1) «فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ»
صاحبان باغ بعد از اینکه همدیگر را صدا زدند و بر قصد سوءشان تاکید کردند، به سمت باغشان به راه افتادند در حالی که آهسته با هم سخن میگفتند.
بسیاری از گناهکاران میکوشند مخفیانه به هدف خود برسند، در حالی که حتی اگر بتوانند کار خود را از مردم مخفی کنند، چیزی از خدای این مردم مخفی نمیمانند؛ و چهبسا او قبل از اینکه آنها حرکتشان را شروع کنند، آنها را مجازات کرده است و هنوز نمیدانند.
2) «فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ»
چرا به همین مطلب بسنده نکرد که بگوید «به راه افتادند و به باغ رسیدند»؛ بلکه به اینکه «با هم آهسته سخن میگفتند» هم اشاره کرد؟
الف. نشان دهد نگرانی آنها را از اقدامشان.
ب. تاکید کند که کسی که تصمیم ناصوابی میگیرد، دائما سعی در مخفی کاری دارد.
ج. ...
3) «فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ»
تعبیر ساده برای «رفتند»، عبارت «ذهبوا» است. اما چرا از تعبیر «انطلقوا» استفاده کرد؟ (انطلقوا: به معنای رفتنی است که با نوعی رها شدن از هر قید و بندی همراه باشد.)
الف. شاید میخواهد نشان دهد که با چه اطمینان خاطری – به اینکه میتوانند کارشان را آن طور که برنامهریزی کردهاند، انجام دهند – به راه افتادند.
ب. شاید میخواهد به تناقضی که وجودشان را در بر گرفته اشاره کند: از سویی از حیث تصمیمی که گرفته بودند احساس رهایی و خاطرجمعی میکردند، از سوی دیگر، در حال مخفیکاری بودند.
ج. ...