنار هم قرار دارند.» (ترجمه محمدکاظم ارفع، ص534)
و برخی هم بین هردو جمع کردهاند؛ مثلا: «بر تختهای پيوسته (و گوهرنشان) ند.» (ترجمه رضایی)
اما آنچه جای تعجب دارد این است که در متن برخی از تفاسیر مهم عربی مانند الميزان (ج19، ص121۶) یا جوامع الجامع (ج4، ص231۷) همین معنای بافته شدن از جواهرات آمده، اما مترجمان آن تفاسیر، این آیه را به این معنای اخیر برگرداندهاند چنانکه در ترجمه آقای موسوی همدانی از المیزان (ج۱۹، ص۲۰۴) آمده است: «اينان بر تختهايی به هم پيوسته قرار دارند» ویا با اینکه در ترجمه جوامع الجامع (ج6، ص212) آمده است: «آنها (مقرّبان) بر تختهايی كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند.»
آنچه بیشتر جای تعجب دارد این است که شخصی مثل مرحوم مصطفوی که در بحث لغت این کلمه را به همان معنای بافته شده از طلا و جواهرات دانسته (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج13، ص134۸) در ترجمهای که در تفسیرش آورده چنین ترجمه کرده است: «و روی تختهای مقابل همديگر باشند؛ تكيه كنندگان بر آن تختها و مقابل يكديگرند.» (تفسير روشن، ج16، ص81) که این احتمال تقویت میشود که ایشان در ترجمه، معنای آیه بعد را با این آیه خلط کردهاند و چهبسا همین اشتباه ایشان (با توجه به اعتباری که دارند)موجب گردیده که برخی از معاصران ترجمه دوم را – که سابقهای از آن در کتب تفسیری قدیمیتر یافت نشد) ارائه دهند.