📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ ذَرْني وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً»
در آیات قبل، از پیامبر ص (و در واقع از هر کسی که میخواهد کار فرهنگی دینی انجام دهد) خواست که بر تکذیبها و زخمزبانهای دشمنان صبر کنند.
این آیه ظاهرا توضیح میدهد که فکر نکن که اینکه به تو گفتیم صبر کن به این معناست که کاری به کار آنها نداریم! خیر؛ گفتیم صبر کن، یعنی اندک مهلتی به آنها بده و کارشان را به منِ خدا واگذار کن.
چقدر این آیه به آدمی که در راه خدا قدم برمیدارد، دلگرمی و قوت قلب میدهد.
تمثیل
اگر پدرمان آدم قدرتمندی باشد و به ما کاری را بسپرد و بگوید: تو کارت را انجام بده؛ و از زخمزبانها و مزاحمتها ناراحت نشو؛ تکلیف همهشان با من!
حالا خدایی که همه قدرتها دست اوست و مغلوب هیچکس واقع نمیشود، چنین سخنی به ما میگوید!
2) «الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»
«تکذیبکنندگان» را با وصف «صاحبان نعمت» (کنایه از افرادی که غرق در نعمتاند) تعبیر کرد. چرا؟
الف. میخواهد اشاره کند به علت عذابی که در آیات بعد برای آنها مهیا کرده است؛ یعنی آنها دارای نعمت بودند اما با تکذیبشان کفران نعمت کردند لذا سزاوار عذاب شدند. (المیزان، ج20، ص67)
ب. معمولاً تکذیبکنندگان از طبقات مرفه و خوشگذران بودهاند. (تفسیر نور، ج10، ص271)
ج. شاید میخواهد بفرماید اگر دیدی دشمنان دین صاحب قدرت و ثروت و ... هستند، ترسی به دل راه مده! همه را از همان خدایی گرفتهاند که تو را سراغ آنان فرستاده است.
د. شاید میخواهد به طور ضمنی هشداری دهد که نعمت فراوان، اگر انسان ظرفیتش را در خود ایجاد نکند، طغیان میآورد. (شبیه مضمون: إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغی؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی؛ علق/6-7)
ه. شاید هشداری است که مراقب باشید که برخورداری از این نعمتها به خودی خود، علامت این نیست که انسان مورد لطف و عنایت ویژه خداست؛ بلکه اینها صرفا برای امتحان است. (شبیه مضمون: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَن ... کَلّا؛ فجر/15-17)
لذا در سوره حمد هم از خدا «راه همه کسانی که به آنها نعمت دادهای» را طلب نمیکنیم؛ بلکه دو تا وصف برایشان میآوریم: نعمت دادی و بر آنها غضب نکردی و ازگمراهان هم نبودند (صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين؛ حمد/7).
و. ...
3) «مَهِّلْهُمْ قَليلاً»
این مهلت اندک تا چه موقع است؟
الف. این مهلت تا زمانی است که خداوند به پیامبرش اجازه جهاد با مشرکان را داد، یعنی جنگ بدر (مجمعالبیان، ج10، ص573)
ب. با توجه به آیات دیگر (معراج/7؛ آلعمران/197) تا پایان عمرشان است (المیزان، ج20، ص67).
ثمره اخلاقی
تا پایان عمر، مهلتی کوتاه است.
مواظب مهلتی که به ما داده شده باشیم.
ج. این مهلت تا قیام امام زمان ع است. (حدیث2؛ و جلسه قبل، حدیث1)
د. ....۱
4) «فَاتَّخِذْهُ وَكيلا ... وَ ذَرْني وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»
کسی که خدا را وکیل بگیرد، مخالفان هرزهگو را به خدا وامیگذارد (تفسیر نور، ج10، ص271)
حکایتی از شهید بهشتی
بهش میگفتند انحصارطلب، دیکتاتور، مرفه، پولدار.
دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمیدهی؟ تا کی سکوت؟
میگفت مگر نشنیدهاید قرآن میگوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا». یعنی وظیفه من این است که ایمان بیاورم؛ کار خدا این است که از من دفاع کند. دعا کن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم؛ خدا کارش را خوب بلد است...
5) «وَ ذَرْني وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»
اگر شما قادر به مقابله با صاحبان قدرت و ثروت نبودید، نگران نباشید، چون خداوند قادر به مقابله با آنان است. (تفسیر نور، ج10، ص271)
6) «الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً»
مهلت دادن به مخالفان جزء سنتهای الهی است؛ اما این مهلت اندک است و دوره تکذیب حق و خوشگذرانی زیاد طول نمی کشد. (تفسیر نور، ج10، ص271)
7) «وَ ذَرْني وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ»
در آیات قبل خدا را در موضع غایب نشاند (وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّك ... رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ) و اینجا از موضع خود خداوند (از موضع متکلم وحده: «ذرنی») سخن میگوید. چرا؟
الف. چهبسا برای شدید کردن تهدید است (المیزان، ج20، ص67) یعنی فرق است که گفته شود خدایت با آنان چنین و چنان میکند؛ تا خود خدا بگوید من با آنها چنین و چنان می کنم.
ب. علاوه بر تشدید، مایه قوت قلب بیشتر پیامبر ص (و هر کسی که در مقام تبلیغ دین نشسته) نیز هست. (تدبر1)
ج. ...