📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهينٍ»
افراد پرادعا و فرومایه نباید در پستهای حکومتی – که دیگران باید از آنان اطاعت کنند – قرار گیرند. (اقتباس از تفسیر نور، ج10، ص177)
2) «وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهينٍ»
کسانی که زیاد سوگند میخورند سوگندشان اعتباری ندارد و نباید از سخن آنان پیروی کرد.
تاملی در جامعهشناسی جامعه دینی
سوگند خوردن غالبا جایی رخ میدهد که میخواهیم خدا را به عنوان شاهدی بر مدعای خود ویا شاهدی بر عهدی که با دیگران بستهایم، بیاوریم. درواقع سوگند، یک عمل اجتماعی و بشدت ناظر به مخاطب است؛ یعنی مخاطب باید قداست آن چیزی را که به او سوگند خورده میشود باور داشته باشد تا آن سوگند را ضمانتی برای آن مدعا قلمداد نماید.
کسی که خدا را جدی باور دارد، حرمت و جلالت خدا را هم جدی میداند؛ چنین کسی میکوشد تا آنجا که ممکن است، سوگند نخورد (حدیث2) – و چه بسا حاضر است از حقش صرف نظر کند اما خدا را در معرض سوگند خود قرار ندهد (حدیث1).
پس
کسی که زیاد سوگند میخورد؛
اولا حرمت و جلالت خدا چندان در چشمش بزرگ نیست؛ و
ثانیا درصدد است از باورهای دینی مخاطب برای جلب اعتماد او به خود مایه گذارد و میتوان گفت از باورهای دینی مخاطب سوءاستفاده میکند.
شاید بدین جهت است که در قرآن بارها این «بسیار سوگند خوردن» را از ویژگیهای منافق برشمرده است. (از 13 مورد استعمال ماده «حلف» در قرآن کریم، غیر از آیه فوق و آیه89 سوره مائده، همه موارد دیگر مشخصا درباره منافقان است. (نساء/62؛ توبه/42، 56، 62، 74، 96، 96، 107؛ مجادله/14، 16)
3) «وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهينٍ»
از کسی که زیاد سوگند میخورد و فرومایه است نباید پیروی کرد.
در آیات بعدی صفات دیگر این انسانی را که نباید از او پیروی کرد آورده است. مطالبی که در آیات بعدی آمدی همگی بوضوح از رذایل اخلاقی است: عیبجویی، سخنچینی، مانع خیر بودن، تجاوزگری، گناهکاری و ... . با این حال، مقدم بر همه آنها صفت «بسیار سوگند خوردن» را آورد و فرومایگی را.
اما چرا چنین صفاتی را مقدم بر همه ذکر کرد؟
الف. شاید بدین جهت که رذیله بودن «زیاد سوگند خوردن» بر اغلب مردم آشکار نیست و این زمینه بیشتری برای فریب مردم را دارد.
ب. شاید چون مساله در درجه اول ناظر به «اطاعت کردن» است تا «بد بودن». یعنی ممکن است برخی رذایل اخلاقی باشند که بخودی خود بسیار بدتر باشند؛ اما در مقام اطاعت کردن، این رذیله است که طبق توضیح فوق، بسیار زمینه منحرف کردن دیگران را دارد.
ج. ...
2) «وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهينٍ»
یکی از مهمترین خصلتهایی که در شخصی که قرار است مورد پیروی واقع شود نباید وجود داشته باشد، خصلت «فرومایگی» (مهین) است.
چرا؟
الف. کسی که فرومایه است و خود را خوار میبیند، هر بدیای ممکن است انجام دهد و نمیتوان به خوبیاش امید بست (حدیث3)
ب. کسی که حقیر و فرومایه است، افق دیدش کوچک است، و پیروی از وی ما را محدود و کوتهبین خواهد کرد. (حدیث4)
ج. ...
نکته تخصصی انسانشناسی
خداوند از روح خود در انسان دمید و به انسان شرافت و منزلتی بخشید که او را مسجود همه ملائکه قرار داد؛ یعنی اگر در مسیری که خداوند تعیین کرده درست قدم بردارد همه عالَم در اختیار اوست. اگر کسی این روح الهی خود را باور کند، به ارزش خود پی میبرد و خود را بزرگ میبیند، پس می کوشد این حقیقت عظیم را در امور مبتذل خرج نکند، به هر پَستیای دل نمی بندد و عمر خود را در هر جایی هدر نمیدهد. چنین کسی در مواجهه با دیگران هم دنبال ارتقای روح خود است و لذا هیچگاه درصدد سوءاستفاده دنیوی از دیگران برنمیآید؛ لذا اگر ما را به کاری بخواند، خیری حقیقی را در نظر گرفته است و می توان از او پیروی نمود.
اما کسی که این بزرگی خود را باور ندارد و خود را در افق زندگی مادی و صرفا اندکی پیشرفتهتر از حیوان میبیند، برای همین زندگی برنامه میریزد و برای رسیدن به منافع مادی خویش حاضر است هر کاری بکند؛ پس نه از شر او میتوان ایمن بود و نه به خیر او می توان امید بست.