1) «فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحينَ»
خداوند از پیامبر اکرم ص میخواهد که برای حکم پروردگارش صبر داشته باشد و مانند حضرت یونس، زود [!] خسته، و از هدایت قومش ناامید نگردد!
اما این سخن بدین معنا نیست که حضرت یونس گناهکار بود و خدشهای در نبوت و عصمت وی پدید آمد.
مساله این است که از او به اندازه یک پیامبر انتظار میرفت، نه به اندازه یک آدم عادی؛ به همین جهت بود که خسته شدن او - بعد از 33 سال تبلیغ دین و فقط ایمان آوردن 2 نفر (جلسه513، حدیث1) - قابل قبول نبود! اما در عین حال او همچنان مشمول نعمت خاص الهی قرار داشت، چنانکه خدا او را برگزید و از صالحان قرار داد.
2) «فَاجْتَباهُ رَبُّهُ ...»
یونس که قبلا به پیامبری برگزیده شده بود. چرا دوباره تعبیر «پس او را برگزید» به کار برد؟
الف. شاید میخواهد اشاره کند که مراتب قرب بیپایان است؛ و این گونه نیست که با رسیدن به مقام نبوت، به انتهای این مراتب رسیده باشیم؛ ورود به هر مرتبه بالاتر نیازمند عنایت ویژهای از جانب خداوند است.
ب. ...
3) «تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ ... فَاجْتَباهُ رَبُّهُ ...»
به جای آنکه افراد را به خاطر یک لغزش طرد کنیم، آنها را تدارک کنیم؛ ضعفهایشان را برطرف نماییم و آنگاه به آنها مسئولیت دهیم. (اقتباس از تفسیر نور، ج10، ص191)
4) «إِذْ نادی ... فَاجْتَباهُ رَبُّهُ ...»
توبه و مناجات به درگاه خداوند راهی است به سوی برگزیده شدن توسط خداوند (اقتباس از تفسیر نور، ج10، ص190)
5) «فَاجْتَباهُ رَبُّهُ + فَـ + جَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحينَ»
بعد از اینکه فرمود «خدا او را برگزید» از حرف «فـ : پس» استفاده کرد، نه از حرف «و». چرا؟
الف. اینها («برگزیدن او» و «در صالحان قرار دادنش») دو اقدامِ در عرض هم نبود؛ بلکه «صالح قرار دادن»، نتیجه «برگزیده شدن» است؛ بدین وسیله اشاره میکند به مقامی از «صلاح»، که نه ثمره عمل خود شخص، بلکه حاصل عنایت ویژه خداست (یعنی مقام مخلَصین: خالصشدگان، که برتر است از مقام مخلِصین: خالصکنندگان، کسانی که خودشان اخلاص میورزند.)
ب. ...
6) «... فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحينَ»
مقصود از اینکه او را از صالحان قرار داد، چیست؟
الف. شاید اشاره است به مقام عصمت او. «صالح» اسم فاعل است که دلالت بر ثبوت «صلاح» در شخص میکند و چون این صالح بودنش مقید به چیزی نشده است (نفرموده که مثلا صالح الاعمال، یا ...) نشان دهنده صلاح مطلق در همه شئون اعتقادی و گرایشی و عملی است؛ که همان مقام عصمت و «مقام مخلَصین» (تدبر5) است.
ب. چهبسا میخواهد با این بیان، او را ملحق میکند به کسانی که دارای مقام صلاح ذاتی هستند (که همان اهل بیت ع هستند) همان مقامی که خداوند در آخرت حضرت ابراهیم ع را به آن مقام میرساند (إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ؛ بقره/130) (اقتباس از المیزان، ج1، ص303-305)
ج. ...