سوره المزمل - آیه 17

۴۶۳) سوره مزّمّل (۷۳) آیه ۱۷ فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شیباً
۱۳۹۶/۰۴/۱۰

پس چگونه خود را نگه خواهید داشت اگر کفر ورزیدید روزی که نوزادان را پیر می‌سازد.

«شيباً»

از ماده «شیب» است که این ماده و نیز ماده «شوب» (إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَميمٍ؛ صافات/67) دلالت بر اختلاط چیزی با چیز دیگر دارد؛ و ظاهراً بین این دو ماده با ماده «شبب» (جوانی) اشتقاق کبیر وجود دارد (معجم المقاييس اللغة، ج‏3، ص232)، هرچند به لحاظ معنایی «شیب: پیری، وضعیت ضعف و رو به حضیض بودن» درست نقطه مقابل «شباب: جوانی، وضعیت قوت و رو به رشد بودن» باشد (همان، ص177). در واقع، اصل معنا در همگی این سه ماده نوعی مخلوط شدن است؛ «شوب» به معنای اختلاط در مقابل خالص بودن است؛ «شیب» به خاطر حرف «یاء» علاوه بر اختلاط، دلالت بر نفوذ و رو به سرازیری بودن دارد، و «شبب» نیز به خاطر تشدید و تکرار حرف «باء» دلالت بر شدت و استحکام دارد؛ و لذاست که «شیب» در مورد پیری، و «شباب» در مورد جوانی به کار می‌رود. بدین ترتیب «شیبة» لزوما به معنای سن زیاد و «سالخورده بودن» نیست، بلکه اختلاط در مزاج آدمی است که صفا و خلوص اولیه را از بین برده و موجب تغییر و شکستگی در ظاهر و سفیدی موی آدمی می‌شود (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏6، ص161)

تعبیر «شیب الراس» (وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً؛‌مریم/4) به معنای سفیدی موی سر است، یا از باب اینکه موی سفید با موی سیاهی که از قبل بوده آمیخته می‌شود، ویا از باب تشبیه به «الشَیب» که به معنای کوهی است که روی آن را برف پوشانده باشد. (معجم المقاييس اللغة، ج‏3، ص232)

مفهوم سفید مویی با کلمه «شیب» چنان عجین شده که برخی از اهل لغت، اساساً این ماده را به معنای «سفیدی مو» قلمداد کرده‌اند (مفردات ألفاظ القرآن، ص469)

در قرآن کریم، از ماده «شیب» تنها 3 مورد (شَيْباً، مریم/4؛ شَيْبَةً، روم/54؛ شيباً، مزمل/17) به کار رفته و از ماده «شوب» تنها 1 مورد؛ و از ماده «شبب» اصلا استفاده نشده است.

«تَتَّقُونَ»

در جلسه 135 توضیح داده شد که ماده «و‌ق‌ی» به معنای نگهداشتن و حفظ کردن است. «وِقَايَة» به معنای حفظ چیزی است از اینکه مورد اذیت و ضرر قرار بگیرد، و «تَقْوی» به معنای قرار دادن خود در «وقایه»‌ای نسبت به آن چیزی است که ترس از آن می‌رود. http://yekaye.ir/ash-shams-091-08/

«يَوْماً»

به لحاظ نحوی، سه جایگاه برای کلمه «یوماً» در این آیه می‌توان در نظر گرفت (الكشاف، ج‏4، ص641) که هر سه مستقلا می‌تواند مد نظر بوده باشد:

الف. «مفعول به» باشد برای «تتقون»، که در این صورت، بسیاری آن را وابسته به کلمه محذوفی دانسته‌اند؛ و معنا بدین صورت می‌شود: «چگونه خود را از [عذاب] روز قیامت نگه می‌دارید، اگر که [قبلا] کفر ورزیده‌اید.»

ب. «ظرف» باشد برای «تتقون»، که معنا بدین صورت می‌شود: «چگونه خود را در روز قیامت حفظ خواهید کرد، اگر که [قبلا] کفر ورزیده‌اید.»

ج. اصطلاحاً «منصوب به نزع خافض» باشد؛ یعنی در اصل «بِیَومٍ» بوده باشد و این جار و مجرور متعلق باشد به فعل «کفرتم»؛ که معنا بدین صورت می‌شود: «چگونه [ممکن است] تقوای الهی در پیش بگیرید؛ اگر که به روز قیامت کفر ورزیده‌اید.»

1) امیرالمومنین ع در یک از خطبه‌های خود فرمودند:

بندگان خدا! نه خيری را كه خدا وعده داده واگذاشتنی است، و نه شرّی را كه از آن نهی فرموده رغبت كردنی.

بندگان خدا! از روزی بترسيد كه اعمال را وارسی کنند و زلزله‌هایش [= تشویش و اضطرابش] شدید است و كودكان در آن پير گردند.

بدانید ای بندگان خدا، كه بر شما گماشته‌اند مراقبانی از خودتان، جاسوسانی از اعضاء و جوارحتان، و حافظان راستگویی كه اعمالتان، و [حتی] شماره نفس‌هایتان، را حفظ می‌کنند. نه ظلمتِ شبی تاریک شما را از آنان می‏پوشاند، و نه دری استوار می‌تواند شما را از آنان پنهان سازد.

و قطعا که فردا به امروز بس نزديك است؛ امروز با آنچه در آن است می‏رود، و فردا می‏آيد و بدان می‏رسد.

گويی هر يك از شما در زمين به خانه‏ تنهایی‌اش رسيده، و در گودالی كه برای او كنده‏اند آرميده. وه! كه چه خانه تنهايی، و چه منزل وحشت‌زايی، و تنهاییِ غربت‌باری.

گويی آن صیحه [آسمانی] به شما رسیده، و آن ساعت شما را در برگرفته ، و در معرض داوری نهایی قرارتان داده؛ [امور و پندارهای] باطل از شما رخت بربسته، بهانه‏ها از ميان برخاسته، حقایق در حق‌تان محقق گردیده، و امور [= سرنوشت] شما را بدانجا كه بايد بکشاند كشانيده.

پس، از آنچه مايه عبرت است پند گيريد، و از تحولات زمانه عبرت پذيريد، و از بيم دهندگان [= هشدارهای پيامبران و اولیای خدا] سود برگيريد.

نهج البلاغة، خطبه157

... عِبَادَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِمَا وَعَدَ اللَّهُ مِنَ الْخَيْرِ مَتْرَكٌ وَ لَا فِيمَا نَهَی عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ فِيهِ الْأَعْمَالُ وَ يَكْثُرُ فِيهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِيبُ فِيهِ الْأَطْفَالُ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ أَنْفُسِكُمْ وَ عُيُوناً مِنْ جَوَارِحِكُمْ وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ يَحْفَظُونَ أَعْمَالَكُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِكُمْ لَا تَسْتُرُكُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَةُ لَيْلٍ دَاجٍ وَ لَا يُكِنُّكُمْ مِنْهُمْ بَابٌ ذُو رِتَاجٍ وَ إِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِمَا فِيهِ وَ يَجِي‏ءُ الْغَدُ لَاحِقاً بِهِ فَكَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْأَرْضِ مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ فَيَا لَهُ مِنْ بَيْتِ وَحْدَةٍ وَ مَنْزِلِ وَحْشَةٍ وَ مَفْرَدِ غُرْبَةٍ وَ كَأَنَّ الصَّيْحَةَ قَدْ أَتَتْكُمْ وَ السَّاعَةَ قَدْ غَشِيَتْكُمْ وَ بَرَزْتُمْ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ قَدْ زَاحَتْ عَنْكُمُ الْأَبَاطِيلُ وَ اضْمَحَلَّتْ عَنْكُمُ الْعِلَلُ وَ اسْتَحَقَّتْ بِكُمُ الْحَقَائِقُ وَ صَدَرَتْ بِكُمُ الْأُمُورُ مَصَادِرَهَا فَاتَّعِظُوا بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْغِيَرِ وَ انْتَفِعُوا بِالنُّذُر.

2) از امام حسین ع روایت شده است:

پیامبر اکرم ص وقتی در قرائتش به این آیه می‌رسید که «پس چگونه است وقتی از هر امتی شاهدی بیاوریم و تو را بر آنان شاهد آوریم» (نساء/41) می‌گریست؛

ببینید اینکه شاهد است چگونه می‌گرید، در حالی که کسانی که قرار است در مورد آنها شهادت دهد می‌خندند!

به خدا سوگند اگر جهل و بی‌خبری نبود، هیچ دندانی نمی‌خندید [= خنده‌ای که دندان را نمایان سازد، رخ نمی‌داد] ؛

آخر، چگونه بخندد کسی که صبح و شام می‌کند در حالی که مالک خویش نیست [= اختیار خود را ندارد] و نمی‌داند که چه بر او رخ خواهد داد: از گرفته شدن نعمتی تا نزول بلایی و یا مرگی ناگهانی؟! و پیش رویش روزی است که نوزادان را پیر می‌کند و کودکان را ریش سفید گرداند و بزرگان را مست سازد و بارداران [= زنان حامله] بارشان بیندازند و مقدارش از حیث عظمت هول و هراسش پنجاه هزار سال است پس إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.

إرشاد القلوب إلی الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص97

قَالَ الْحُسَيْنُ ع ... إِنَّ النَّبِيَّ ص بَكَی حِينَ وَصَلَ فِي قِرَاءَتِهِ «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی‏ هؤُلاءِ شَهِيداً» فَانْظُرُوا إِلَی الشَّاهِدِ كَيْفَ يَبْكِي وَ الْمَشْهُودِ عَلَيْهِمْ يَضْحَكُونَ وَ اللَّهِ لَوْ لَا الْجَهْلُ مَا ضَحِكَتْ سِنٌّ فَكَيْفَ يَضْحَكُ مَنْ يُصْبِحُ وَ يُمْسِي وَ لَا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ وَ لَا يَدْرِي مَا يَحْدُثُ عَلَيْهِ مِنْ سَلْبِ نِعْمَةٍ أَوْ نُزُولِ نَقِمَةٍ أَوْ مُفَاجَاةِ مَيْتَةٍ وَ أَمَامَهُ يَوْمٌ يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً يُشِيبُ الصِّغَارَ وَ يُسْكِرُ الْكِبَارَ وَ تُوضَعُ ذَوَاتُ الْأَحْمَالِ وَ مِقْدَارُهُ فِي عِظَمِ هَوْلِهِ خَمْسُونَ أَلْفَ سَنَةٍ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.۱


  1. . حدیثی هست درباره نحوه معامله خداوند با فرزندان مشرکان که در کودکی مرده‌اند که به وجهی به مضمون الولدان شیبا مرتبط می‌باشد:
    الْحُسَيْنُ بْنُ يَحْيَی بْنِ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ السُّكَّرِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هَارُونَ الْكَرْخِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهِ يَزِيدَ بْنِ سَلَّامٍ عَنْ أَبِيهِ سَلَّامِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ أَخِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ مَوْلَی رَسُولِ اللَّهِ ص عن رَسُولَ اللَّهِ ص ... إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَة ... فَيَأْمُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَاراً يُقَالُ لَهُ الْفَلَقُ أَشَدَّ شَيْ‏ءٍ فِي نَارِ جَهَنَّمَ عَذَاباً فَتَخْرُجُ مِنْ مَكَانِهَا سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً بِالسَّلَاسِلِ وَ الْأَغْلَالِ فَيَأْمُرُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَنْفُخَ فِي وُجُوهِ الْخَلَائِقِ نَفْخَةً فَتَنْفُخُ فَمِنْ شِدَّةِ نَفْخَتِهَا تَنْقَطِعُ السَّمَاءُ وَ تَنْطَمِسُ النُّجُومُ وَ تَجْمُدُ الْبِحَارُ وَ تَزُولُ الْجِبَالُ وَ تُظْلِمُ الْأَبْصَارُ وَ تَضَعُ الْحَوَامِلُ حَمْلَهَا وَ تَشِيبُ الْوِلْدَانُ مِنْ هَوْلِهَا يَوْمَ الْقِيَامَة. (التوحيد (للصدوق)، ص391)
    حدیثی هم در ذیل این آیه در مجامع روایی اهل سنت آمده است:
    و أخرج و الطبراني و ابن مردويه عن ابن عباس ان رسول الله صلى الله عليه و سلم قرأ يوما يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً قال ذلك يوم القيامة و ذلك يوم يقول الله لآدم قم فابعث من ذريتك بعثا إلى النار قال من كم يا رب قال من كل ألف تسعمائة و تسعة و تسعين و ينجو واحد فاشتد ذلك على المسلمين فقال حين أبصر ذلك في وجوههم ان بنى آدم كثير و ان يأجوج و مأجوج من ولد آدم و انه لا يموت رجل منهم حتى يرثه لصلبه ألف رجل ففيهم و في أشباههم جند لك (الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏6، ص279-280)
    ↩

1)‌ «فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيباً»

کسی که کفر بورزد، در قیامت هیچ راه گریز و نجاتی نخواهد داشت. (تفسیر نور، ج10، ص274)

2) «فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيباً»

کسی اهل تقوی خواهد بود که به آخرت ایمان بیاورد و سختی‌های کمرشکن روز قیامت را باور داشته باشد.

کسی که آن روزی را که در آن، طفل پیر می‌شود جدی نگرفته چگونه ممکن است واقعا اهل تقوی باشد؟

3)‌ «فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيباً»

مقصود از «روزی که نوزادان را پیر می‌سازد» چیست؟

الف. پیری و شکستگی انسان ناشی از قرار گرفتن در تنگناها و سختی‌های زندگی است؛ و هرچه این سختی‌ها شدیدتر باشد شخص زودتر پیر می‌شود؛ و این تعبیر نشان‌دهنده شدت سختی‌های قیامت است. (مجمع‌البیان، ج10، ص573؛‌ المیزان، ج20، ص69؛ كنز الدقائق، ج‏13، ص505)

ب. این روز بقدری طولانی است که به اندازه‌ای که کودکی پیر شود به طول می‌انجامد. (كنز الدقائق، ج‏13، ص505)

ج. ...

4) «فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيباً»

در آیه قبل از گرفتار شدن فرعون به گرفتاری شدیدی از جانب خداوند اشاره کرد.

این آیه می‌خواهد بگوید او که چنان قدر قدرتی بود و ادعای خدایی می‌کرد، در «دنیا» که محل اصلی بروز قدرت خدا نیست، چنین گرفتار آمد. «شما» که چنین قدرتی نداشته‌اید، در عرصه «آخرت» که هیچکس کاره‌ای نیست و سختی‌اش بقدری شدید است که نوزاد را پیر می‌کند، چگونه می‌خواهید خود را حفظ کنید؟ (اقتباس از تفسیر نور، ج10، ص274)

این را در کانال نگذاشتم

5) «فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيباً»

آیه به صورت استفهام انکاری است؛ یعنی مطلبی را می‌پرسد که پاسخش را ما می‌دانیم، و نیاز نیست صرفا تعبدی بپذیریم.

شاید بتوان استدلالِ پشت سر مدعای این آیه را به این صورت بازسازی کرد:

مقدمه1. ایمان است که منجر به تقوی می‌شود؛

مقدمه2. تقوی یعنی خود را نگه داشتن؛

مقدمه3. آخرت باطن دنیاست.

نتیجه: کسی که در این دنیا خود را از گناهان نگه دارد، در آن دنیا می‌تواند خود را از سختی‌های کمرشکن نگه دارد، اما کسی که ایمان ندارد، عملا تقوا هم نخواهد داشت، پس خود را نگه نداشته، پس در آخرت هم نمی‌تواند خود را نگه دارد.

نظرات کاربران

ثبت نظر