📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ»
در آیات قبل دیدیم عدهای پیامبر را دیوانه خواندند؛ و خداوند از پیامبرش دفاع کرد و او دارای سجایای اخلاقی بلندی معرفی کرد که اجری بیپایان دارد؛ و تذکر داد که آینده معلوم میکند که واقعا چه کسی به فتنه افتاده و چه کسی عاقل است.
در واقع دو گروه «هدایتیافته» و «گمراه» داریم که هر یک دیگری را متهم میکند.
اکنون میفرماید: خداوند هر دو طرف ماجرا و اینکه کدام در گمراهی است و کدام «هدایتیافته» است، را بهتر میداند.
ثمره اخلاقی
خدا بر وضعیت هدایت و گمراهی انسانها عالمتر است؛ پس اگر واقعا در مسیر خدا هستیم، همه عالم هم ما را گمراه بدانند اهمیتی ندارد؛ و اگر هم واقعا در مسیر گمراهی هستیم، همگان از ما تعریف و تمجید کنند و ما را برحق بشمرند، سودی به حال ما نخواهد نداشت.
2) «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ»
گاه حق و باطل در جامعه چنان در هم آمیخته میشود که انسان واقعا درمیماند که چه کسی واقعا گمراه یا هدایتیافته است.
اما جای نگرانی نیست.
اگر مطلب بر ما مشتبه شود، بر خدا مشتبه نخواهد شد؛ و در نظام عالم حق نهایتا پشت پرده نمیماند.
ثمره دینشناسی
کسی که در مسیر تحقیق در دین قدم برمیدارد گاه چنان با اقوال گوناگون – که همه همدیگر را تخطئه میکنند- مواجه میشود که در همه چیز شک میکند.
این آیه یک راهکار جدی پیش روی چنین فرد قرار میدهد:
اگرچه مدعیان فراواناند و همه همدیگر را تخطئه میکنند، اما در هر صورت تردیدی نیست که برای خدا کاملا معلوم است که چه کسی واقعا بر حق است.
پس اگر کسی واقعا بر خدا توکل کند و برای خدا گام بردارد، حتما راه صحیح را به او نشان خواهند داد. (وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا؛ عنکبوت/69)،
به تعبیر دیگر،
اگر از صمیم دل، و بدون هر گونه حب و بغض، و خالی از هر گونه غل و غش، در مسیر کشف حق و حقیقت گام برداریم، حتما حضرت حق راه صحیح را به ما نشان خواهد داد.
3) «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ»
نفرمود «پروردگارت آگاه است به ....» بلکه فرمود «پروردگارت آگاهتر است ...».
چرا؟
الف. این نشان میدهد که این گونه نیست که تشخیص گمراهان از هدایتیافتگان فقط کار خود خدا باشد. بلکه دیگرانی هم هستند که به این دو آگاهند.
نکته تخصصی فلسفه دین: نقد پلورالیسم دینی
یکی از مهمترین دلایل نسبیگرایان و نیز معتقدان به پلورالیسم دینی (= به رسمیت شناختن تکثر ادیان) این است که پیروان هر دینی ادعای حقانیت دین خود را دارند و با گذشت قرنها نزاعشان تمامی نیافته، پس تشخیص حق از باطل امکان ندارد.
مغالطهای که در اینجا رخ داده این است که از این جمله که «پیروان هر دینی ادعای حقانیت دین خود را دارند» و «نزاع بین اینها طولانی شده است» منطقا نتیجه نمیشود که «تشخیص حق از باطل امکان ندارد.» بلکه حداکثر نتیجه میشود که «تشخیص حق از باطل دشوار است و نمیتوان به همه ادعاها خوشبین بود.»
در واقع،
الف. همین که در میان ادیان مختلف، ادعاهای متناقض با یکدیگر وجود دارد - مثلا مسیحیت کنونی معتقد به تثلیث است؛ ولی اسلام تثلیث را بشدت محکوم کرده، آن را کفر میشمرد (مائده/73) - معلوم میشود که همه نمیتوانند «هدایتیافته» باشند؛ و
ب. خداوند گمراه را از هدایتیافته تشخیص میدهد؛ و
ج. خداوند میتواند این تشخیصش را به نحوی در اختیار انسانها قرار دهد و انسانها نیز بهرهای از این علم داشته باشند.
پس
در عین حال که تشخیص هدایتیافته از گمراه چهبسا دشوار باشد اما محال نیست.
تبصره
انکار پلورالیسم دینی، به معنای آن نیست که همه پیروان همه ادیان دیگر حتما جهنمیاند. بلکه ممکن است برخی اصطلاحا «جاهل قاصر» باشند (یعنی به دلایل مختلف از دین حق بازمانده باشند اما عنادی با دین حق ندارند و اگر این دین واقعا – نه به صورت تحریف شده و در قرائتهای امثال داعش و ... – به آنها عرضه شود احتمالا آن را بپذیرند.) اقتضای بسیاری از آیات و روایات این است که خداوند با چنین افرادی به اقتضای فضل و رحمت و مغفرتش برخورد خواهد کرد.
اما به یاد داشته باشیم «مشمول مغفرت قرار گرفتن» متفاوت است با «برحق بودن».
ب. شاید میخواهد اشاره کند که این گمراه ویا هدایتیافته بودن، یک وضعیت تثبیت شده و همیشگی نیست، بلکه تغییرپذیر و تحولپذیر است؛ گاهی شما به گمراهی و هدایتیافته بودن برخی افراد در برخی شرایط یا در زمانی خاص آگاهید، اما یادتان باشد که خدا آگاهتر است؛ مثلا ممکن است که آنها وضعیتشان عوض شده باشد یا ... و دیگر آگاهی قبلی شما الان درست نباشد.
ج. ...
4) «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ»
نفرمود «خدا آگاهتر است به ...» بلکه فرمود «پروردگارت آگاهتر است به ...». چرا؟
الف. شاید میخواهد نشان دهد که این گونه نیست که فقط خدا بر گمراه را ازبودن عدهای و هدایتیافته بودن عدهای دیگر آگاه باشد، بلکه کسی این تشخیص را داده که «پروردگار تو» است و لذا میتواند تو را هم از این امر آگاه سازد (تدبر3، بند الف) و چنین هم کرده است.
ب. شاید میخواهد بفرماید آن کسی که بر گمراهان و هدایتیافتگان آگاهتر است همان پروردگار توست که تصمیم گرفته تو را برای هدایت واقعی در میان مردم بفرستد.
ج. ..