📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
آنهایی که در مقابل دین میایستند، اگرچه قیافه حق به جانب میگیرند و شعار مبارزه با خرافات سرمیدهند (حتی پیامبر ص را دروغگو و باورهای دینی را خرافه میخوانند) و ...، اما مشکل اصلیشان منافعشان است؛ آنها آرزو میکنند تو از آرمانهایت کوتاه بیایی و بگذاری آنها به دنیایشان برسند، در این صورت آنها با کمال میل حاضرند در مقابل دین تو کوتاه بیایند.
چنین دینی به تعبیر امام خمینی همان «اسلام آمریکایی» است که هیچ چالشی برای کافران و ستمپیشگان ندارد؛ و لذا آنها نیز نهتنها با آن مخالف نیستند، بلکه به ترویجش کمک هم میکنند!
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&page=80
2) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
در این آیه مدارا و کنار آمدن با مخالفان دین بشدت مذمت شده است. در حالی که آیات دیگر، نرمخویی پیامبر را ستوده (فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ؛ آلعمران/159) و بر برخورد نرم حتی با فرعون (طه/44) تاکید شده است.
این مساله گاه در تفاوت برخوردهای معصومین نیز مشاهده میشود. امام حسن ع با منحرفی همچون معاویه صلح میکند ولی امام حسین ع ذرهای در برابر منحرفان زمان مدارا ندارد و جانش را در این راه میدهد.
بالاخره برخورد نرم و مدارا با دیگران (و از جمله با دشمن) خوب است یا بد؟
بحث تخصصی دینشناسی
به نظر میآید این مساله را در دو سطح باید بررسی کرد: یکی در سطح استراتژی کلان است و دیگری در سطح تاکتیک.
الف. در سطح استراتژی کلان، معیار این است که آیا این نرمش در راستای اهداف دین و ضوابط اخلاقی است یا برای جلب منافع؛
یعنی یکبار در مقام ابلاغ پیام خدا به گوش جان مخاطب، یا در مقام شکوفا کردن خصلتی اخلاقی - به نام حسن خلق -هستیم؛ در این گونه موارد قطعا نرمش ستودنی است (و آیات 159 آلعمران و 44 طه ناظر به این مقام است)؛
اما یکبار این نرمش به معنای صرف نظر کردن از اهداف و آرمانهای اصلی است؛ که مذموم است.
ب. در سطح تاکتیکی باید دید کدام رفتار در مجموع برای حفظ و گسترش دین مناسبتر است. یعنی پس از آنکه قبول کردیم که به هیچ عنوان از اهداف و آرمان های اصلی دست برنمیداریم، بررسی کنیم که اکنون حفظ و گسترش اسلام در گروی برخورد قاطع و محکم است (مانند قیام امام حسین ع) ویا وضعیت به گونهای است که در آینده امکان برخورد قاطع و محکم به نحو موثرتری مهیا خواهد شد (مانند صلح حدیبیه) ویا تنگنای اجتماعی بقدری شدید است که برخورد قاطع به ضرر اسلام تمام میشود و مثلا بقای اسلام تنها در گروی حفظ جان عدهای از مسلمانان است (سکوت امیرالمومنین ع، صلح امام حسن ع ویا «تقیه» که در آیات 106 سوره نحل (إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمان) و 28 آلعمران (إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً) مورد توجه قرار گرفته، از این جنس است) که در این گونه شرایط میتوان به طور موقت، روال مدارا را در پیش گرفت و «به طور موقت» از «اجرای» برخی از باید و نبایدها چشم پوشید.
شاید ضابطه مهم در تفاوت بین مدارای تاکتیکی و مدارای استراتژیک این است که مدارای تاکتیکی حتما یک مدارای موقت است؛ و هشدارهای شدید در این آیه و آیات دیگر این است که مبادا چنین مدارایی، به عنوان ضابطه اصلی – و نه ضابطه موقت – در روابط با مخالفان دین خدا قرار گیرد.
3) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
تعبیر «ودوا: آرزو دارند» به اضافه حرف «لو: ای کاش»، هر دو به نحو ضمنی بر دستیافتنی نبودن این خواسته دلالت دارند.
این نشان میدهد که رهبران جامعه اسلامی چه اندازه باید از روحیه سازشکاری با دشمن فاصله داشته باشند که دشمن هیچگونه طمعی در این امر نکند. (حدیث2)
4) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
دشمنان خدا آرزو دارند که مومنان راه سازشکاری در پیش گیرند.
چرا؟
الف. چون کسی که در مسائل دینیاش مسیر سهلانگاری در پیش گیرد، براحتی به معصیت میافتد (حدیث3) و از دین فاصله خواهد گرفت.
ب. چون برای آنها منافعشان مهم است نه اعتقاداتشان؛ و اگر راه سازشکاری باز، و منافع آنها تامین شود هر اعتقادی را قبول میکنند (آنها هم راه سازشکاری در پیش میگیرند)
ج. ...
5) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
این آیات از اولین آیات نازل شده بر پیامبر ص است. در آخر عمر ایشان هم عدهای که درصدد بودند احکام اسلام، نه آن طور که واقعا هست، بلکه به نحوی سازشکارانه اجرا شود، جانشین برحق ایشان را کنار زدند (حدیث1)
تاملی در جامعهشناسی جامعه دینی
جالب است که از ابتدای دعوت پیامبر دشمنان بیرونی درصدد سازشکاری و «ماستمالی کردن» تعالیم دین بودند؛ اواخر حیات پیامبر ص دشمنان داخلی (منافقان) درصدد این کار برآمدند؛ و ظاهراً علت موفقیت آنها در کنار زدن حضرت علی ع از جانشینی پیامبر ص این بود که برای اغلب مردم هم این «ماستمالی شدن» دین چندان مهم نبود!
ثمره اجتماعی
مهمترین گام برای کنار زدن دین واقعی از عرصه زندگی مسلمانان، این است که حساسیت آنها نسبت به اجرای تعالیم دین کمرنگ، و روحیه سازشکارانه در آنها تقویت شود.
این موارد را در کانال نگذاشتم
6) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
درباره اینکه مراد از تعبیر چیست، این دیدگاه ها مطرح شده است:
الف. تو در دینت نرمش نشان دهی تا آنها هم در دینشان نرمش نشان دهند. (ابنعباس، مجمعالبیان، ج10، ص501) و بدین ترتیب هر دو دینتان تسامح بورزید (المیزان، ج19، ص371)
ب. تو کفر بورزی تا آنها هم کفر بورزند (ضحاک، عطاء و ابنعباس، مجمعالبیان، ج10، ص501)
ج. تو به پرستش بتها متمایل شوی تا آنها هم با تو متمایل شوند. (مجمعالبیان، ج10، ص501)
د. تو در دینت راه سازشکاری با آنها را در پیش گیری تا آنها هم از در سازشکاری برایند (حسن، مجمعالبیان، ج10، ص501)
ه. تو از تعرض به خدایان آنها دست برداری تا آنها هم از تعرض به تو و خدایت دست بردارند. (نقل شده در المیزان، ج19، ص371)
و. از این امرت دست برداری تا آنها هم با تو همراه شوند (قتاده، البحر المحیط، ج10، ص238)
ز. تو نفاق بورزی و با آنها ریا کنی تا آنها هم نفاق بورزند و در برابر تو ریا کنند (زید بن اسلم، البحر المحیط، ج10، ص238)
ح. دروغ بگویی تا آنها هم دروغ بگویند (ربیع بن انس، البحر المحیط، ج10، ص238)
و. ضعف و سستی نشان دهی تا آنها هم ضعف و سستی نشان دهند. (ابوجعفر، البحر المحیط، ج10، ص238)
ح. در برابر آنها نرم شوی تا آنها هم نرم شوند. (فراء، البحر المحیط، ج10، ص238)
ط. گرایشی به آنها نشان دهی تا آنها هم گرایشی به تو نشان دهند. (ابان بن ثعلب، البحر المحیط، ج10، ص238)
ی. ...
7) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
از نقشههای دشمن غافل نشوید. دشمنان تلاش میکنند که شما را به سازش بکشانند. (تفسیر نور، ج10، ص177)
8) «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
به دشمن امتیاز ندهید حتی اگر آنان با دادن امتیاز چراغ سبز سازش را روشن کردند. (تفسیر نور، ج10، ص177)
9) « فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبينَ؛ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
سازش با دشمن به منزله اطاعت کردن از اوست. مقصود از اطاعت نکردن از دشمن همان سازش نکردن با اوست. (تفسیر نور، ج10، ص177)