برخی از بهاصطلاح روشنفکران چنین توهم کردهاند که قرآن کریم همچون مکاشفات عرفا بوده است که خودشان آن را در قالب کلام میریختهاند؛ و این الفاظ از شخص پیامبر ص است.
گذشته از اینکه این ادعا صرفا یک گمانهزنی سلیقهای بوده و با هیچ دلیلی همراه نشده، وجود این گونه تعابیر بشدت این تلقی را زیر سوال میبرد. در قرآن کریم، الفاظ هم موضوعیت دارند تا حدی که نهتنها درباره شمردهشمرده خواندن و با لحن زیبا خواندن آنها هم توصیه شده است؛ بلکه بیان شده که مطلب بر شخص پیامبر ص هم همین طور القا شده است. آیا درباره مطالعه هیچ کتاب عرفانیای دیدهاید توصیهای درباره چگونه تلفظ کردن الفاظش مطرح شود؟
4) «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً ... أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»
مقدمه1. تعبیر «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً» کاملا در همان سبک و سیاق تعبیر « قُمِ اللَّيْلَ» و عطف به آن آمده است.
مقدمه2. در احادیث پیامبر ص و اهل بیت ع، و از نظر عموم مفسران، خطابِ «به ترتیل بخوان» خطابی برای هر مسلمان مومنی است که بخواهد قرآن بخواند.
نتیجه: پس قیام شبانه به عبادت نیز صرفاً یک دستوری به پیامبر ص نیست؛
حداکثر این است که بگوییم نماز شب بر پیامبر ص واجب، و برای بقیه مستحب است؛ اما به هر حال، اگر عبارت «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً» را خطاب به خود میبینیم، عبارت «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً ... أَوْ زِدْ عَلَيْهِ» را نیز خطاب به خود ببینیم. (جلسه قبل، تدبر4)
5) «أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»
در ادامه قیام شبانه، که کنایه از نماز شب است، از ترتیل قرآن سخن گفت.
این تعبیر قرینهای است که این توصیه به ترتیل قرآن در شب، توصیهای است به قرائت قرآن در نمازهای شب؛ چنانکه در برخی از احادیث نیز وقتی سوال از «قیام شبانه به تلاوت قرآن» مطرح میشده، اهل بیت ع با «چنین نماز بخواند» پاسخ میدادهاند؛ مثلا «إِنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قِيَامِ اللَّيْلِ بِالْقُرْآنِ فَقَالَ لَهُ أَبْشِرْ! مَنْ صَلَّی مِنَ اللَّيْلِ ...» (ثواب الأعمال، ص44)۱
6) «أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً»
یکبار سه آیه گذشته را مرور کنیم:
«قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً،
نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً،
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً:
شب را جز اندکی به پا خیز!
نصف آن را، یا بکاه از آن اندکی؛
یا بر آن بیفزا، و قرآن را، آن گونه که سزاوار است، به ترتیل تلاوت کن!»
اگر دست ما بود، احتمالا این دو نکته دو آیه اخیر را با هم در یک آیه ترکیب میکردیم و سپس جمله آخر را در یک آیه مستقل میآوردیم. (چنانکه اغلب مفسران در شرح آیه این گونه عمل کردهاند)
یعنی بعد از آنکه بیان شد «شب را جز اندکی به پا خیز!»،
ابتدا میگفتیم: «نصف آن را، یا بکاه از آن اندکی، یا بر آن بیفزا»
سپس میگفتیم «و قرآن را به ترتیل تلاوت کن»
اما اگرچه در مواردی درباره اینکه محدوده یک آیه کجا بوده، اختلافنظر هست (جلسه446، بحث تعداد آیات سوره) اما در خصوص اینکه این دو آیه به همین صورت توسط پیامبر ص متمایز گشته، هیچ اختلافی نیست.
این جدا کردن «یا بر آن بیفزا» از آیه قبل، و گذاشتن آن در کنار عبارت «و قرآن را به ترتیل تلاوت کن» چه نکتهای دارد؟
الف. عملا ما را متوجه سازد نسبت به دو نکته «تسامح بعد از ابلاغ تکلیف» (جلسه قبل، تدبر1) و «سختگیری برای رشد صاحبان ظرفیتهای بالاتر» (تدبر1)
ب. نشان دهد که افزودن بر میزان عبادات، نباید به نحوی باشد که فهم و حضور قلب در عبادت را تحتالشعاع قرار دهد. (تدبر2)
ج. نشان دهد همان طور که ترتیل خواندن توضیهای صرفاً به پیامبر ص نیست، قیام نیمی از شب، با کم و بیش آن هم، صرفاً برای پیامبر نیست (تدبر4)
د. تاکید کند که توصیه به خواندن قرآن در شب، در درجه اول، توصیه به خواندن قرآن در نماز شب است. (تدبر5)
ه. ...