📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ»
کافران و تکذیبکنندگان پیامبر ص ادعا داشتند که اگر بهشتی در کار باشد، وضعیت آنان از مسلمانان (= کسانی که تسلیم حقیقت شدهاند) اگر بهتر نباشد، بدتر نیست. در واقع حکم کردند که خداوند مسلمان و مجرم را یکسان پاداش میدهد (قلم/35)
در آیات قبل این ادعا را از ابعاد مختلف به چالش کشید. آخرین چالش این است که «مگر غیب نزد آنهاست و آنها می نویسند»
درباره اینکه مراد از «غیب» و «نوشتن» چیست، هم مفسران و هم مترجمان معانی مختلفی برداشت کردهاند که با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، بعید نیست اغلب – یا شاید همه – اینها مد نظر بوده باشد.
الف. غیب:
الف.1. مرتبه غیب اشیاء که همه امور از آن مرتبه تنزل مییابند؛ و سوال از اینکه آیا غیب نزد آنهاست، یعنی آیا آنها مسلط بر و اختیاردارِ عالم غیب هستند؟ (المیزان، ج19، ص387)
الف.2. لوح محفوظ که در آن مغیبات (امور غیبی) ثبت شده است. (تفسير الصافي، ج5، ص82؛ ابنعباس، به نقل مجمعالبیان، ج9، ص257؛ البحر المحیط، ج9، ص576؛ الکشاف، ج4، ص596)
الف.3. علم به صحت آنچه ادعا میکنند، که فقط خودشان از این علم برخوردارند (مجمعالبیان، ج10، ص512) و از دیگران غایب و پنهان است (ترجمه خسروی)
الف.4. علم غیب (ترجمههای فولادوند، مجتبوی، مکارم شیرازی، خواجوی، آیتی، کاویانپور، نوبری)
الف.5 آگاهی از عالَم غیب (ترجمه الهی قمشهای) و اسرار غیب و نهان (ترجمه قرائتی و رضایی)
الف.6 ...
ب. نوشتن:
ب.1. کتابت به معنای جاری شدن قضا و قدر در عالم است؛ یعنی آیه میفرماید آیا آنها مسلط بر و اختیاردارِ عالم غیب هستند و جریان یافتن قضا و قدر امور به دست آنان است که چنین حکم میکنند؟ (المیزان، ج19، ص387)
ب.2 نوشتن مطلب از روی لوح محفوظ و استدلال کردن بدان در برابر پیامبر ص (تفسير الصافي، ج5، ص82؛ ترجمه مشکینی)
ب.3. حکم کردن بر اساس غیب (الخرائج و الجرائح، ج3، ص1012)
ب.4. نوشتن به منظور سند داشتن و اطمینان شخصی و نیز متقاعد کردن دیگران (مگر نزدشان «علم غيب» است كه آن را مىنويسند و به ديگران مىدهند؟! ترجمه مجتبوی، مکارم شیرازی، انصاریان، حلبی، فیض الاسلام، گرمارودی، خسروی)
ب.5. یادداشت کردن خبرهای نهان، یعنی آيا از عالم غيب آگاهند و خبرهاى نهان را يادداشت مىكنند (ترجمه طاهری)
ب.6. ...۱
2) «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ»
علم غیب حقیقتا تنها از آن خداست و جز خداوند هیچکس غیب نمیداند.
سوال
آیا با توجه به این همه گزارشات غیبیای که از پیامبر اکرم ص و امامان ع رسیده، آیا میتوان پذیرفت که آنان غیب نمیدانستند؟
پاسخ
در برابر این سوال، چند گونه پاسخ در آیات و روایات میتوان داد:
الف. این علم غیبی که از غیر خدا نفی میشود، استقلال در این علم است، یعنی تنها خداست که مستقلا علم به غیب دارد؛ و هیچکس علم به غیب ندارد، مگر اینکه خداوند، هر مقدار که صلاح بداند، به او بدهد؛ چنانکه این مضمون در قرآن کریم صریحاً بیان شده است: عالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ غَيْبِهِ أَحَدًا؛ إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ مِن رَسُولٍ: [خداوند] عالم به غیب است، و كسى را بر غيب خود آگاه نمىكند، مگر آن فرستادهای [= پیامبر یا فرشته] را که بپسندد. (جن/26-27)
ب. هرچند خداوند خودش از علم غیب خود به برخی از بندگان برگزیده داده و عملا آنها چنین علمی دارند؛ اما ادب دینی اقتضا میکند که علم غیب را از غیر خدا نفی کنیم، و در این گونه موارد هم بگوییم این علمی است که خداوند لحظه به لحظه بر اولیای خود آشکار میکند. (حدیث2)
ج. آن علم غیبی که از غیر خدا نفی شده است علم به مطلق غیب است، که چنین علمی خاص خداست و هیچکس چنین بهرهای از علم ندارد [چرا که خود خداوند هم غیب است و علم به کنه ذات او برای غیر او ممکن نیست] (حدیث1)۲
د. ...
دو مورد زیر را در کانال نگذاشتم
3) «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ»
کافران و تکذیبکنندگان پیامبر ص ادعا داشتند که اگر بهشتی در کار باشد، وضعیت آنان از مسلمانان (= کسانی که تسلیم حقیقت شدهاند) اگر بهتر نباشد، بدتر نیست. در آیات قبل این ادعا را از ابعاد مختلف به چالش کشید (تدبر3). آخرین چالش این است که «مگر غیب نزد آنهاست و آنها می نویسند»
چرا این گزینه را در آخر همه گزینهها آورد؟
الف. چون این ضعیفترین و بعیدترین احتمال ممکن است. (المیزان، ج19، ص387)
ب. ...
4) «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ»
در این آیه میخواهد بفرماید که آیا آنها احاطهای بر غیب دارند که چنین باور دارند و حکمی میرانند؟
چرا به جای اینکه از تعابیری مانند یحکمون، یا یعتقدون، استفاده کند، از تعبیر «یکتبون» استفاده کرد؟
الف. یکتبون به معنای نوشتن شریعت و حکم آسمانی باشد، یعنی با علم غیبی که دارند احکام آسمانی را برای خود مینویسند و دیگر نیازی به شریعت ندارند. (التفسیر الکبیر، ج28، ص221)
ب. شاید نوشتن به معنای باقی گذاشتن برای بعد از خود است، یعنی آیا علم غیبی نزد آنها بوده که برخی آن را نوشته و برای بعدیها باقی گذاشته و حالا اینها بر اساس آن حکم میکنند. (اقتباس از مجمعالبیان، ج10، ص512)۳
ج. ...