سوره المزمل - آیه 4

۴۴۹) سوره مزّمّل (۷۳) آیه ۴ أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً ۲۲ رمضان ۱۴۳۸
۱۳۹۶/۰۳/۲۷

یا بر آن بیفزا؛ و قرآن را، آن گونه که سزاوار است، به ترتیل [= با تأنی و رعایت ترتیب] تلاوت کن!

«رَتِّل ... تَرْتِيلًا»

ماده «رتل» در اصل به معنای خوب نظم و نسق دادن و کنار هم چیدن می باشد (التحقيق فی كلمات القرآن الكريم، ج‏4، ص51) چنانکه به شخصی که دندان‌های منظم و مرتبی دارد «رَتِلُ الاسنان‏» می‌گویند؛ و «ترتیل» در مورد کلام به معنای این است که سخن راحت و البته محکم (بسهولة و استقامة) ادا شود (مفردات ألفاظ القرآن، ص341)؛ به تعبیر دیگر، یعنی با تأنی و بدون عجله بیان کردن کلمات (المصباح المنير، ج‏2، ص218)

لازم به ذکر است که این کلمه در قرآن کریم، غیر از معنای شایع امروزی «ترتیل» است که سبک خاصی از قرائت می‌باشد و در عرض «تحقيق» و «تحدير» و «تدوير» به کار می‌رود و بعدا پیدا شده است؛ و در واقع، کسانی که بعدها چنین نام‌گذاری‌ای کرده‌اند، خواسته‌اند بگویند این مدل قرائت، مدلی است که «ترتیل» قرآن در آن، بیشتر رعایت می‌شود.۱

این ماده تنها 4 بار و همواره در همین باب تفعیل در قرآن کریم به کار رفته است، که دوبار آن در آیه فوق؛ و دوبار دیگر در آیه32 سوره فرقان است: «رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً».


  1. . در صدر اسلام هم بیشتر این تعبیر را در مقابل کسانی که با عجله قرآن را قرائت می‌کرده و حق حروف و کلمات را ادا نمی‌کرده‌اند به کار می‌رفته است:
    «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» أي بينه بيانا و اقرأه على هينتك ثلاث آيات و أربعا و خمسا عن ابن عباس قال الزجاج و البيان لا يتم بأن تعجل في القرآن إنما يتم بأن تبين جميع الحروف و توفي حقها من الإشباع قال أبو حمزة قلت لابن عباس إني رجل في قراءتي و في كلامي عجلة فقال ابن عباس لأن أقرأ البقرة أرتلها أحب إلي من أن أقرأ القرآن كله و قيل معناه ترسل فيه ترسلا عن مجاهد و قيل معناه تثبت فيه تثبتا عن قتادة و روي عن أمير المؤمنين (ع) في معناه أنه قال بينه بيانا و لا تهذه هذ الشعر و لا تنثره نثر الرمل و لكن أقرع به القلوب القاسية و لا يكونن هم أحدكم آخر السورة و عن أبي عبد الله (ع) قال إذا مررت بآية فيها ذكر الجنة فاسأل الله الجنة و إذا مررت بآية فيها ذكر النار فتعوذ بالله من النار و قيل الترتيل هو أن تقرأ على نظمه و تواليه و لا تغير لفظا و لا تقدم مؤخرا و هو مأخوذ من ترتل الأسنان إذا استوت و حسن انتظامها و ثغر رتل إذا كانت أسنانه مستوية لا تفاوت فيها و قيل رتل معناه ضعف و الرتل اللين عن قطرب قال و المراد بهذا تحزين القرآن أي اقرأه بصوت حزين و يعضده ما رواه أبو بصير عن أبي عبد الله (ع) في هذا قال هو أن تتمكث فيه و تحسن به صوتك و روي عن أم سلمة أنها قالت كان رسول الله ص يقطع قراءته آية آية و عن أنس قال كان يمد صوته مدا و عن عبد الله بن عمر قال قال رسول الله ص يقال لصاحب القرآن اقرأ و ارق و رتل كما كنت ترتل في الدنيا فإن منزلتك عند آخر آية تقرؤه (مجمع البيان، ج‏10، ص569)
    ↩

برخی از به‌اصطلاح روشنفکران چنین توهم کرده‌اند که قرآن کریم همچون مکاشفات عرفا بوده است که خودشان آن را در قالب کلام می‌ریخته‌اند؛ و این الفاظ از شخص پیامبر ص است.

گذشته از اینکه این ادعا صرفا یک گمانه‌زنی سلیقه‌ای بوده و با هیچ دلیلی همراه نشده، وجود این گونه تعابیر بشدت این تلقی را زیر سوال می‌برد. در قرآن کریم، الفاظ هم موضوعیت دارند تا حدی که نه‌تنها درباره شمرده‌شمرده خواندن و با لحن زیبا خواندن آنها هم توصیه شده است؛ بلکه بیان شده که مطلب بر شخص پیامبر ص هم همین طور القا شده است. آیا درباره مطالعه هیچ کتاب عرفانی‌ای دیده‌اید توصیه‌ای درباره چگونه تلفظ کردن الفاظش مطرح شود؟

4) «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً ... أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»

مقدمه1. تعبیر «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً» کاملا در همان سبک و سیاق تعبیر « قُمِ اللَّيْلَ» و عطف به آن آمده است.

مقدمه2. در احادیث پیامبر ص و اهل بیت ع، و از نظر عموم مفسران، خطابِ «به ترتیل بخوان» خطابی برای هر مسلمان مومنی است که بخواهد قرآن بخواند.

نتیجه: پس قیام شبانه به عبادت نیز صرفاً یک دستوری به پیامبر ص نیست؛

حداکثر این است که بگوییم نماز شب بر پیامبر ص واجب، و برای بقیه مستحب است؛ اما به هر حال، اگر عبارت «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً» را خطاب به خود می‌بینیم، عبارت «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً ... أَوْ زِدْ عَلَيْهِ» را نیز خطاب به خود ببینیم. (جلسه قبل، تدبر4)

5) «أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»

در ادامه قیام شبانه، که کنایه از نماز شب است، از ترتیل قرآن سخن گفت.

این تعبیر قرینه‌ای است که این توصیه به ترتیل قرآن در شب، توصیه‌ای است به قرائت قرآن در نمازهای شب؛ چنانکه در برخی از احادیث نیز وقتی سوال از «قیام شبانه به تلاوت قرآن» مطرح می‌شده، اهل بیت ع با «چنین نماز بخواند» پاسخ می‌داده‌اند؛ مثلا «إِنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قِيَامِ اللَّيْلِ بِالْقُرْآنِ فَقَالَ لَهُ أَبْشِرْ! مَنْ صَلَّی مِنَ اللَّيْلِ ...» (ثواب الأعمال، ص44)۱

6) «أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»

یکبار سه آیه گذشته را مرور کنیم:

«قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً،

نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً،

أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً:

شب را جز اندکی به‌ پا خیز!

نصف آن را، یا بکاه از آن اندکی؛

یا بر آن بیفزا، و قرآن را، آن گونه که سزاوار است، به ترتیل تلاوت کن!»

اگر دست ما بود، احتمالا این دو نکته دو آیه اخیر را با هم در یک آیه ترکیب می‌کردیم و سپس جمله آخر را در یک آیه مستقل می‌آوردیم. (چنانکه اغلب مفسران در شرح آیه این گونه عمل کرده‌اند)

یعنی بعد از آنکه بیان شد «شب را جز اندکی به‌ پا خیز!»،

ابتدا می‌گفتیم: «نصف آن را، یا بکاه از آن اندکی، یا بر آن بیفزا»

سپس می‌گفتیم «و قرآن را به ترتیل تلاوت کن»

اما اگرچه در مواردی درباره اینکه محدوده یک آیه کجا بوده، اختلاف‌نظر هست (جلسه446، بحث تعداد آیات سوره) اما در خصوص اینکه این دو آیه به همین صورت توسط پیامبر ص متمایز گشته، هیچ اختلافی نیست.

این جدا کردن «یا بر آن بیفزا» از آیه قبل، و گذاشتن آن در کنار عبارت «و قرآن را به ترتیل تلاوت کن» چه نکته‌ای دارد؟

الف. عملا ما را متوجه سازد نسبت به دو نکته «تسامح بعد از ابلاغ تکلیف» (جلسه قبل، تدبر1) و «سخت‌گیری برای رشد صاحبان ظرفیت‌های بالاتر» (تدبر1)

ب. نشان دهد که افزودن بر میزان عبادات، نباید به نحوی باشد که فهم و حضور قلب در عبادت را تحت‌الشعاع قرار دهد. (تدبر2)

ج. نشان دهد همان طور که ترتیل خواندن توضیه‌ای صرفاً به پیامبر ص نیست، قیام نیمی از شب، با کم و بیش آن هم، صرفاً برای پیامبر نیست (تدبر4)

د. تاکید کند که توصیه به خواندن قرآن در شب،‌ در درجه اول، توصیه به خواندن قرآن در نماز شب است. (تدبر5)

ه. ...


  1. . أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اللَّيْثِ عَنْ جَابِرِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع إِنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قِيَامِ اللَّيْلِ بِالْقُرْآنِ فَقَالَ لَهُ أَبْشِرْ مَنْ صَلَّی مِنَ اللَّيْلِ عُشْرَ لَيْلَةٍ لِلَّهِ مُخْلِصاً ابْتِغَاءَ ثَوَابِ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ اكْتُبُوا لِعَبْدِي هَذَا مِنَ الْحَسَنَاتِ عَدَدَ مَا أَنْبَتَ اللَّهُ مِنَ النَّبَاتَاتِ فِي اللَّيْلِ مِنْ حَبَّةٍ وَ وَرَقَةٍ وَ شَجَرَةٍ وَ عَدَدَ كُلِّ قَصَبَةٍ وَ حوطة [خُوطٍ] وَ مَرْعًی وَ مَنْ صَلَّی تُسْعَ لَيْلَةٍ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَشْرَ دَعَوَاتٍ مُسْتَجَابَاتٍ وَ أَعْطَاهُ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ* يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ صَلَّی ثُمُنَ لَيْلَةٍ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ شَهِيدٍ صَابِرٍ صَادِقِ النِّيَّةِ وَ شُفِّعَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ مَنْ صَلَّی سُبُعَ لَيْلَةٍ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ يَوْمَ يُبْعَثُ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ حَتَّی يَمُرَّ عَلَی الصِّرَاطِ مَعَ الْآمِنِينَ وَ مَنْ صَلَّی سُدُسَ لَيْلَةٍ كُتِبَ مَعَ الْأَوَّابِينَ وَ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ صَلَّی خُمُسَ لَيْلَةٍ زَاحَمَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلَ اللَّهِ فِي قُبَّتِهِ وَ مَنْ صَلَّی رُبُعَ لَيْلَةٍ كَانَ أَوَّلَ الْفَائِزِينَ حَتَّی يَمُرَّ عَلَی الصِّرَاطِ كَالرِّيحِ الْعَاصِفِ وَ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ وَ مَنْ صَلَّی ثُلُثَ لَيْلَةٍ لَمْ يَلْقَ مَلَكاً إِلَّا غَبَطَهُ بِمَنْزِلَتِهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قِيلَ لَهُ ادْخُلْ مِنْ أَيِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ الثَّمَانِيَةِ شِئْتَ- وَ مَنْ صَلَّی نِصْفَ لَيْلَةٍ فَلَوْ أُعْطِيَ مِلْ‏ءَ الْأَرْضِ ذَهَباً سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ لَمْ يَعْدِلْ أَجْرُهُ جَزَاءً وَ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَقَبَةً يُعْتِقُهَا مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ وَ مَنْ صَلَّی ثُلُثَيْ لَيْلَةٍ كَانَ لَهُ مِنَ الْحَسَنَاتِ قَدْرُ رَمْلِ عَالِجٍ أَدْنَاهَا حَسَنَةٌ أَثْقَلُ مِنْ جَبَلِ أُحُدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ مَنْ صَلَّی لَيْلَةً تَامَّةً تَالِياً لِكِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ رَاكِعاً وَ سَاجِداً وَ ذَاكِراً أُعْطِيَ مِنَ الثَّوَابِ أَدْنَاهَا أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الذُّنُوبِ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ يُكْتَبُ لَهُ عَدَدَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ مِثْلَهَا دَرَجَاتٌ وَ يَثْبُتُ لَهُ النُّورُ فِي قَبْرِهِ وَ يُنْزَعُ الْإِثْمُ وَ الْحَسَدُ مِنْ قَلْبِهِ وَ يُجَارُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ يُعْطَی بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ يُبْعَثُ مِنَ الْآمِنِينَ وَ يَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لِمَلَائِكَتِهِ يَا مَلَائِكَتِي انْظُرُوا إِلَی عَبْدِي أَحْيَا لَيْلَةً ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي أَسْكِنُوهُ الْفِرْدَوْسَ- وَ لَهُ فِيهَا مِائَةُ أَلْفِ مَدِينَةٍ فِي كُلِّ مَدِينَةٍ جَمِيعُ مَا تَشْتَهِي الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ مَا لَا يَخْطُرُ عَلَی بَالٍ سِوَی مَا أَعْدَدْتُ لَهُ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ الْمَزِيدِ وَ الْقُرْبَةِ.↩

1) از امام صادق عليه السّلام از پدر و اجداد خود، از علی عليه السّلام روايت شده كه از رسول خدا صلّی اللَّه عليه و آله و سلّم در مورد «و رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا: قرآن را به ترتیل تلاوت کن» سوال شد.

فرمود: قرآن را واضح و محکم بخوانيد، مانند شن‌های پراکنده آن را به هم نريزيد [ظاهرا کنایه از افراط در کُند خواندن]، و مانند شعر خواندن با عجله و سرعت قرائت نكنيد؛

در کنار عجايب آن توقّف كنيد؛

دلهای‌تان را با آن به حرکت درآورید؛

و همّ و غم‌ّتان رسیدن به پایان سوره نباشد.

الجعفريات (الأشعثيات)، ص180؛ النوادر (للراوندي)، ص30

وَ بِإِسْنَادِهِ [= أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ] عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا فَقَالَ ص تُثَبِّتُهُ تَثْبِيتاً [بَيِّنْهُ تِبْيَاناً] لَا تَنْثُرُهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَا تَهُذُّهُ هَذَّ الشِّعْرِ قِفُوا عِنْدَ عَجَائِبِهِ حَرِّكُوا بِهِ الْقُلُوبَ وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ.

این حدیث در الكافي، ج‏2، ص614؛ مجمع البيان، ج‏10، ص569 از قول خود امیرالمومنین ع با اندک تفاوتی در عبارات روایت شده است.۱

2) روایت شده است که ابوبصیر به امام صادق ع عرض کرد: فدایت شوم! آیا قرآن را در ماه رمضان در یک شب ختم بکنم؟

فرمود: خیر.

گفت: در دو شب؟

فرمود: خیر.

گفت: در سه شب.

حضرت با دست اشاره‌ای کردند و فرمودند: بله. سپس فرمودند: ابامحمد! بدرستی که ماه رمضان حق و حرمتی دارد که هیچ یک از ماه‌های دیگر همانند او نیست؛ و اصحاب حضرت محمد ص روالشان این بود که هریک قرآن را در یک ماه یا کمتر قرائت می‌کرد. نباید قرآن را تندتند خواند بلکه به ترتیل تلاوت شود:

هنگامی که از آیه‌ای عبور کردی که در آن یادی از بهشت است، نزد آن بایست و از خداوند عز و جل بهشت را مسألت نما ! و هنگامی که آیه‌ای را مرور کردی که در آن حکایت جهنم است، آنجا ابیست و از آتش به خداوند پناه ببر!

الكافي، ج‏2، ص617

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي لَيْلَةٍ؟

فَقَالَ لَا.

قَالَ فَفِي لَيْلَتَيْنِ؟

قَالَ لَا.

قَالَ فَفِي ثَلَاثٍ؟

قَالَ هَا، وَ أَشَارَ بِيَدِهِ، ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ لِرَمَضَانَ حَقّاً وَ حُرْمَةً لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الشُّهُورِ وَ كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ ص يَقْرَأُ أَحَدُهُمُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرٍ أَوْ أَقَلَّ إِنَّ الْقُرْآنَ لَا يُقْرَأُ هَذْرَمَةً وَ لَكِنْ يُرَتَّلُ تَرْتِيلًا فَإِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ الْجَنَّةِ فَقِفْ عِنْدَهَا وَ سَلِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ الْجَنَّةَ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ النَّارِ فَقِفْ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ.

این حدیث با سند و عباراتی متفاوت در الكافي، ج‏2، ص618-619 نیز روایت شده است.۲

3) از امام صادق ع روایت شده است ترتیل عبارت است از اینکه: در آن مکث کنی و با صدای نیکو آن را بخوانی.

و از ام‌سلمه روایت شده است که رسول الله ص روالش این بود که در قرائتش هر آیه را از آیه دیگر جدا می‌کرد.

مجمع البيان، ج‏10، ص569

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَی‏ [الترتیل] هُوَ أَنْ تَتَمَكَّثَ فِيهِ وَ تُحَسِّنَ بِهِ صَوْتَكَ.۳

و روي عن أم سلمة أنها قالت كان رسول الله ص يقطع قراءته آية آية۴

4) از رسول الله روایت شده است:

به همنشین [و قاری] قرآن [در روز قیامت] گفته می‌شود: بخوان و بالا برو و به ترتیل ادا کن، آن گونه که در دنیا به ترتیل ادا می‌کردی، که همانا جایگاه [نهایی] ات نزد آخرین آیه‌ای است که قرائت کنی.

الکشف و البیان فی التفسیر (ثعلبی)، ج10، ص60؛ مجمع البيان، ج‏10، ص569 ؛ الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج19، ص38

أخبرني ابن فنجويه قال: حدّثنا ابن مالك، قال: حدّثنا عبد الله، قال: حدثني أبي، قال: حدّثنا عبد الرحمن عن سفيان عن عاصم عن زر عن عبد الله بن عمرو قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] و سَلَّمَ:

يُقَالُ لصاحِبِ الْقُرْآنِ اقْرَأْ وَارَتْقِ وَرَتِّلْ كَمَا كُنْتَ تُرَتِّلُ فِي الدُّنْيَا، فَإِنَّ مَنْزِلَكَ عِنْدَ آخِرِ آيَةٍ تَقْرَؤُهَا.


  1. . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص بَيِّنْهُ تِبْيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَكُمُ الْقَاسِيَةَ وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ.↩
  2. . مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:
    سَأَلَ أَبُو بَصِيرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا حَتَّی بَلَغَ سِتَّ لَيَالٍ فَأَشَارَ بِيَدِهِ فَقَالَ هَا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ ص كَانَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي شَهْرٍ وَ أَقَلَّ إِنَّ الْقُرْآنَ لَا يُقْرَأُ هَذْرَمَةً وَ لَكِنْ يُرَتَّلُ تَرْتِيلًا إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ النَّارِ وَقَفْتَ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي رَمَضَانَ فِي لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِي ثَلَاثٍ فَقَالَ هَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ نَعَمْ شَهْرُ رَمَضَانَ لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الشُّهُورِ لَهُ حَقٌّ وَ حُرْمَةٌ أَكْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ مَا اسْتَطَعْتَ.
    ↩
  3. . البته در عوالي اللئالي، ج‏2، ص50 به این صورت روایت شده است: وَ رَوَی أَبُو بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ: هُوَ أَنْ تَقْرَأَ بِصَوْتٍ حَزِينٍ وَ تُحَسِّنَ بِهِ صَوْتَك‏.↩
  4. . مرحوم طبرسی در ادامه آورده است: و عن أنس قال كان يمد صوته مدا
    همچنین مرحوم فیض و مرحوم مجلسی هردو نقل کرده‌اند:
    قال أمير المؤمنين ع في قوله تعالی «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» أَنَّهُ حِفْظُ الْوُقُوفِ وَ أَدَاءُ الْحُرُوفِ. (الوافي، ج‏8، ص: 837 ؛ تفسير الصافي، ج‏1، ص: 71؛ بحار الأنوار، ج‏64، ص323)
    ↩

1) «أَوْ زِدْ عَلَيْهِ»

در آیات قبل از پیامبر ص خواست که به شب‌زنده‌داری برای نماز و عبادت اهتمام ورزد، و دوبار تخفیف داد: یکی در همان ابتدا با تعبیر «قلیلاً»، و سپس در آیه بعد که هم این «قلیلاً» را تا حد «نیمی از شب» مجاز کرد و هم با تعبیر «انقص منه قلیلاً» اجازه داد از این مقدار هم کمتر باشد.

در این آیه، می‌فرماید «یا بر آن بیفزا».

شاید چون:

الف. می‌خواهد تشویق ‌کند که این اختیاری را که به تو برای تغییر مدت قیام شب دادیم، صرفاً در راستای کم کردن در پیش نگیر؛ بلکه اگر حال داشتی، چه بهتر که بیش از نیمی از شب را به قیام به عبادت مشغول شوی.

نظرات کاربران

ثبت نظر