📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالَ أَوْسَطُهُمْ»
مقصود از «اوسطهم» چیست؟
الف. شخصی از ابنعباس پرسید: منظور کسی است که به لحاظ سنی میانهترین آنهاست؟ وی گفت: خیر، بلکه او کمسنترینِ آنها و کاملعقلترین آنها بود؛ اوسطِ هر قومی بهترین آنهاست، و دلیل آن هم در قرآن این است که ای امت محمد ص! شما کوچکترین و برترین امتهایید که خداوند فرمود: «و این گونه شما را امتی وسط قرار دادیم» (بقره/143) (تفسیر قمی، ج2، ص382) ۱
ب. عدالتپیشهترینشان در مقام سخن گفتن (ابن عباس، حسن و مجاهد؛ به نقل مجمعالبیان، ج10، ص507)
ج. بافضیلتترین و برترینشان (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج18، ص273)
د. کسی به لحاظ سنی بینابین بقیه بود (به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506)
ه. عادلترین و منصفترینشان (معجم المقاييس اللغة، ج6، ص10؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص869)
و. متمایلترینشان به سوی حق (أقْصَدُهُمْ إِلَى الْحَقِّ) (المصباح المنير، ج2، ص659).
ز. چون بحث بر سر ملک و دارایی باغ بوده، منظور کسی است که به لحاظ ملک و دارایی نسبت به بقیه صاحبان باغ حالت متوسطی و بینابینی داشته است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج13، ص101)
ح. ...
2) «لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
مقصود از «تسبیح گفتن» و اینکه آیا به شما نگفتم که «مبادا تسبیح [خدا را] ترک کنید» چیست؟
الف. تاکید بر همان «استثنا کردن» (گفتن ان شاء الله: اگر خدا بخواهد) است؛ زیرا در «انشاءالله» گفتن، توکل بر خدا و بزرگداشت او و اقرار به این نکته نهفته است که هیچکس نمیتواند کاری انجام دهد مگر به مشیت او؛ و به همین جهت آن را تسبیح خوانده است. (مجاهد، به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506)
ب. یعنی آیا خدا را بزرگ نمیشمرید و نمیخواهید از امر او اطاعت کنید؟ (به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506)
ج. یعنی آیا نعمتهای خدا را در نظر نمیگیرید که شکرش را بجا آورید به اینکه حق فقرا را از اموالتان ادا کنید (به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506)
د. یعنی آیا خداوند متعال را از ظلم منزه نمیشمرید و اعتراف نمیکنید که او ظلم نمیکند و به ظلم شما هم رضایت نخواهد داد؛ و شاهدش هم این است که در آیه بعد گفتند «سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ» یعنی خدا منزه است از اینکه به ما ظلم کند بلکه این خود ما بودیم که به خود ظلم کردیم. (به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506)
ه. به معنای استغفار کردن است (حدیث1) ظاهرا یعنی آنها را دعوت کرده بود که از این کارشان دست بردارند و استغفار کنند تا عذاب خدا شامل حالشان نشود..
و. ...
3) «قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
با توجه به آیات قبل، صاحبان باغ مرتکب دو اشتباه شدند: یکی اینکه قصد داشتند فقرا را از مازاد محصولات باغ محروم کنند؛ و دیگر اینکه توجه نکردند که مشیت خداوند فوق همه ارادههاست و انشاءالله نگفتند.
از این آیه واضح میشود که یکی از این افراد قبل از اینکه آنان چنان تصمیمی بگیرند آنها را از این تصمیم برحذر داشته بوده است و این برحذر داشتن را با تعبیر «آیا تسبیح نمیگویید» بیان کرده بوده. اما چه ارتباطی بین تسبیح گفتن و دو اشتباه مذکور هست؟
الف. ارتباط تسبیح خداوند، و ان شاءالله گفتن؟
الف.1. در ان شاءالله گفتن، اقرار به این نهفته که هیچکس نمیتواند کاری انجام دهد مگر به مشیت او؛ (مجاهد، به نقل مجمعالبیان، ج10، ص506) و این به معنای منزه شمردن (=تسبیح) خداوند است از اینکه کسی بتواند بر او غلبه کند.
الف.2. ...
ب. ارتباط تسبیح خداوند، و محروم نکردن فقرا؟
ب.1. کسی که خدا را منزه از هر عیب و نقصی میداند، تردیدی در رزاقیت خداوند ندارد؛ لذا به خاطر رسیدن به مال بیشتر، فقرا را محروم نمیکند. (حدیث3)
ب.2. کسی که خدا را منزه از هر عیب و نقصی بداند، روزی خود و همگان را به دست خدا میداند، لذا صدقه دادن و کمک به نیازمندان را اقدامی در راستای تامین و کسب روزی میشمرد، نه اقدامی به ضرر خود، که از آن شانه خالی کند. (حدیث4)
ب.3. کسی که خدا را باور دارد، میداند همه چیز، از جمله روزیش به دست خداست؛ لذا به دست آوردن روزی را در گروی رعایت دستورات خدا میداند، نه در گروی انباشت کردن داراییها و محروم کردن فقرا. (حدیث5)
ب.4. ...
4) «قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
صاحبان باغ برای رسیدن به سود بیشتر تصمیم گرفتند به محرومان کمک نکنند و خدا آنها را از همان اصل سرمایه هم محروم کرد. باانصافترین فرد در میان آنان به آنها هشدار داد که چنین نکنید، بلکه خدا را منزه بدانید.
یعنی روزی ما دست خداست؛ و اگر برای به دست آوردن ویا افزودنِ آن، صرفا بر محاسبات مادی تکیه میکنیم، خدا را محدود به امور مادی دانستهایم!
ثمره اخلاقی
کسی که خدا را واقعا باور داشته باشد، میداند که روزیش و همه امور وابسته به مشیت او اوست؛ چنین کسی وقتی خود را موظف میداند که از مازاد درآمدش به محرومان کمک کند، پس حتما برای کسب درآمد هم دست به هر کاری نمیزند.
تاملی با خویش
اگر در زندگیمان دائما احساس کمبود میکنیم و تامین معاش، تمامی فکر و ذکر ما، و تمامی برنامههای زندگی ما را تحتالشعاع قرار داده، بدانیم که در بیراهه قرار گرفتهایم: و با مداومت بر ذکر «سبحان الله» بکوشیم از این غفلت به درآییم.
یادمان باشد عالَم با تمامی اسباب و علل مادی و معنویش، و از جمله، روزی ما، تنها به دست اوست؛ و چیزی او را محدود نمیکند و او روزی ما را ضمانت کرده است، و به قول سعدی شیرازی:
دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
http://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab8/sh62/
اینها بعدا افزوده شد:
5) «قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
اعتدال و خردمندی سبب دستگیری از محرومان و مانع حرص و بخل میشود. (تفسیر نور، ج10، ص183)
6) «قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
در شیوههای تبلیغ، از فرصتها ساتفاده کنید. کسانی که دیروز حاضر به شنیدن حرف حق نبودند امروز حاضر به شنیدن شدند. (تفسیر نور، ج10، ص183)
7) «قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ»
حرف حق را بگویید اگرچه در اقلیت باشید. (تفسیر نور، ج10، ص183)