1) عبدالعزیز بن مسلم میگوید در مرو خدمت امام رضا ع بودم و درباره اختلاف مردم در مساله امامت بحثی مطرح شد ایشان فرمودند:
عبدالعزیز! این مردم ناداناند و در نظراتشان فریب خوردهاند. همانا خداوند عز و جل پیامبرش را قبض روح نکرد مگر اینکه دین را برایش کامل نمود و قرآنی فرستاد که در آن بیان هر چیزی بود؛ و در آن حلال و حرام و حدود و احکام و حمیع آنچه که مردم برای کمالشان بدان نیاز دارند نازل فرمود؛ که خداوند عز و جل فرمود: «ما در این کتاب چیزی را فروگذار نکردیم» (انعام/38) و در حجهالوداع که در سال پایانی عمرش بود نازل کرد: «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت را تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» (مائده/3) و امر امامت، جزئی از همین تمام شدن دین است؛
او از دنیا نرفت مگر اینکه برای امتش مسیرهای اصلی دینشان را تبیین فرمود و راهشان را برایشان آشکار ساخت و آنها را بر میانهروی در راه حق ترک فرمود و حضرت علی ع را عَلَم و امام قرار داد و چیزی از آنچه امت بدان نیاز دارد برایشان نگذاشت مگر اینکه بیان فرمود. پس هر که گمان کند که خداوند عز و جل دینش را کامل نکرده، کتاب الله را رد کرده است و کسی که کتاب الله را رد کند به او کافر است.
آیا اینها قدر امامت و جایگاهش در امت را میشناسند تا اختیارشان در مورد آن جاری شود؟
همانا امامت قدر و اندازهاش بلندمرتبهتر، و شأنش بزرگتر، و مکانش برتر و دستنیافتنیتر، و حقیقتش عمیقتر از آن است که مردم با عقول خود بدان برسند و با نظرات شخضی آن را دریابند یا امام را به اختیار خود انتخاب کنند ...
[سپس ایشان بحث قرآنی طولانیای درباره مقام امامت حضرت ابراهیم ع و اینکه چگونه این مقام در فرزندان ایشان جاری شد تا به پیامبر ص و امیرالمومنین ع رسید، ارائه میفرمایند و ادامه میدهند]
پس این مقام تنها از آنِ فرزندان حضرت علی ع است تا روز قیامت؛ چرا که بعد از حضرت محمد ص هیچ پیامبری نخواهد بود؛ پس این نادانان از کجا میخواهند [امام] انتخاب کنند؟!
همانا امامت منزلت پیامبران و میراث اوصیاء است؛
همانا امامت خلافت خداوند و خلافت رسول الله ص و مقام امیرالمومنین ع و میراث حسن و حسین ع است؛
همانا امامت زمام دین و مایه نظمبخشی مسلمین و صلاح دنیا و مایه عزت مومنین است ...
[ایشان در ادامه به توصیف عظمت مقام امت ادامه میدهند تا بدینجا میرسند که:]
امام یگانه زمانه خویش است؛ هیچکس [در رتبه] به او نزدیک نشود و هیچ عالِمی همسان او نباشد و برایش هیچ بَدَل و مِثل و نظیری نیست؛ همه برتریها به او اختصاص یافته است بدون اینکه او دنبال آن رفته باشد یا آنها را [با رنج و زحمت] کسب کرده باشد؛ بلکه این اختصاصی است از جانب خداوند بخشنده و عطاکننده؛
پس کیست که به معرفت امام برسد و بتواند او را انتخاب کند؟!
هیهات هیهات! عقلها گم شد و فهمها سرگردان گشت و مغزها حیران گردید و چشمها خسته و خوار شد و بزرگان حقیر شدند و حکیمان حیران گشتند و بردباران کم آوردند و خطیبان به لکنت افتادند و زیرکان نادان شدند و زبان شعرا الکن گردید و ادیبان عاجر گشتند و بلیغان درمانده شدند از وصف شانی از شؤون و فضیلتی از فضائل او؛ و به عجز و تقصیر اعتراف کردند؛ و چگونه میتوان او را به تمامه توصیف کرد یا به کنه شناخت او رسید یا چیزی از امر او را فهمید یا کسی را یافت که در مقام او بنشیند و همچون او دیگران را بینیاز سازد؟!
نه! چگونه و کجا چنین توان کرد در حالی که او همچون ستارهای از دسترس افراد و توصیف توصیفکنندگان دور است؛
پس چگونه چنین چیزی را میتوان انتخاب کرد و عقلها کجا به او رسند و کجا همچو اویی یافت میشود؟
آیا میپندارید که چنین چیزی جز در آل محمد ص ص یافت نشود؟ به خدا سوگند که خود را تکذیب کردهاند و اباطیل بافتهاند؛ پس بالا رفتن از صخرههای عظیم دشواری را قصد کردند که هر آن پاهایشان بر آن بلغزد و سقوط کنند!
با این عقلهای سرگردان و کمبار و ناقص و نظرات گمراهکنندهشان، یافتن و منصوب کردن امام را هدف گرفتند، پس جز دوری بر ایشان نیفزود «خداوند آنها را بکُشد؛ چه اندازه دروغگویند» (توبه/30)
امر دشواری را هدف گرفتند و دروغ بافتند و گمراهی دور و درازی در پیش گرفتند و در حیرت افتادند هنگامی که آگاهانه امام را ترک کردند و شیطان اعمالشان را برایشان زینت داد و راه را بر آنان بست در حالی که آنها را از حقیقت آگاه کرده بودند. از آنچه خداوند اختیار کرده و رسول او و اهل بیتش اختیار کرده، به سمت اختیار خود حرکت کردند در حالی که قرآن آنها را ندا میدهد: و پروردگار تو است که میآفریند و اختیار میکند. آنها [در مقابل دستور خداوند، اجازه] هیچ اختیاری ندارند؛ خداوند منزه و برتر است از آنچه به او شرک میورزند.» (قصص/67) و فرمود: «هیچ مرد و زن مومنی را نسزد که وقتی خدا و رسولش امری را معین فرمودند در مقابل امر آنها چیز دیگری اختیار کند.» (احزاب/36) و فرمود: « شما را چه میشود؟! چگونه حکم میکنید؟! یا [مگر] شما را کتابهایی [آسمانی] هست که [چنین حکمی را] در آن درس آموختهاید؟! که واقعا برای شما [مُجاز] است در آن، هر آنچه اختیار کنید! یا شما را عهد و سوگندی بر عهده ماست که تا روز قیامت حق دارید هر چه بخواهید حکم کنید؟! از آنها بپرس که کدامشان عهدهدار چنین چیزی است؟ یا اینکه شریکانی دارند؛ پس شریکانشان را بیاورند اگر که از راستگویان بودهاند.» (قلم/36-41)
[حدیث امام با استناد به آیات همچنان ادامه دارد که برای رعایت اختصار به همین مقدار بسنده شد.]
الكافي، ج1، ص199-203؛ عيون أخبار الرضا ع، ج1، ص216۱؛ الأمالي( للصدوق)، ص674-680؛ الغيبة للنعماني، ص217-223
أَبُو مُحَمَّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:
كُنَّا مَعَ الرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي الْجَامِعِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ الْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اخْتِلَافِ النَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَی سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ النَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ جَهِلَ الْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّی أَكْمَلَ لَهُ الدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ بَيَّنَ فِيهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ كَمَلًا فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ» (انعام/38) وَ أَنْزَلَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ هِيَ آخِرُ عُمُرِهِ ص «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» (مائده/3) وَ أَمْرُ الْإِمَامَةِ مِنْ تَمَامِ الدِّينِ وَ لَمْ يَمْضِ ص حَتَّی بَيَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِينِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِيلَهُمْ وَ تَرَكَهُمْ عَلَی قَصْدِ سَبِيلِ الْحَقِّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِيّاً ع عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَكَ لَهُمْ شَيْئاً يَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَّةُ إِلَّا بَيَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُكْمِلْ دِينَهُ فَقَدْ رَدَّ كِتَابَ اللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِهِ هَلْ يَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإِمَامَةِ وَ مَحَلَّهَا مِنَ الْأُمَّةِ فَيَجُوزَ فِيهَا اخْتِيَارُهُمْ إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَی مَكَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ يَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ يُقِيمُوا إِمَاماً بِاخْتِيَارِهِمْ ...۲
فَهِيَ فِي وُلْدِ عَلِيٍّ ع خَاصَّةً إِلَی يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِذْ لَا نَبِيَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ص فَمِنْ أَيْنَ يَخْتَارُ هَؤُلَاءِ الْجُهَّالُ إِنَّ الْإِمَامَةَ هِيَ مَنْزِلَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِرْثُ الْأَوْصِيَاءِ إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ وَ خِلَافَةُ الرَّسُولِ ص وَ مَقَامُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ مِيرَاثُ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِينَ وَ صَلَاحُ الدُّنْيَا وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِينَ ...۳
الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ وَ لَا يُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا يُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِيرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَبْلُغُ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ أَوْ يُمْكِنُهُ اخْتِيَارُهُ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ خَسَأَتِ الْعُيُونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَيَّرَتِ الْحُكَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ كَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَيِيَتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ وَ أَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ التَّقْصِيرِ وَ كَيْفَ يُوصَفُ بِكُلِّهِ أَوْ يُنْعَتُ بِكُنْهِهِ أَوْ يُفْهَمُ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِهِ أَوْ يُوجَدُ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ يُغْنِي غِنَاهُ لَا كَيْفَ وَ أَنَّی وَ هُوَ بِحَيْثُ النَّجْمُ مِنْ يَدِ الْمُتَنَاوِلِينَ وَ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ فَأَيْنَ الِاخْتِيَارُ مِنْ هَذَا وَ أَيْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا وَ أَيْنَ يُوجَدُ مِثْلُ هَذَا أَ تَظُنُّونَ أَنَّ ذَلِكَ يُوجَدُ فِي غَيْرِ آلِ الرَّسُولِ مُحَمَّدٍ ص كَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الْأَبَاطِيلَ فَارْتَقَوْا مُرْتَقًی صَعْباً دَحْضاً تَزِلُّ عَنْهُ إِلَی الْحَضِيضِ أَقْدَامُهُمْ رَامُوا إِقَامَةَ الْإِمَامِ بِعُقُولٍ حَائِرَةٍ بَائِرَةٍ نَاقِصَةٍ وَ آرَاءٍ مُضِلَّةٍ فَلَمْ يَزْدَادُوا مِنْهُ إِلَّا بُعْداً «قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی يُؤْفَكُونَ» (توبه/30) وَ لَقَدْ رَامُوا صَعْباً وَ قَالُوا إِفْكاً وَ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِيداً وَ وَقَعُوا فِي الْحَيْرَةِ إِذْ تَرَكُوا الْإِمَامَ عَنْ بَصِيرَةٍ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ رَغِبُوا عَنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ وَ اخْتِيَارِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَهْلِ بَيْتِهِ إِلَی اخْتِيَارِهِمْ وَ الْقُرْآنُ يُنَادِيهِمْ «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا يُشْرِكُونَ» (قصص/67) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» (احزاب/36) الْآيَةَ وَ قَالَ «ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلی يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ» (قلم/36-41)۴
2) از امام باقر ع روایت شده است:
آنچه میدانید بگویید؛ و در مورد آنچه نمیدانید بگویید «خدا بهتر میداند»؛ چرا که گاه شخص آیهای را از قرآن بیرون میکشد و در آن سقوط میکند در فاصلهای بیشتر از فاصله آسمان و زمین. [یعنی برداشتی که به آیه نسبت میدهد این اندازه بیربط است.]
الكافي، ج1، ص42
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي رَجَاءٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اللَّهُ أَعْلَمُ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَنْتَزِعُ الْآيَةَ مِنَ الْقُرْآنِ يَخِرُّ فِيهَا أَبْعَدَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.