📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَعَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»
ما به سوی شما پیامبری فرستادیم همان طور که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم.
فرعون آن پیامبر را نافرمانی کرد؛ پس، او را با گرفتنی سخت و سنگین گرفتار کردیم.
یعنی،
شما هم اگر راه نافرمانی از پیامبر در پیش گیرید، همین سرانجام را خواهید داشت.
2) «أَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»
وقتی خدا بخواهد کسی را گرفتار سازد، چنان گرفتار میسازد که هیچ راه چارهای برایش نماند.
3) «فَعَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»
میدانیم که «رسول» در این آیه و آیه قبل حضرت موسی ع است.
اینکه چرا اسم ایشان را نیاورد و کلمه «رسول»را آورد؟
الف. می خواهد بر سببی که موجب عذاب فرعون شد (مخالفت با فرستاده خدا) اشاره کند؛ که همین سبب در مورد منکرین پیامبر ص هم وجود داشته است. (المیزان، ج20، ص68)
ب. ...
4) «فَعَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»
خدا برای انسانها فرستاده خاص میفرستد؛ در عین حال:
الف. این گونه نیست که چون این فرستاده را خدا فرستاده، حتما مورد پیروی قرار گیرد (فَـ + عَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ)؛ چون خدا به انسان اختیار هم داده است؛
از طرف دیگر،
ب. این گونه نیست که چون اختیار دارد، حق هم دارد که از فرستاده خدا پیروی نکند؛ بلکه به خاطر این پیروی نکردن بشدت عذاب میشود (فَـ + أَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً).
نکته تخصصی انسانشناسی
ارائه تحلیلی وجودی از انسان، که هم «اختیار» را جدی بگیرد؛ و هم «ارزش»ها را فدای دلخواهها نکند؛ از بحثهای لغزندهای است که غالبا با افراط و تفریط همراه است.
خداوند انسان را برخوردار از «اختیار» آفریده است؛ یعنی اینکه انسان نهایتا چه راهی را در پیش میگیرد، به تصمیم درونی خود او برمیگردد؛
اما معنای اختیار داشتن این نیست که هیچ معیاری برای سنجش خوبی و بدی، ورای رأی و نظر افراد وجود نداشته باشد و خوبی و بدی (راه درست و راه نادرست) صرفاً تابع دلخواههای افراد باشد؛ و انسان چون اختیار دارد، «حق» داشته باشد که هر کاری بکند!
بلکه، جدای از سلیقهها، دینها، ... و فرهنگهای ما، واقعا راه درست و نادرستی برای انسان وجود دارد؛ انسان «اختیار» دارد که هر یک از این مسیرها را برگزیند، اما آنچه «حق» انسان است تنها و تنها پیمودن راه درست، و رسیدن به کمال و سعادت حقیقی است؛ و اگر این مسیر را نپیماید، خود را بدبخت کرده و در عذابی شدید و همیشگی انداخته است؛ و البته مقصر خود اوست.
در یک کلام:
«اختیارِ» انجام کاری را داشتن، دلیل موجهی نیست برای «حق» انجام آن کار را داشتن.
5) «فَعَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبيلاً»
اگر قبول کنیم که هر کس در درون خویش فرعونی دارد (جلسه قبل، تدبر3) آنگاه یادمان باشد که این فرعونِ درونِ ما، بنایش بر خودمحوری، عصیان و سرپیچی از آن کسی است که خداوند به جانب ما فرستاده است؛
اگر خدا به فرعون مهلت داده، فراموش نکرده و چیزی از دستش در نمیرود (حدیث3)
پس قبل از اینکه خدا او را محکم بگیرد، خودمان او را محکم مهار کنیم و از او تبعیت نکنیم.
از حضرت امیر ع روایت شده است که:
خوشا به حال کسی فرعونِ هوایش را نافرمانی کند و از موسای تقوایش اطاعت نماید.
«طُوبَی لِمَنْ عَصَی فِرْعَوْنَ هَوَاهُ وَ أَطَاعَ مُوسَی تَقْوَاه» (عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص314)