1) از امام رضا ع در تفسیر آیه «روزی که ساق پا برهنه گردد [= پرده از روی کار برداشته شود] و به سجده خوانده شوند، ولی در خود تواناییاش را نیابند» روایت شده است:
حجابی از نور است که برداشته میشود؛ پس مومنان به سجده میافتند ولی اصلاب [= ستون فقرات] منافقان محکم و سخت میشود و بر سجده کردن توانایی پیدا نمیکنند.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص121؛ التوحيد (للصدوق)، ص154۱؛ الإحتجاج، ج2، ص411
حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُكَتِّبُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْكُوفِيُّ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ» قَالَ ع:
حِجَابٌ مِنْ نُورٍ يُكْشَفُ فَيَقَعُ الْمُؤْمِنُونَ سُجَّداً وَ تَدْمُجُ أَصْلَابُ الْمُنَافِقِينَ فَلا يَسْتَطِيعُونَ السُّجُودَ.
2) از امام صادق ع درباره سخن خداوند عز و جل «روزی که ساق پا برهنه گردد» (قلم/42) فرمودند: خداوند بلندمرتبهتر است؛ و اشارهای به ساق پای خود کرده و لباس را از آن برگرفتند.
و درباره «و به سجده خوانده شوند، ولی در خود تواناییاش را نیابند» (قلم/42) فرمودند دهانشان [از هر حجتی] بسته میشود و هیبت و ترس آنان را فرامیگیرد و چشمها خیره میگردد و جانها به لب میآید «چشمهاشان خاضع گردیده، ذلت آنان را فراگرفته؛ در حالی که قبلا به سجده فراخوانده میشدند در حالی که سالم بودند» (قلم/43)
التوحيد (للصدوق)، ص154؛ مجمع البيان، ج10، ص510
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ» قَالَ: تَبَارَكَ الْجَبَّارُ؛ ثُمَّ أَشَارَ إِلَی سَاقِهِ فَكَشَفَ عَنْهَا؛
قَالَ «وَ يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ» قَالَ ع: أُفْحِمَ الْقَوْمُ وَ دَخَلَتْهُمُ الْهَيْبَةُ وَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ «خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ».
توضیح
شیخ صدوق درباره اینکه «حضرت فرمودند: خداوند بلندمرتبهتر است؛ و اشارهای به ساق پای خود کرده و لباس را از آن برگرفتند» توضیح داده: یعنی خداوند بلندمرتبهتر از آن است که به داشتن «ساق پا»ی اینچنینی توصیف شود.
3) عبید بن زراره میگوید: از امام صادق ع درباره این سخن خداوند عز و جل سوال کردم که میفرماید: «روزی که ساق پا برهنه گردد» (قلم/42)
حضرت و لباس را از ساق پای خود برگرفتند و دست دیگر را روی سرشان گذاشتند و فرمودند: منزه است پروردگار بلندمرتبه من.
التوحيد (للصدوق)، ص155
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَی عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ»
قَالَ كَشَفَ إِزَارَهُ عَنْ سَاقِهِ وَ يَدُهُ الْأُخْرَی عَلَی رَأْسِهِ فَقَالَ ع: سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَی.
توضیح
شیخ صدوق درباره این فرمایش امام توضیح داده است: منظور حضرت، تنزیه خداوند است از اینکه ساق داشته باشد.
4) از امام صادق ع درباره سخن خداوند عز و جل که میفرماید «و به سجده خوانده شوند، ولی در خود تواناییاش را نیابند» (قلم/42) فرمودند: اصلابِ [= ستون فقراتِ] آنان همچون شاخ گاو [محکم و غیرقابل انعطاف] شود؛
و [درباره اینکه میفرماید:] «و قبلا اینان به سجده دعوت میشدند در حالی که سالم بودند» (قلم/43) فرمودند: یعنی «در حالی که تواناییاش را داشتند.»
التوحيد (للصدوق)، ص346
حدّثنا أبی و محمّد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضی اللّه عنهما، قالا: حدّثنا سعد بن عبد اللّه، عن أحمد بن محمّد بن عيسی، عن عليّ بن حديد الأزديّ، عن جميل بن دراج، عن زرارة،
عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في قول اللّه عزّ و جلّ: «وَ يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ» قال: صارت أصلابهم كصياصی البقر، يعنی قرونها، «وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ» قال: و هم مستطيعون.۲
5) روایت شده که از رسول الله ص سوال شد درباره اینکه چرا اذان برای نماز قرار داده شده اما برای هیچیک از سایر عبادات اذان و فراخوانی قرار داده نشده است؟
فرمودند: چون نماز شبیه احوالات روز قیامت است:
اذان شبیه نفخه اول است که با آن خلائق میمیرند؛ و
اقامه شبیه نفخه دوم است آن گونه که خداوند متعال میفرماید «و بشنو روزی را که منادی از مکانی نزدیک ندا میدهد» (ق/41)؛ و
قیام برای نماز همانند قیام خلائق است آن گونه که خداوند متعال میفرماید «روزی که مردم برای [= در محضر] پروردگار عالَمیان میایستند» (مطففین/6)؛ و
بلند کردن دست در تکبیرةالاحرام شبیه بالا بردن دست برای گرفتن نامه عمل در روز قیامت است؛ و
قرائت در نماز شبیه قرائت نامه عمل در پیشگاه پروردگار عالَمیان است آن گونه که خداوند متعال میفرماید «نامه عملت را بخوان که خودت برای حسابرسی از خودت کافی هستی» (اسراء/14)؛ و
رکوع شبیه خضوع خلائق برای پروردگار عالمیان است آن گونه که خداوند عَزَّ ذِكْرُهُ میفرماید «و چهرهها در پیشگاه آن زنده پابرجا، فروافتاد [خوار و خاضع شد]» (طه/111)؛ و
سجده شبیه سجده برای پروردگار عالمیان است آن گونه که خداوند جَلَّ ذِكْرُهُ میفرماید «روزی که پرده کنار رود و به سجده فراخوانده شوند» (قلم/42)؛ و
تشهد شبیه نشستن در پیشگاه پروردگار عالمیان است آن گونه که خداوند جَلَّ ذِكْرُهُ میفرماید «گروهی در بهشتند و گروهی در آتش شعلهور.» (شوری/7)
جامع الأخبار(للشعيري)، ص79
سُئِلَ رَسُول اللَّهِ ص مَا الْحِكْمَةُ فِي أَنَّهُ جُعِلَ لِلصَّلَاةِ الْأَذَانُ وَ لَمْ يُجْعَلْ لِسَائِرِ الْعِبَادَاتِ أَذَانٌ وَ لَا دُعَاءٌ؟
قَالَ ص: لِأَنَّ الصَّلَاةَ شَبِيهٌ بِأَحْوَالِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لِأَنَّ الْأَذَانَ شَبِيهٌ بِالنَّفْخَةِ الْأَوْلَی بِمَوْتِ الْخَلَائِقِ وَ الْإِقَامَةَ شَبِيهٌ بِالنَّفْخَةِ الثَّانِيَةِ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی «وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ» وَ الْقِيَامَ إِلَی الصَّلَاةِ شَبِيهٌ بِقِيَامِ الْخَلَائِقِ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی «يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ» وَ رَفْعَ الْأَيْدِي عِنْدَ التَّكْبِيرَةِ الْأُولَی شَبِيهٌ بِرَفْعِ الْيَدِ لِأَخْذِ الْكِتَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ الْقِرَاءَةَ فِي الصَّلَاةِ شَبِيهٌ بِقِرَاءَةِ الْكُتُبِ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّ الْعَالَمِينَ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفی بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» وَ الرُّكُوعَ شَبِيهٌ لِخُضُوعِ الْخَلَائِقِ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ كَمَا قَالَ عَزَّ ذِكْرُهُ «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ» وَ السُّجُودَ يُشْبِهُ السُّجُودَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ كَمَا قَالَ جَلَّ ذِكْرُهُ «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ» وَ التَّشَهُّدَ شَبِيهٌ بِالْجُلُوسِ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّ الْعَالَمِينَ كَمَا قَالَ جَلَّ ذِكْرُهُ «فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ».