1) روایت شده است که یکبار امام صادق ع به منزل زید [بن علی بن حسین ع، عموی امام صادق ع] رفتند و او عازم عمره بود. به وی مکتوبی را دادند که عموی ایشان مخارج اهل و عیال خود و اینکه برای هرکس چقدر باید داده شود نوشته بود که در آن این طور بود که برای فلانی و فلانی و فلانی این قدر؛ و در آن استثناء [= انشاءالله] ننوشته بود.
حضرت فرمود: کسی که این مطالب را نوشته و ان شاء الله نیاورده، چگونه گمان میکند که این به سرانجام برسد؟!
سپس قلم و دوات خواستند و جلوی هر اسمی انشاءالله اضافه کردند.
النوادر(للأشعري)، ص57؛ الكافي، ج7، ص448۱
رَوَى لِي مُرَازِمٌ قَالَ: دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَوْماً إِلَى مَنْزِلِ زَيْدٍ وَ هُوَ يُرِيدُ الْعُمْرَةَ فَتَنَاوَلَ لَوْحاً فِيهِ كِتَابٌ لِعَمِّهِ فِيهِ أَرْزَاقُ الْعِيَالِ وَ مَا يَخْرُجُ لَهُمْ فَإِذَا فِيهِ لِفُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ لَيْسَ فِيهِ اسْتِثْنَاءٌ فَقَالَ لَهُ مَنْ كَتَبَ هَذَا الْكِتَابَ وَ لَمْ يَسْتَثْنِ فِيهِ كَيْفَ ظَنَّ أَنَّهُ يُتِمُّ ثُمَّ دَعَا بِالدَّوَاةِ فَقَالَ أَلْحِقْ فِيهِ فِي كُلِّ اسْمٍ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
2) از امام باقر درباره آیه «و قطعا پیش از این با آدم عهدی بستیم اما فراموش کرد و در او عزمی نیافتیم» (طه/115) روایت شده که فرمودهاند: همانا خداوند عز و جل هنگامی که به آدم فرمود که وارد بهشت شو؛ به او فرمود: آدم! به این درخت نزدیک مشو! و میدید که او چنین خواهد کرد.
آدم به پروردگارش عرض کرد: چگونه [ممکن است که] من نزدیک آن شوم در حالی که من و همسرم را از آن نهی فرمودهای؟!
خداوند به آن دو فرمود به آن نزدیک نشوید؛ یعنی از آن نخورید.
آدم و همسرش گفتند: چشم، پروردگارا ! نه بدان نزدیک میشویم و نه از آن میخوریم؛ و در سخنشان، [مشیت خدا را] استثنا نکردند [= انشاءالله نگفتند].
پس خداوند آنها را به خودشان و حافظه خودشان واگذار کرد؛ و خداوند در کتاب خود به پیامبرش فرمود: «و هرگز مگو که من فردا انجام دهنده این کار هستم؛ مگر اینکه [بعدش بگویی: مگر] خدا بخواهد» (کهف/23) که آن را انجام ندهم، که اگر در مشیت خداوند چنین رقم خورده باشد که آن را انجام ندهم توان آن را نخواهم داشت که انجامش دهم.
امام ع در ادامه فرمود: بدین جهت است که خداوند عز و جل [در ادامهاش] فرمود: «و یاد کن پروردگارت را وقتی که فراموش کردی» (کهف/24)یعنی مشیت خدا را در انجام کارت استثنا کن.
الكافي، ج7، ص448
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِمَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُسْتَنِيرِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» قَالَ فَقَالَ
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا قَالَ لآِدَمَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ لَهُ يَا آدَمُ لَا تَقْرَبْ هَذِهِ الشَّجَرَةَ قَالَ وَ أَرَاهُ إِيَّاهَا فَقَالَ آدَمُ لِرَبِّهِ كَيْفَ أَقْرَبُهَا وَ قَدْ نَهَيْتَنِي عَنْهَا أَنَا وَ زَوْجَتِي قَالَ فَقَالَ لَهُمَا لَا تَقْرَبَاهَا يَعْنِي لَا تَأْكُلَا مِنْهَا فَقَالَ آدَمُ وَ زَوْجَتُهُ نَعَمْ يَا رَبَّنَا لَا نَقْرَبُهَا وَ لَا نَأْكُلُ مِنْهَا وَ لَمْ يَسْتَثْنِيَا فِي قَوْلِهِمَا نَعَمْ فَوَكَلَهُمَا اللَّهُ فِي ذَلِكَ إِلَى أَنْفُسِهِمَا وَ إِلَى ذِكْرِهِمَا قَالَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ ص فِي الْكِتَابِ «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» أَنْ لَا أَفْعَلَهُ فَتَسْبِقَ مَشِيئَةُ اللَّهِ فِي أَنْ لَا أَفْعَلَهُ فَلَا أَقْدِرَ عَلَى أَنْ أَفْعَلَهُ قَالَ فَلِذَلِكَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ» أَيْ اسْتَثْنِ مَشِيئَةَ اللَّهِ فِي فِعْلِكَ.۲