1) «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ»
میدانیم که «ن» یکی از حروف مقطعه است و این حروف مقطعه از اولین سورههای مکی (که دومین یا سومین سوره نازل شده بر پیامبر ص است) مشاهده میشود و تا سورههای مدنیای نظیر سورههای بقره، آلعمران حضور دارد. این حروف 14 حرف از 28 حرف زبان عربی را شامل میشوند (أ، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق، ك، ل، م، ن، ه،ی که در عبارت «صراط علی حق نمسکه» همگی جمع شدهاند) درباره اینکه به طور کلی مقصود از این حروف مقطعه چیست اقوالی مطرح است. مرحوم طبرسی 14 دیدگاه برشمرده است: (مجمعالبیان، ج1، ص112-113۱)
1. اینها مصداق «متشابهات»ی هستند که تاویلش را جز خدا نمیداند. (این از اهل بیت ع روایت شده است)
2. هر کتابی «صفوه» [خالص و برگزیده] ای دارد؛ و صفوه قرآن حروف تهجی است. (این حدیثی است که اهل سنت از امیرالمومنین ع روایت کردهاند؛ و شاید قول 17 هم به همین قول برگردد)
3. خداوند در هر کتاب [آسمانی] سرّی دارد و سرّ او در قرآن این حروف ابتدای سورههاست (شعبی)؛
4. هریک اسم سورهای است که این حرف در ابتدایش آمده است. (حسن و زید بن اسلم)
5. دلالت بر اسماء و صفات خداوند دارد (ابنعباس) که درباره چگونگی آن هم اقوال متعددی است؛ که در ذیل هر مورد باید روایات خاص آن را دید که گاه برای یک مورد چندین روایت آمده که چهبسا هرکدام از اینها بر چندین معنای متفاوت دلالت دارد. و نیز برخی اینها را اعم از اسم خدا، اسامی پیامبر اکرم ص، اسم فرشتگان و ... دانستهاند؛ (همچنین؛ ر.ک: التحرير و التنوير، ج1، ص205)
6. اینها اسماءالله هستند که از هم جدا شدهاند و اگر کسی به ترکیب آنها راه یابد میتواند به اسم اعظم برسد. مثلا «الر» و «حم» و «ن» با همدیگر «الرحمن» میشوند و ... (سعید بن جبیر)
7. اسمهای قرآن می باشند (قتاده)
8. اموری هستند که خداوند بدانها سوگند یاد کرده است و در واقع، برخی از اسامی خداوند است که بدانها سوگند خورده شده است (ابنعباس و عکرمه)
9. اینها همان حروف الفبا هستند که به خاطر اهمیتشان در تمام زبانها خداوند بدانها سوگند یاد کرده است؛ گویی میفرماید: سوگند به این حروف که قرآن کلام من است.(اخفش)
10. اینها شروع اسمهای خداوندند و در آنها هیچ حرفی نیست مگر اینکه درباره نعمت یا بلایی از نعمتها و بلایای اوست ویا مدت و مهلت یک قومی را بیان میکند (ابوالعالیه، در احادیث ما هم مویداتی دارد)
11. اینها بر مدتی که امت اسلام در جهان برقرار است دلالت می کند بر اساس محاسبات جمل (حساب ابجد) (مقاتل، علی بن فضال مجاشعی، و برخی روایات)
12. منظور حروف الفباست که با بیان برخی از بقیه بینیاز شده، چنانکه میگوییم «ابجد» یا «ا ب پ ت» و منظورمان کل حروف الفباست.
13. کافران با سرو صدا مانع شنیدن سخن پیامبر ص میشدند، اینها در ابتدای سورهها آمد و آنها چنین سخن گفتنی نشنیده بودند لذا سکوت میکردند تا ببینند پیامبر ص چه میخواهد بگوید.
14. میخواهد بفرماید این قرآنی که از آوردن شبیهش عاجز شدهاید با همین حروفی که میشناسید بیان شده است (قطرب، ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی)
اما اقوال دیگری هم هست که دیگران اشاره کردهاند:
15. هر یک اشاره به غرض اصلی آن سوره دارد؛ مثلا «ن» دلالت بر «نصر» دارد؛ «ق» دلالت بر قرآن یا قهر الهی دارد و ... (المیزان، ج18، ص7-8)
16. برای هشدار باش به مخاطب است. (المیزان، ج18، ص7-8)
17. حروفیاند که [برای کسی که علمش را داشته باشد] کل قرآن از آنها استخراج میشود مثلا سوره بقره از «الم» و ... و اینها همان «ام الکتاب» و «محکمات» قرآناند (ابوفاخته، به نقل تفسیر طبری، ج3، ص117؛ المیزان، ج3، ص33)
و ابنعاشور نیز کل اقوال را در سه نوع قرار داده و مجموعا 21 دیدگاه استخراج کرده که به نظر میرسد برخی با یکدیگر قابل تلفیق میباشد و تنها دو مورد را به فهرست بالا میتوان اضافه کرد:
18. حروفی هستند که هریک دال بر مطلبی در تزکیه قلب میباشند (ابنعربی)
19. علامتی برای اهل کتاب است (در دعدههای پیامبران آنها آمده بود که پیامبری خواهد آمد که کتاب آسمانیاش دارای حروف مقطعه است [و هیچیک از کتب آسمانی قبلی چنین چیزی نداشته است] (التحرير و التنوير، ج1، ص: 205-213) ۲
2) «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ»
میدانیم که «ن» یکی از حروف مقطعه است درباره اینکه به طور کلی مقصود از این حروف مقطعه چیست در تدبر1 اقوالی مطرح شد. علاوه بر آنها، در خصوص «ن» در این سوره هم دیدگاههای زیر مطرح شده است:
1. منظور «ماهی» است؛ [مویدش هم آن است که کلمه «نون» در عربی به معنای «ماهی» به کار رفته است چنانکه در قرآن کریم، حضرت یونس را که در شکم ماهی افتاد «ذا النون» خوانده است (انبیا/87)]
برخی این را همین ماهیهایی که در دریا هستند دانستهاند که از عجایب آفرینش میباشند؛ و برخی آن را تعبیری استعارهای از یکی از اولین آفریدههای خدا، که آفرینش آن حتی بر آفرینش زمین مقدم بوده، قلمداد کردهاند (ابنعباس، مجاهد، مقاتل، سدی، مجمع البيان، ج10، ص499).۳
2. یکی از حروف «الرحمن» است (ابنعباس، مجمع البيان، ج10، ص499). (توضیح در دیدگاه شماره4 تدبر قبل)
3. «دوات» [مُرکّب، جوهری که برای نوشتن استفاده میشود] است. (حسن، قتاده، ضحاک، مجمع البيان، ج10، ص499) [یکی از معانی کلمه «نون» دوات است و احادیثی نیز در تایید این دیدگاه میتوان یافت، مانند حدیث2 و 3]
4. لوحی از نور است (منسوب به پیامبر ص، مجمع البيان، ج10، ص499)
5. نام نهری در بهشت است. (حدیث2؛ و مجمع البيان، ج10، ص499)
6. نام فرشتهای از فرشتگان الهی است. (حدیث3)
7. نامی از نامهای پیامبر اکرم ص است. (حدیث1)
لازم به ذکر است که بسیاری از این دیدگاهها که ممکن است در نظر اول با هم ناسازگار به نظر برسد با همدیگر قابل جمع است چنانکه در حدیث3 معانی 3 تا 6 از معانی فوق با هم یکی شدهاند و آیت الله حسن زاده آملی در تعلیقهاش بر کتاب منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، (مقدمه2، ص23) توضیحی عرفانی میدهند که دیدگاههای دیگر را هم با این دیدگاهها جمع میکنند.۴
3) «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ»
این قلمی که بدان سوگند خورده شده چیست؟
الف. اشاره به حقیقتی ماورایی و فرشتهای از فرشتگان خداوند است که همه حقایق عالم را متناسب با عالم ماوراء در لوح محفوظ تثب و ضبط کرده است. (حدیث2 و 3)
ب. اشاره به حقیقت امیرالمومنین است (حدیث1) خواه از این جهت که اوست که حقایق شریعت اسلام را از پیامبر ص بتمامه دریافت کرد و در عالم نشر داد (همانند قلم، که کارش نشر مطالب است) خواه از این جهت که به خاطر برخورداری از فصاحت و بلاغت فوقالعادهاش «قلم» معرفی اسلام در عالم گردید؛ یا ...
ج. اشاره به همین قلمهای عادی ماست که اگر آنها نبودند فرهنگ و تمدن بشری چنین گسترشی پیدا نمیکرد.