سوره المزمل - آیه 11

۴۵۶) سوره مزّمّل (۷۳) آیه ۱۱ وَ ذَرْنی‏ وَ الْمُکَذِّبینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلیلاً ۲۹ رمضان ۱۴۳۸
۱۳۹۶/۰۴/۰۳

و تکذیب‌کنندگانِ غرق در نعمت را به من واگذار و آنان را اندکی مهلت ده!

«النَّعْمَةِ»۱


  1. . توجه شود که نَعمت با نِعمت اندکی متفاوت است، ظاهرا نِعمت، به آن حالت مطلوبی که انسان در آن بسر می‌برد ویا خداوند به انسان داده، گفته می‌شود اما نَعمت، مصدر است و به معنای تنعم و خوشگذرانی می‌باشد:
    النعمة بفتح النون لين اللمس و ضدها الخشونة و النعمة الثروة و المنة أيضا و النعمة بضم النون المسرة يقال نعم و نعمة عين و نعمى عين (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص572)
    نعم‏: النون و العين و الميم فروعُه كثيرة، و عندنا أنّها على كثرتها راجعةٌ إلى أصلٍ واحدٍ يدلُّ على ترفُّهٍ و طِيب عيش و صلاح. منه النِّعمة: ما يُنعِم اللَّه تعالى على عبدِه به من مالٍ و عيش. يقال: للَّهِ تعالى عليه نِعمة. و النِّعمة: المِنَّة، و كذا النَّعْماء. و النَّعْمة: التنعُّمُ و طيبُ العيش. قال اللَّه تعالى: وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‏. (معجم المقاييس اللغة، ج‏5، ص446)
    النِّعْمَةُ: الحالةُ الحسنةُ، و بِنَاء النِّعْمَة بِناء الحالةِ التي يكون عليها الإنسان كالجِلْسَة و الرِّكْبَة، و النَّعْمَةُ: التَّنَعُّمُ، و بِنَاؤُها بِنَاءُ المَرَّة من الفِعْلِ كالضَّرْبَة و الشَّتْمَة، و النِّعْمَةُ للجِنْسِ تقال للقليلِ و الكثيرِ. قال تعالى: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها (النحل/18) (مفردات ألفاظ القرآن، ص815)
    و النعمة كالرحمة مصدر، و كذلك النعومة، بمعنى الطيب في الحال. كما قال تعالى: «وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‏» (دخان/ 27) «وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا» (مزمل/11) يراد الّذين كانوا في طيب عيش و سعة في حياتهم. و هذا نتيجة حصول جميع أقسام النعم، و فيها مبالغة، و ذكرت في موردين. و النِّعْمَةُ كالجلسة للنوع: و تدلّ على نوع خاصّ من التَّنَعُّمِ، و مصاديقها كثيرة. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏12، ص179)
    ↩

1) محمد بن فضیل خدمت امام کاظم ع مشرف می‌شود و درباره برخی از آیات قرآن از ایشان سوال می‌کند. از جمله اینکه:

سوال کردم درباره آیه: «و شکیبا باش بر آنچه می‌گویند» (مزمل/10-11)

فرمود: «می‌گویند» درباره تو «و از آنان به شیوه‌ای زیبنده دوری گزین. و به من واگذار تکذیب‌کنندگانِ» وصی‌ات را «که غرق در نعمت‌اند و آنان را اندکی مهلت ده!»

گفتم: واقعا [منظور] قرآن این است؟

فرمود: بله.

الكافي، ج‏1، ص434، تأويل الآيات الظاهرة، ص707؛ مناقب آل أبي طالب ع، ج‏3، ص39۱

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي ع قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ... قُلْتُ «وَ اصْبِرْ عَلی‏ ما يَقُولُونَ» قَالَ يَقُولُونَ فِيكَ «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا. وَ ذَرْنِي» يَا مُحَمَّدُ «وَ الْمُكَذِّبِينَ» بِوَصِيِّكَ «أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا» قُلْتُ إِنَّ هَذَا تَنْزِيلٌ قَالَ نَعَم‏.۲

2) ابوحمزه ثمالی می‌گوید از امام باقر ع شنیدم که می‌فرمود: «و کسی که بعد از مورد ظلم قرار گرفتنش انتقام گیرد» (شوری/41) منظور حضرت قائم ع و اصحابش است «هیچ ایرادی بر ایشان نیست» (شوری/41) و قائم ع هنگامی که قیام کند، خودش و اصحابش، از بنی‌امیه و از تکذیب‌کنندگان و ناصبی‌ها انتقام می‌گیرند؛ و این سخن خداوند است «همانا ایراد بر کسانی است که به مردم ظلم می‌کنند و در زمین بناحق تجاوزگری می‌نمایند که آنان را عذابی دردناک است.» (شوری/42)

تفسير القمي، ج‏2، ص: 278؛ تفسير فرات الكوفي، ص399۳

حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْكَرِيمِ بْنُ عَبْدِ الرَّحِيمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

«وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ» يَعْنِي الْقَائِمَ ع وَ أَصْحَابَهُ «فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ» وَ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ انْتَصَرَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ وَ النُّصَّابِ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ «إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَی الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم‏».

3) امام صادق ع نامه‌ای به شیعیان نوشته و خواسته بودند که هر روز بعد از نمازهایشان آن را مرور کنند. توضیحاتی درباره این نامه و فرازهایی از آن در جلسه۱۷۵، حدیث۲ http://yekaye.ir/sad-38-28/ و جلسه202، حدیث1 http://yekaye.ir/ale-imran-003-31/ گذشت. در فراز دیگری از این نامه آمده است:

پس به طاعت خدا عمل کنید و از معصیتش اجتناب ورزید و بدانید که هیچیک از مخلوقات، شما را از خداوند بی‌نیاز نکند، نه هیچ فرشته مقربی، و نه پیامبر فرستاده شده‌ای و نه کمتر از آنها؛ پس هر که دوست دارد که شفاعت شفاعت‌کنندگان نزد خدا او را سودی بخشد، باید از خدا آن را طلب کند که خدا از او راضی شود؛ و بدانید که هیچیک از خلائق به رضای خدا دست نیابد مگر با اطاعت او و اطاعت از پیامبر او و اطاعت از اولی‌الامر از آل محمد ص؛ و معصیت آنها معصیت خداست، و هیچ فضیلت کوچک و بزرگی از آنها را انکار نکند؛ و بدانید که انکارکنندگان همان تکذیب‌کنندگان‌اند و تکذیب‌کنندگان منافقان‌اند و خداوند عز و جل درباره منافقان چنین فرموده – و فرموده او حق است – که: «همانا منافقان در پایین‌ترین مرتبه آتش‌اند و هیچ یاروری برایشان نمی‌یابی.» (نساء/145)

الكافي، ج‏8، ص11

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَفْصٍ الْمُؤَذِّنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَی أَصْحَابِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِمُدَارَسَتِهَا وَ النَّظَرِ فِيهَا وَ تَعَاهُدِهَا وَ الْعَمَلِ بِهَا فَكَانُوا يَضَعُونَهَا فِي مَسَاجِدِ بُيُوتِهِمْ فَإِذَا فَرَغُوا مِنَ الصَّلَاةِ نَظَرُوا فِيهَا؛

قَالَ وَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْكُوفِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِيعِ الصَّحَّافِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَرَجَتْ هَذِهِ الرِّسَالَةُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَی أَصْحَابِهِ:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْد ...

فَاعْمَلُوا بِطَاعَةِ اللَّهِ وَ اجْتَنِبُوا مَعَاصِيَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ يُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِهِ شَيْئاً لَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مَنْ دُونَ ذَلِكَ فَمَنْ سَرَّهُ أَنْ تَنْفَعَهُ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَطْلُبْ إِلَی اللَّهِ أَنْ يَرْضَی عَنْهُ- وَ اعْلَمُوا أَنَّ أَحَداً مِنْ خَلْقِ اللَّهِ لَمْ يُصِبْ رِضَا اللَّهِ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ طَاعَةِ وُلَاةِ أَمْرِهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص وَ مَعْصِيَتُهُمْ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُنْكِرْ لَهُمْ فَضْلًا عَظُمَ أَوْ صَغُرَ- وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْمُنْكِرِينَ هُمُ الْمُكَذِّبُونَ وَ أَنَّ الْمُكَذِّبِينَ هُمُ الْمُنَافِقُونَ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِلْمُنَافِقِينَ وَ قَوْلُهُ الْحَقُّ «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً»


  1. . عبارت مناقب چنین است:
    وَ عَنْهُ ص فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ فِيكَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ بِوَصِيِّكَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا.
    البته لحن این احادیث (بویژه عبارت إِنَّ هَذَا تَنْزِيلٌ) به گونه‌ای است که گویی از روایات ناظر به اختلاف قرائات است، نه روایات صرفاً تفسیری.
    ↩
  2. . أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ الْآيَةَ قَالَ هُوَ وَعِيدٌ تَوَعَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَنْ كَذَّبَ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ. (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص203)↩
  3. . سند وی متفاوت است و در عباراتش تعبیر «و اصحابه» را ندارد: [فُرَاتٌ‏] قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ طَلْحَةَ الْخُرَاسَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ أَبَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ قَالَ الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ قَالَ اللَّهُ [تَعَالَى‏] فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ قَالَ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ انْتَصَرَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ الْمُكَذِّبِينَ وَ النُّصَّابِ وَ هُوَ قَوْلُهُ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ.↩
📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

1) «وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً»

در آیات قبل، از پیامبر ص (و در واقع از هر کسی که می‌خواهد کار فرهنگی دینی انجام دهد) خواست که بر تکذیب‌ها و زخم‌زبان‌های دشمنان صبر کنند.

این آیه ظاهرا توضیح می‌دهد که فکر نکن که اینکه به تو گفتیم صبر کن به این معناست که کاری به کار آنها نداریم! خیر؛ گفتیم صبر کن، یعنی اندک مهلتی به آنها بده و کارشان را به منِ خدا واگذار کن.

چقدر این آیه به آدمی که در راه خدا قدم برمی‌دارد، دلگرمی و قوت قلب می‌دهد.

تمثیل

اگر پدرمان آدم قدرتمندی باشد و به ما کاری را بسپرد و بگوید: تو کارت را انجام بده؛ و از زخم‌زبان‌ها و مزاحمت‌ها ناراحت نشو؛ تکلیف همه‌شان با من!

حالا خدایی که همه قدرتها دست اوست و مغلوب هیچکس واقع نمی‌شود، چنین سخنی به ما می‌گوید!

2) «الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»

«تکذیب‌کنندگان» را با وصف «صاحبان نعمت» (کنایه از افرادی که غرق در نعمت‌اند) تعبیر کرد. چرا؟

الف. می‌خواهد اشاره کند به علت عذابی که در آیات بعد برای آنها مهیا کرده است؛ یعنی آنها دارای نعمت بودند اما با تکذیبشان کفران نعمت کردند لذا سزاوار عذاب شدند. (المیزان، ج20، ص67)

ب. معمولاً تکذیب‌کنندگان از طبقات مرفه و خوشگذران بوده‌اند. (تفسیر نور، ج10، ص271)

ج. شاید می‌خواهد بفرماید اگر دیدی دشمنان دین صاحب قدرت و ثروت و ... هستند، ترسی به دل راه مده! همه را از همان خدایی گرفته‌اند که تو را سراغ آنان فرستاده است.

د. شاید می‌خواهد به طور ضمنی هشداری دهد که نعمت فراوان، اگر انسان ظرفیتش را در خود ایجاد نکند، طغیان می‌آورد. (شبیه مضمون: إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغی‏؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی‏؛ علق/6-7)

ه. شاید هشداری است که مراقب باشید که برخورداری از این نعمتها به خودی خود، علامت این نیست که انسان مورد لطف و عنایت ویژه خداست؛ بلکه اینها صرفا برای امتحان است. (شبیه مضمون: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَن‏ ... کَلّا؛ فجر/15-17)

لذا در سوره حمد هم از خدا «راه همه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای» را طلب نمی‌کنیم؛ بلکه دو تا وصف برایشان می‌آوریم: نعمت دادی و بر آنها غضب نکردی و ازگمراهان هم نبودند (صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين‏؛ حمد/7).

و. ...

3) «مَهِّلْهُمْ قَليلاً»

این مهلت اندک تا چه موقع است؟

الف. این مهلت تا زمانی است که خداوند به پیامبرش اجازه جهاد با مشرکان را داد، یعنی جنگ بدر (مجمع‌البیان، ج10، ص573)

ب. با توجه به آیات دیگر (معراج/7؛ آل‌عمران/197) تا پایان عمرشان است (المیزان، ج20، ص67).

ثمره اخلاقی

تا پایان عمر، مهلتی کوتاه است.

مواظب مهلتی که به ما داده شده باشیم.

ج. این مهلت تا قیام امام زمان ع است. (حدیث2؛ و جلسه قبل، حدیث1)

د. ....۱

4) «فَاتَّخِذْهُ وَكيلا ... وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»

کسی که خدا را وکیل بگیرد، مخالفان هرزه‌گو را به خدا وامی‌گذارد (تفسیر نور، ج10، ص271)

حکایتی از شهید بهشتی

بهش می‌گفتند انحصارطلب، دیکتاتور، مرفه، پولدار.

دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمی‌دهی؟ تا کی سکوت؟

می‌گفت مگر نشنیده‌اید قرآن می‌گوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا». یعنی وظیفه من این است که ایمان بیاورم؛ کار خدا این است که از من دفاع کند. دعا کن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم؛ خدا کارش را خوب بلد است...

5) «وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»

اگر شما قادر به مقابله با صاحبان قدرت و ثروت نبودید، نگران نباشید، چون خداوند قادر به مقابله با آنان است. (تفسیر نور، ج10، ص271)

6) «الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً»

مهلت دادن به مخالفان جزء سنت‌های الهی است؛ اما این مهلت اندک است و دوره تکذیب حق و خوشگذرانی زیاد طول نمی کشد. (تفسیر نور، ج10، ص271)

7) «وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»

در آیات قبل خدا را در موضع غایب نشاند (وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّك‏ ... رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ) و اینجا از موضع خود خداوند (از موضع متکلم وحده: «ذرنی») سخن می‌گوید. چرا؟

الف. چه‌بسا برای شدید کردن تهدید است (المیزان، ج20، ص67) یعنی فرق است که گفته شود خدایت با آنان چنین و چنان می‌کند؛ تا خود خدا بگوید من با آنها چنین و چنان می کنم.

ب. علاوه بر تشدید، مایه قوت قلب بیشتر پیامبر ص (و هر کسی که در مقام تبلیغ دین نشسته) نیز هست. (تدبر1)

ج. ...


  1. . چه‌بسا این احتمال را هم بتوان مطرح کرد که این مهلت تا رجعت است. (چنانکه در زیارت آل‌یس زمانی که دیگر ایمان آوردن فایده‌ای ندارد، زمان رجعت معرفی شده است)↩

نظرات کاربران

ثبت نظر