📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرينَ»
مراد از «علی حرد»، و به تبع آن، مراد از کل آیه چیست؟
الف. «قصد منع فقرا»، یعنی با قصد اینکه نیازمندان را از رسیدن به محصولات منع کنند صبح کردند و با خود گمان میکردند که توانایی دارند که آنها را منع کنند و خودشان تمام محصولات را بردارند. (مجمع البيان، ج10، ص506؛ المیزان، ج19، ص374)
ب. به همان معنای «قصد منع فقرا» است اما منظور از آیه این است که آنها قصد داشتند فقرا را منع کنند و خودشان تمام محصول را بردارند، اما صبح کردند در حالی که فقط بر منع فقرا توانایی داشتند. (کنزالدقائق، ج13، ص387)
ج. به همان معنای «قصد منع فقرا» است اما منظور از آیه این است که صبح کردند در حالی که تنها بر منع فقرا توانایی داشتند به جایی اینکه بر بهرهمند کردن فقرا توانایی داشته باشند (کنزالدقائق، ج13، ص387)
(در این دو حالت «ب» و «ج»، ظاهرا نکتهاش در این است که با توجه به تقدم «علی حرد» بر «قادرین»، این را به عنوان دلالت بر حصر مورد توجه قرار داده است)
د. «با جدّ و جهدی که در کارشان داشتند»؛ یعنی با جد و جهدی که در کارشان داشتند صبح کردند و خود را بر کارشان توانا میدیدند (مجاهد، قتاده و ابوالعالیه، به نقل مجمع البيان، ج10، ص506)
ه. «بر جدیت در منع» (تا حدودی شبیه معنای الف) (ابوعبیده، به نقل مجمع البيان، ج10، ص506)
و. «با غیط و غضب نسبت به فقرا» (سفیان، به نقل مجمع البيان، ج10، ص506)
ز. «با غیظ و غضب نسبت به همدیگر» یعنی صبح کردند در حالی که – با توجه به اینکه باغشان سوخته بود- تنها بر غیظ و غضب نسبت به خودشان توانایی داشتند (سفیان و سدی، به نقل البحر المحيط، ج10، ص243) یعنی مضمونی شبیه آیه30 همین سوره که میفرماید: همدیگر را ملامت میکردند. (کنزالدقائق، ج13، ص387)
ح. «حرد» به معنای «قصد» است اما نه قصد منع، بلکه قصد چیدن میوهها در صبحدم؛ یعنی صبح کردند در حالی که فکر میکردند بر قصد چیدن میوهها در صبحدم – که قبلا با هم توافق کرده بودند- توانایی دارند. (ابومسلم، به نقل مجمع البيان، ج10، ص506) به تعبیر دیگر، صبح کردند در حالی که به سرعت قصد باغشان را کردند با گمان اینکه توانایی بر چیدن میوهها را دارند (ابنعباس، به نقل البحر المحيط، ج10، ص243)
ط. «حرد» به معنای «رویگردان شدن همراه با شدت و حدّت» است؛ یعنی صبح کردند با این قصد که از نیازمندان رویگردان شوند و با آنها خشونت به خرج دهند در حالی که توانا بودند که در حق آنها خوبی کنند. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج2، ص190) (بر این اساس که «علی حرد» متعلق به «غدوا» است و ربطی به «قادرین» ندارد.)
ی. ...۱
2) «وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرينَ»
با نعمتی که خداوند به صاحبان باغ بخشیده بود، در ابتدا قدرت داشتند که هم خودشان استفاده کنند و هم به دیگران نفعی رسانند؛ اما همین که تصمیم گرفتند دیگران را از این نعمت بازدارند، قدرتشان به همین «منع کردن» محدود شد و قدرتی برای استفاده خودشان هم باقی نماند.
در واقع، خداوند با دادن نعمت، به آنها قدرتی داد، اما با تصمیم غلط خودشان (بخل ورزیدن) و عدم استفاده از این قدرت در راهی که خدا دستور داده، قدرت خود را چنان محدود کردند که خودشان هم بیبهره ماندند. (حدیث2)
3) «وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرينَ»
انسان محاسبه و تدبیر میکند و خود را بر انجام کاری توانا میبیند، اما همواره تدبیری فوق او در کار است.
نکته انسانشناسی و خداشناسی
بسیار میشود که انسان محاسبه و تدبیر میکند و بر اساس محاسبات خود، خود را کاملا بر انجام کاری توانا میبیند، اما خدا امورات عالم را به نحو دیگری تدبیر کرده است
از این به هم خوردن تدبیر، هم به نقص و نیاز خود باید بیشتر آگاه شذ و هم میتوان به وجود مدبری که فوق تدبیر ماست ره برد. (حدیث1)
همچنین مراجعه کنید به جلسه486، حدیث1، و تدبر3
4) «وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرينَ»
انسان خود را بر انجام بسیاری از کارها توانا میبیند، اما چون به همه چیز احاطه ندارد، امور به طور دیگری رخ میدهد و ناتوانی وی برملا میگردد.
5) «وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرينَ»
یکی از علل تصمیمهای ناروا و زمین خوردنها این است که انسان فقط ظواهر امور را دیده و با تحلیلی ظاهربینانه خود را بر انجام کاری توانا دیده است.
اگر کسی خدا را شناخته باشد میفهمد که اگر خدا نخواهد، انسان توانایی بر هیچ کاری ندارد، هرچند همه ظواهر به نفع وی باشد.