1) «كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»
عبارت «این چنین بود آن عذاب» جمعبندیای است از داستان صاحبان این باغ.
اغلب مفسران گفتهاند منظور از این تعبیر، آن است که «عذاب گناهکاران در دنیا» (مجمعالبیان، ج10، ص507) یا «عذابی که خداوند قریش و مخالفان پیامبر ص را بدان تهدید میکند» (البحر المحیط، ج10، ص244) شبیه این عذابی است که برای صاحبان باغ رخ داد.
چه نکتهای در داستان صاحبان باغ مهم و برجسته است که خداوند عذابهای دنیوی (از جمله عذابی که به مخالفان پیامبر ص وعده میدهد) را از جنس عذاب صاحبان این باغ معرفی میکند؟
الف. اینکه انسان با اموالش مورد امتحان قرار میگیرد و بدان مغرور میگردد و احساس استغنا به او دست میدهد و خدا را فراموش میکند و اسباب و علل ظاهری را مستقل و در عرض خداوند صاحب اثر میپندارد و جرات بر معصیت میکند؛ و همین عذاب را متوجه وی میسازد. (المیزان، ج19، ص375) در واقع، قبل از شروع این داستان در آیه 14 از کسی که مال و فرزندانش باعث غرور او شد سخن به میان آورد، و اکنون نشان میدهد که چگونه این غرور ناشی از مال، عذاب را به همراه میآورد. (تفسیر کبیر فخر رازی، ج30، ص609)
ب. اینکه صاحبان باغ تصمیم گرفتند که خود از محصولات باغ استفاده کنند و نیازمندان را محروم سازند؛ و خداوند این را به خودشان برگرداند و خودشان را محروم ساخت؛ همان طور هم قریش هنگامی که برای جنگ بدر بیرون آمدند سوگند خوردند که پیامبر ص و اصحابش را به قتل رسانند و شکست دهند، اما خدا اوضاع را علیه آنان برگرداند و خودشان به قتل رسیدند و شکست خوردند. (تفسیر کبیر، ج30، ص609؛ البحر المحیط، ج10، ص244) و در واقع، عذابهای خدا این گونه است که ترفند افراد را به خودشان برمیگرداند.
ج. عذابهای دنیوی چنین است که شخص را نهتنها از منافع، بلکه از اصل سرمایه هم محروم میکند، چنانکه اینکه آنان میخواستند از منافع و عایدات باغ خود ذرهای به فقرا کمک نکنند، اما اصل درختان باغ خود را هم از دست دادند.
د. ...
2) «كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ»
عذاب آخرت را از این عذاب بزرگتر شمرد. این بزرگتر بودن از چه وجهی مورد نظر است؟
الف. انسان با مرگ از عذابهای دنیا راحت میشود اما عذاب آخرت هیچ مرگ و انتهایی ندارد. (المیزان، ج19، ص376)
ب. در این عذاب، سوزاندن اموال بود و سوزاندن آخرت بسیار عظیمتر است (تفسیر شریف لاهیجی، ج4، ص550) چرا که در آنجا سوزاندن ظاهر و باطن انسان هم هست، نه فقط اموال او. به تعبیر دیگر، هم در دنیا و هم در آخرت، با آمدن عذاب، سود و سرمایه هر دو از دست میرود؛ اما سرمایهای که در دنیا میسوزد، مال و اموال است؛ در حالی که سرمایهای که در آخرت میسوزد، همه سرمایه وجودی انسان است.
ج. عذاب آخرت کاملا خالص است، در حالی که در دنیا، همان طور که نعمتهایش کاملا خالص نیست، عذابهایش هم کاملا خالص نیست؛ و لذا عذاب آخرت بسیار شدیدتر و بزرگتر است. (احسن الحدیث، ج11، ص291)
د. این عذاب به طور ناگهانی آنها را غافلگیر کرد (البحر المحیط، ج10، ص244)؛ غافلگیری آخرت بسیار شدیدتر است؛ زیرا باطن تمامی اعمال ما آنجا حاضر میشود.
ه. این فقط یک گونه عذاب بود در حالی که در آخرت انواع گوناگونی از عذاب در کار است. (کشف الاسرار و عدة الابرار، ج10، ص195)
و.
3) «وَ لَا يَسْتَثْنُونَ؛ ... إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ؛ ...إِنَّا كُنَّا طَاغِين ... لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»
ایمان به کیفر و عذاب آخرت، مانع بخل و ظلم و طغیان میشود. (تفسیر نور، ج10، ص184)
4) «لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»
بعد از اینکه تاکید کرد که عذاب آخرت بزرگتر است، نفرمود «لو یعلمون»، بلکه فرمود «لو کانوا یعلمون».
چرا؟
الف. وقتی فعل «کان» با «فعل مضارع» همراه میشود دلالت بر استمرار و رویه بودن آن فعل دارد. ظاهرا میخواهد تذکر دهد صرف آگاهی از بزرگتر بودن عذاب آخرت، مانع بخل و ظلم و طغیان نمیشود (تدبر3)؛ بلکه اگر این آگاهی به عنوان یک روال در زندگی درآمد و دائما مورد توجه آدمی قرار گرفت، اثرش را میگذارد.
ب. ...