📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
کسی که در دنیا و در حالی که توان و اختیار داشت، اهل خشوع و سجده در پیشگاه خدا نباشد، در آخرت چنان ذلت و خواری او را فرامیگیرد که آثار این خشوع در چشمانش هم نمایان است؛ اما دیگر چه سود!۱
تاملی با خویش
یا در زندگی کوتاه دنیا خاشع باشیم و در عمر جاودان آخرت سرافراز؛ یا در دنیا از خشوع سرباز زنیم و تا ابد خوار و ذلیل گردیم!
2) «خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ»
چرا در میان این همه اعضای بدن ویا به جای اسم بردن از کل بدن، از خشوع «دیدگان» سخن گفت؟
الف. مجرم رویی برای سر بلند کردن و نگاه کردن ندارد. (تفسیر نور، ج10، ص187)
ب. در نگاه هرکس همه احوالات وجودی او را میتوان خواند. یک انسان را ممکن است مجبور کنند که در ظاهر در برابر کسی زانو بزند و خود را خاشع نشان دهد، اما اگر واقعا خاشع نباشد در چشمانش میتوان این را خواند. زمانی چشم خاشع میشود که خشوع سراسر وجود، و ظاهر و باطن وی را فراگرفته باشد.
ج. ...
3) «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ»
ذلت قیامت فراگیر است (تفسیر نور، ج10، ص187) و تمام وجود شخص را میپوشاند.
4) «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ»
سجده در برابر هرکس، در حالت عادی، علامت ذلیل بودن است.
اما در پیشگاه خداوند مساله برعکس است:
کسانی را ذلت میپوشاند که اهل سجده بر خداوند نبودهاند و در قیامت هم توان سجده ندارند!
و کسانی که اهل سجدهاند بر طارم اعلی نشینند:۲
به قول حافظ شیرازی
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh35/
به قول شاه نعمت الله ولی:
پادشاهی چه بندگی خداست بندگی کن که پادشاه گداست
از هوا بگذر و خدا را جو هرچه غیر از وی است باد هواست
https://ganjoor.net/shahnematollah/ghazalshv/sh190/
5) «وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
مقصود از این که «به سجده دعوت میشدند در حالی که سالم بودند» چیست؟
الف. وقتی در دنیا بودند از آنان خواسته میشد در برابر خداوند سجده کنند و تسلیم باشند و سرکشی نکنند؛ و آن موقع توانایی این کار را داشتند اما سرباز میزدند. (المیزان، ج19، ص385)
ب. مقصود این است که در دنیا به نماز فراخوانده میشدند اما آنها تمرد کرده، نماز نمیخواندند. سعید بن جبیر گفته اینان کسانی بودند که حی علی الفلاح را میشنیدند اما پاسخ نمیگفتند. (مجمعالبیان، ج10، ص510)
ج. مقصود همه طاعات است و از این جهت به سجده اشاره شده که بزرگترین طاعت است. (البحر المحیط، ج10، ص248)
د. ...
حکایت
گفتهاند ربیع بن خثیم (از زهاد مشهور، که مرقد وی تحت عنوان «خواجه ربیع» در مشهد معروف است) را دیدند که فلج شده بود و دو نفر زیر بغل او را گرفته برای نماز جماعت به مسجد میبردند. به او گفتند: ابایزید! کاش در خانه مینشستی، که تو با این وضعیت از شرکت نکردن در نماز جماعت معذوری. گفت: کسی که صدای «حی علی الفلاح» را میشنود باید اجابت کند ولو سینهخیز! (مجمعالبیان، ج10، ص510)
6) «يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلا يَسْتَطيعُونَ؛ ... وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
ظاهر و باطن امور گاه چه اندازه با هم متفاوت است:
انسانهایی در این دنیا دعوت میشوند که سجده کنند، چون ظاهربیناند، اعتنایی نمیکنند.
در آن دنیا وقتی به حقیقت و باطن سجده پی میبرند و سجده کردن مومنان را میبینند و دلشان میخواهد سجده کنند، اما نمیتوانند.
براستی؛ این حقیقت سجده (قرب خدا)۳ چیست که در آخرت که پردهها کنار زده میشود، مومن و کافر، همه مشتاق آناند؟
7) «يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلا يَسْتَطيعُونَ؛ ... وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
قیامت تجسم دنیاست. آن که در دنیا اهل سجده نبوده است، در قیامت توان سجده کردن ندارد. (تفسیر نور، ج10، ص187)
8) «قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
کسانی که از فرصت سلامتی [برای حرکت در مسیر قرب خدا] استفاده نکنند، در انتظار روزی باشند که دیگر چنین فرصتی نخواهند داشت. (تفسیر نور، ج10، ص187)