📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ»
پیامبر ص و کسانی که میخواهند همراه او باشند، اهل تهجد و شب زندهداریاند، در حد نیمی از شب یا یک سوم یا دوسوم شب.
ثمره اخلاقی
نمیشود بدون تهجد و شب زندهداری اهداف اسلام را پیش برد. (جلسه448، تدبر2)
2) «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ»
اگر انتظار اولیه از پیامبر ص و یاران واقعیاش این بوده که از یک سوم تا دو سوم شب را به عبادت برخیزند، این گونه نبوده که حساب و کتاب زمان از دست خداوند خارج شده باشد.
نکته تخصصی انسانشناسی
گاه در ذهن ما چنین میگذرد که انجام کار برای خلق خدا (حتی کار فرهنگی و دینی) چون بسیار اهمیت دارد؛ پس وقت چندانی را نباید به عبادت و خلوت شبانه و راز و نیاز با خدا اختصاص داد؛ و گمان میکنیم اگر کسی توصیه کند که مدتی طولانی از شبانهروز را به قیام به عبادت و تهجد اختصاص دهیم، حساب و کتاب زمان را درست نمیداند.
این ناشی از فهم نادرست ما از توان خویش و نظام اثرگذاری بر دیگران است؛ یعنی حتی اگر اقدام اجتماعی را از عبادت و خلوت با خدا بالاتر بدانیم – که البته این گونه نیست – اما باز هم برای اینکه کار فرهنگی اثرگذار باشد، باید آن تهجد شبانه را جدی گرفت.
ما برای مقدمات هر کاری به اندازهای که برای حصول نتیجه اهمیت دهیم وقت میگذاریم. یک دانشآموزی که قصد قبولی در کنکور در یک رشته معتبر دارد، حداقل یک سال عمده برنامههای زندگی خود را تحتالشعاع مطالعه درسی قرار میدهد تا در کاری که تنها یک روز زمان میبرد موفق شود؛ و اگر قبول شد و خواست به مدارج بالا دست یابد، این بار چندین سال برنامههای زندگی خود را متناسب با تحصیل خود تنظیم میکند. این مطلب را در مورد یک ورزشکاری که قصد قهرمانی در المپیک دارد، سیاستمداری که قصد رسیدن به یک مقام دارد، و ... میتوان مشاهده کرد.
کسی هم که قصد دارد پیام خدا را به گوش جان انسانها برساند، باید به مدت یک عمر، از یک سوم تا دوسوم شبهایش را به تقویت رابطه خود با خدایش بپردازد؛ و اگر خدا چنین برنامهای برای او گذاشته، این گونه نیست که حساب و کتاب زمان از دستش بیرون باشد.
یادمان باشد همان خدایی که زمان روز و شب را مقدر فرموده است، در آیات قبل چنین دستوری به پیامبرش داد (مزمل/2-4) و در این آیه، سایر مومنانی که از این جهت پیامبر ص را اسوه خود قرار دادهاند میستاید؛ و اگر در این زمینه تخفیف داد، این یک تخفیف است، نه اینکه اصل کار مطلوب نباشد (تدبر3)
3) «عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی ... فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ ... وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»
اینکه ناتوانی افراد در این حد از تهجد شبانه را با تعبیر «توبه» مورد عفو قرار داد و دوبار توصیه کرد «پس هر مقدار که برایتان میسر است قرآن بخوانید» و نهایتا کلام را با توصیه به استغفار ختم نمود، نشان میدهد که واقعا آن تهجد طولانی شبانه برای کسی که میخواهد کار فرهنگی انجام دهد یک ضرورت است، تا حدی که اگر در آن تخفیف دادند از او میخواهند به نحو دیگری آن را جبران کند و از این کمکاریش استغفار نماید!
در حقیقت، از این گونه تعابیر فهمیده میشود که تهجد شبانه در حد یک سوم تا دوسوم شب، امری مطلوب و ضروری برای کسی است که میخواهد در مسیر واقعی اسلام گام بردارد. اگر این زمان را تخفیف دادند، نه از این جهت است که این مقدار لازم نیست؛ بلکه از جهت مراعات حال عموم مخاطبین و در نظر گرفتن مشکلاتی است که ممکن است برای برخی از افراد پیش آید (المیزان، ج20، ص76)؛ و لذا اگر در این زمینه تخفیف دادهاند بافاصله از او خواستهاند که با امور دیگری همچون قرائت قرآن و استغفار و ... خلأیی را که به خاطر انجام ندادن این تهجد در وجودش پدید میآید جبران کند.
4) «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ ...»
علم خداوند به حالات بندگان، بهترین انگیزه برای انجام کارهای نیک است. (تفسیر نور، ج10، ص277)
5) «فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»
خواندن و قرائت قرآن، امری است که در توفیق توبه پیدا کردن و قبولی آن موثر است.
6) «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ»
ارتباط با قرآن و تلاوت آن در هر حالی لازم است، حتی در بستر بیماری یا سفر یا جهاد.
اگر در فراز و نشیبها تلاوت قرآن لازم است، در شرایط عادی به طریق اولی لازم خواهد بود. (تفسیر نور، ج10، ص277)
7) «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ...»
اگر خداوند تکلیفی را بر دوش انسانها میگذارد، مشکلات انسانها را هم در نظر گرفته است؛ و برای آن مشکلات هم تخفیفهایی میدهد.
البته اگر به خاطر مشکلات در وظیفهای تخفیف دادند؛
اولا با وظیفه ساده دیگری، آنچه از دست رفته را جبران میکنند (جایگزین برایش قرار میدهند)؛ و
ثانیا این نباید بهانه شود که انسان در مورد سایر وظایفی که برعهده دارد کوتاهی کند؛ سایر وظایف همچنان به قوت خود باقی است. (المیزان، ج20، ص77)۱
8) «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ»
سه دسته مسائل و مشکلات هست که موجب تخفیف در حکم خدا میشود:
مشکلاتی که از اختیار انسان خارج است (مانند بیماری)
مسائلی که به گذراندن معیشت عادی انسان مربوط میشود (مانند مسافرت و طلب روزی)
دشواریهایی که به خاطر عمل به سایر دستورات الهی دامنگیر شخص شده است (مانند جهاد در راه خدا)
9) «و آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً»
اگر از انسان میخواهند اموالش را در راه خدا بدهد، این گونه نیست که با این کار آنها را از دست بدهد:
هرچه در راه خدا بدهد، در واقع آنها را پیشاپیش برای زندگی بعدی خود فرستاده است و با سود مضاعف به او برمیگردانند.
تاثیر خداشناسی در روابط اقتصادی
عدهای گمان میکنند اگر پول بدهند و سود یا ربا بگیرند، واقعا سود بردهاند؛ اما اگر قرضالحسنه بدهند – خصوصا با توجه به مساله تورم – حتما ضرر کردهاند.
این منطق کسی است که حتی اگر ادعای ایمان هم دارد، اما در ته دل خود، خدا را جدی نگرفته است.
اما کسی که خدا را جدی بگیرد، نهتنها قرضالحسنه دادن، بلکه کمک بلاعوض به نیازمندان را کاری بسیار پرسود میبیند، زیرا پولش را به کسی قرض داده که هیچگاه ورشکست نمیشود و آن پول را در زمانی که انسان بشدت محتاج آن است، به انسان برمیگرداند، آن هم بهتر و با پاداش بیشتر (خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً)، یا به تعبیر ساده تر، با سودهای هنگفت - حداقل هزار درصد (ده برابر؛ انعام/160) و چه بسا تا چندصدمیلیون درصد سود خالص (700 برابر و بلکه دوبرابر این، یعنی 1400 برابر؛ بقره/261).
10) «وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»
همه ما قصور و تقصیرهایی داریم، از کسی که همواره از یک سوم تا دو سوم شبها را مخلصانه برای عبادت خدا برمیخیزد، تا کسی که اهل قرائت قرآن و اقامه نماز و ادای زکات و انفاق است؛ همگی نیازمند استغفار و طلب مغفرت از خداوند متعالاند.
11) «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ ... فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»
اقامه نماز و تلاوت قرآن از بهترین آداب شبزندهداری است. (تفسیر نور، ج10، ص277)
12) «آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»
کسب مال حلال و امکانات زندگی، همه فضل الهی است هرچند با کار و تلاش به دست آید. (تفسیر نور، ج10، ص277)
13) «و آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»
وظایف مالی انسان، صرفاً وظایف واجب (زکات) نیست؛ بلکه یک انسان مومن به قرضالحسنه دادن، کمک به نیازمندان و ... نیز اقدام میکند.
14) «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»
گذشت خداوند همراه با مهربانی است. (تفسیر نور، ج10، ص277)
چون موارد زیاد شد، موارد زیر را در کانال نگذاشتم
15) در حدیث زیر (که ابنادریس و سید بن طاووس مستقلا روایت کردهاند)، امام ع از این آیه ترجیح طول دادن رکوع و سجده بر کثرت قرائت در نماز را نتیجه گرفتهاند
الْحَارِثُ بْنُ الْأَحْوَلِ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَيُّهُمَا أَفْضَلُ فِي الصَّلَاةِ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ طُولُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ قَالَ فَقَالَ كَثْرَةُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فِي الصَّلَاةِ أَفْضَلُ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّمَا عَنَى بِإِقَامَةِ الصَّلَاةِ طُولَ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ قَالَ قُلْتُ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ فَقَالَ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ أَفْضَلُ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ ص قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم (السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج3، ص598)
رَوَاهُ الْحُسَيْنُ بْنُ مَحْبُوبٍ السَّرَّادُ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ سُئِلَ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ فِي الصَّلَاةِ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ طُولُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فَقَالَ كَثْرَةُ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّمَا عَنَى بِإِقَامَةِ الصَّلَاةِ طُولَ اللَّبْثِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ قَالَ قُلْتُ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ كَثْرَةُ الْقِرَاءَةِ أَوْ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ فَقَالَ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ. (فلاح السائل و نجاح المسائل (ابنطاووس)، ص30)
16) برخی قائل شدهاند که این آیه حکم نماز شب در حد یک سوم تا دو سوم از شب را که در اول سوره واجب شده بود نسخ کرده است؛ اما هم در میان قدما (مثلا راوندی در فقه القرآن، ج1، ص126) و هم در متاخرین (مثلا علامه طباطبایی در المیزان، ج20، ص74) بر این باورند که لزوما نسخی در کار نیست. بلکه آن حکم اول سوره، حکم استحبابی بر امت بوده است.
17) مواضعی از آیه که چندین معنا برایش مطرح شده است (به نقل از مجمعالبیان، ج10، ص575-576):
الف. «وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ»
1. خداوند زمان آنها را مقدر کرده تا شما در آن زمان آنچه بدان مامور شدهاید را تشخیص دهید.
2. علم بدانچه شما انجام میدهید از او فوت نمیشود. (عطاء) یعنی مقادیر روز و شب را میداند پس میداند آن مقداری از شب را که قیام کردهاید.
ب. «عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ»
1. اشاره است به اینکه برخی کل شب را به نماز میایستادند که مبادا این امر به قیام شب کامل ادا نشده باشد و خدا با این تعبیر فرمود که شما توان معرفت به آن را ندارید. (مقاتل)
2. بقدری ایستادند که پاهایشان متورم شد و خداوند فرمود شما توان احصاء آن حقیقتا را ندارید. (حسن)
3. گفته شده یعنی شما توان مداومت بر قیام شب را ندارید و از شما کوتاهی سر میزند.
ج. «فَتابَ عَلَيْكُمْ»
1. از این جهت که آن را مستحب – نه واجب – قرار داد. (جبائی)
2. یعنی برای شما به خاطر این کوتاهی گناهی ثبت نکرد همان گونه که پیامد کار را از توبهکار برمیدارند.
3. مقصود این است که به شما تخفیف داد.
د. «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»
1. یعنی الان در نماز شب، تا میتوانید قرآن بخوانید. همه مفسران بر این باورند که «قم اللیل) مقصود قیام به نماز در شب است غیر از ابومسلم که میگوید منظور قیام به قرائت قرآن است
2. قرآن بخوانید کنایه است از نماز خواندن (چرا که هر نمازی حاوی قرآن هم هست)
3. مقصود قرآن در غیر نماز است؛ و کسانی که چنین گفتهاند برخی 1این را حمل بر استحباب کردهاند و برخی بر وجوب؛ و در هر صورت در مقدار حداقل آن اختلاف دارند، سعید بن جبیر گفته 50 آیه؛ ابنعباس و حسن و کعب گفتهاند 100 آیه؛ سدی گفته 200 آیه؛ جویبر گفته یک سوم قرآن چون خداوند این مقدار را بر بندگانش آسان گرفته است؛ ولی ظاهر آن است که هر مقدار که خود شخص بخواهد و دوست داشته باشد؛ و از امام رضا ع آمده آن مقداری که با خشوع قلب و صفای باطن باشد (حدیث2)